|
|
|
|
|
از سوى عضو گروه كوهنوردى تشريح شد
|
|
|
|
|
|
|
|
ساعت ۱۵/۳۰ ديروز رخ داد
• مركز زمين لرزه در عمق ۱۸ كيلومترى بستر دريا در نزديكى بندر خمير اعلام شده است • شمار تلفات زلزله هرمزگان تا عصر ديروز ۴ كشته و۲۶ مجروح گزارش شد • آرامش نسبى شامگاه به منطقه بازگشت، در حالى كه احتمال وقوع پس لرزه هر نيم ساعت يكبار در شبانه روز گذشته وجود داشت
|
|
|
|
|
|
|
شيوه دزدان سابقه دار براى سرقت از طلا فروشى ها
گروه حوادث ـ اعضاى شبكه سرقت از طلا فروشى هاى چند استان در عمليات نامحسوس و مشترك پليس دستگير شدند. به گزارش خبرنگار ما، رئيس پليس آگاهى استان ايلام در تشريح نحوه فعاليت اعضاى اين شبكه گفت: دزدان سابقه دار، بعد از ظهرها و در ساعت هاى خلوت پس از شناسايى طلافروشى هاى فاقد دوربين مدار بسته، نقشه تبهكارانه شان را عملى مى كردند.ابتدا يكى از دزدان به بهانه اى مرد طلافروش را از مغازه بيرون كشيده و با سرگرم كردن او، فرصت سرقت را در اختيار همدستانش قرار مى داد.با طرح شكايت هاى مشابه از متهمان در اداره آگاهى ايلام، كارآگاهان تحقيقات گسترده اى براى دستگيرى سارقان آغاز كردند. به دليل اين كه مغازه هاى محل سرقت مجهز به دوربين مدار بسته نبودند، پليس به چهره نگارى از اعضاى اين شبكه پرداخت اما تحقيقات در اين شاخه به بن بست رسيد.در ادامه كارآگاهان با احتمال اين كه سارقان از استان هاى ديگر وارد ايلام شده و پس از سرقت از شهر خارج مى شوند چهره نگارى فرضى متهمان به استان هاى همسايه اعلام گرديد. بنابراين مشخص شد، در استان هاى كردستان و لرستان نيز چند فقره سرقت با شيوه مشابه رخ داده است.كارآگاهان در ادامه پس از بازبينى فيلم دوربين هاى مدار بسته طلا فروشى هاى استان هاى لرستان و كردستان موفق به شناسايى هويت سه تن از سارقان شدند.سپس مأموران در قالب چند گروه گشت ويژه و نامحسوس، طلا فروشى ها را زير نظر گرفتند. تا اين كه دزدان هنگام سرقت از يك مغازه طلافروشى در ايلام به دام افتادند.متهمان در بازجويى ها به ده ها فقره سرقت از مغازه هاى طلافروشى در ايلام، كوهدشت، نورآباد، دره شهر، سنندج و خرم آباد اعتراف كردند.دزدان همچنين گفتند: براى فرار از دام پليس به صورت چرخشى در سه استان فعاليت مى كردند.هم اكنون تحقيقات فنى ـ پليسى از متهمان در اداره آگاهى ادامه دارد.
|
|
|
|
|
۲كودك ، قربانى اختلاف هاى پدر و مادر
گروه حوادث ـ مرد جنايتكار كه پس از قتل دو فرزند خردسالش خود را از بالاى كوه به پائين انداخته بود، زنده ماند. به گزارش خبرنگار ما، عصر شنبه راننده يك خودرو در حوالى سنندج با پيكر نيمه جان مرد جوانى كنار جاده روبه رو شد. راننده بلافاصله او را به بيمارستان رساند كه با تلاش پزشكان مرد مجروح از مرگ نجات يافت.از سوى ديگر مسئولان بيمارستان كه به موضوع مشكوك شده بودند پليس را باخبر كردند. پس از بهبود نسبى «احمد» گروهى از كارآگاهان به تحقيق از او درباره علت جراحت هايش پرداختند.وى نيز در جريان تحقيقات در حالى كه بى تاب دو فرزند خردسالش بود به مأموران گفت: روز حادثه دزدان مسلح سد راهم شده و ماشينم را متوقف كردند. آنها من را با زور و تهديد بيرون كشيده و پس از ضرب و شتم كنار جاده رهايم كردند. دزدان سپس ماشين را همراه دو فرزند يك و سه ساله ام ربودند. با طرح اين ادعا گروهى از كارآگاهان پليس سنندج به تحقيق براى شناسايى و دستگيرى تبهكاران و يافتن سرنخى از سرنوشت دو كودك ربوده شده پرداختند اما هيچ ردى از آنها به دست نيامد. مأموران وقتى براى چندمين بار به اميد يافتن سرنخى از دزدان به تحقيق دوباره از احمد پرداختند متوجه تناقض گويى هاى وى شدند. بنابراين در بازجويى هاى تخصصى، سرانجام احمد لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل دو فرزندش را فاش كرد.متهم گفت: از چندى قبل با همسرم اختلاف و درگيرى داشتيم. هر روز هم اختلاف هاى ما شدت مى گرفت تا اين كه روز حادثه پس از درگيرى با او و براى انتقام تصميم به قتل فرزندانم گرفتم.بنابراين بچه ها را به بهانه گردش به بيابان هاى اطراف شهر برده و هر دو را كشتم. اما پس از قتل دچار عذاب وجدان شده و خودم را از بالاى كوه پائين انداختم كه متأسفانه زنده ماندم.با اعتراف هاى «احمد»، مأموران به محل جنايت رفته و جسد دو قربانى جنايت هولناك را كشف كردند. تحقيقات تكميلى در اين باره ادامه دارد.
|
|
|
|
|
از سوى عضو گروه كوهنوردى تشريح شد
جزئيات صعود به قله مرگ
|
|
|
گروه حوادث ـ جزئيات تازه صعود گروه ۶ نفره كوهنوردان ايرانى به قله «نانگاپاربات» پاكستان و ناپديد شدن يكى از اعضاى گروه تشريح شد. در اين صعود نفسگير يكى از كوهنوردان در ارتفاع ۷۸۰۰ مترى جان باخت. «سهند عقدايى» مسئول روابط عمومى و عضو گروه كوهنوردى در اين باره به خبرنگار ما گفت: قله «نانگاپاربات» در شمال پاكستان و غرب رشته كوه هاى هيماليا قرار دارد. نخستين تلاش ها براى صعود به اين قله از ۱۱۲ سال قبل آغاز شد، اما نخستين گروه كوهنورد ۵۴ سال قبل به اين قله - كه از صعب العبورترين قله هاى جهان است - صعود كرد.تا امروز نيز از ۲۹۳ كوهنورد صعود كننده به اين قله ۷۰ تن جان باخته اند.به گفته وى، اعضاى گروه كوهنوردى باشگاه دماوند چندى قبل به پيشنهاد و سرپرستى «ليلا اسفنديارى» - كوهنورد فعال و باسابقه كشور - طرح صعود به قله «نانگاپاربات» در شمال پاكستان را پذيرفته و با حمايت هاى مالى يك شركت داخلى، برنامه سفر، روز ۲۴ خرداد ۸۷ با پرواز به سوى اسلام آباد آغاز شد. اعضاى گروه ۶ نفره صبح ۳۱ خرداد عازم كمپ اصلى شده و صعود به قله را شروع كردند. 16 روز پس از آغاز صعود، اعضاى گروه به كمپ شماره ( 3 ) در ارتفاع ۶۸۵۰ مترى رسيده و پس از يك شب استراحت در كمپ و بررسى وضعيت اخبار هواشناسى، صبح ۲۶ تير صعود به قله را ادامه دادند.۲۷ تير، حدود ساعت ۱۲ شب از چادرهايمان در كمپ چهارم - ارتفاع ۷۴۰۰ مترى - براى صعود به قله خارج شديم. دقايقى پس از حركت «سامان» ۲۷ ساله - قربانى - كوله پشتى اش را زمين گذاشت. وقتى علت را پرسيديم، گفت مشكلى نيست، ادامه دهيم. اما وقتى هوا روشن شد، با تعجب دريافتيم او كوله پشتى ندارد. از آنجا كه چند مترى از ما عقب مانده بود، متوجه شديم توان كافى براى صعود ندارد، اما از بيان موضوع طفره مى رفت.وقتى فاصله گروه از سامان بيشتر شد، به او پيشنهاد كرديم برگردد، اما مخالفت كرد. حتى دو نفر از اعضاى گروه هم حاضر شدند با او برگردند و از صعود انصراف دهند، اما قبول نكرد. با اين حال سرپرست تيم و سرپرست فنى گروه، وقتى با مخالفت هايش روبه رو شدند با اصرار او را وادار به برگشت كردند. سامان كه اوضاع را اين گونه ديد، چاره اى جز اين نديد. ما نيز با توجه به هموار بودن مسير برگشت حدود ساعت ۱۰ صبح از او جدا شديم. اما پس از ۲۰۰ متر صعود وقتى به پشت سر نگاه كرديم، باز هم سامان را پشت سر ديديم كه آرام ـ آرام در حال صعود است. ساعت ۴ بعد از ظهر ما به قله رسيديم و بلافاصله نيز فرود را آغاز كرديم. در راه بازگشت سامان را در حال فرود ديديم. او در امتداد ما پائين مى رفت، وقتى به ۱۰۰ مترى اش رسيديم، سامان با سرعت زياد در حال حركت بود. برايش دست تكان داديم، او هم جواب داد. هوا رو به تاريكى بود كه ايستاديم تا دو نفر از اعضاى گروه كه عقب تر بودند، به ما برسند. وقتى همه رسيدند، دوباره فرود را آغاز كرديم، اما ديگر اثرى از سامان نبود و تنها رد پاهاى او را در برف ديديم كه با رسيدن به يك نوار صخره اى رد پاها نيز ناپديد شد.در حالى كه هوا كاملاً تاريك شده بود، چند ساعتى در برف و بوران گرفتار شديم، در نهايت ساعت ۴ صبح به كمپ ۴ رسيديم، اما باز هم از «سامان» خبرى نبود. سه ساعت بعد با كمپ اصلى تماس گرفتيم، آنها گفتند جبهه هواى نامساعدى در راه است و بايد سريع خود را به پائين برسانيم؛ اگرنه خطر جدى تهديدمان مى كند. همان موقع يك چادر با تمام امكانات براى سامان گذاشتيم و به طرف پائين راه افتاديم. البته براى امداد احتمالى به سامان تقاضاى هلى كوپتر كرديم، اما در روزهاى بعد آنقدر هوا نامساعد بود كه هلى كوپتر نتوانست پرواز كند و فقط يك بار تا كمپ اصلى به ارتفاع ۴۲۰۰ مترى رفت و برگشت. شب بعد از حادثه افسر رابط پاكستان كه در كمپ اصلى حضور داشت و با دوربين ما را دنبال مى كرد، نور چراغ سامان را در ارتفاع ۷۶۰۰ مترى ديده بود و اين نشان مى داد سامان دچار ارتفاع زدگى نشده بود، چرا كه در آن صورت همان شب اول جان مى باخت و نمى توانست تا صبح دوام بياورد. مسئول روابط عمومى گروه درباره امدادرسانى به «سامان» گفت: 30 تير به كمپ اصلى بازگشتيم و باز هم امدادرسانى را ادامه داديم. گزارش شركت ATP پاكستان كه به فدراسيون كوهنوردى ارسال شده نيز گواهى بر ادعاى ماست. بر خلاف برخى اظهارات كه گفته شده ۲ روز پس از حادثه به درخواست سرپرست گروه، امدادرسانى متوقف شده، ما تا يك هفته پس از حادثه يعنى تا سوم مرداد به جست و جو ادامه داديم، اما سرانجام با تشكيل كميته بحران در تهران و حضور نمايندگان فدراسيون كوهنوردى، هيأت كوهنوردى استان تهران، باشگاه دماوند و خانواده سامان به اتفاق آرا تصميم گرفته شد جست و جو متوقف شود، چرا كه امكان زنده ماندن كسى در ارتفاع بالاى ۷۰۰۰ متر كه به «منطقه مرگ» معروف است، بيش از دو يا سه روز وجود ندارد. بنابراين با قوت گرفتن مرگ غم انگيز سامان دستور توقف عمليات ابلاغ شد. بدين ترتيب ۱۲ مرداد به ايران بازگشتيم. به گفته «عقدايى» صعود به اين قله از دشوارترين صعودهاى تاريخ هيماليانوردى ايران بود. در اين سفر از باربران ارتفاع استفاده نشد، اكسيژن مصنوعى هم وجود نداشت. افراد زيادى هم در منطقه نبودند كه بتوانيم هنگام بروز حادثه از آنها كمك بخواهيم. ضمن اين كه تمام افراد گروه از اين شرايط باخبر بوده و با ميل و رضايت خود همراه گروه شدند. حتى قبل از آغاز سفر همه اعضاى گروه با پدرانشان به دفترخانه اسناد رسمى رفته و با ارائه تعهد محضرى تمام حوادث احتمالى و خطرات را پذيرفتند.مسئول روابط عمومى گروه در پايان گفت: علت اصلى اين حادثه نافرمانى سامان از دستور سرپرست گروه بود. ما او را در شرايطى رها كرديم كه وضعيت جسمانى خوبى داشت. اگرچه قادر به صعود نبود، اما مى توانست با فرود به سوى كمپ ۴ به راحتى بعد از ۳ يا ۴ ساعت به آنجا برسد. با اين حال احساس مى شود سامان سعى داشت دور از چشم گروه به صعودش ادامه دهد تا موفق شود. او وقتى اعضاى گروه را هنگام فرود ديد، به صورت عمدى يا شايد هم سهوى از مسير خارج شد و به بقيه اعضا نپيوست.گفتنى است پدر و برادر سامان - كوهنورد ناپديد شده - در پى اعلام خبر فوت وى با مراجعه به شعبه دوم بازپرسى دادسراى جنايى تهران و تسليم شكايتى خواستار رسيدگى دقيق به ماجراى ناپديد شدن مرموز وى شدند.بازپرس اصغرزاده نيز دستور احضار ۵ عضو گروه كوهنوردى و دست اندركاران و كارشناسان مربوط را براى رفع ابهام هاى موجود در پرونده صادر كرد.
|
|
|
|
|
آزادى مرد اعدامى پس از ۲۳ سال
|
|
|
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: يكى از قديمى ترين زندانى هاى كشور پس از ۲۳ سال با تلاش گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران و مسئولان قوه قضائيه و يك نيكوكار ناشناس تهرانى آزاد شد. با تلاش گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران و مرد نيكوكار صورت گرفت
به گزارش خبرنگار جنايى ما، پنجشنبه گذشته گروه جويندگان عاطفه گزارشى درباره سرنوشت غم انگيز يك مرد ۷۰ ساله زندانى منتشر كرد. اين مرد به اتهام قتل همسرش به قصاص - اعدام - محكوم شده بود. اما با گذشت ۲۳ سال از زمان تأييد حكم، از آنجا كه خانواده مقتول حاضر به اجراى حكم نبودند، محكوم بلاتكليف، همچنان زندانى بود. او چندى قبل با ارسال نامه اى به رئيس قوه قضائيه درخواست عفو و بخشش يا كمك براى تغيير وضعيت نامعلومش كرده بود. بدين ترتيب به دستور آيت الله هاشمى شاهرودى، رئيس قوه قضائيه پس از بررسى هاى صورت گرفته در پرونده قرار وى ابتدا به وثيقه و سپس به كفالت تبديل شد. با اين حال هيچ يك از اعضاى خانواده يا آشنايان مرد زندانى حاضر به سپردن قرار كفالت ۱۰ ميليون تومانى او نشدند. تا اين كه با نظر قاضى جعفرزاده ( سرپرست دادسراى جنايى تهران )، عصمت الله جابرى، سرپرست اجراى احكام دادسرا براى كمك به حل مشكل پيرمرد زندانى از گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران نيز تقاضاى كمك كرد. پس از انتشار اين مطلب، جمعى از مردم نيكوكار در تماس با گروه جويندگان عاطفه براى كمك به مرد زندانى اعلام آمادگى كردند. بدين ترتيب صبح ديروز يكى از نيكوكاران تهرانى با حضور در شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران پس از گفت وگو با مسئولان دادسرا و مرد زندانى با واريز ۱۰ ميليون تومان به حساب صندوق دولت، مقدمات آزادى «صفرعلى» را فراهم كرد. قاضى جابرى - سرپرست اجراى احكام دادسرا - نيز در اين باره به خبرنگار ما گفت: پس از واريز پول به حساب، نامه آزادى وى براى زندان ارسال شد. مسئولان زندان نيز بلافاصله شرايط آزادى وى را فراهم كردند.
گفت وگو با مرد زندانى
صفرعلى كه صبح ديروز همراه دو تن از مأموران زندان قزل حصار كرج به شعبه اجراى احكام دادسراى جنايى تهران منتقل شده بود در حالى كه از شنيدن خبر آزادى اش شوكه بود با تقدير از همه افرادى كه به آزادى اش كمك كردند، گفت: در كمال ناباورى از اين كه خبر آزادى ام را مى شنوم بشدت خوشحالم، با اين حال آزادى ام را مديون گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران و نيكوكاران هستم. از روز حادثه بگو. من همسر و سه فرزند داشتم كه به خاطر بيمارى همسر اولم مجبور به ازدواج مجدد شدم. زهرا هم يك سال بعد باردار شد و پسرى برايم به دنيا آورد. من او را خيلى دوست داشتم بخصوص كه تازه زايمان كرده و هنوز هم در بستر بود. اما متأسفانه او دو روز قبل از مرگ با زن صاحبخانه به خاطر سر و صداى بچه ها دعوايش شده بود. زن و شوهر صاحبخانه هم او را كتك زده بودند. شب كه به خانه آمدم و او را در آن وضع ديدم خيلى عصبانى شدم. سر همين موضوع با صاحبخانه درگير شدم. صورتم مجروح شده بود كه همين جراحت ها را بعد از مرگ همسرم به حساب درگيرى من و او گذاشتند.شب حادثه - 11 فروردين ۶۴ - من و زهرا و چهار فرزندم در خانه بوديم كه نيمه شب حال او بد شد. انگار كه داشت خفه مى شد، فرياد زد و كمك خواست. وقتى اورژانس آمد اعلام كردند همسرم جان سپرده. علت مرگ همسرت چه بود اول اعلام شده بود مرگ او طبيعى بوده. اما بعد گفتند خفه شده. ولى به تمام مقدسات عالم قسم مى خورم كه همسرم را نكشته ام و بى گناهم. حتى در دادگاه نيز كار به اجراى مراسم قسامه كشيد و چون خانواده همسرم قسم خوردند كه من قاتل هستم مرا به قصاص - اعدام - محكوم كردند.اگرنه هيچ دليل و مدركى عليه من وجود نداشت. ضمن اين كه قتل يك زن كه تازه مادر شده و برايم فرزندى آورده بود دليل محكم مى خواهد كه بر همگان اثبات شد ما هيچ اختلافى با هم نداشتيم. ضمن اين كه همسر اولم به دليل بيمارى اش مرا مجبور به ازدواج مجدد كرد و خودش برايم به خواستگارى رفت. پس هيچ دليلى براى قتل وجود نداشت. همسر اولت چه شد در اين سال ها كه زندان بودم غيابى طلاق گرفت. اما شنيدم كه بچه هايم را او بزرگ كرده است. از فرزند همسر دومت خبر دارى او هم نزد همسر اولم بود. الآن بايد ۲۳ ساله باشد. در اين سال ها ملاقات كننده داشتى بچه هايم بعضى اوقات مى آمدند. يكى ـ دو بار هم مادرم آمد اما خيلى كم و دير به دير ملاقاتم مى آمدند. از شرايط زندگى سال هاى طولانى در زندان بگو. شرايط خيلى سخت است. در زندان هر يك ساعت يك هفته مى گذرد. دو بار در زندان سكته كردم. (در حالى كه به كيسه داروهايش اشاره كرد ، ادامه داد: ) ببينيد چقدر دارو مى خورم تا بتوانم راه بروم. در زندان چه كار مى كردى نجارى و كار روى چوب. البته قبل از زندانى شدن در داروخانه كار مى كردم. بعد از آزادى چه كار مى كنى يك راست مى روم ترمينال يك بليت مى خرم و مى روم به شهرمان در شمال نزد مادر پيرم تا چند روز آخر عمرم را پيش مادرم زندگى كنم. بچه ها هم اگر خواستند مى توانند آنجا به ديدنم بيايند. از خانواده همسرت خبر دارى نه! آخرين بار ۲۳ سال قبل مادرزنم را در دادگاه ديدم. وقتى قاضى از او پرسيد دامادت با دخترت اختلاف داشت، گفت: نمى دانم. به او گفت قسم مى خورى او قاتل دخترت است. گفت: بله! آنها هم به حساب حرف او برايم حكم اعدام دادند. اگر بعد از آزادى، خانواده همسر دومت - مقتول - تصميم بگيرند حكم را اجرا كنند چه كار مى كنى اجراكنند. من حاضرم. ولى قسم مى خورم اگر مرا اعدام هم كنند خون بى گناهى را ريخته اند. چون من همسرم را نكشته ام. من او را دوست داشتم. اما افسوس كه آن موقع تحقيقات درست و حسابى نشد و يكسرى مسائل دست به دست هم داد تا زندگى من و فرزندانم تباه شود. مى دانى چه كسى باعث آزادى ات شد وقتى روزنامه ايران ماجراى زندگى ام را نوشت ، مرد نيكوكارى براى آزادى ام ۱۰ ميليون تومان به حساب دولت واريز كرد. و حرف آخر از مرد خيرخواه، آيت الله شاهرودى و روزنامه ايران سپاسگزارم. من آدم بى سوادى نيستم. مى دانم چه كمك بزرگى در حق من شده است. چون داشتم در زندان مى پوسيدم. اميدوارم خداوند اجر همگى شان را بدهد.
|
|
|
|
|
واژگونى و آتش سوزى تانكر ۳۰ هزار ليترى سوخت در جاده قم
گروه حوادث- واژگونى تانكر سوخت در محور تهران- قم يك كشته برجا گذاشت. به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز واژگونى تانكر سوخت در محور تهران- قم در محدوده حسن آباد به آتش نشانى تهران اعلام شد. بلافاصله مأموران ايستگاه هاى( 508)، (۵۰۱) و (۵۰۹ )به محل حادثه اعزام شدند.آنها پس از حضور در محل حادثه دريافتند تانكر سوخت حاوى گازوئيل پس از برخورد با گاردريل و چراغ برق بزرگراه واژگون شده كه بر اثر سرازير شدن محموله تانكر روى موتور، تانكر دچار حريق شده است.آتش نشانان با استفاده از ۱۰ بند لوله آب پرفشار و كف، موفق شدند حريق را به صورت كامل اطفا كنند.حمزه- راننده ۶۰ ساله تانكر- نيز به علت شدت تصادف، در دم جان باخت.
|
|
|
|
|
ساعت ۱۵/۳۰ ديروز رخ داد
زلزله ۶ ريشترى در بستر سواحل هرمزگان
• مركز زمين لرزه در عمق ۱۸ كيلومترى بستر دريا در نزديكى بندر خمير اعلام شده است • شمار تلفات زلزله هرمزگان تا عصر ديروز ۴ كشته و۲۶ مجروح گزارش شد • آرامش نسبى شامگاه به منطقه بازگشت، در حالى كه احتمال وقوع پس لرزه هر نيم ساعت يكبار در شبانه روز گذشته وجود داشت
گروه حوادث- كلثوم سلطانى، خبرنگار «ايران»، بندرعباس: زمين لرزه اى به قدرت ۶ درجه در مقياس ريشتر، عصر ديروز بندر «خمير» در استان هرمزگان را لرزاند. به گزارش خبرنگار ما، اين زمين لرزه كه ساعت ۳ و ۳۰ دقيقه عصر رخ داد، اكثر شهرهاى استان هرمزگان را لرزاند. دقايقى بعد امدادگران اورژانس و هلال احمر خود را به محل حادثه در ۱۷ كيلومترى بندر خمير رسانده و عمليات نجات مجروحان احتمالى آغاز شد.تنها بالگرد امدادى جمعيت هلال احمر در منطقه جنوب شرق كشور نيز بلافاصله به سوى بندر خمير اعزام شد.اين در حالى است كه شدت زلزله ، عمق ۱۸ كيلومترى زمين گزارش شد.مركز اصلى اين زلزله در دريا بود. به همين علت بيشترين خسارت آن در جزيره قشم گزارش شد. با گزارش تخريب چند خانه و مغازه در قشم، بلافاصله ۱۳ تيم از امدادگران جمعيت هلال احمر به هفت روستاى قشم اعزام شده و ۱۵ زخمى را به مراكز درمانى انتقال دادند.ياسر حزباوى، رئيس ستاد حوادث غيرمترقبه استان هرمزگان نيز درباره خسارت و تلفات زمين لرزه گفت: تيم هاى اورژانس و هلال احمر استان هرمزگان براى ارزيابى زلزله حوالى بندر خمير به اين ناحيه اعزام شدند كه در صورت نياز به نيروهاى امدادى بيشتر، تجهيزات تكميلى امدادرسانى و دستگاه هاى زنده ياب به محل زلزله اعزام خواهد شد.وى افزود: زلزله خسارت هايى به تأسيسات برقى منطقه وارد كرده است. به همين خاطر جزيره قشم و روستاهاى اين منطقه تا ساعت ها در خاموشى به سر بردند. ۴ كشته و ۲۶ مجروح رئيس اورژانس كشور نيز درباره آخرين آمار تلفات اين زمين لرزه گفت: تلفات زلزله هرمزگان تاكنون۴ كشته و ۲۶ مجروح گزارش شده است.عباس حسنى افزود: چهاركشته مربوط به جزيره قشم و مجروحان نيز اهل قشم و بندرعباس هستند.دكتر فرشيد عابدى، رئيس دانشگاه علوم پزشكى هرمزگان نيز در اين باره گفت: عمق حادثه مربوط به روستاى «گوشه» از توابع «رمكان» جزيره قشم است.وى افزود: پنج تن به علت ازدحام و ترس از زلزله در بازار «رمكان» آسيب ديده اند كه هر پنج تن به مراكز بهداشتى «درگهان» منتقل شده اند. پنج تن هم نزديك اسكله كاوه مجروح شدند كه يكى از آنها به بيمارستان قشم انتقال يافت. آواربردارى از روستاهاى زلزله زده ياسر حزباوى شامگاه ديروز اظهار داشت: بيشترين خسارت زلزله به روستاهاى تن بان، گربه دان، گورزى، كوشا و تى شن بوده است. وى ادامه داد: همچنين براثر فروريختن يك ساختمان چهار طبقه در اسكله كاوه يك نفر كشته شده است. وى با بيان اين كه كار آواربردارى تا زمانى كه مشكلى وجود نداشته باشد ادامه خواهد داشت، تصريح كرد: در حال حاضر آرامش نسبى به شهر بازگشته اما با اين حال مردم بايد همچنان آمادگى داشته باشند چرا كه احتمال وقوع پس لرزه هر نيم ساعت يك بار وجود دارد. همچنين پنج كاميون حامل چادر و لوازم مورد نياز زلزله زدگان براى توزيع در بين مردم وارد قشم شد. رئيس بيمارستان شهيد محمدى بندرعباس نيز گفت: در حال حاضر تمام متخصصان و جراحان اين بيمارستان ، در حالت آماده باش هستند و اتاق هاى عمل نيز آماده اند تا در صورت نياز مورد استفاده قرار گيرند.
|
|
|
|
|
تصادف عجيب بدون كشته!
درعكس تصوير خودرويى را مى بينيد كه راننده آن به علت سرعت سرسام آور و ناتوانى در كنترل خودرو با درختى در يكى از جاده هاى كوهستانى آلمان تصادف كرده و دو نيم شده است. نكته عجيب تر اين تصادف، نجات معجزه آساى راننده است. البته نبايد فراموش كرد كه هميشه چنين حوادثى اين چنين ختم به خير نمى شود.
|
|
|
|