يكشنبه ۲۴ شهريور ۱۳۸۷ - ۱۳ رمضان ۱۴۲۹
Sun, Sep 14, 2008
حوادث
۴۰۲۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
سلامت
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
جويندگان عاطفه
تاجران ورشكسته
به طلافروشى دستبرد زدند
388680.jpg
گروه حوادث- دزدان مسلح كه هفته گذشته به يك جواهرفروشى دستبرد زده و متوارى شده بودند، دو تاجر ورشكسته از آب درآمدند.به گزارش خبرنگار جنايى ما، يكشنبه ۱۷ شهريور به دنبال سرقت مسلحانه از يك مغازه جواهرفروشى در خيابان كريمخان، صاحب مغازه با مأموران كلانترى( 105) سنائى تماس گرفت و با اضطراب گفت: دقايقى قبل در مغازه تنها بودم كه مرد جوانى وارد شد.
او به بهانه تحويل گرفتن يك قطعه طلاى سفارشى مشغول گفت وگو با من شد. دقايقى پس از خروج وى، هنوز لحظاتى نگذشته بود كه مرد ديگرى كه يك كوله پشتى در دست داشت، وارد مغازه شد. او ناگهان اسلحه اى از داخل كوله پشتى بيرون كشيد و با تهديد جعبه جواهرات روى ميز را برداشت و در يك چشم برهم زدن گريخت. بلافاصله به تعقيب دزد مسلح پرداخته و در حالى كه چند قدم بيشتر با دزد فاصله نداشتم، او جعبه جواهرات را انداخت و به فرار ادامه داد. دقايقى پس از اعلام اين خبر، تحقيقات مأموران كلانترى( 105) آغاز شد.در نخستين گام، مأموران مشترى مغازه را كه در همان حوالى حضور داشت، شناسايى و دستگير كردند. وى پس از انتقال به كلانترى، تحت بازجويى قرار گرفت اما منكر هرگونه ارتباط با اين ماجرا شد.
با اين حال پرونده ماجرا براى تحقيقات به شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تهران ارسال شد.داديار سليمانى نيز پس از بازجويى از متهم، وى را بازداشت و دستور بازجويى هاى پليسى از وى را صادر كرد.
با گذشت چهار روز از اين حادثه، سرانجام متهم لب به اعتراف گشود و گفت: سناريوى سرقت از طلافروشى را دوستم «كامبيز» طراحى كرد و از من خواست در اجراى نقشه كمكش كنم. او از من خواست به بهانه اى وارد مغازه شوم و مرد فروشنده را سرگرم كنم. بعد هم خودش وارد طلافروشى شد.پس از اعتراف هاى متهم، كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران با همكارى يگان ضربت پليس آگاهى به مخفيگاه متهم رفتند اما دريافتند او متوارى است.بدين ترتيب كارآگاهان در ادامه تحقيقات سرانجام نشانى مخفيگاه وى را در حوالى كرج شناسايى كردند و با دريافت نيابت قضايى نيمه شب پنجشنبه در عملياتى غافلگيرانه او را دستگير كردند. در بازرسى از مخفيگاهش نيز يك قبضه كلت كشف شد.سرهنگ محمديان، رئيس پليس آگاهى تهران بزرگ در اين باره گفت: متهم در بازجويى ها با اعتراف به سرقت يك حلقه انگشتر ۲ ميليون تومانى از مغازه طلافروشى گفت: من و دوستم حميد تا چند ماه قبل تجارت مى كرديم. اما به علت مشكلات مالى ورشكست شده و وضعيت بسيار نامناسب و سختى پيدا كرديم. بنابراين به هر راهى متوسل شديم تا از اين وضع نجات پيدا كنيم تا اين كه فكر كرديم سرقت مسلحانه از طلافروشى بهترين و ساده ترين راه خواهد بود. بنابراين با خريد اسلحه اى نقشه را اجرا كرديم.متهمان همچنان از سوى كارآگاهان تحت بازجويى قرار دارند.
معماى قتل مرموزيك زن
388728.jpg
گروه حوادث - مرد ميانسال كه به عنوان مظنون شماره يك قتل همسرش تحت تعقيب قضايى است در جلسه ديروز دادگاه برادر خود را به عنوان عامل جنايت معرفى كرد.
در جريان اين محاكمه جنجالى فرزندان مقتول نيز عموى خود را عامل جنايت دانستند. اما پدر و مادر قربانى خواستار مجازات دامادشان هستند.به گزارش خبرنگار ما و براساس اوراق موجود در پرونده ساعت ۱۳ و ۳۰ دقيقه ظهر دوشنبه ۲۱ دى ۸۳ ماجراى يك قتل به مأموران كلانترى( 147) گلبرگ اعلام شد. پس از حضور بازپرس و كارآگاهان ويژه جنايى، تلاش براى افشاى جزئيات قتل زن جوان كه در غياب خانواده اش به قتل رسيده بود، آغاز شد. پسر نوجوان خانواده كه هنگام بازگشت از مدرسه به خانه شان در شرق تهران با جسد مادرش در اتاق خواب روبه رو شده بود، به مأموران گفت: صبح زود من و خواهر و برادرانم همراه پدرمان به مدرسه رفتيم. اما قرار شد پدرمان پس از آن كه ما را به مدرسه رساند، به خانه برگردد. ظهر كه برگشتم متوجه شدم ۵ تخته فرش جمع شده و در كنار در ورودى قرار دارد. با تعجب مادرم را صدا زدم اما وقتى جوابم را نداد به اتاق خواب رفتم كه ناگهان با پيكر بى جان او روبه رو شدم. مادرم با يك طناب آبى خفه شده بود. همان موقع وحشت زده موضوع را تلفنى به پدرم خبر دادم. پدر آن موقع در كارخانه اش بود. اما بلافاصله خودش را رساند و پليس را خبر كرد.در ادامه تحقيقات پدر و مادر قربانى كه خود را به محل قتل رسانده بودند به تيم تحقيق گفتند: دامادمان «احمد» با دخترمان «فاطمه» اختلاف هاى شديد داشت. او كارخانه دار بود ‎/ اما هميشه با فاطمه درگير بود. دامادمان بارها او را تهديد به مرگ كرده بود. به همين خاطر ، فقط از او شكايت داريم.در ادامه تحقيق از اعضاى خانواده، دختر نوجوان مقتول نيز گفت: «شب قبل از قتل، پدرم يك كيسه مشكى به خانه آورد كه طنابى آبى داخل آن بود. امروز هم مادرم با همان طناب خفه شده است و روز حادثه نيز وقتى پدرمان قرار بود ما را به مدرسه ببرد، مادرم از ما خواست عجله كنيم تا وقت پدرمان تلف نشود. چون قرار بود او دوباره به خانه برگردد.» بدين ترتيب احمد - 53 ساله - با دستور بازپرس جنايى بازداشت شد و تحت بازجويى قرار گرفت. وى در حالى كه خدمتكار خانه را تنها مظنون معرفى مى كرد، گفت: «فرحناز» زن نادانى است كه حدس مى زنم در اين ماجرا نقش داشته باشد. روز حادثه حدود ساعت ۱۱ و ۳۰ دقيقه به محل كارم رسيدم و از طريق تلفن پسرم در جريان قتل قرار گرفتم. از سوى ديگر وقتى در جريان معاينه بدن متهم آثار خراشيدگى و كبودى هاى متعددى به چشم خورد احمد (پدر خانواده) مدعى شد هنگام شوخى با پسرش بدنش خراش برداشته است.با اين حال از آن جا كه بازپرس جنايى دلايل وقوع قتل از سوى شوهر مقتول را كافى ندانست دستور آزادى وى را صادر كرد. اما با اعتراض و مخالفت نماينده دادستان، پرونده براى حل اختلاف در اختيار شعبه (۱۱۵۶) دادگاه عمومى تهران قرار گرفت. سرانجام قاضى دادگاه دستور آزادى همسر مقتول را با قرار وثيقه يك ميليارد ريالى صادر كرد.در حالى كه بيش از يك سال از بازداشت احمد مى گذشت، مرد كارخانه دار با سپردن وثيقه آزاد شد. اما مدتى بعد فرزندان قربانى و مطلعين بر خلاف اظهارات قبلى شان محمود برادر متهم را عامل اصلى جنايت معرفى كردند.
در دادگاه
در جلسه محاكمه علنى كه ديروز در شعبه( 71) دادگاه كيفرى استان تهران به رياست قاضى «نورالله عزيز محمدى» برگزار شد، ابتدا «على دلدارى» نماينده دادستان به قرائت كيفرخواست پرداخت و گفت: «احمد متهم به قتل عمد همسر ۳۵ ساله اش -فاطمه- است. چرا كه از صحنه جنايت سرقت نشده و قاتل هنگام به هم ريختن وسايل خانه دقت و دلسوزى خاصى نسبت به اموال داشته و آثار خراشيدگى و درگيرى نيز روى دست و صورت متهم بوضوح مشاهد شده است ‎/ با توجه به تأييد اختلاف هاى شديد خانوادگى زن و شوهر و اظهارات فرزندانشان، علم قاضى در اين زمينه حاصل است بنابراين تقاضا دارم «احمد» به عنوان عامل اصلى جنايت محاكمه شود.»در ادامه جلسه دادگاه در حالى كه پدر و مادر مقتول با اعلام شكايت از دامادشان خواستار مجازات و قصاص وى بودند، چهار فرزند مقتول اعلام كردند پدرشان بى گناه است و عمويشان را عامل قتل معرفى كردند.پسر خانواده به نمايندگى از خواهر و برادرانش گفت: از آن جا كه پدرمان مردى ثروتمند است، هميشه مورد حسادت عمويمان قرار داشت. مطمئنيم عمويمان، مادرمان را به قتل رسانده تا بدين ترتيب به برادرش فشار روحى وارد كند تا او را از پاى درآورد. زمانى كه پدرمان بازداشت بود، ما به ناچار در خانه عمو مانديم.عمو در طول اين پنج ماه هميشه از پدرمان بدگويى مى كرد و سعى داشت به ما تلقين كند كه او عامل قتل است.دختر مقتول نيز با پس گرفتن اظهارات قبلى اش، پدرش را بى گناه دانست.سپس «فرحناز» - مستخدم خانه- به عنوان مطلع به جايگاه احضار شد و گفت: «من به عنوان خدمتكار بچه ها وخدمتكار در خانه احمد مشغول كار بودم. تا اين كه برادرش «محمود» پس از سال ها دورى، به كشور بازگشت. پس از مدتى مقتول- فاطمه- به من پيشنهاد داد تا به عقد موقت برادر شوهرش درآيم. بدين ترتيب صيغه محرميت سه ماه بين ما جارى شد. در طول اين مدت متوجه رفت و آمدهاى مشكوك شوهرم با پنج پسر نوجوان شدم. تا اين كه يك روز در اوج عصبانيت نزد من به قتل همسر برادرش اعتراف كرد.هيأت قضايى دادگاه پس از ۳۶۰ دقيقه محاكمه نفسگير، با اعلام تنفس وارد شور شدند و براى رفع برخى ابهامات دستور تجديد وقت رسيدگى و احضار برخى شهود و مطلعين را صادر كردند.
جويندگان عاطفه
باران محبت هاى مردمى
براى مادر بيمار
گروه حوادث - ديروز همزمان با انتشار ماجراى زندگى اندوهبار يك مادر بيمار در صفحه حوادث «ايران» مردم نيكوكار و روزه داران مهربان، يك بار ديگر براى گره گشايى از مشكلات او و دو فرزند خردسالش اعلام آمادگى كرده و بار ديگر گلبرگ هاى لبخند و انسانيت را نقش زدند.
زن بيمار در نامه اى به گروه «جويندگان عاطفه» روزنامه ايران از ضايعه نخاعى، نقص عضو (فلج هر دو پا)، پوسيدگى ريه، از كار افتادگى كليه ها، درد شديد معده، وجود ۶۲ تكه پلاتين در بدن و بيمارى هاى ديگرش گفته بود. اتاق ۹ مترى اجاره اى در يك زيرزمين نمناك بدون امكانات، تمام دار و ندار اين زن و دختر و پسر خردسال او است كه در آن به سختى روزگار مى گذرانند.زن بيمار ديگر توان كار كردن ندارد. سايه پدر بر سر بچه ها نيست. ساختن گل هاى كاغذى، مرباپزى و خياطى هم كه تنها منبع درآمدشان بود، از چندى قبل به علت شدت گرفتن بيمارى زن جوان، تنها زندگى سخت و دشوارى را پشت سر مى گذرانند.
زن بيمار درباره گوشه اى از لحظه هاى اندوهبار زندگى اش نوشت: «وقتى زمستان ها به حمام داخل حياط مى روم، تا ساعت ها درد را در تك تك سلول هاى تن رنجورم حس مى كنم. اجاره آخر ماه كابوس روزها و شب هايم شده و براى آينده بچه ها دل نگرانم. دلم مى خواهد به جاى اين گل هاى كاغذى باغچه اى حقيقى داشته باشم. به همين خاطر وقتى احساس كردم دست هاى بى جانم ديگر توان كار كردن ندارد، سر سجاده و در لحظه هاى ناب سحر و افطار از خداوند خواستم دست هاى مهربانى را براى ادامه زندگى سخت و رنج آورمان بفرستد، چرا كه مى دانم زمستان ديگرى در راه است و من همچنان دل نگران بچه ها!»
با اين حال ديروز خيلى زود هموطنان نيكوكار براى كمك به هموطن دردمندمان اعلام آمادگى كردند.
ديروز تلفن گروه جويندگان عاطفه و روابط عمومى روزنامه ايران بارها به صدا درآمد و گروه هاى مختلف مردم و نيكوكاران از اقصى نقاط كشور براى كمك به مادر دل شكسته اعلام آمادگى كردند. حال آن كه اغلب شان تقاضا داشتند ناشناس بمانند.
يكى از نخستين تماس ها از سوى كاركنان نهاد رياست جمهورى بودكه براى كمك به حل مشكل مسكن وى اعلام آمادگى كردند. آقاى ارشد زاده از بوشهر نيز در حالى كه بغض راه گلويش را بسته بود گفت: حاضرم طبقه بالاى خانه ام را در اختيار اين مادر بيمار و ناتوان و فرزندان خردسالش قرار دهم كه تا آخر عمر در آن زندگى كنند. اما افسوس كه خانه اى در تهران يا حوالى پايتخت ندارم كه با جان و دل در اختيار آنها قرار دهم. يك زن ميانسال تهرانى كه خواست نامش فاش نشود در حالى كه اشك مى ريخت، گفت: پولى براى كمك ندارم اما حاضرم به حرمت اين روزهاى عزيز و مبارك چند روز يك بار از اين مادر فداكار و آبرومند پرستارى كنم. او و فرزندانش را همانند دختر و نوه هايم مى دانم. چند تن از اعضاى جامعه پزشكى و داروسازى كشور نيز در تماس با گروه جويندگان عاطفه اعلام كردند: در ايام جنگ تحميلى با ديدن لحظه هاى مجروح شدن دوستان و همرزمان خود اين قدر ناراحت نشده بوديم. اما وقتى دردنامه اين مادر بيمار را خوانديم، بسيار متأثر شديم به طورى كه اشك از چشمان مان جارى شد و بر تنهايى و بى كسى او گريستيم. اكنون به آن خواهر مى گوييم؛ «ما همچون برادر كنارت هستيم و حاضريم تمام هزينه هاى درمان و دارويت را بپردازيم.»مادر ديگرى از زيارت عشق حرف زد و گفت: مى خواستم بعد از ماه مبارك رمضان به سفر زيارتى بروم اما اين پول را بر مادر فداكار و آبرومند دو كودك هديه كردم.آقاى شهبازى، مديرعامل مؤسسه خيريه امام على(ع) نيز براى پرداخت بخشى از هزينه هاى زندگى خانواده اين مادر بيمار اعلام آمادگى كرد.
اعلام آمادگى بيمارستان پارسيان سعادت آباد
دكتر محمد رضا نوروزى رئيس هيأت مديره بيمارستان پارسيان تهران نيز از آمادگى براى ارائه تمامى خدمات درمانى رايگان به مادر فداكار و بيمار خبر داد و گفت: از صبح يكشنبه تمامى خدمات بيمارستانى لازم به وى و دو فرزند خردسالش در بيمارستان و خانه ارائه مى شود.
خانم دكتر فروزانفر امير رفيعى (مروستى)، مدير بيمارستان مروستى تهران نيز در تماسى براى انجام امور درمانى و پرداخت مستمرى ماهيانه به اين خانواده اعلام آمادگى كرد.
دكتر معراتى از مؤسسه خيريه «مهر ايران» نيز از كمك هاى اين مركز خبر داد.آقاى صادقى، مهندس ساختمان هم گفت: «حاضريم با كمك ديگر همكاران در اين زمينه اقدام نمائيم.»
مديرعامل يك شركت خصوصى نيز اظهار داشت: «با خواندن اين ماجرا بسيار متأثر شده و حاضرم سرپرستى كودكان اين مادر بيمار را برعهده بگيرم.»چند تن از ورزشكاران از جمله كشتى گيران و فوتباليست هاى سرشناس كه خواستند نامشان فاش نشود در تماس با گروه جويندگان عاطفه با اعلام آمادگى براى كمك به مادر بيمار گفتند: «از قول ما به آن زن فداكار بگوئيد نگران نباش، خداوند پشتيبان همه بى كسان است. توكلت به خدا باشد. همه كارها براى تو آسان خواهد شد.»

هموطنان عزيز و نيكوكار براى كمك به مادر بيمار
مى توانند با تلفن ۸۸۷۶۱۶۲۱ گروه جويندگان عاطفه تماس بگيرند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |