|
نوازندگان عروسى، مأمور قلابى بودند
گروه نوازنده موسيقى مجالس عروسى كه تحت عنوان مأموران قلابى سرقت و اخاذى مى كردند، بازداشت شدند. چندى قبل دو مرد براى خريد لوازم خانگى از شهرستان گرمسار به تهران آمده بودند كه در دام باند سرقت گرفتار شدند. يكى از مالباختگان با مراجعه به دادسراى ناحيه ۱۲ تهران و تسليم شكايتى به قاضى پرونده گفت: همراه شريكم پس از اجاره مغازه اى تصميم داشتيم در زمينه خريد و فروش كالاى خانگى فعاليت كنيم. در نتيجه براى خريد كالاها راهى تهران شديم. وقتى به فروشگاه موردنظر در جنوب تهران رسيديم هنوز مغازه باز نشده بود. در نتيجه مقابل فروشگاه ايستاده بوديم كه تا پس از خريد كالاهاى موردنياز هرچه سريع تر به شهرمان بازگرديم. ساعتى بعد يك خودروى سوارى با سه سرنشين مقابل ما توقف كرد. يكى از سرنشينان ما را صدا كرد. وقتى نزد او رفتيم وى با معرفى خود به عنوان مأمور اعلام كرد بايد ما را به جرم حمل و قاچاق موادمخدر بازرسى بدنى كنند. من و شريكم كه شگفت زده شده بوديم به ناچار پذيرفتيم و كيف دستى خودمان را كه حاوى مدارك شناسايى، دفترچه پس انداز و دسته چك به همراه ۲۵ ميليون تومان پول نقد و تراول چك بانكى بود را به او داديم تا بازرسى كند. آن مرد هم لحظاتى داخل كيف را جست وجو كرد، وقتى كارش تمام شد ناگهان در مقابل ديدگان حيرت زده مان با عجله سوار خودرو شد و راننده پا روى پدال گاز گذاشت و باسرعت فرار كردند. با توجه به اين ادعاها به دستور داديار پرونده، مأموران پليس مأموريت يافتند با تجسس هاى پليسى، متهمان را رديابى و شناسايى كنند. در حالى كه اقدام هاى پليسى در اين باره آغاز شده بود، مأموران دريافتند يك زن و مرد جوان با در دست داشتن تعدادى از تراول چك هاى مسروقه به بانكى در شهررى مراجعه كرده و قصد نقد كردن آنها را دارند. مأموران بلافاصله خود را به محل موردنظر رساندند اما مرد قبل از رسيدن پليس از بانك گريخته بود. مأموران پس از دستگيرى زن جوان او را تحت بازجويى هاى پليسى قرار دادند. زن هم اعتراف كرد براى سه مرد كه نوازنده موسيقى در مجالس عروسى هستند كار مى كند. مأموران با توجه به اعتراف هاى شيرين ـ متهم ـ يكى از متهمان فرارى را در شرق تهران شناسايى و دستگير كردند. جمشيد ـ ۲۶ ساله ـ با اعتراف به سه فقره سرقت و اخاذى گفت: «نوازنده ارگ هستم و اغلب اوقات به همراه دو تن از دوستانم كه آنها نيز نوازنده ساز هستند در مجالس برنامه اجرا مى كنيم. اما به خاطر مشكلات مالى و تأمين مخارج زندگى خودروى پدرم را گرفتم تا با آن مسافركشى كنم. در همين ايام با «شيرين» آشنا شدم. بعد هم نقشه سرقت از افراد ساده لوح را تحت عنوان مأمور مخفى آغاز كرديم. داديار پرونده متهمان ـ زن و مرد ـ را با قرار قانونى به زندان فرستاد. همچنين از مأموران پليس خواست تا دو سارق فرارى را شناسايى و دستگير كنند. تحقيقات در اين باره از سوى مأموران ادامه دارد.
|