پنجشنبه ۷ شهريور ۱۳۸۷ - ۲۶ شعبان ۱۴۲۹
Thu, Aug 28, 2008
فرهنگ و هنر
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى۱
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
رودررو
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
اوقات شرعى
كارگاه نقد
«جنگ كلون ها» به روايت جرج لوكاس
پنجشنبه بازار كتاب
گفت و گو با بهروز ثروتيان، مؤلف
تبليغات شيك براى همه چيز حتى كتاب!
[ پروانه محبى ]
ما در محيطى آكنده از پيام به سر مى بريم. آن لايزوجكستراوت از متخصصان تبليغات تجارى جامعه امروزى ما را پيام زده خوانده اند و گفته مى شود يك امريكايى معمولى در طول زندگى خويش بيش از 7 ميليون آگهى مى بيند و يا مى شنوند و به عبارتى ديگر بيش از نيمى از اوقات بيدارى ما با رسانه هاى جمعى مى گذرد.
اصولاً وقتى بحث از تبليغات و دامنه آن مى شود مردم عمدتاً تبليغات را تنها در ارتباط با كالاهاى مصرفى متصور مى شوند غافل از آنكه امروزه در بسيارى از كشورها حوزه فرهنگ بيشترين تعامل و تأثيرپذيرى از تبليغات را دارد ‎/ در اينكه يك كتاب خوب با تبليغات خوب فروش خوبى هم خواهد كرد شكى نيست اما نكته مورد بحث ما در اين مجال چگونگى تبليغ براى آن كتاب در اين كشورها و كمك گرفتن نويسندگان از رسانه هاى ديگر بخصوص راديو و تلويزيون در ترويج فرهنگ كتابخوانى به طور كلى و بالا بردن فروش كتابهاى خودشان به طور اختصاصى است. در اين كشورها «كتاب، صرفاً نه يك كالاى فرهنگى بلكه يك كالاى مصرفى است بنابراين ارائه آن در يك بسته بندى شيك و جذاب براى مصرف كننده قطعاً فروش آن را بالا خواهد برد. اين باورى است كه در بحث تبليغ براى يك كتاب در ذهن متخصصان تبليغاتى آنها جا افتاده است و نتيجه آن مى شود كه كتابى مثل هرى پاتر با انواع و اقسام كپسول هاى تبليغاتى به يكى از پديده هاى نشر در تاريخ رمان نويسى تبديل مى شود و يا آنكه ماركز سالها پس از نوشتن رمان «صدسال تنهايى» فروشى از اين كتاب رادر همين روزها تجربه مى كند كه شايد با همين چندسال پيش قابل مقايسه نبود. دركشورهاى ديگر بحث تبليغ درباره يك كتاب در حوزه تلويزيون اين روزها به يكى از اركان جدايى ناپذير بسيارى از برنامه هاى تلويزيونى سرگرم كننده كه از قضا مجريانشان محبوبيت بسيار بالايى نزد مردم دارند تبديل شده است به طورى كه كافى است تا اين مجرى فهرستى از بهترين كتابهاى پرفروش براى تابستان امسال را معرفى كند تا از فردا شاهد فروش نجومى اين كتابها در بازار جهانى باشيم. وقتى در يك برنامه پربيننده تلويزيونى مجرى از تام كروز، زندگى خانوادگى او ، قهر و آشتى كردن هاى او با همسرش و اولين كلماتى كه دختر دوساله اش به او گفت براى تماشاگران حرف مى زند وحتى از او براى حضور در اين برنامه دعوت مى كند، مسلم است كه لو رفتن محبوب ترين كتاب تام كروز مى تواند فروش آن را از فرداى پخش شدن اين مصاحبه دوچندان كند. در اينجا بحث تبليغ يك كتاب آنچنان زيركانه و در عين حال ماهرانه صورت مى گيرد كه گاه اين حقيقت پوشيده مى ماند كه فلان كتاب صرفاً به خاطر خوانده شدن توسط يك چهره محبوب مردمى پرفروش شده وگرنه شايد ارزش خاصى نداشته باشد. با اين حال نكته مهم را نبايد فراموش كرد كه همانا ترويج فرهنگ مطالعه و كتابخوانى در اينگونه كشورها با شگردهاى تبليغاتى بخصوص با كمك گرفتن از رسانه اى همچون تلويزيون است. در كشورى كه بالفرض مردمش هر سال ۱۵۵۰ ساعت تلويزيون نگاه مى كنند و ۱۱۰ ساعت صرف مطالعه كتاب و مجله مى شود چه اشكالى دارد كه تلويزيون تريبونى براى تبليغ فرهنگ نشر و كتابخوانى باشد. بحث تبليغات بخصوص در حوزه فرهنگ زمانى عام و فراگير مى شود كه از هيچ رسانه اى به عنوان يك ابزار مفيد تبليغاتى غافل نباشيم و براى تبليغ كتابى كه شايد سالها در ويترين كتاب فروشى ها خاك مى خورده و كمتر كسى به سراغ آن مى رفته چه رسانه اى قدرتمندتر از تلويزيون اگر قرار باشد ما نيز در كشورمان مجرى، مجريان و يا حتى برنامه هاى تلويزيونى محبوبى داشته باشيم كه مردم استقبال خوبى از آنها مى كنند چه بهتر است كه آنها را وارد اين بازى تبليغاتى كنيم تا «هرى پاتر»ها و «صدسال تنهايى »هاى خودمان را پرفروش كنيم.
كارگاه نقد
چطور يك قصه را بنويسيم (۱۱)
جايگاه «طرح» در روايت
[يزدان سلحشور ]
همه ما كم و بيش درباره «طرح» يا «پلات» شنيده ايم. شنيده ايم كه اسكلت هر قصه است مثل اسكلت ساختمان؛ كه اگر نباشد آن همه سنگ و بتن و آجر و گچ؛ تلپى مى ريزد پائين. شنيده ايم كه بعضى از نحله هاى قصه نويسى مدعى اند كه بى خيال طرح شده اند و مى توانند بدون اتكا به طرح، قصه شان را جلو ببرند.
خب! همه اينها درست است. درست شنيده ايد! «طرح» مثل همان اسكلت است اگر نباشد كار نويسنده تمام است؛ اما اينكه مثلاً «رمان نو»يى ها چنين ادعايى كرده اند يا نه بله! چنين ادعايى بوده با اين حال حاصل كارشان نشان مى دهد كه آنها «طرح» را حذف نكرده اند بلكه شيوه كاربرد آن را تغيير داده اند كه سر وقت آن هم مى رويم!
به طور معمول «طرح» بايد در حداكثر يك پاراگراف قابل تعريف باشد. اگر در تعريف طرح تان دچار مشكل شديد يعنى قصه اى كه مى خواهيد براساس آن طرح بنويسيد گير دارد! «طرح» مثل اسكلت هر ساختمانى، بايد فاقدانحنا و پيچش غيرقابل فهم باشد. ممكن است كه شما يك برج بسازيد كه به شكل غيرقابل باورى منحنى باشد اما اگر اسكلت همان برج را ديده باشيد اين انحنا در آن نيست! انحنا، حاصل «كار تمام شده» و بقيه كار است يا در واقع حاصل رويه كار است نه تويه آن.
بهترين قصه هايى كه تا به حال شنيده ايم، طرح شان در يك پاراگراف قابل تعريف است: «يك زندانى كه به جرم دزديدن نان به حبس طولانى محكوم شده فرار مى كند اما تحت تأثير بخشش يك كشيش، تبديل به يك آدم اخلاقى مى شود و با اموالى كه كشيش به او بخشيده، كارخانه اى تأسيس مى كند اما يك پليس وظيفه شناس همچنان در جست وجوى اوست و رد او را مى گيرد و او ناچار، با دختر بچه اى كه قول نگهداريش را به مادرش داده فرار مى كند و به پاريس مى رود. دختربچه بزرگ مى شود و مرد مجبور مى شود كه جان خواستگار دختر را در واقعه كمون پاريس نجات دهد.» مى بينيد! حتى يك رمان قرن نوزدهمى پرحجم مثل بينوايان هم به سادگى قابل تعريف است. يادم هست كه يكى از نويسندگان جوان، چند سال قبل، تصميم سفت و سختى داشت براى ازدواج با نويسنده جوانى ديگر و از يك كهنه كار قصه نويسى، مصلحت جويى كرده بود. نويسنده كهنه كار گفته بود: «اگر مى توانى در يك پاراگراف، به روشنى، شخصيت و كنش و رفتارش را تعريف كنى، برو ازدواج كن! اگر نمى توانى، پس لابد، گيرى توكار است!» و نويسنده جوان، هر چه خواسته بود نتوانسته بود تصويرى روشن از همسر آينده اش ارائه دهد و به ناچار و به مصلحت، قيد آن ازدواج راز زده بود! بدون آنكه بخواهم چنين روشى را براى همه پيشنهاد كنم، معتقدم كه راه خوبى براى انتخاب شريك زندگى، شريك كارى يا يك دوست قابل اعتماد است. يادتان باشد كه يك «طرح خوب» هميشه وفادارترين دوست نويسنده است كه مى تواند در بدترين دست اندازهاى آن قصه يا رمان، يارى اش كند كه همه چيز را بدل به «هيچ» نكند!
البته ما چيزى به نام «طرح مفصل» هم داريم كه شامل همه جزئيات است و خيلى به دردرمان مى خورد. در ايران، به ندرت از اين نوع طرح استفاده مى كنند در حالى كه واقعاً در شكل گيرى نهايى يك رمان بسيار مؤثر است. در واقع «طرح مفصل»، كم و بيش يك دهم حجم «رمان آينده»اى را كه در دست نوشتن داريد در بر مى گيرد؛ اگر ديديد كه «طرح مفصل» تان، پنج صفحه است و رمان تان پانصد صفحه، يعنى ۴۵۰ صفحه، اضافه نوشته ايد! اصلاً شوخى نمى كنم! اين يك واقعيت است و يكى از دلايلى كه در ايران، رمان نويسى، اين همه در محاق افتاده، عمل نكردن به همين توصيه هاى ساده و كاربردى است. [ما در ايران رمان هاى مشهور و پرخواننده اى داريم كه واقعاً يك دهم شان اضافه است و به همين دليل هم، ترجمه نمى شوند تا در زبان هاى ديگر، با مخاطبان ديگرى رابطه برقرار كنند. تازه، اين مربوط به نويسندگانى است كه به دليل تسلط به «نثر» و «زبان»، بلدند چطور آب، قاطى آبگوشت شان كنند كه در نهايت، اندكى مزه آبگوشت داشته باشد! وضعيت تازه كارها و نابلدها، از اين هم اسفناك تر است و آبگوشت شان شبيه يك ديگ پرآب است با دو تكه گوشت.]
در قصه هاى كوتاه هم، كمابيش، حجم «طرح مفصل» يك دهم قصه نهايى است و اگر چنين نشد و مثلاً «طرح مفصل»، يك دوم قصه نهايى شد، بسته به اينكه اسم تان خورخه لوئيس بورخس باشد يا نباشد، موضوع فرق مى كند! ما به طور معمول يك قصه كوتاه داريم و يك مينى رمان [كه بهترين آثار اين حوزه را فاكنر و بورخس خلق كرده اند]، مينى رمان ها كه بعدها مفصل به آنها خواهيم پرداخت، حجم و اندازه شان حدود يك قصه كوتاه استاندارد است اما شخصيت ها و وقايعى كه در آنها اتفاق مى افتند به اندازه يك رمان كامل است و اين البته از تسلط مثال زدنى نويسنده ناشى مى شود و كار هر كسى نيست؛ بنابراين اگر نام تان خورخه لوئيس بورخس يا ويليام فاكنر نيست، فعلاً سعى كنيد كه به همان نسبت يك دهم، قصه كوتاه تان با «طرح مفصل»اش در تعامل باشد!
