دوشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۷ - ۷ رمضان ۱۴۲۹
Mon, Sep 8, 2008
ماجرا
۴۰۲۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
پاتوق
دانش
اوقات شرعى
نوازندگان عروسى، مأمور قلابى بودند
گروه نوازنده موسيقى مجالس عروسى كه تحت عنوان مأموران قلابى سرقت و اخاذى مى كردند، بازداشت شدند.
چندى قبل دو مرد براى خريد لوازم خانگى از شهرستان گرمسار به تهران آمده بودند كه در دام باند سرقت گرفتار شدند.
يكى از مالباختگان با مراجعه به دادسراى ناحيه ۱۲ تهران و تسليم شكايتى به قاضى پرونده گفت: همراه شريكم پس از اجاره مغازه اى تصميم داشتيم در زمينه خريد و فروش كالاى خانگى فعاليت كنيم. در نتيجه براى خريد كالاها راهى تهران شديم. وقتى به فروشگاه موردنظر در جنوب تهران رسيديم هنوز مغازه باز نشده بود. در نتيجه مقابل فروشگاه ايستاده بوديم كه تا پس از خريد كالاهاى موردنياز هرچه سريع تر به شهرمان بازگرديم. ساعتى بعد يك خودروى سوارى با سه سرنشين مقابل ما توقف كرد. يكى از سرنشينان ما را صدا كرد. وقتى نزد او رفتيم وى با معرفى خود به عنوان مأمور اعلام كرد بايد ما را به جرم حمل و قاچاق موادمخدر بازرسى بدنى كنند. من و شريكم كه شگفت زده شده بوديم به ناچار پذيرفتيم و كيف دستى خودمان را كه حاوى مدارك شناسايى، دفترچه پس انداز و دسته چك به همراه ۲۵ ميليون تومان پول نقد و تراول چك بانكى بود را به او داديم تا بازرسى كند.
آن مرد هم لحظاتى داخل كيف را جست وجو كرد، وقتى كارش تمام شد ناگهان در مقابل ديدگان حيرت زده مان با عجله سوار خودرو شد و راننده پا روى پدال گاز گذاشت و باسرعت فرار كردند. با توجه به اين ادعاها به دستور داديار پرونده، مأموران پليس مأموريت يافتند با تجسس هاى پليسى، متهمان را رديابى و شناسايى كنند.
در حالى كه اقدام هاى پليسى در اين باره آغاز شده بود، مأموران دريافتند يك زن و مرد جوان با در دست داشتن تعدادى از تراول چك هاى مسروقه به بانكى در شهررى مراجعه كرده و قصد نقد كردن آنها را دارند.
مأموران بلافاصله خود را به محل موردنظر رساندند اما مرد قبل از رسيدن پليس از بانك گريخته بود. مأموران پس از دستگيرى زن جوان او را تحت بازجويى هاى پليسى قرار دادند. زن هم اعتراف كرد براى سه مرد كه نوازنده موسيقى در مجالس عروسى هستند كار مى كند.
مأموران با توجه به اعتراف هاى شيرين ـ متهم ـ يكى از متهمان فرارى را در شرق تهران شناسايى و دستگير كردند.
جمشيد ـ ۲۶ ساله ـ با اعتراف به سه فقره سرقت و اخاذى گفت: «نوازنده ارگ هستم و اغلب اوقات به همراه دو تن از دوستانم كه آنها نيز نوازنده ساز هستند در مجالس برنامه اجرا مى كنيم.
اما به خاطر مشكلات مالى و تأمين مخارج زندگى خودروى پدرم را گرفتم تا با آن مسافركشى كنم. در همين ايام با «شيرين» آشنا شدم. بعد هم نقشه سرقت از افراد ساده لوح را تحت عنوان مأمور مخفى آغاز كرديم.
داديار پرونده متهمان ـ زن و مرد ـ را با قرار قانونى به زندان فرستاد. همچنين از مأموران پليس خواست تا دو سارق فرارى را شناسايى و دستگير كنند. تحقيقات در اين باره از سوى مأموران ادامه دارد.
تله خواستگاران قلابى
387615.jpg
[حميده گودرزى]
دخترك خسته و ناتوان و با ترس از آينده اى تاريك سرشار از حس سرخوردگى به خواستگار قلابى اش فكر مى كرد.
هنوز نتوانسته بود با موضوع كنار بيايد. نگاهش به ساعت ديوارى خانه خيره ماند. دلش به حال سادگى، ساده لوحى و اعتماد بسيار نابجا به يك مرد چرب زبان فريبكار و ميليون ها تومان پولى كه به او سپرده بود مى سوخت.
چند هفته اى از ناپديد شدن خواستگار فريبكارش مى گذشت. به هر جا كه ردى از او داشت، سرك مى كشيد. اما هيچ خبرى از او نبود.
با تمام دوستان و آشنايانش هم تماس گرفت. اما باز هم به نتيجه اى نرسيد. هيچ كس از او خبرى نداشت.
اگر هم كسى اطلاعى داشت، چيزى به او نمى گفت.
يكى مى گفت: رفته خارج از كشور. ديگرى مى گفت: چند روز قبل عروسى كرد. چند تن از دوستانش هم به محض ديدن دختر جوان هراسان با چشمك، نيشخند و تنه زدن به هم مى فهماندند كه «مسعود» باز هم سر دختر ساده ديگرى كلاه گذاشته است.
يكى از دوستان مرد شياد با لحنى مسخره گفت: «اين پسره تا به حال چندين نفر را با همين چرب زبانى هايش خام كرده. اون نامرد هرازگاهى پس از آشنا شدن با دخترى خودش را مهندس، دكتر، تاجر، بساز بفروش و غيره معرفى كرده، بعد هم با نشان دادن خانه هاى شيك وانمود مى كند صاحب خانه هاست. بعد هم وقتى نقشه خود را اجرا مى كند، به يكباره ناپديد مى شود.»
دوست ديگرش مى گفت: «اونى كه نه پدر و مادر داره و نه كس و كار درست حسابى، چه جورى به خواستگارى ات آمده !...»
جوان ديگرى كه در همان جمع حضور داشت آهسته گفت: «شايد آن پيرمرد و پيرزنى كه براى خواستگارى به خانه ات آمده بود، همان كبرى خانوم رختشور و شوهر از كارافتاده اش باشند. چون تا به حال آنها براى چند جوان ديگر هم در كار خير قدم برداشته اند.»
دختر كه راهى به جايى نداشت و حسابى گيج شده بود نمى دانست موضوع را چطور و با چه زبانى با خانواده اش مطرح كند. در اين ميان برادر و مادرش، با سؤال هاى مكرر درباره ناپديد شدن غيرمنتظره خواستگارش، او را كلافه كرده بودند.
برادرش از اول با اين ازدواج مخالف بود واگر مى دانست كه خواهرش «ليلا» چند ميليون پول فروش آپارتمانش را هم در اختيار خواستگارش قرار داده روزگارش را سياه مى كرد.
بيچاره مادرش هم به اميد اينكه دخترش را در لباس سفيد عروسى مى بيند، هنوز حرفى براى مراسم عقد و نامزدى زده نشده بود، كلى همسايه و دوست و آشناها را باخبر كرده بود.
ليلا كه راه به جايى نداشت ناچار با صدايى لرزان موضوع را براى خانواده اش بازگو كرد.
برادرش كه بشدت ناراحت و عصبى بود ابتدا ترش كرد و غرولندكنان ليلا را به باد سرزنش گرفت. اما بعد همراه خواهرش به اداره آگاهى رفته و از مرد شياد شكايت كردند.
دختر جوان وقتى مقابل افسر پليس نشسته بود، يك لحظه به ياد چند ماه قبل و لحظه هاى آشنايى با مسعود و حرف هاى او افتاد. خوب به خاطر آورد، چند ماه قبل كه در يك مراسم عروسى با «مسعود» آشنا شده بود او خود را برج ساز و صاحب چند برج و خانه در ايران، دبى و تركيه معرفى كرده بود.
او از همان ابتدا به دخترك وعده ازدواج داد و با چرب زبانى هايش او را فريب داد.
حتى يك بار به همراه پيرزن و پيرمردى كه مى گفت والدينش هستند به خواستگارى اش آمد.
سرانجام وقتى فهميد «ليلا» پس از فروش خانه پدرى اش مقدار قابل توجهى پول در حسابش بود، از همان زمان نقشه تصاحب پول ها را اجرا كرد.
دختر ساده دل براى آن كه در ابتداى زندگى وفادارى و علاقه خود را به نامزدش ثابت كند، تمام پولى راكه در اختيار داشت به مسعود داد و ‎/‎/‎/
حالا ماهها از فرار مسعود مى گذرد و تا كنون تحقيقات پليسى ـ قضايى براى دستگيرى تبهكار فرارى به نتيجه نرسيده است. دراين ميان ليلا هم به اميد آن كه مسعود به دام بيفتد و حقش را كف دستش بگذارد، براى ديدن او لحظه شمارى مى كند.
نظريه كارشناسى
خواستگارى قلابى؛ چرا و چگونه
بررسى آمار پرونده هاى موجود در اداره آگاهى و مراجع قضايى نشان مى دهد بخش عمده دخترانى كه فريب عشق هاى خيالى يا خيابانى را خورده اند از افراد كم درآمد جامعه هستند. آنها به محض آشنايى با فردى كه خود را از افراد شاخص يا پولدار جامعه معرفى مى كند، بدون اين كه در باره ادعاهايش اندكى تحقيق كنند، اغفال شده و خيلى زود به آنها دل مى بندند.
به گفته دكتر انور صمدى راد، استاد دانشگاه، مددكار و آسيب شناسى اجتماعى ، علت اصلى شكل گيرى و رواج اين پديده ها را كمبوداعتماد به نفس در بين برخى از دختران و زنان ، شرايط نامناسب اقتصادى و اجتماعى برخى از خانواده ها، احساس ناامنى ، تنهايى، دسترسى نداشتن به كانال هاى درست و منطقى آشنايى، دوست يابى و انتخاب همسر، برخى محدوديت هاى خانوادگى و موارد مشابه مى داند. از اين رو دختران و زنان ساده دل با ابراز كوچك ترين صميميت و محبت از سوى برخى مردان شياد و تبهكار منطق و عقل خود را فداى احساسات مى كنند. باورشان مى شود كه هرچه طرف مقابل مى گويد درست است حال آن كه ناخواسته و بدون تحقيق فريب شيادان را مى خورند. به اعتقاد صمدى راد، به دليل برخى نقايص حقوقى و قانونى و ترس از آبروريزى، به طور معمول اغلب دختران فريب خورده از اعلام شكايت عليه خواستگاران قلابى امتناع مى كنند. به همين خاطر هم فضا و زمينه براى شيادان به منظور ادامه فعاليت هاى مجرمانه شان فراهم مى ماند. از سوى ديگر بررسى هاى علمى نشان مى دهد اين قبيل دختران به خاطر وجود محروميت و محدوديت هاى خانوادگى قادر نيستند تمام مسائل را با خانواده هايشان درميان بگذارند.
درچنين خانواده هايى برخى پدران يك ديوار بتونى دور خود كشيده و با تفكرات غلط و احساسات غيرطبيعى از خانواده و خواسته هاى منطقى فرزندانشان غافل مى شوند، از اين رو دختر و ياحتى پسر جوان در مواقع خاص و حساس زندگى و تصميم گيرى جرأت طرح موضوع و بهره مندى از نظرات مشورتى بزرگ خانواده را ندارند. به همين خاطر در نخستين آشنايى خيلى زود شيفته خواستگار شده و ناخواسته به همه چيز پشت پا مى زنند و به خاطر عشق رؤيايى خود در تله مى افتند.
مجازات قانونى
دكتر محمد شكيبى نژاد حقوقدان و مدرس دانشگاه درباره مجازات هاى قانونى اين گروه از شيادان مى گويد: براساس قانون، اين قبيل خواستگاران معمولاً با جرم كلاهبردارى روبرو هستند كه طبق ماده يك قانون تشديد مجازات، مرتكبين كلاهبردارى، ارتشا و اختلاس از يك تاهفت سال زندان و رد مال كلاهبردارى شده به عنوان مجازات محكوم خواهند شد. همچنين چنانچه فردى از لحاظ روحى دچار صدمه شده باشد با ارائه دادخواست همزمان با شكايت در مرحله دادگاه و يا در نخستين مرحله دادرسى مى تواند اعاده حيثيت كند و از لحاظ معنوى و روحى شكايت و خسارات خود را با نظر كارشناسى دريافت كند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |