چهارشنبه ۲۰ شهريور ۱۳۸۷ - ۹ رمضان ۱۴۲۹
Wed, Sep 10, 2008
ديپلماتيك
۴۰۲۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
جوان
فرهنگ و پايدارى
دانشگاه
خانواده
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
حقوقى
اوقات شرعى
نگاه
نگاه
برنده جنگ عراق كيست
[دى سايت‎/ ترجمه: شيرين كسرائى ]
استان الانبار در غرب عراق اكنون مملو از نيروهاى امريكايى است. دومين مكانى كه نيروهاى امريكايى در آن حضور چشمگيرى دارند شهر فلوجه است كه اين نيروها با تلاش بسيار زياد كنترل آن را به دست گرفته اند. همچنين مى توان شاهد حضور چشمگير نيروهاى امريكايى در شهر الرمادى عراق بود.
دو سال پيش، شبكه تلويزيونى امريكايى MSNB به نقل از منبعى در ارتش امريكا كه نامش را فاش نكرد پيش بينى كرد كه نيروهاى ضد شورش امريكايى در عراق شانسى براى كنترل شورش مردم الانبار ندارند و بدين ترتيب هيچ استاندارى نمى تواند در آنجا به راحتى فعاليت كند.
اما اين پيش بينى درست نبود و هفته گذشته نيروهاى ضد شورش امريكايى قدرت را به پليس و ارتش عراق تحويل دادند.نيويورك تايمز در انتقادى از جرج بوش، رئيس جمهورى امريكا نوشت: اين نقطه عطفى بسيار مهم از آغاز جنگ عراق ظرف پنج سال و نيم گذشته بود.
براساس بد بينانه ترين تحليل اين منبع ارتش امريكا، ۹۰ درصد امريكايى ها در حملاتى كه در عراق رخ داده جان خود را از دست داده اند. نيويورك تايمز به نقل از «موفق الربيعى» مشاور امنيت ملى عراق نوشت اين را- كنترل الانبار- در رؤياهايمان هم نمى ديديم. ما مى توانيم تصور كنيم كه الانبار گهواره شورش است. اكنون شورشيان خواهان اين هستند كه القاعده ترورهاى خود را عليه بوميان اين شهر متوقف نمايد.قتل هاى سياسى در اين منطقه طبق برنامه توسط عراقى هاى سكولار انجام مى شود. اما رؤساى قبايل در اين منطقه نيز به كمك ارتش عراق و امريكايى ها مى آيند زيرا آنها آموخته اند كه بايد سلفى ها را محدود نمايند تا در كار ارتش و دولت دخالت نكنند. اين كه ارتش عراق توسط شوراى بيدارى عشاير حمايت مى شوند آغازگر حركت بزرگ سنى ها مى باشد كه القاعده را بزودى از اين مناطق سنى نشين اخراج خواهند كرد و اين پايانى براى شورش هاى خونين خواهد بود.
باتوجه به اين كه دولت عراق مايل است كنترل شهرها را بدست نيروهاى عراقى بسپارد لذا امريكايى ها مجبورند به خواست دولت عراق گردن نهند وكنترل شهرهاى عراق را به نيروهاى عراقى واگذار نمايند. واگذارى كنترل شهرهاى عراق به نيروهاى عراقى نشان مى دهد كه اوضاع امنيتى عراق بهبود يافته و نيروهاى عراقى با آموزش هاى نظامى توانسته اند بدون كمك نيروهاى امريكايى اوضاع شهرهاى عراق را در دست گيرند. دولت عراق معتقد است در صورتى كه نيروهاى عراقى بتوانند آرامش را به شهرها بازگردانند ديگر نيازى به حضور نيروهاى امريكايى در شهرهاى عراق نيست واين نيروها مى توانند به پادگانهاى خود برگردند.
يك نمونه از كنترل شهرهاى عراق توسط نيروهاى عراقى را مى توان در شهر بصره در جنوب عراق مشاهده نمود. اين شهر كه شيعيان عراق در آنجا ساكن هستند و دومين شهر بزرگ عراق به حساب مى آيد در ماه دسامبر سال گذشته به نيروهاى عراقى تحويل داده شد و اين امر به دليل اعتراضات گسترده مردم به دولت عراق و نيروهاى امريكايى صورت گرفت. اينك شهر بصره توسط نيروهاى عراقى تحت كنترل است. واقعيت اين است كه اين تجربه تلخى براى ۳۰ هزار نيروى امريكايى و ۸۰۰ نيروى ويژه بود. نيروهاى مقتدا صدر (يكى از رهبران شيعيان عراق) آنها را دور كردند و اكنون آرامش به شهر بصره بازگشته است. اكنون در عراق شاهد هستيم كه افراد نظامى و غير نظامى كمتر كشته مى شوند و اين نشان مى دهد اوضاع در عراق آرام تر شده است. از ماه ژانويه تا جولاى سال گذشته ۶۰۰ امريكايى كشته شدند در حالى كه امسال در همين مدت اين آمار به ۱۸۰ تن كاهش يافته است. اكنون اين سؤال مطرح است : در جنگ چند ساله عراق كدام يك برنده شده اند امريكايى ها يا عراقى ها به هر حال جرج دبليو بوش ديگر به عنوان رئيس جمهورى امريكا انتخاب نخواهد شد و در پايان حيات سياسى پر از ناكامى او عراق نقش اول را دارد.
ايران هسته اى و نگاه دموكرات هاى امريكا
388080.jpg
[ محمد زمانى ]
سخن جوزف بايدن سناتور امريكا ، مبنى بر اينكه اسرائيل بايد با ايران هسته اى كنار بيايد، در شرايطى كه موضوع ايران به يكى از محورهاى عمده در مشاجرات انتخاباتى امريكا تبديل شده است، بازتاب هاى گسترده اى پيدا كرد .گرچه سخنگوى اين سناتور امريكايى ناگزير شد پس از انتشار آن توسط روزنامه صهيونيستى هاآرتص در واكنش به لابى صهيونيسم، آن را تكذيب كند اما سخنى بدون پيشينه و سطحى نبود ‎/ بايدن كه از سوى سناتور اوباما به عنوان معاون رياست جمهورى احتمالى اش انتخاب شده، رئيس سابق كميته روابط خارجى سناى امريكا بوده و نيمى از فعاليت سياسى خويش را در سنا سپرى كرده است، از اين رو مى توان سخنان او را در مورد مسائل بين المللى امريكا را اثرگذارتر دانست. با اينكه روى اين گفته بايدن با رژيم صهيونيستى است اما اين سخنان جنجالى بايدن در ذهن ناظران يك پيش فرض مهم را مطرح كرد : اينكه امريكايى كه اوباما در رأس آن خواهد بود، ايران هسته اى را مى پذيرد
شايد بتوان مقاله «راهى معقول درباره ايران» را كه در هفتم خرداد ماه سال جارى توسط برژينسكى مشاور سابق امنيت ملى دولت كارتر و ژنرال بازنشسته و رئيس سابق آژانس امنيت ملى امريكا ويليام اودوم در روزنامه واشنگتن پست چاپ شد، پيش زمينه نظرى سخنان بايدن دانست.
نويسندگان آن مقاله پيشنهادى در اين قالب مطرح كردند: «يك رويكرد موفق در برابر ايران اين است كه ما بر سر منافع امنيتى مان(امريكا) با ايران به توافق برسيم.»
جمله مذكور همراه اين استدلال بود كه هيچ كدام از سياست ها و گزينه هاى مطرح شده توسط كارگزاران كاخ سفيد اعم از طرح حمله به تأسيسات اتمى، سياست چماق و هويج و سياست استراتژيك بازدارندگى در مقابل ايران كار ساز نبوده است.
از اين منظر مى توان گفت كه سخنان بايدن نشانگر نوعى زمينه چينى براى پياده شدن همان پيشنهادى است كه سال گذشته دو سياستمدار ارشد امريكا - جيمز بيكر و لى هميلتون - در گزارش معروف خويش به كاخ سفيد توصيه كرده و خواهان گشودن باب مذاكره مستقيم امريكا با ايران و سوريه شدند. لابد بايدن نيز براين باور است كه موضع گيرى هاى منعطف رئيس اش - اوباما - در برابر ايران هسته اى، كاخ سفيد را از يك مخمصه و بن بست بزرگ رها خواهد ساخت و درعين حال پل كمكى براى بحران هاى عراق و افغانستان بوجود خواهد آورد.
اما تجربه سى سال رويارويى ايران و امريكا مى گويد چرخش قدرت از جمهورى خواهان به دموكرات ها ، تغيير عميقى در مبانى رفتار كاخ سفيد نسبت به ايران بوجود نمى آورد. اگر جمهورى خواهان با شيوه هاى ميليتاريستى با ايران روبه رو شده اند دموكرات ها نيز از مفاهيمى چون دموكراسى ، صلح يا حقوق بشر براى برخورد با حريف خاورميانه اى شان بهره جسته اند ‎/
بايدن مى داند كه اوباما با ژست ضد جنگ و صلح طلبانه براى اقناع افكار عمومى جهان جهت پيگيرى همان اهداف بلند مدت استراتژيك امريكايى ها امكان جديدى يافته است. به عبارتى سران دموكرات در يافته اند كه تاكتيك هاى دوران بوش ديگر پاسخگو نيست لذا سعى بر اين دارند كه اهداف و منافع امريكا در قبال ايران را اين بار از طريق روش هاى ديگرى چون مذاكرات مستقيم پيگيرى كنند.
با اين فرض مى توان تصور كرد كه در عرصه ديپلماسى كه امثال بايدن يا بيكر ايران را به آن فرا مى خواند چه اتفاقى خواهد افتاد. در اين ميدان بدون شك امريكاى در دست دموكرات ها حرفى براى گفتن نخواهند داشت جز تعيين همان شروطى كه همواره به عنوان پيش شرط مذاكرات مستقيم از سوى امريكاى جمهورى خواهان مطرح مى شد. اين شروط درنگاه امريكايى ها به جهان و اهداف بلند مدتى كه معطوف به تئورى سلطه جهانى ريشه دارد.
بنابراين اولين مشكل براى دموكرات هاى امريكا اين است كه ايران هسته اى ديگر جهان تك قطبى و نظريه يك جانبه گرايى را نفى مى كند و اين چيزى نيست كه زمامداران آينده امريكا نيز بدان تن دهند.
چنان كه تيم دموكرات ها به سردمدارى اوباما نيز انديشه برترى جهانى امريكا را كنار ننهاده اند. در مسيررسيدن به اين اهداف بلند پروازانه يك امر مسلم است: به هر نحو ممكن آنها از ظهور ايران به عنوان قدرت منطقه اى جلوگيرى خواهند كرد؛ مگر اينكه چنين ايرانى به امريكا در تأمين منافع نامشروعش يارى برساند. بنابراين از ديد دموكرات ها نيز ايران هسته اى كه بنا به تشخيص عالى ترين مرجع بين المللى در نوع خود يعنى آژانس بين المللى انرژى اتمى، هيچ انحرافى در برنامه هاى هسته اى به سوى ساخت سلاح هسته اى نداشته، فقط به شرط به رسميت شناختن اهداف بلند مدت امريكايى ها مى تواند بلكه از به اصطلاح مشوق ها و امتيازات اقتصادى امريكايى ها برخوردار شود. دست برقضا ماهيت ضد سلطه انقلاب ايران را پيش از جمهورى خواهان ، دموكرات ها تجربه كرده اند.
دموكرات ها درنخستين فاز رويارويى با ايران دريافتند كه انقلاب اسلامى به مناسباتى از نوع رابطه نابرابر امروز حكومت هاى خاورميانه با واشنگتن تن نخواهد داد. آنها يقين دارند اگر هم ايران از مذاكرات بدون پيش شرط استقبال مى كند به معناى اين نيست كه با گرفتن امتيازاتى حتى به اندازه به رسميت شناختن حق ايران در داشتن چرخه كامل سوخت هسته اى و يا هر امتياز اقتصادى و سياسى ديگر آرمانهاى عدالت طلبانه انقلاب اسلامى را رها خواهد كرد.
بنابراين بايدن و رئيس اش اوباما و نظريه پرداز هم حزبى شان برژينسكى ، زمانى از سازش بر سر منافع با ايران صحبت مى كنند كه مى دانند به قول يوشكا فيشر وزير امور خارجه سابق آلمان سياست هاى بوش در منطقه خاورميانه ظهور ابر قدرت منطقه اى ايران را تسهيل كرده است و ادامه اين سياست ها باعث انسجام هر چه بيشتر ايرانيان در مسير اين ظهور خواهد شد.
هنوز از يادها نرفته است كه كهنه كاران دموكرات بارها نشانه هايى براى مذاكره با ايران ارسال كردند اما هيچ كدام به تغيير ساختار سياست خصومت آميز اين كشور منجر نشد بنابراين شعار پذيرفتن ايران هسته اى را زمانى مى توان باور كرد كه اهداف آرمان گرايانه انقلاب اسلامى ايران در برقرارى نظام عادلانه جهانى مورد قبول طرف هاى غربى و بخصوص امريكايى ها قرار بگيرد كه امرى محال مى نمايد؛ به عنوان جمع بندى مى توان گفت پيش كشيدن مذاكرات مستقيم صرفاً تاكتيكى بيش براى به دست آوردن صندلى قدرت براى دموكرات ها و بازسازى چهره امريكا نيست ‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |