[پرى كيا]
آيا اگر ما از فرهنگ و بينش خودمان نسبت به هنر بى اطلاع باشيم، مى توانيم با آموزش هاى وارداتى و كليشه اى غربى اثرى خلق كنيم
اين يكى از سؤالاتى است كه جهانگير شهدادى در كتاب «گل و مرغ» كه حاصل ۱۰ سال تحقيق مستمر او در بررسى هنرهاى ديوارى ايران، به همراه كار عملى و نظرى روى هنر تصويرى غرب است و آن را دريچه اى بر زيبايى شناسى هنر ايرانى مى داند، مطرح كرده و اذعان داشته كه براى جست وجوى جواب اين سؤال ها، هفت سال كار و هفت كفش آهنى و هفت ها هزار پول و هنر پيشينيان از خود گذشته لازم بودند /// «براى آگاهى از شرايطى كه در به وجود آمدن نقاشى گل و مرغ مؤثر بودند مطالعه تاريخ هنر، تاريخ و فلسفه لازم بود و براى پيدا كردن دليل هاى علاقه و توجه نقاشان و مردم به اين مضمون جست وجو در ادبيات و افسانه ها آغاز شد //.» برايم آشكار شد كه عوامل سازنده هويت ملى و فرهنگى ما نيز در لحظه تصميم گيرى و صدور حكم در هر موردى بويژه در زمان ابتكار عمل و خلاقيت، حضور دارند و در اين گونه بررسى ها نمى توانند ناديده گرفته شوند يا كم اهميت به حساب آيند. با ورود به دنياى باورها افسانه ها و اسطوره هاى ايرانى، رابطه آنها با نقاشى گل و مرغ نيز خود را نشان داد.
|
|
|
انديشه كاويدن معنا در وجوه گوناگون قطعاً به وجود يك سرى عوامل و موقعيت ها در دوره هاى مختلف زندگى آدم ها وابسته است و از طرفى نيز به خود آدم ها، شايد تحصيل در دانشكده با استادانى از اروپا و امريكا كه با تأكيد بر دانش غربى به دانشجويان ايرانى درس مى دادند و فرهنگ كهن آنان را منسوخ و بى ارزش مى خواندند، نقطه آغازى بر اين ايده پردازى هنرمند باشد و از سويى ديگر همان گونه كه خود هنرمند اشاره مى كند، بزرگ شدن در شهر اصفهان و برخورد با فضاهاى معمارى و سطح هاى پوشيده از شكل و رنگ در مكان هاى تاريخى و مذهبى و /// تصورى مبهم از هنر ايران در ذهن ما ايجاد كرده و سال ها بعد نتيجه اين دوگانگى دريافتن تفاوت هاى بنيادين فرهنگ و تمدن و مذهب و باور ايرانى با نگرش غربى توسط هنرمند است و در آخر دستيابى به اين فهم ضرورى كه «اگر اين تفاوت بينش در نظر گرفته شود، كليه نقش هايى كه تصويرگران اين سرزمين در طول تاريخ نقش كرده اند، معنى دار به نظر مى رسد و اگر در نظر گرفته نشود، به نقش هايى توخالى تبديل خواهند شد كه براى زينت سطح هاى كوچك و بزرگ بازسازى يا ابداع شده اند.»
و باز هم شايد از اين رهگذر هنرمند معنا را براى خود، ديدن جهان و شناخت تصوير مى داند و معتقد است كه معنى ها با هم در ارتباطند و ارزش هاى ذهنى را درست مى كنند.
با نگاهى گذرا به سير پژوهش ها در تاريخ هنر ايران و نكته مورد اعتنا در پيشگفتار كتاب درمى يابيم كه پرداختن به مراحل شكل گيرى و چگونگى ايجاد و دگرگونى نمادها در تاريخ و فرهنگى كه تا به حال جنبه هاى بسيارى از مختصات ذهنى، قومى، هنرى و مردمى آن مانند كهن الگوها، اسطوره ها و /// هنوز در پس پرده هاى وازگونه، نامكشوف باقى مانده اند، آن هم در شرايطى كه غالباً ابعاد كلى هنر سنتى و بومى مورد توجه بوده، از ملزومات دغدغه هويت يابى در هنر تجسمى به شمار مى آيد و شهدادى كه نگاه هميشگى خود را متوجه هويت در هنر ايرانى مى داند، علاوه بر همكارى هاى فنى و حرفه اى با مهندسان معمار در ساخت مجسمه هاى معروف، به معمارى به عنوان پيش درآمدى بر كسب آگاهى هاى نظرى و عملى خود از هنر نظر دارد و از سال ۱۳۶۳ بيشترين زمان را صرف پژوهش در هنر ايرانى و انتقال نتايج آنها به دانشجويان و هنرجويانش كرده است.
كه از جمله اين پژوهش ها مى توان به مقالاتى چون هويت در نقاشى ايرانى، نشريه موزه هنرهاى معاصر تهران ،۱۳۷۳ پديده هاى مشكوك معاصر، گالرى گلستان ۱۳۷۴ و موزه هنرهاى معاصر اصفهان، مدخلى بر نمايشگاه گروهى نقاشان ايرانى، گالرى كورت يارد، دوبى، امارات متحده عربى ،۱۹۸۸ مدخلى بر نمايشگاه گروهى نقاشان ايرانى در پاريس، انتشار؛ موزه هنرهاى معاصر تهران، پاريس ۲۰۰۴ و /// اشاره كرد.
شهدادى در نمايشگاه اخيرش تابلوهاى زمينه سياه را كنار تابلوهاى رنگى به همراه اشيا فيگوراتيو در محتواهايى موضوعى خلق كرده كه رنگ و بويى از درك عناصر بصرى ايرانى را در كادربندى هاى تكنيكى با خود دارند.
هنرمندى كه مى گويد نقاشى برايم از پنج سالگى با حرف زدن شروع شد و با شكل دادن به مفاهيم و مضامين در ذهنم ادامه يافت.
* منبع و مأخذ: كتاب گل و مرغ، نويسنده جهانگير شهدادى