|
|
|
نگاه
|
|
|
|
|
|
|
دگرگونى در ژئوپوليتيك درياى سياه
|
|
|
[حسين قنبرى ] جنگ روسيه و گرجستان بر سر منطقه جدايى طلب اوستياى جنوبى اهميت استراتژيكى جديد درياى سياه را در كانون نگاه ها نشاند. رقابتى كه اكنون در پهنه درياى سياه شروع شده دامنه اش از محدوده شش كشور ساحلى آن يعنى تركيه، بلغارستان، رومانى، اوكراين، روسيه و گرجستان فراتر رفته است و كشورهاى اروپاى شرقى، بالكان، مديترانه شرقى و حوزه درياى خزر را نيز در بر گرفته است. با اين حال درياى سياه تا پيش از اين در عرصه رقابت هاى نظامى قدرت هاى بزرگ فضايى ناشناخته بود. همه بازيگران غربى عمدتاً نگاه خويش را به ابعاد اقتصادى آن حوزه آبى به عنوان شاهراه انرژى معطوف كرده بودند. درياى سياه در عين اين كه دريايى بسته است اما در نگاه استراتژيست هاى جهان اهميتى همپاى ديگر حوزه هاى آبى منطقه دارد. اكنون چند كانون بحران به صورت فعال و نيمه فعال در حوالى اين دريا جريان دارد؛ مناقشه آبخازيا و اوستيا به صورت فعال و مناقشه قره باغ به صورت نيمه فعال ثبات اين دريا را تهديد مى كند.البته پيش از آنكه جنگ اوستيا درياى سياه را به ميدان زورآزمايى امريكا و روسيه تبديل كند، در ضلع ديگر درياى سياه درگيرى ارتش تركيه با جدايى طلبان كرد باعث شد كه گروه پ. ك. ك در عملياتى خطرناك خط لوله باكو- تفليس - جيهان را هدف قرار دهد. مناقشات درياى سياه در گذشته بيشتر ماهيت بزهكارانه داشت ،يعنى منطقه اى بوده كه در آن نقل و انتقالات غير قانونى و همچنين شبكه هاى جنايتكارانه از مولداوى تا بلغارستان را شاهد بوده است. از لحاظ انرژى درياى سياه يك محور ژئوپوليتيكى را همراه درياهاى خزر و مديترانه تشكيل مى دهد كه محل عبور لوله هاى نفت و گاز فراوانى است و هر روز بيش از سى نفتكش از تنگه بسفر واقع در اين منطقه عبور مى كند. از گذشته روسيه خود را به عنوان يك بازيگر غير قابل اغماض در اين منطقه نشان داده است و داراى سياست هاى خاصى است در قبال آنچه به عنوان «خارج نزديك» كرملين خوانده مى شود. خارج نزديك عبارتى است كه براى جمهورى ها و مناطقى همچون اوستياى جنوبى و آبخازى به كار برده مى شود. جنگ اخير اوستيا يك مسئله مهم در حوزه مسائل استراتژيك درياى سياه مطرح كرده است و آن اين كه حرف آخر را چه كسى در مناقشات اين دريا مى زند و يا به عبارت ديگر قدرت اول در اين عرصه مهم كيست بدون ترديد در حال حاضر روسيه چنان نفوذى در حوزه درياى سياه و منطقه قفقاز اعمال كرده كه همگان بر اين حقيقت اذعان دارند كه درگيرى ها و مناقشات موجود در درياى سياه بدون اراده و خواست واقعى مسكو قابل حل و فصل نمى باشد. چشم طمع ناتو و امريكا به اين حوزه روسيه را به ايجاد ترتيبات امنيتى جديد در درياى سياه واداشته است به گونه اى كه روسيه علاوه بر استفاده از سلاح انرژى، افزايش توانايى هاى خود در زمينه هاى نظامى را در دستور كار قرار داده است / امريكا در اين انديشه است كه با حضور ناوهايش اين دريا را به يكى از پايگاه هاى ناتو تبديل كند. به اين صورت مى توان حدس زد در هزاره سوم درياى سياه نيز همانند خليج فارس و درياى مديترانه به يكى از ميدان هاى رويارويى نظامى و استراتژيك قدرت ها تبديل شود. آينده منطقه اهميت منطقه درياى سياه با پايان جنگ سرد در سال ۱۹۹۰ تاحدى رو به زوال رفت اما با حضور بازيگران نفتى و سرمايه گذاران غربى دوباره اوج گرفت. اكنون با جنگ اخير قفقاز چشم انداز ديگرى براى اين عرصه گشوده شده است. در محافل نومحافظه كار امريكا سه سناريو براى افزايش نفوذ در منطقه درياى سياه مطرح شده است. اولين سناريو اين است كه هر چه سريعتر كشورهاى اين منطقه از جمله گرجستان و اوكراين را وارد سازمان پيمان آتلانتيك شمالى ( ناتو) كنند. دومين سناريو دادن ابتكار عمل به دست اتحاديه اروپاست و سومين سناريو نيز توسعه روابط همزمان ناتو و اتحاديه اروپا با آن دسته از كشورهاى ساحلى درياى سياه است كه تاكنون به اين نهاد ها نپيوسته اند. اروپايى ها در جريان برگزارى نشست اضطرارى سران بيست و هفت كشور عضو اتحاديه اروپا در روز اول سپتامبر نوعى ضعف تصميم گيرى سياسى نسبت به اين منطقه را نشان دادند / اروپا پيش از اين براى حضور اقتصادى در درياى سياه سياستى به نام « همسايگى اتحاديه اروپا و روسيه» را در سال ۲۰۰۴ به تصويب رسانده بود اما به نظر مى رسد اين سياست اكنون دچار نوعى سستى و ناتوانى شده است. روسيه نيز به خاطر بدقولى هاى غرب از اجراى آن سرباز زده است به طورى كه پس از هجده ماه مشاهده كرديم مذاكرات درباره شراكت جديد استراتژيكى روسيه و اتحاديه اروپا به نتيجه خاصى منتهى نشد. از آن زمان به بعد بود كه اين مسئله مطرح شده كه آيا اتحاديه اروپا مى تواند بارديگر روابط خود را با روسيه گسترش دهد در اين شرايط كشورهايى كه به تازگى به عضويت اتحاديه اروپا در آمده اند در پى نوعى تضمين هاى امنيتى فورى در اين مناقشات هستند. همين مسئله باعث شده اروپا در برابر روسيه بدون ديپلماسى باقى مانده و باز هم از نظر دفاعى كم بياورد و اينجا است كه امريكا اختيار تصميم گيرى را دردست مى گيرد و ناتو را مؤثرتر از اتحاديه اروپا نشان مى دهد. با آنكه كه بيست و يك كشور غربى هم عضو اتحاديه اروپا هستند و هم در ناتو عضويت دارند / اما باز اين سؤال مطرح شده كه ماهيت واقعى روابط ميان ناتو و اتحاديه اروپا چيست سؤالى كه باعث شد فرانسه به فكر بازگشت به فرماندهى ناتو بيفتد.چند نشست اخير اروپا و ناتو نشان داد كه غرب براى تأمين امنيت ژئوپوليتيك خطوط لوله و گاز، در شرايط امروز راهبرد روشنى ندارد و اين سؤال بى پاسخ مانده كه به راستى چه كسى از اين منافع وسيع نفتى اروپا در قفقاز مراقبت خواهد كرد. آنچه مسلم است با آنكه ناتو اين آرزو را در سر مى پروراند كه امتياز نگهدارى و مراقبت از اين زيرساخت ها را در دست بگيرد اما روسيه سد راه چنين هدف جاه طلبانه اى خواهد شد. اميد هاى اروپا در اين شرايط به پاريس و ميانجيگرى ساركوزى دوخته شده است و اين كه همگان منتظر كارهايى هستند كه فرانسه در طول رياست شش ماهه خود بر اين اتحاديه انجام خواهد داد. جناح واقع گراى اروپا مى گويد «امريكايى ها متحد ما هستند و روس ها شركاى ما و اين دو امر تناقضى با هم ندارند.» آنها مى گويند روسيه و امريكا و اروپا طرحى براى مديريت مشترك و واقع گرايانه منطقه درياى سياه اعمال كنند اما مشكل اينجا است كه چنين ايده اى را ديگر نه امريكا قبول دارد و نه روسيه.
|
|
|
|
|
نگاه
حاميان و حريفان زردارى
[فرزانه شاهسوند ] سرانجام در رقابت فشرده پاكستان آصف على زردارى به عنوان چهاردهمين رئيس جمهور اين كشور انتخاب شد. اين رويداد پس از سقوط مشرف بدون شك مهم ترين حادثه در صحنه سياسى پاكستان است / رأى بالاى زردارى نشان از نفوذ بالاى حزب متبوع وى دارد. زردارى كه همسر بى نظير بوتو نخست وزير فقيد پاكستان است ، از مجموع هفتصد و دو رأى مجالس و مجمع هاى ايالتى ، چهارصد و هفتاد و نه رأى بدست آورد. انتخاب زردارى به رياست جمهورى پاكستان بدون شك ريشه در مجموعه اى از تحولات در پاكستان دارد كه به طور غير منتظره اى در يك سال و نيم اخير در پاكستان رخ داده است و باعث شد حزب مردم در خط مقدم سياست پاكستان قرار گيرد كه مهمترين اين تحولات ترور همسر زردارى بود. هرچند او ترديدهايى را درباره توانايى او براى اداره پاكستان وجود دارد اما زردارى در اين مدت نشان داد كه چندان هم با سياست در پاكستان ناآشنا نيست. او ۹ سال را در زندان سپرى كرد كه از او يك عنصر مؤثر براى حزب مردم ساخت. در قياس با نواز شريف تا كنون زردارى بيشترين مهارت را در اداره سياست پاكستان از خود نشان داده است اما هنوز در امور اجرايى چندان كارى انجام نداده است. يكى از اولين مسائل زردارى ترميم رابطه با نوازشريف است. زردارى نمى تواند كار زيادى در رقابت با شريف انجام دهد مگر اينكه بتواند كشور را به خوبى اداره و اوضاع اقتصادى اين كشور را تغيير دهد. نواز شريف در اواسط دهه ۱۹۹۰كه مدتى نخست وزير پاكستان بود از محبوبيت زيادى برخوردار بود و پاكستان از سياستهاى اقتصادى او نسبتاً راضى بودند. شريف هم اكنون به علت حمايت از بازگرداندن قضات بركنار شده به سركارشان و تأكيد بر كاهش اختيارات قانونى رئيس جمهور از حمايت برخى گروههاى سياسى نيز برخوردار است و به لحاظ دموكراتيك نيز دستى بالاتر از زردارى دارد از اين رو انتظار مى رود كه بر زردارى نيز فشار آورد تا به وعده هاى خود عمل كند. زردارى فعلاً از حمايت جدى واشنگتن برخوردار است با وجود اين هنوز معلوم نيست كه آيا ارتش به زردارى به عنوان كسى كه قابل اعتماد و توانمند در اداره كشور است خواهد نگريست يا خير.عمران خان سياستمدار پاكستان اعلام كرد: هم اكنون چندين پرونده فساد مالى برضد زردارى وجود دارد. وى معتقد است زردارى همان نقش را دارد كه مشرف به عنوان ديكتاتور نظامى داشت. بنابراين انتخاب وى بازگشتى به عقب در راه مبارزه براى دموكراسى است. اما با وجود همه اين مخالفت ها غرب و امريكا به آصف على زردارى در پى انتخاب وى به عنوان چهاردهمين رئيس جمهور پاكستان تبريك گفت. كاخ سفيد اعلام كرد جرج بوش رئيس جمهور امريكا اميدوار است همكارى با اسلام آباد در دوره رياست جمهورى زردارى بويژه در زمينه مبارزه با تروريسم ادامه داشته باشد. اين احتمال نيز وجود دارد كه او با حمايت غرب همانند مشرف اقتصاد را رونق بخشد. سرمايه گذاران اميدوارند اين انتخابات رياست جمهورى بتواند به برقرارى ثبات در پاكستان كمك كند و چشم انداز روشن ترى را براى اين كشور به دنبال داشته باشد /
|
|
|
|
|
اوكراين، كانون بعدى نزاع روس ها
|
|
|
[مهين السادات صمدى ] با نقشى كه دولت اوكراين در جنگ گرجستان ايفا كرد غرب امروز به طور جدى نگران موقعيت آينده دولت يوشچنكو است. كى يف تنها طرفى بود كه در بازى نظامى ساكاشويلى با روس ها جانب تفليس را گرفت. براى روس ها كه نزديك ۴ سال است با دولت غربگراى اوكراين در نزاع هستند اين حركت اوكراين در حكم اعلام جنگ بود. لذا ناظران معتقدند كه روس ها به محض فراغت از بحران گرجستان به سراغ كى يف خواهند رفت. براى مسكو تنبيه دولت يوشچنكو چندان دشوار نيست. كافى است روس ها شاهرگهاى وابستگى اقتصادى اين جمهورى را قطع كنند يا اپوزيسيون اوكراين را كه در حزب قدرتمندى به نام مناطق جمع شده اند را براى براندازى دولت شكننده نارنجى ها به صحنه آورد. همين وضع متلاطم دولت اوكراين باعث شد كه امريكا ديك چنى را راهى كى يف كند. دولت بوش اكنون تلاش مى كند با وارد كردن اوكراين به ناتو يا سازمان هاى اروپايى چتر ايمنى براى اين كشور ايجاد كند اما واقعيت اين است كه اروپايى ها بر سر بستن چنين پيمانى با اوكراين دچار اختلاف نظر شده اند. مسئله اوكراين نيز همانند داستان ناگوار گرجستان اكنون نوعى دو دستگى در غرب ايجاد كرده است. از ميان كشورهاى غربى اكنون لهستان، جمهورى چك ، كشورهاى حوزه بالتيك، انگليس و سوئد از اوكراين كه خواستار تعهد هر چه بيشتر براى پيوستن خود به اتحاديه اروپاست حمايت مى كننداما آلمان، اتريش و كشورهاى حوزه بنلوكس (هلند، بلژيك و لوكزامبورگ) نمى خواهند تحت تأثير احساسات دروازه پيوستن اوكراين را به اتحاديه اروپا بگشايند. روشن است كه اين اختلاف و شكاف در اردوگاه غرب ريشه در واهمه اروپايى ها از تكرار تجربه خونين گرجستان و واكنش بعدى روسيه دارد. نشست نمايندگان بيست و هفت كشور عضو اتحاديه اروپا در بروكسل در اين باره به بن بست رسيد. رئيس جمهور فرانسه كه رياست دوره اى اتحاديه اروپا را برعهده دارد مأموريت يافت براى يافتن تفاهم تا نيمه سپتامبر با اوكراينى ها ديدار كند. گفته مى شود فرانسه اين پيام را داده كه اوكراينى ها تأثير بحران گرجستان را بر موضع اروپايى ها بيش از اندازه در نظر بگيرند. نيكلا ساركوزى كه مخالف سرسخت پيوستن تركيه به اتحاديه اروپاست ديدگاهى محتاطانه به پيوستن اوكراين به اين اتحاديه دارد. آلمان و فرانسه بر اين اساس در نشست جنجالى بخارست نيز با پيوستن اوكراين و گرجستان به ناتو مخالفت كردند. رياست دوره اى اتحاديه اروپا با پيشنهاد توافقنامه همكارى كشورهاى مردد همچون هلند همصدا است. هلندى ها روى مواضع خود براى مخالفت با گسترش اتحاديه اروپا به دنبال رأى منفى به قانون اساسى اروپا در سال دو هزار و پنج باقى مانده اند. در هر صورت هرگونه توافقنامه همكارى بايد به تصويب بيست و هفت كشور عضو اتحاديه اروپا برسد. توافقنامه همكارى پيشنهادى به اوكراين كه راه را براى توسعه تدريجى در روابط ميان اتحاديه اروپا و اوكراين باز مى كند مشابه با دستورالعملى است كه در سال ۱۹۶۳ به آنكارا پيشنهاد شد. اين توافقنامه همچنين يادآور مى شود كه اوكراين كشورى اروپايى با تاريخ مشترك با كشورهاى اتحاديه اروپاست. اوكراينى ها تمايل دارند به اين متن عبارت «هويت مشترك» افزوده شود. اما مخالفان پيوستن سريع اوكراين به اتحاديه اروپا از اين كه اين كشور به عنوان كشورى اروپايى ارزيابى شود مخالف اند. بدون ترديد هر گونه تصميم درباره پيوستن اوكراين به ناتو يا سازمان هاى اروپايى فقط پس از حل منازعه گرجستان رقم خواهد خورد در واقع اين مسئله نيز جزوى از پرونده مناقشات غرب و روسيه است كه رقابت هاى اين دو قدرت آينده آن را روشن خواهد كرد.
|
|
|
|