|
در باب فرهنگ عمومى و شادى و نشاط اجتماعى
انديشه خندان
|
|
|
[دكتر سيدمحسن فاطمى/ استاد دانشگاه بريتيش كلمبيا] امروزه در بسيارى از تحقيقات روانشناسى اجتماعى ثابت شده كه وقتى به كسى محبت مى كنيم، چه محبت كلامى - از طريق گفتار كلامى - و چه محبت غيركلامى - به عنوان مثال دست دادن - باعث بالا رفتن سطح سرتونين - ماده اى كه كمبود آن باعث بروز افسردگى در انسان مى شود - در شخص محبت كننده، طرف مورد محبت و همچنين شاهدان و ناظران ماجرا مى شود. در فرهنگ اسلامى و ضدحرمان ما، يأس و نااميدى يكى از نشانه هايى است كه فرد از جاذبه رحمت الهى خارج شده است. چنان كه غايت الآمال العارفين در دعاى كميل سرشار از انرژى مثبت و نشاط است! بطور كلى اگر به فرهنگ اسلامى - شيعى خود از جنبه هستى شناختى Ontolagic بنگريم به ايجاد شادى و نشاط مندرج در آن پى مى بريم. چنان كه وجود رخوت و سكون در ابعاد مختلف اسلام، مورد انكار قرار گرفته و روحيه موجود در فرهنگ اسلامى، روحيه پويايى و حركت رو به جلو است. همچنان كه اقبال لاهورى در يكى از اشعار خود مى گويد: //.هستم اگر مى روم گر نروم نيستم تعبير باغ وجود، گلستان و دل به عنوان مأوا در مثال عارفان ارتباط مستقيم و عميقى با شادى و نشاط اجتماعى دارد. سؤال اصلى اين است كه ما چه اندازه مى توانيم از اين تعابير الهام بگيريم و تا چه اندازه در روابط اجتماعى خود از اين تعابير استفاده مى كنيم. مسلمان و مؤمن حقيقى در ارتباط فردى و اجتماعى اش هرگز نمى تواند ضدنشاط و شادى باشد. زيرا مى تواند خود را با لحظه حال تطبيق دهد. يكى از مهمترين عواملى كه موجب انقطاع شادى مى شود، وجود اضطراب و نگرانى است. طى تحقيقاتى كه انجام داده ام، بين خلاقيت و شادى و نشاط همبستگى پيوسته اى وجود دارد. چنان كه وقتى به يأس و نااميدى محض مى رسيم - كه ديگر نمى توان كارى كرد - ديگر خلاقيت معنا و مفهومى ندارد. در واقع خلاقيت وقتى معنا مى يابد كه گزينه هاى متفاوت و متعدد مطرح باشد و پايه اينها اميدبخشى است. ديگر اينكه با در نظر گرفتن مفهوم توكل در فرهنگ اسلامى مان به آثار شگفت انگيز آن پى مى بريم، چون توكل كنار زدن تمام حصارهايى است كه نااميدى را چه پنهان و چه آشكار ترويج، توليد و تبليغ مى كند. در هستى شناسى اسلامى، در مركز مديريت ذهن بر اميد تأكيد مى شود. اگر قرار شد مركز مديريت ذهن، توكل باشد، آثار بسيار شگرف و عجيبى به جا خواهد گذاشت. عرفان اسلامى يكى از مهمترين سرچشمه هاى شادى و نشاط اجتماعى است.در فرهنگ اسلامى يكى از اصلى ترين محورهاى شادى، نو شدن و اميد است. همان طور كه ملاصدرا در مقدمه بحث حركت جوهرى مى گويد: «كل يوم هو فى الشأن»، خداوند هر لحظه مشغول كارى است و همچنان كه امام صادق(ع) نيز تأكيد مى كند كه امروزتان بهتر از ديروز و فردايتان بهتر از امروز باشد. اگر قرار باشد لحظه حال ما بهتر از گذشته مان باشد، مطمئناً اين بهتر شدن همراه با شادى و اميد است. يكى ديگر از مهمترين تحقيقات و مباحثى كه امروزه در امريكاى شمالى مطرح شده، بحث موفقيت است و پرسش از اينكه آدم هاى موفق چه ويژگى هايى دارند به هر حال آدم هاى موفق نمى توانند آدم هايى بى روح و افسرده باشند؛ چرا كه افسردگى نقطه مقابل و ضدموفقيت است. نتايج اين تحقيقات ثابت كرد كه يكى از ويژگى هاى افراد موفق وجود تصويرسازى هاى مثبت است. جالب است بدانيم كه ما هميشه در حال تصويرسازى و گفتار درونى (self talk) هستيم، حتى در خواب كه اين فرايند به صورت ناهوشيارانه انجام مى پذيرد در واقع تصويرسازى مثبت مى تواند موجب ايجاد انگيزش در فرد شود. در اينجا اين سؤال مطرح است كه در حوزه هستى شناسى اسلامى تا چه اندازه از تصويرسازى مثبت استفاده مى شود امام رضا(ع) مى فرمايد: بزرگى انسان به بزرگى انديشه اوست. در اين صورت خواهيم ديد كه با وسعت فكر و انديشه جايگاه اميد، موفقيت و تلاش بسيار مى شود و به تبع آن پويايى و حركت نيز از دل چنين انسان انديشمندى برمى آيد.اساس مطلب به اين برمى گردد كه كسى كه در حوزه تعاملات و فرهنگسازى اجتماعى فعاليت مى كند، خود نمى تواند فاقد آن باشد زيرا فاقد شىء نمى تواند معطى شىء باشد. در روانشناسى اجتماعى ارتباطى مستقيم ميان در حال زندگى كردن و توجه به شادى وجود دارد. يكى از ويژگى هاى جهان مصرف گراى امروز اين است كه انسان ها كمتر در لحظه حال زندگى مى كنند و از آن بهره مى برند. به عبارت ديگر ما كمتر در لحظه حال به طور حاضرانه زندگى مى كنيم، بيشتر متكثر و پراكنده ايم و فقط به ظاهر و از لحاظ فيزيكى مى توانيم بگوييم كه زندگى مى كنيم، چون به غايبانه زيستن در جهان عادت كرده ايم و به هر اندازه غيبت ما در جهان بيشتر باشد، شادى هاى استعلايى و معقول كمترى را تجربه خواهيم كرد. اگر به آثار عارفان و فيلسوفان بنگريم، درمى يابيم كه تمام هم و هدفشان - چه در حوزه معرفت شناسى و چه در حوزه هستى شناسى - درخصوص توجه به هوشيارانه در حال زيستن است.به فرموده حضرت على(ع) آنچه گذشت گذشته است. توجه به اين موضوع به فرصت طلبى مثبت منجر مى شود.به اعتقاد ابوسعيد ابوالخير يك گام به جلو نهادن - با توجه به خوب زيستن در حال - رابطه اى مستقيم با شادى و به اصطلاح ابن سينا ابتهاج و بهجت - كه بسيار فراتر از شادى است - دارد. ابن سينا در اشارات از شادى هاى معقول كه بسيار ژرف تر از شادى هاى محسوس است سخن مى گويد. از ديگر خصوصيات عرفان و فلسفه اسلامى مى توان به توجه به استكمال شادى ها در بعد استعلايى اشاره كرد. در حوزه عرفان اسلامى، لبخند و ابتسام درونى يكى از محورى ترين پايه هاى شادى و نشاط اجتماعى محسوب مى شود و بايد بررسى كرد كه تا چه اندازه در اجتماع، فيلم، برنامه سازى، ادبيات، ارتباطات و.// اين ابتسام درونى مورد توجه قرار گرفته است. نكته قابل توجه ديگر در هستى شناسى اسلامى رحمت خداوند است.همچنان كه مى دانيم در اسلام پيامبر اكرم(ص) رحمة للعالمين است، يعنى رحمتى كه براى همه جهانيان در نظر گرفته شده است. رفتار پيامبر نشانگر رحمت است كه آثار اين تعبير جدى آسايش دو گيتى خواهد بود. زيرا در زمان حال نمى گنجد. و اما در حوزه غيركلامى: حالات انسان برخوردار از نشاط كاملاً متفاوت است با حالات انسانى مأيوس. حتى وجود رجب، شعبان و وجود انتظار رابطه اى بسيار عميق با شادى و بهجت درونى دارد و اين نشاط و لبخند، پردازش اطلاعات را به نحو اثربخشى بالا مى برد. احساس تنهايى موجود در جهان امروز نيز به واسطه اين است كه شادى ها و نشاط واقعى موجود شناخته نشده اند. در پايان مطالبم اين ادعا را دارم كه فرهنگ اسلامى كه از جنبه هاى مختلف سرشار از اين شادى و نشاط است مى تواند فرمول و راهكارى براى جهانيان ارائه دهد و انسان تنهاى امروز را از اين دغدغه برهاند و به تعبير يونگ ما به آن جهت كه به بعد مادى متمركز شده ايم، صرفاً از لحاظ عقل و فرزانگى پيشرفت كرده ايم و نتيجه، نپرداختن به خوداستعلايى از خودبيگانگى است و موجب مى شود كه خود را در چيزهايى غيرواقعى و موقتى جست وجو كنيم. * مكتوب حاضر متن ويرايش و تلخيص شده سخنرانى دكتر سيدمحسن فاطمى، استاد دانشگاه بريتيش كلمبيا امريكا، با عنوان «فرهنگ عمومى و شادى و نشاط اجتماعى» است كه در تاريخ ۲۶ مرداد ماه در سلسله نشست هاى هفتگى شوراى فرهنگ عمومى ايراد شد.
|