اما آنچه «رمان نو»يى ها مطرح كردند.‎/‎/
آنها در واقع «طرح» را از قصه هاى كوتاه و رمان هايشان حذف نكردند چون اگر چنين كرده بودند حالا ما مى توانستيم با شادمانى زايدالوصفى، مرگ آثارشان را جشن بگيريم و بگوييم: «حق تان بود! مى خواستيد «طرح» را حذف كنيد ! بكشيد! پوست تان را قضاوت تاريخى كند! برويد گورتان را گم كنيد وديگر از اين غلط ها نكنيد!» با اين همه، متأسفانه چنين اتفاقى نيفتاده و آنها در بهترين وضعيت ممكن، دارند به تصورات كودكانه ما از «طرح»، لبخند مليح مى زنند!
واقعيت امر آن است كه «رمان نو»يى ها- كه هميشه رمان نمى نوشتند بلكه نگره اى را مطرح كردند كه بن مايه آن بر «بازنگرى در مؤلفه هاى رمان» استوار بود- با توجه به تسلط مثال زدنى خود در عرصه «روايت»- روش ديگرى را براى استفاده از «طرح» در پيش گرفتند. آنها به جاى اينكه يك طرح آماده داشته باشند، با يك جمله يا پاراگراف خلق الساعه شروع مى كردند و مثل معمارى كه آجر به آجر ديوارش را بالا مى برد؛ طرح شان را در طول قصه شكل مى دادند.
روش بسيار مشكلى است با اين همه حكايت آن مردى است كه كنار دريا نشسته بود و قاشق قاشق ماست توى دريا مى ريخت. يكى پرسيد: «چه مى كنى » گفت: «دارم دوغ درست مى كنم!» و شنيد: «اما براى اين همه آب، چقدر ماست بايد بريزى تا دوغ شود !» گفت: «سخت است اما اگر بشود چه دوغى مى شود!» «رمان نو»يى ها واقعاً دوغ خوشمزه اى تحويل جامعه ادبى دادند! در نگاهى دوباره به آثارشان، اكنون مى توان به راحتى، هم «طرح كوتاه» هم «طرح مفصل»، از قصه هاى كوتاه و رمان هاشان استخراج كرد و فهميد كه به كارشان حسابى وارد بوده اند؛ در عين حال، مقلدهاى ايرانى آنان بايد بدانند اگر توانايى چنين كارى را ندارند، حتماً از يكى از بيمارستان هاى روانى تهران سردر مى آورند چون دوغ سازى كه نتواند دوغ اش را در اين حجم به عمل آورد، كارش تمام است! باور كنيد! و خطر نكنيد!
«جنگ كلون ها» به روايت جرج لوكاس
رؤيا پردازى كهكشانى
خسته ام نمى كند
385413.jpg
[ على مصلح حيدرزاده ]
ميليون ها دلار درآمدزايى با خلق شمايل هاى محبوب طى چند دهه گذشته، رؤياپردازى جرج لوكاس را اقناع نكرده است. خستگى ناپذيرى او اين بار به يك انيميشن سه بعدى رايانه اى تبديل شده است: «جنگ ستارگان: جنگ كلون ها.»
«جنگ كلون ها» در واقع يكى ديگر از محصولات فرعى مجموعه فيلم «جنگ ستارگان» است كه لوكاس ساخت آنها را از دهه ۱۹۷۰ آغاز كرد. پس از ساخت شش فيلم از اين مجموعه حالا او توليد يك سريال انيميشن در فضاى كهكشان ها و با شخصيت هاى محبوب را آغاز كرده است. «جنگ كلون ها» پيش درآمدى بر اين مجموعه انيميشن است كه در قالب يك فيلم بلند سينمايى روى پرده سينماها آمده است. داستان اين انيميشن پيش از زمانى كه شخصيت آناكين اسكاى واكر از منطقه دارت عبور كند، مى گذرد؛ يعنى بين ماجراهاى فيلم هاى «حمله كلون ها» و «انتقام سيت.» آناكين و ابى- وان كنوبى شواليه هاى جدايى هستند كه در كنار كلون ها در برابر تجزيه طلبان و جنگجويان خودكار آنها مبارزه مى كنند.
در انيميشن «جنگ كلون ها» شاهد انبوهى از جنگ هاى بين كهكشانى هستيم و مجموعه اى از شخصيت هاى سرى «جنگ ستارگان» و شخصيت هاى جديد مانند سى- 3پى او، آر۲- دى،۲ ميس ويندو، يودا، كانت دوكو، ژنرال گروس و البته پادمه آميدالا خودشان را نشان مى دهند. لوكاس مى گويد: «نكته جالب درباره مجموعه انيميشن و بخصوص «جنگ كلون ها» اين است كه ما مى توانستيم داستان هايى درباره كلون ها بسازيم. اينجا مى توانيم آنها را بشناسيم و به واكنش هاى آنها پى ببريم و درباره خانواده جابا هات بيشتر بدانيم.»
او مى گويد كه ايده اوليه درباره «جنگ كلون ها» تنها يك سريال با اپيزودهاى ۳۰ دقيقه اى بود و ساخت نسخه سينمايى به شكل تصادفى رخ داد: «وقتى اولين نماها بيرون آمد، آنها را روى پرده بزرگ ديدم و با خودم گفتم: «شگفت انگيز است. خيلى بهتر از آنى است كه فكرش را مى كردم. شبيه يك فيلم سينمايى است. مى تواند يك فيلم سينمايى باشد. چرا يك فيلم سينمايى نسازيم ». اين گونه بود كه فيلم ساخته شد. با خودم فكر كردم خيلى از طرفداران «جنگ ستارگان» دوست دارند نسخه انيميشن را روى پرده بزرگ تماشا كنند.»
لوكاس و ديو فيلونى كه كارگردانى «جنگ كلون ها» را بر عهده داشت، تصميم گرفتند به جاى استفاده از تكنيك هاى انيميشن يارانه اى، شخصيت هاى فيلمشان را با الهام از سريال انيميشن «تاندربردز» كه در دهه ۱۹۷۰ پخش مى شد، انيميشن هاى دوبعدى ژاپنى و سبك انيميشن «مانگا» طراحى كنند. لوكاس مى گويد: «من خيلى طرفدار انيميشن هاى واقع گرا نيستم. اگر مى خواهيد يك فيلم واقع گرا بسازيد، مى توانيد بازيگر بياوريد و فيلم بگيريد. آسان تر، بهتر و ارزان تر تمام مى شود. براى من، انيميشن يك هنر است. همه چيز آن به طراحى و سبك برمى گردد. قرار نيست همه چيز مثل يك عكس واقعى باشد.»
از نظر لوكاس، اين انتخاب باعث شده كه «جنگ كلون ها» نمودى نقش پردازانه داشته باشد: «اين چيزى است كه فقط مى توانيد با انيميشن انجام دهيد.»
با وجود آن كه او يكى از موفق ترين شركت هاى طراحى و اجراى جلوه هاى ويژه را دارد، اما معتقد است كار كردن با بازيگران آسان تر از كاركردن با رايانه است: «رايانه سخت تر است، چون فقط منطقى است. اما با بازيگران مى توان بده بستان داشت. مردم فكر مى كنند در ساخت انيميشن هيچ بازيگرى وجود ندارد، در حالى كه كاملاً برعكس است. نه فقط بازيگرانى كه كار صداى شخصيت ها را انجام مى دهند، كه انيماتورها هم بازيگر هستند. يك رايانه نمى تواند بازى كند. مطلقاً نمى تواند. هنوز خيلى مانده كه بتواند اين كار را انجام دهد!»
نكته مهم ديگر آن است كه لوكاس از انتخاب بازيگران قبلى براى صداى شخصيت هاى انيميشن خوددارى كرد. هرچند كه اين به قيمت نبود ناتالى پورتمن (پادمه)، ايوان مك گرگور (ابى-وان) و هايدن كريستنسن (آناكين) فيلم ها تمام شد. البته اين يك خطا نيست. لوكاس اصرار دارد كه محصولات كمپانى اش به خود متكى باشند و فروش آنها وابسته به ستاره ها نباشد. او با طعنه از جفرى كاتزنبرگ، يكى از مديران شركت «دريم وركز» ياد مى كند كه براى انيميشن هايش به دنبال ستاره هاى بزرگ است و مى گويد: «واقعاً فكر نمى كنم لازم باشد براى تبليغ فيلم خودم يك ستاره مشهور سينما را استخدام كنم. همين كه فيلم كار خودش را بكند و من هم (به عنوان سازنده) دوستش داشته باشم، كافى است.»
واقعيت استفاده از بازيگران مشهور به عنوان صداپيشه هاى انيميشن، از ديدگاه لوكاس اين است: «كمپانى ها از آنها استفاده مى كنند. آنها (بازيگران مشهور) دو يا سه روز را در استوديو براى ضبط صدا مى گذرانند و بعد، دو تا سه هفته مشغول مصاحبه با رسانه ها هستند. بنابراين آنها پول مى گيرند براى همين مطالب رسانه اى، نه براى كار در فيلم. مطمئناً منتظر پاسخ جف (كاتزنبرگ) مى مانم!»
واضح است كه «جنگ ستارگان» به پديده اى بزرگ تر از تصور خالقش تبديل شده است. اما به نظر نمى رسد لوكاس از كار كردن با دنيايى كه خلق كرده، خسته شده باشد. او مى خواهد در مجموعه تلويزيونى، شخصيت ها و خطوط داستانى جديدى را تجربه كند و معتقد است رسانه تلويزيون آزادى عمل بيشترى به او مى دهد: «تلويزيون رسانه هيجان انگيزترى است. يك فيلم سينمايى وقت زيادى مى گيرد، منابع زيادى مصرف مى كند و تمركزش بر يك ماجراى كوتاه است. من دنيايى خلق كرده ام كه خيلى خيلى بزرگ است. شايد يك شخصيت جالب وجود داشته باشد كه روى پرده سينما هشت ثانيه ديده مى شود و من نمى توانم داستانش را روايت كنم. تلويزيون اين فرصت را به من مى دهد كه اين داستان ها را تعريف كنم.
لوكاس به مدت ۳۵ سال به حس و غريزه اش پاسخ داده و حالا بى حساب است. دارايى او حدود ۳‎/۵ ميليارد دلار تخمين زده شده كه همچنان به آن افزوده مى شود. علاوه بر مجموعه انيميشن، يك سريال غير انيميشن جنگ ستارگان هم در پيش است كه البته زمان آغاز توليد آن مشخص نيست.
سال ۲۰۰۸ براى جرج لوكاس بسيار خوش يمن بود. او به عنوان خالق، نويسنده و تهيه كننده قسمت چهارم فيلم «اينديانا جونز» نيز همراه با استيون اسپيلبرگ و هريسون فورد تجربه موفقى را سپرى كرد. فيلم نزديك به ۷۵۰ ميليون دلار در سراسر جهان فروش كرد و به عنوان يكى از موفق ترين محصولات هاليوود در سال ۲۰۰۸ معرفى شد. اما لوكاس هنوز گذشته را به ياد مى آورد، زمانى را كه براى نخستين فيلمنامه «جنگ ستارگان» تنها ۳ دلار دستمزد به او پيشنهاد شد! او در نيمه دهه ۱۹۷۰ در تلاش بود كه بتواند امكان تجربه خطير خود را به دست آورد. شكست در گيشه براى اولين فيلم هايش - «تى چى ايكس ۱۱۳۸» و «گرافيتى امريكايى»- به اين معنى بود كه او به سختى مى توانست به ساخت «جنگ ستارگان» اميدوار باشد.
روايت او درباره مشكلات ساخت اثر محبوبش جالب است: «جنگ ستارگان اوليه يك فيلم بود و من يك داستان مقدماتى و يك فيلمنامه نوشتم كه در مجموع بيش از دويست صفحه شد. من نمى توانستم آن را بسازم، چون بابت فيلمنامه فقط ۳ دلار به من پيشنهاد دادند. من هم آن را كنار گذاشتم. فرض من اين بود كه اين كار هم شكست خورده است. چون در آن مقطع از زندگيم، «تى اچ ايكس» را ساخته بودم كه ناموفق بود و «گرافيتى امريكايى» را كه حتى اكرانش نكرده بودند، چون فكر مى كردند كار خيلى بدى است.» اما هميشه يك نقطه اميد وجود دارد: «يكى از مديران استوديوهاى فيلمسازى به من گفت: من نمى فهمم چه كارى مى خواهى انجام دهى. قصه را نمى فهمم. اين را كه سگ هاى هفت مترى و روبوت ها حرف بزنند، درك نمى كنم. اما تو را دوست دارم و فكر مى كنم بااستعداد هستى و يك روز به جايى مى رسى.»
اين برخورد باعث شد لوكاس تصميمش را بگيرد: «با خودم گفتم: من اين كار را انجام مى دهم و بعدش دو فيلم بعدى «جنگ ستارگان» را مى سازم. ولى قانع كردن آدم ها براى هزينه كردن براى چيزى كه پيش از آن هرگز فروش نكرده بود، مثل يك جنگ بود. به همين دليل وقتى فيلم موفق شد، براى همه يك غافلگيرى بزرگ بود.»
بقيه ماجرا در تاريخ سينما آمده است: اپراى فضايى لوكاس در همه جاى دنيا پرطرفدار شد و هريسون فورد، كرى فيشر و مارك هميل به ستارگان مشهورى تبديل شدند. در مدت كوتاهى پس از فيلم اول، مقدمات ساخت «امپراتورى پاتك مى زند» و «بازگشت جداى» فراهم شد و لوكاس توانست كمپانى «لوكاس فيلم» و مؤسسه جلوه هاى ويژه «نور و جادوى صنعتى» را تأسيس كند. توصيف جرج لوكاس از دنياى «جنگ ستارگان» فراتر از يك پديده سرگرمى ساز است: «اين يك داستان نمادين است. بيش از آن كه درباره مسير آينده باشد، درباره مسيرى است كه اكنون طى مى كنيم. به همين دليل است كه مانند داستان هاى جن و پرى آغاز مى شود: «مدت ها پيش در يك كهكشان دور، روزى روزگارى.‎/.». عمداً اين گونه طراحى شده تا درباره جاهايى كه خواهيم رفت، نباشد.
«جنگ ستارگان» درباره جاهايى است كه بوده ايم و درباره چيزهايى كه مى توانيم در زمان حال، از گذشته بياموزيم.»
منبع: ولز آن لاين و كانادا دات كام
پنجشنبه بازار كتاب
عناوين رنگارنگ
385386.jpg
[ساير محمدى]
گروه فرهنگ و هنر: هفته اى كه گذشت در هر حوزه چندين و چند عنوان كتاب به بازار آمد. شايد سهم شعر و ادبيات داستانى در مقايسه با حوزه هاى ديگر نسبت به ماه هاى گذشته كمتر باشد، از طرفى در اين هفته كتاب هايى كه ناشران دولتى منتشر كرده اند، سهم بيشترى از گزارش را نصيب خود كرده اند كه مى توانست بيشتر از اين هم باشد، گزارش بخشى از اين آثار را هفته آينده خواهيد خواند.
اما آن چه از تازه هاى كتاب توسط ناشران بخش خصوصى و دولتى به دست ما رسيده از اين قرار است:
شعر
«شب هاى شهريور» نام گزينه اشعار ششمين همايش سراسرى شاعران جوان ايران است كه به اهتمام عبدالناصر كاكايى فراهم آمده و توسط معاونت فرهنگى سازمان فرهنگى هنرى شهردارى تهران و خانه شعر بنياد نويسندگان و هنرمندان چاپ و منتشر شده است. اشعار كتاب «شب هاى شهريور» در سه بخش تحت عنوان اشعار كلاسيك، اشعار نو، بخش ويژه (سيره پيامبر اعظم «ص») تهيه و تدوين شده است.
«با اسب چوبين كلمات» عنوان كتابى به قلم داوود ملكى است كه انتشارات نيلوفر چاپ و منتشر كرده است. تورج رهنما در مقدمه كتاب مذكور ضمن برشمردن ويژگى آثار ملكى مى نويسد: زبان ملكى پيچيده و معماوار نيست، ساده و بى پيرايه است. با آن كه به كار بردن چنين زبانى براى انتقال انديشه هاى ژرف چندان آسان نيست اما او با چيره دستى از عهده اين مهم برمى آيد.
«رباعيات حكيم عمرخيام» عنوان كتابى است كه با مقدمه و حواشى عبدالباقى گولپينارلى از سوى مؤسسه خانه كتاب و نشر ميراث مكتوب مشتركاً چاپ و منتشر شده است.
در اين كتاب كامل ترين و قديمى ترين مجموعه رباعيات حكيم عمر خيام در سال ۸۶۷ ه.ق از سوى ياراحمدبن حسين رشيدى معروف به تبريزى گرد آمده و او اين رباعيات را طربخانه ناميده است. افزون بر طربخانه، رساله فارسى سلسلة الترتيب به قلم حكيم خيام و خطبه عربى تمجيد از ابن سينا و برگردان فارسى آن از حكيم عمر خيام بخش هاى ديگرى از مطالب اين كتاب هستند. «شرح غزل هاى حافظ» بر مبناى حافظ شناسى تأليف بيژن محمدى سامانى عنوان كتابى است كه انتشارات نسيم انتظار شهركرد منتشر كرده است.
نويسنده در تدوين و تأليف اين كتاب مجموعه ۱۵ جلدى حافظ شناسى استاد سعيد نياز كرمانى را مورد بازخوانى و بازكاوى قرار داده و مطالب و موضوعات مورد نظر را تلخيص و طبقه بندى كرده تا درك و دريافت مخاطب از شعرهاى حافظ ساده تر و راحت تر باشد. مطالب اين كتاب پس از پيشگفتار در سه بخش تحت عنوان سيرى در شناخت حافظ، شرح غزل هاى حافظ و يك ضميمه چاپ شده است.
داستان، رمان، نقد و تحليل
«كودك فداكار» مجموعه هشت داستان برگزيده از ادبيات فولكلوريك اروپا به قلم نويسندگان معرفى چون براديان گريم، هيلده هالر، فيليكس تيمرمن، هانس ويتيك و ‎/‎/‎/ است كه فريبا صدقيانى فر به فارسى برگردانده و نشر زلال وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى چاپ دوم آن را هفته گذشته به بازار فرستاد. چاپ اول اين كتاب در سال ۸۰ توسط همين ناشر منتشر شده بود.
«قصه هاى غرب وحشى» عنوان كلى مجموعه داستان هايى به قلم شهرام شفيعى است كه انتشارات سوره مهر منتشر مى كند. جلد چهارم از اين مجموعه به نام «عزيزم چه رنگى بپوشم» با تصويرگرى رضا مكتبى روايتى جذاب و طنزآميز است كه در آن يك پروفسور، يك كلانتر، يك فرماندار و ‎/‎/‎/ نقش آفرينى مى كنند. «همسفر هميشه غايب» رمانى نوشته شكوه زماندار (فريبا) است كه نشر البرز منتشر كرده است. اين رمان روايت زندگى جوانى تحصيلكرده و كارمند است كه بر حسب اتفاق در ديدار با يكى از اقوام در بيمارستانى با دخترى زيبا اما بسترى در همان بيمارستان آشنا مى شود، دخترى كه مسير آينده زندگى اش را عوض مى كند. «داغ شقايق» رمانى از زهرا همتى است كه نشر البرز به تازگى چاپ و منتشر كرده است. «داغ شقايق» داستان دخترى به نام شقايق است كه در آستانه ديپلم گرفتن در انتظار خواستگار جوانى به اسم مجيد به سر مى برد. شقايق دوست و همكلاسى بسيار صميمى و نزديكى به نام سحر دارد كه در همسايگى آنها زندگى مى كند. «سخن اهل دل» عنوان كتابى به قلم محمد محيط طباطبايى است كه دفتر پژوهش هاى راديو فراهم كرده و ناشر آن طرح آينده نام دارد. كتاب مذكور شامل مطالبى از متن نوارهاى برنامه راديويى «مرزهاى دانش» است. جلد اول «سخن اهل دل» شامل نوزده فصل است و هر فصل به موضوع خاصى مى پردازد. سهم ايرانيان در فلسفه اسلامى، نظرى به تاريخ قضاوت ايران در دوره اسلامى، سهم ايرانيان در زبان و ادبيات عرب، جشن سده، مهستى شاعر، خرافات ادبى، قديمى ترين موقوفه ايران و ‎/‎/‎/ عناوين برخى از فصول اين كتاب است.
«دورنمايى از حركت ادبى عمادالدين اصفهانى در جهان اسلام» نوشته دكتر فرزانه غفارى است كه سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر كرده است. كتاب مذكور به بررسى زندگى و آثار عمادالدين كاتب اصفهانى، اديب و مورخ قرن ششم هجرى مى پردازد. اين نويسنده ايرانى كه از پيشروان نثر فنى و مصنوع اواخر دوره خلفاى عباسى به شمار مى آيد، در هر دو زبان فارسى و عربى تبحرى تمام داشت. نويسنده پس از بررسى كامل زندگى و آثار عمادالدين در بخش اول، در بخش دوم به مهمترين اثر او يعنى دايرة المعارف بزرگ ادبى به نام «فريدة القصر» مى پردازد كه توانست پيام آور حفظ وحدت ادبى و اتحاد مسلمانان شرق و غرب، از عراق و ايران و شام گرفته تا مصر و اندلس باشد. «از دريچه نقد» عنوان كتابى در دو جلد به قلم عبدالعلى دستغيب شاعر، منتقد و مترجم معاصر است كه به اهتمام عليرضا قوچه زاده فراهم آمد و توسط مؤسسه خانه كتاب چاپ و منتشر شده است. اين كتاب شامل گزيده مقالاتى است كه دستغيب از سال ۱۳۳۷ تا اواسط دهه هشتاد نوشته و در مجلات و روزنامه هايى مانند فردوسى، نگين، چيستا، كيهان فرهنگى، جام جم، همشهرى و ‎/‎/‎/ چاپ شده است.
اين مقالات در زمينه هاى انتقادى شعر و داستان معاصر، نظريه هاى ادبى و هنرى و آثار بزرگان ادب كهن پارسى به رشته تحرير درآمده و روشنگر گوشه هايى ناشناخته از ادب كهن و معاصر ايران است. «البته واضح و مبرهن است كه ‎/‎/.» به قلم دكتر ضيا موحد رساله اى در مقاله نويسى است كه انتشارات نيلوفر در اين هفته منتشر كرده است.
دكتر موحد اين رساله را در دو بخش تأليف و تدوين كرده، در بخش اول اين سؤال را مطرح مى كند كه آيا مقاله نويس داريم سپس به تعريف مقاله و مؤلفه هاى آن مى پردازد. در ادامه انواع مقاله را برمى شمارد. مقاله عمومى، مقاله علمى ـ تحقيقى و ‎/‎/‎/ بحث بعدى نويسنده پيرامون ساختار مقاله است كه شامل مقدمه، بدنه و نتيجه مى شود. بخش دوم كتاب پس از درآمد، انواع مقاله را مى شمارد و درباره هر يك به توضيح مى پردازد.
دين و فلسفه، سياست و تاريخ و هنر
«على (ع) در كتب اهل تسنن» عنوان كتابى است تأليف مرحوم آيت الله سيدمحمد باقر موسوى همدانى كه به اهتمام احمدرضا كشورى از سوى نشر كتاب پارسه چاپ و منتشر شده است. اين كتاب در سال هاى قبل از انقلاب بنا به پيشنهاد علامه امينى صاحب كتاب ارزشمند الغدير توسط حضرت آيت الله سيدمحمد باقر موسوى همدانى از مجموعه بسيار نفيس فضائل الخمسه جمع آورى و ترجمه شده و براى نخستين بار در نجف اشرف توسط علامه امينى چاپ و منتشر گرديد. «آموزش نهج البلاغه» نگارش و پژوهش دكتر سيدمحمد مهدى جعفرى عنوان كتابى است كه چاپ دوم آن هفته گذشته از سوى سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار آمد.
نويسنده با اين انگيزه به تأليف اين اثر پرداخته تا كمبود معلم براى تدريس نهج البلاغه برطرف گردد و بعد به صورت برنامه آموزشى با شيوه اى درست و هماهنگ با آموزش و پرورش روز در همه مراحل و دوره ها و شؤون اجتماع تدريس شود. «كنوز الحكمه» اثر شيخ احمد جام با پژوهش على فاضل و تصحيح و تعليقات دكتر حسن نصيرى جامى توسط پژوهشگاه علوم انسانى و مطالعات فرهنگى چاپ و منتشر شده است. شيخ احمد جام در اين اثر گرانقدر اوضاع و احوال اجتماعى بسيارى از اصناف و گروه هاى كارساز و راهبر دين و اجتماع را توصيف و روايت مى كند و مطالب ديگر كتاب از نظر توجه به مسائل اجتماعى ـ و اصطلاحاً جامعه شناسى ادبى ـ عصر شيخ نيز مهم و با ارزش است. نكته هايى كه از زبان اين عالم عارف در لابه لاى انذارها و نكته هاى تعليمى و اخلاقى عيان مى شود، ما را با گوشه هايى قابل تأمل از اوضاع اجتماعى خراسان بزرگ در نيمه اول قرن ششم هجرى بيشتر آشنا مى كند.
«عصر فترت در ايران سده هاى ميانه» اثرى به قلم منوچهر پزشك است كه انتشارات ققنوس منتشر كرده است. نويسنده در اين كتاب تصويرى مختصر و كوتاه از روزگار پرآشوب، يعنى روزگار افول قدرت ايلخانان مغول را پس از مرگ ابوسعيد بهادرخان به تصوير مى كشد كه به عصر فترت در تاريخ ايران شناخته مى شود.
«سلوكيان و اشكانيان» كتابى تأليف نادر ميرسعيدى است كه انتشارات ققنوس به تازگى راهى كتابفروشى ها كرد. ميرسعيدى در اين كتاب تاريخ اين دو سلسله را از استيلاى اسكندر مقدونى تا غلبه مجدد عنصر پارسى در كسوت شاهان ساسانى تعقيب و بررسى مى كند و در اين ميان به ساختار حكومت ها، تاريخ سياسى، وضعيت اقتصادى و چگونگى زبان و خط و دين و هنر در دوران سلوكيان و اشكانيان مى پردازد.
«كورش كبير» بنيانگذار هخامنشيان اثرى از هارولد آلبرت لمب با ترجمه دكتر صادق رضازاده شفق است كه نشر كتاب پارسه چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب، يك اثر تاريخى در قالب رمان يا رمانى براساس مستندات تاريخى است كه نخستين بار نويسنده آن را در سال ۱۹۶۰ در نيويورك منتشر كرده و بعدها در ايران ترجمه و منتشر گرديد. ناشران مختلفى در دو دهه اخير اقدام به چاپ و انتشار اين كتاب كرده اند. نشر كتاب پارسه اما اين كتاب را با حروفچينى تازه و صفحه بندى چشم نواز همراه با تعليقات و توضيحات با جلد گالينگور به بازار عرضه كرده است. «مسائل اجتماعى ايران» عنوان كتابى است كه انجمن جامعه شناسى ايران فراهم كرده و نشر آگه آن را چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب طى مقدمه اى به قلم محمد عبداللهى به طرح مسائل اجتماعى در ايران: اهداف و ضرورت ها مى پردازد و در ادامه در چند بخش حول مسائل جمعيتى، مسائل اقتصادى، مسائل روستايى و شهرى، مسائل اجتماعى، مسائل فرهنگى و مسائل سياسى صاحبنظران هر حوزه ديدگاه هاى تخصصى خود را در ميان مى گذارند. چاپ اول اين كتاب در سال ۸۳ و چاپ دوم آن اخيراً به بازار آمد. «آسيب هاى اجتماعى و روند تحول آن در ايران» جلد يكم از مجموعه مقالات اولين همايش هاى آسيب هاى اجتماعى در ايران» است كه در سال ۸۱ برگزار شد. اين كتاب هم كه به اهتمام انجمن جامعه شناسى ايران فراهم آمده توسط نشر آگه در سال ۸۳ چاپ شده بود و اخيراً چاپ دوم آن به بازار آمد. «زنان ايل بهمئى» عنوان پژوهشى جامعه شناختى به قلم الويا رسترپور با ترجمه جلال الدين رفيع فر است كه انتشارات خجسته چاپ و منتشر كرده است. خانم دكتر الويا رسترپو مدت ۱۴ سال در ايران اقامت داشت و به واسطه رشته تخصصى اش، مردم شناسى و آشنايى كامل با زبان فارسى در زمينه روابط اجتماعى در ايلات و عشاير ايران به تحقيق و پژوهش پرداخت. «فيروز آبادى در مجلس چهاردهم» عنوان كتابى به قلم پروين منصورى است كه انتشارات خجسته منتشر كرده است. كتاب مذكور مشروح سخنان حاج سيدرضا فيروزآبادى در مجلس چهاردهم است كه براساس مشروح مذاكرات مجلس چهاردهم تأليف و تدوين شده است. فيروزآبادى انسانى آگاه بود كه در خدمت به جامعه و نيكوكارى دريغ نداشت. تأسيس بيمارستان فيروزآبادى در شهررى نمونه بارزى از اقدامات انسان دوستانه اوست. «اصلاح يا انقلاب» كتابى به قلم رزا لوكزامبورگ با ترجمه اسدالله كشاورزى است كه انتشارات آزادمهر چاپ اول آن را در سال ۸۱ و چاپ دوم آن را در هفته پيش به بازار فرستاد. نويسنده در اين كتاب ديدگاه هاى خود را پيرامون دو مقوله انقلاب يا اصلاحات بيان مى كند و به نقد و كالبد شكافى نظريات و روش هاى ديگر مى پردازد.
«استعداد هرگز كافى نيست» اثرى از جان سى. مكسول با ترجمه مهدى قراچه داغى است كه نشر پيكان چاپ و منتشر كرده است. نويسنده طى سيزده فصل و يك ضميمه محور و راهكارهايى را براى بروز و شكوفايى استعدادهاى انسان برمى شمارد و به شكل توصيفى آن را توضيح مى دهد. «كندوكاوى بر ماهيت روش تدريس» كتابى به قلم دكتر معصومه صمدى و دكتر مهدى دوايى است كه سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى منتشر كرده است. كتاب حاضر بر آن است تا مباحث تدريس و يادگيرى را از جنبه فلسفى و معرفت شناسى مورد بحث و بررسى قرار دهد.
گفت و گو با بهروز ثروتيان، مؤلف
درجست و جوى معنا
385407.jpg
[ بخش نخست ]
«ديوان نير تبريزى» گزارش عاشقانه واقعه كربلاست كه به تصحيح دكتر بهروز ثروتيان اخيراً از سوى انتشارات اميركبير به بازار آمد.
بهروز ثروتيان متولد ۱۳۱۶ مياندوآب، داراى دكتراى ادبيات فارسى و استاد بازنشسته دانشگاه تبريز است كه در شهرستان كرج اقامت دارد. وى تحقيقات مفصلى درباره شهريار شعر فارسى (محمدحسين بهجت تبريزى) تحت عنوان «شهريار ملك سخن» چاپ و منتشر كرد. «منظومه حيدربابا» اثر مشهور شهريار را به فارسى ترجمه كرد. علاوه بر اين آثار ديگرى نيز در كارنامه اش دارد كه «هنر و انديشه در شعر نيما» و «صداى پاى آب» در شناخت سهراب سپهرى و شعر او، تصحيح و شرح آثار نظامى، شرح غزليات حافظ (در چهار جلد)، شرح آثار عطار، شرح گلشن راز، فن بيان و.‎/‎/ عناوين برخى از اين آثار را تشكيل مى دهند.
آقاى ثروتيان، «ديوان نير تبريزى» در ميان ديوان شاعران كلاسيك فارسى از چه ارزش و اهميتى برخوردار است و با چه انگيزه اى به سراغ تصحيح اين ديوان رفته ايد
واقعيت اين است كه نيرتبريزى حدود ۱۵۰ سال پيش در تبريز زندگى مى كرد. وى يكى از علماى برجسته و مسلم عصرخودش محسوب مى شد و تحصيلات دينى اش را در نجف اشرف گذراند. نيرتبريزى علاوه بر فعاليت در حوزه شعر و ادبيات يكى ازمبارزان فعال در عرصه سياست و قدرت بود. ايشان در مقام حجت الاسلام علاقه مندان و پيروان بسيارى داشت. در سال ۱۲۴۸ هجرى قمرى مطابق با ۱۲۱۱ شمسى به دنيا آمد و در سن ۲۲ سالگى براى تحصيل علوم دينى عازم نجف اشرف شده بود. در بازگشت به عنوان محدث، فقيه و مجتهد شناخته مى شد. يعنى يكى از علماى شيخيه به حساب مى آمد.
در بين فضلا و شعرا و ادبا دوستان بسيارى داشت و در اشعارش به لحاظ زبان و فصاحت به سعدى پهلو مى زند. اگرچه در سروده هايش بيشتر متأثر از حافظ بود. اصليت او هم ممقانى است و نام اصلى اش «محمدتقى نير» بود.
مضامين اشعارش بيشتر در چه زمينه هايى است
نير تبريزى در ديوان اشعارش يك مثنوى تحت عنوان «مثنوى آتشكده» دارد كه گزارش عاشقانه وقايع كربلاست و كمتر كسى در ميان شاعران هم عصرش و شاعران گذشته اين توانايى و خلاقيت را داشت كه گزارشى تا اين اندازه عاشقانه و زيبا و منظوم از واقعه كربلا ارائه دهد. شاعر در اين مثنوى از منظرى عاشقانه به سالار شهيدان امام حسين(ع) و موضوع عشق يعنى واقعه عاشورا مى پردازد. البته ايشان در همه شعرها حتى در غزل هايش چنين رويكردى را به ائمه اطهار(ع) و امام حسين(ع) و يارانش دارد و در سال ۱۳۱۲ هجرى قمرى در ماه مبارك رمضان هم ازدنيا رفت.
آيا وجه عمده اشعار اين ديوان در قالب غزل سروده شده يا مثنوى آيا قالب هاى ديگر هم در اين ديوان ديده مى شود
در قالب غزل هم ابيات بسيار زيبايى در ديوان نيرتبريزى وجود دارد كه مربوط به ائمه اطهار (ع) خصوصاً درباره امام حسين (ع) است، منتها غزل ها عاشقانه است ولى در حسن ختام مى آورد كه من غلام حضرت شاه هستم و منظور خودش از حضرت شاه را هم توضيح مى دهد كه همان حضرت امام حسين(ع) سرور شهيدان است. من از همان دوران كودكى آن قدر در وصف او شنيده بودم و آن قدر به او علاقه داشتم كه در نخستين فرصت به سراغ او رفتم تا ببينم قدرت ادبى اش چقدر است
مى توانيد ابياتى از اين غزل ها را بخوانيد
مى كشد سنگ به دل، ماله به كوهسار امشب
كه غزالان حرم گشته گرفتار امشب
طرفه شورى است در اين پرده زنگار، مگر
خيمه سلطنتى گشته نگونسار امشب
مانده در دست عدو قافله راه حرم
رفته در خواب مگر قافله سالار امشب
پرزنان زآتش دل بزه زهراى بتول
همچو پروانه به دور سر بيمار امشب
بانوان حرم عصمت اعزاز و عفاف
همه در فكر سر كوچه و بازار امشب
زينب زار در انديشه ديدار به سنان
غافل از حالت جمال جفاكار امشب
البته نير تبريزى رباعيات بسيار زيبا و قدرتمندى هم دارد كه همه آنها صبغه دينى و عاشورايى دارند. ضمن اين كه يك منظومه معروفى دارد به نام «منظومه لآلى منظوم» كه در استقبال از ترجيع بند معروف و عاشورايى محتشم كاشانى سروده شده است. در اين منظومه شاعر در ۲۵ بند (مانند ترجيع بند كاشانى) واقعه عاشورا را به تصوير مى كشد كه باز به لحاظ ادبى و قدرت آفرينش و تصويرپردازى بكر و بديع بسيار ارزشمند و متعالى است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |