[مهرى حقانى ]
جشنواره هاى تابستانى نام دير آشنا وپرحرارتى هستند.نام آشنا، از آن جهت كه بسيارى آوازه جشنواره هاى بنادر جنوبى را شنيده اند و پر حرارت، از آن جهت كه در داغ ترين روزهاى سال برپا مى شوند. اين جشنواره ها بيشترجشنواره خريد در پاساژها و مراكز متعدد خريد در اين جزايرهستند. در سال هاى گذشته كه تا حدودى برخى سرمايه گذارى هاى تفريحى هم در اين مناطق صورت گرفته نام جشنواره مى تواند تركيبى از خريد با چاشنى تفريحات موجود در اين بنادر هم باشد.اما باز هم مايه اصلى اين رخدادها همان جشن خريد براى خانواده هاى ايرانى است.اين يك برش تصويرى از مناطق است كه سالها پيش به نام مناطق آزاد نام گرفتند و چه بسا در ادامه پروژه هاى بلند پروازانه اى بودند كه دهه ها پيش بر روى كاغذ آمده بود اما به زمان آنها وصال نداده بود.به هر حال اين ايده برجا بود تا آنكه دهه ۷۰ رسيد و سنگ آغازين آن افكنده شد و چنين بود كه سه گانه كيش، قشم وچابهارمقاصد جديد پرواز تجار،ساختمان سازان،مديران و شهروندان شدند.
اما چرا آزاد وچه شد كه «آزادى» اين نام پر حرارت و زيبا بر پيشانى اين دورافتاده ترين و گاه محروم ترين مناطق جا گرفت مناطق آزاد تجارى - صنعتى يعنى چه و آنچه ما را واداشت تا به پيروى از مناطقى كه در جهان Free zone شناخته مى شوند، دريچه تازه اى در اقتصاد كشور خود بگشاييم چه بود
پيدايش مناطق آزاد
مركز شركتهاى فرامليتى سازمان ملل ۲۳ اصطلاح را براى منطقه آزاد بيان كرده، از آن جمله منطقه گمركى، منطقه آزاد گمركى، منطقه پردازش صادرات معاف از گمرك، منطقه آزاد صادراتى، منطقه تجارت جهانى و.//
در قرن ۱۹ ميلادى و نيمه اول قرن بيستم منطقه آزاد مترادف با بندر آزادبود. ايجاد منطقه آزاد با مفاهيم جديدبا آغاز دهه ۱۹۶۰ ميلادى براى اولين بار در بندر شانون در ايرلند انجام گرفت. در تعريف جهانى منطقه آزاد عبارت است از منطقه اى در يك كشور كه براى تسهيل و توسعه صادرات و جذب سرمايه هاى خارجى به وجود مى آيد. گزارش تحقيقى يكى از سازمانهاى وابسته به سازمان ملل در سال ۱۹۸۵ مى گويد: «ايجاد مناطق آزاد مبنى بر ايجاد و كسب درآمد ارزى و جدايى از اقتصاد تك محصولى، ايجاد اشتغال، جذب سرمايه و تكنولوژى خارجى، ارتقاى مهارتهاى شغلى، نيروى كار و مهارتهاى مديريتى و ايجاد پيوندهاى صنعتى بين صنايع مناطق آزاد با اقتصاد درون مرزى دانسته شده است» در منابع نظرى به مسائل ديگرى نيز توجه شده است: تحولات جهانى، نظم نوين جهانى، سازمان تجارت جهانى و گشايش مرزهاى اقتصادى كشورها به ويژه در آزادى تجارت خارجى و تطبيق دكترين صندوق بين المللى پول و در اختيار گذاشتن ارزش پول ملى كشورها در حيطه نوسانات بازار سرمايه دارى جهانى. اين چشم اندازها باعث شده مناطقى بتوانند درون هر كشور به صورت مستقل شاهراه امن مبادلات و ارتباطات شوند. در اين ميان سه استراتژى مهم براى مناطق آزاد مى توان در نظر گرفت: 1- استراتژى به كارگيرى تجارت خارجى به عنوان عامل محرك در توسعه كشور ۲- جايگزينى صادرات در مقابل واردات ۳- استفاده بهينه از برتريهاى نسبى موجود در كشور
اين مناطق در محدوده جغرافياى سياسى يك كشور ايجاد و با اتخاذ سياستهاى خاص اقتصادى- تجارى- سياسى- گمركى و با امكانات كامل در زيرساختها و برخوردارى از معافيت هاى عوارض و ماليات قرار مى گيرند. در يك نگاه منطقه آزاد منطقه اى است كه كارفرمايان، كارآفرينان و بنگاهها بتوانند مواد خام، كالاى نيمه ساخته، ماشين آلات و تجهيزات را بدون تعرفه، ماليات و عوارض گمركى وارد، توليد، مونتاژ و با حداقل محدوديتها و مقررات، كالاى توليدى را صادر كنند. همچنين كليه تجهيزات و ابنيه آن، ساختمانهاى ادارى، مسكونى و صنعتى براساس استانداردهاى بين المللى طراحى و ساخته شده باشند و يا براساس آن ساخته شود. زيرساختهاى لازم از جمله فرودگاه، جاده بين المللى، راه آهن، در كمترين زمان صورت پذيرد. عامل جغرافياى سياسى و ثبات سياسى در اين ميان از نقش مهمى برخوردارند.
مناطق آزاد ايرانى
ايجاد مناطق آزاد در كشورما با ايجاد مناطق آزاد در كشورهاى ديگر به كلى متفاوت بوده. در كشور ما به دليل شرايط خاص بويژه در سال ۷۲ پس از تصويب قانون مناطق آزاد تجارى - صنعتى محروم ترين مناطق به عنوان منطقه آزاد انتخاب شده است. از آنجا كه در اين مناطق هيچگونه سرمايه گذارى اوليه وجود نداشت و بودجه اى نيز در عمل در نظر گرفته نشده بود قرار شد از محل سود حاصل از عوارض كالا هاى وارداتى به منطقه، زيرساختها و تأسيسات زيربنايى ايجاد شود. در شهريور سال ۷۲ قانون چگونگى اداره مناطق آزاد تجارى - صنعتى در ۲۷ ماده به تصويب رسيد. تسريع در انجام امور زيربنايى عمران و آبادانى رشد و توسعه اقتصادى، سرمايه گذارى و افزايش درآمد عمومى، ايجاد اشتغال سالم و مولد، تنظيم بازار كار و كالا اهداف اصلى احداث سه منطقه كيش، قشم و چابهار به عنوان مناطق آزاد تجارى - صنعتى عنوان شد. آماده نبودن زيربناها و ساختهاى اوليه و البته اساسى از يك سو و عدم تخصيص بودجه توسط دولت براى تأمين منابع مالى لازم جهت فراهم آوردن خدمات ضرورى و زيربنايى در مناطق از ديگرسو سبب شد، مناطق آزاد مجبور شوند براى سرمايه گذارى و افزايش درآمد عمومى، ايجاد اشتغال و حضور در بازارهاى جهانى و … و همه آنچه به عنوان هدف تعيين شده بود؛ استراتژى ايجاد درآمد به هر طريق ممكن را پيشه كار خود كنند. از جمله مهمترين ابزار اين استراتژى تأمين درآمد از محل عوارض ورود كالا و فروش كارت مسافرى بود، به اين ترتيب مناطقى كه قرار بود سكوهاى صادراتى كشور باشند، عملاً به دروازه هاى واردات تبديل شدند و واردات كالا مهمترين منبع درآمد اين مناطق جهت تأمين زيرساختها شد.
يك كارشناس اقتصادى در اين مورد مى گويد: جنگ عراق عليه ايران و شرارتهاى وقت در خليج فارس، تعريف محلى از محدوديتهاى مرزى كشور، شايد يكى از علل و عوامل عديده انتخاب مناطق آزاد در كشور ما بوده باشد. البته اين يك نظر شخصى است و اگر اينگونه باشد به طراح آن بايد هزاران آفرين گفت كه دراين كار موفق بوده و محدوده مرزى را در آبهاى جنوبى به بهترين وجه آن به كمربند حفاظتى بر سواحل كشور ايجاد كرده است. اما اين نظر نمى تواند مكان يابى مناسب در انتخاب اين مناطق يعنى عامل جغرافياى سياسى را ناديده گيرد. چه از نظر جغرافياى سياسى بهترين نقاط كشور به عنوان كليد ورود و حمايت از اقتصاد ملى را انتخاب كرده اند ولى از نظر زيرساختها متأسفانه هر سه منطقه آزاد كشور داراى كاستى هاى فراوانى هستند. نظر به اينكه هيچ يك از مناطق آزاد در انتخاب اوليه از زيرساختها برخوردار نبودند، لذا بودجه عمليات اجرايى وپرداخت هزينه هاى جارى با تعيين عوارض و حقوق خاص در مناطق تأمين شد تا بتوان هزينه هاى اجرايى زيرساختها را از محل آن پرداخت كرد. در تعريفى ديگر وظيفه محروميت زدايى مناطق محروم كشور به عهده بعضى از مناطق آزاد گذاشته شده است.
با اين حال ضرورت وجود تسهيلات زيربنايى مورد نياز در مناطق آزاد و وضعيت كنونى اين مناطق در كشورمانع از طرح يكسرى از پرسشها نيست.
بررسى تسهيلات زيربنايى موجود در مناطق آزاد سه گانه كشور نشاندهنده آن است كه امكانات زيربنايى موجود در اين مناطق متناسب با نيازهاى يك منطقه آزاد نيست. آماده نبودن زيربناها در مناطق آزاد و عدم كمك مالى و تأمين و تكميل زيربناها سبب شد تا استراتژى اين مناطق به جاى كسب منابع مالى لازم براى ايجاد زيربناها و زمينه سازى براى سرمايه گذاريهاى آينده و فعاليت هاى توليدى و صادراتى به تأمين درآمد از محل عوارض ورود كالا، فروش كارت مسافرى، فروش زمين و … جهت پيدا كند.
شرط لازم در ايجاد مناطق آزاد، تسهيلات زيربنايى مناسب يا اختصاص بودجه توسط دولت براى تأمين زيرساختهاى لازم، برخوردارى از تسهيلات زيربنايى پيشرفته و زيرساختهاى مناسب است. شرط كافى، وجود قوانين كارآمد و سهل و آسان است تا از يك طرف سرمايه گذاران و توليدكنندگان را تشويق و ترغيب كند و از سوى ديگر امكانات و اختيارات لازم براى رسيدن به اهداف در اين مسير را در اختيار مناطق آزاد قراردهد. در شرايط موجود سرمايه گذاران خصوصى در كيش سرمايه خود را به كشورهاى حاشيه خليج فارس منتقل كرده اند كه به دو عامل مهم برمى گردد: 1- نخست اين مناطق براى سرمايه گذاران خارجى، كشش چندانى نداشته ۲- پيشبرد صادرات غيرنفتى از اهداف بود اما در عمل اين مناطق به سكويى براى افزايش واردات تبديل شد.
بدين ترتيب چراغهاى بندرجبل على و تركيه سبز شد. دوبى در سال ۱۹۶۶ براى اولين بار نفت را كشف و سه سال پس از آن در سال ۱۹۶۹ صدور نفت را آغاز كرد. اين صادرات و درآمد ارزى حاصل از فروش نفت فرصت مناسبى را براى عمليات زيربنايى از قبيل راهسازى و بنادر و انبارهاى اوليه به عنوان پايه و اساس پيشرفت و رشد آينده كشور به وجود آورد. اما به تدريج آنها قصد دارند وابستگى خود را به نفت كم كنند و به تجارت و درآمد حاصل از جذب توريست روى آورند. هم اكنون بيمارستان دوبى يكى از بهترين مراكز پزشكى خاورميانه است و شركت هواپيمايى امارات كه در سال ۶۵ آغاز به كار كرده برنده بيش از ۴۰ جايزه بين المللى شده است. اهتمام همه جانبه بر توسعه و پيشرفت و توجه به فنون تبليغاتى تا بدانجاست كه در بندر آزاد فجيره با وجود جمعه و تعطيل رسمى آن، رئيس منطقه آزاد فجيره «شريف العوضى» با خوشرويى خبرنگاران ايرانى را مى پذيرد و صرف شام اختصاصى را در منزل شخصى خود ترتيب مى دهد. شريف العوضى هنگامى كه از پشت ميز با خوشرويى به خبرنگاران مى نگرد و باب شوخى را مى گشايد، به راستى در پى چه چيزى است وى حتماً نقشه اى براى رسيدن به اهداف منطقه آزاد خود دارد. توسعه منطقه اى، جذب و انتقال تكنولوژى، ايجاد فرصتهاى شغلى در منطقه، افزايش توليد و ايجاد ارزش افزوده، ايجاد درآمد ناشى از فعاليتهاى خدماتى (بانكدارى، بيمه، جهانگردى، حمل ونقل و.//) استفاده از برترى هاى نسبى نيروى كار، ذخايرمعدنى، كالاهاى كشاورزى، تربيت نيروى انسانى و كسب آموزشهاى فنى و تخصصى، گسترش تجارت خارجى با ايجاد تنوع در صادرات مجدد، ورود كالاى سرمايه اى و واسطه اى جهت دسترسى به تجارت خارجى و جذب سرمايه خارجى در بخش هاى مولد و.//
با اين حال مناطق آزاد كشورمان ظرفيت تبديل به «Freezone» هاى واقعى را به حتم دارند.به قطع عمر ۱۵ ساله، بر پيشانى اين مناطق تجربيات بسيارى را نشانده است؛ پاى برخى سرمايه گذاران ايرانى از خارج ازكشور به آنها كشيده شده است و ظرفيت هاى جديدى ايجاد شده. با اين حال، شايد مهمترين تفاوت مناطق آزاد ايرانى با همتايان آنها در ديگر نقاط جهان نزديكى بيش از حد اين مناطق با لوله هاى نفت و سكوهاى نفتى باشد.هر چند كه هر بار درهر سفر به اين مناطق و پس از يك روز كارى بزرگترين جاذبه و شايد شگفت انگيزترين ويژگى اين مناطق ايستادن در برابر درياى بيكران و آبى جنوب باشد. پيوستگى به دريا و بندر؛ همان ظرفيت سرشار و بالقوه اى كه فارغ از هر قيد وبندى، علت وجودى اين مناطق هستند.