|
در دادگاه
مخالفت بچه ها با ازدواج مادر
زن ۵۸ ساله اى كه براى ازدواج با مرد مورد علاقه اش با مخالفت فرزندانش روبه رو شده بود، از آنها به دادگاه شكايت كرد. چندى قبل زن ميانسالى همراه خواستگار ۶۹ ساله اش به شعبه ۳۸۵ دادگاه خانواده تهران مراجعه كرد و به قاضى «مؤمنى» گفت: پس از مرگ شوهرم سال ها تنهايى كشيدم تا اين كه سرانجام براى رهايى از شرايط سخت و دشوارم تصميم به ازدواج مجدد گرفتم. اما پسرها و دخترم به شدت مخالف هستند. در حالى كه مى دانم در كنار آن مرد كه ۱۱ سال هم از من بزرگتر است و گرمى و سردى روزگار را چشيده، خوشبخت خواهم شد. وى در ادامه گفت: «محمدتقى»، همسر اولم، معمار ساختمان بود و براى رفاه و آسايش خانواده اش زحمت زيادى كشيد. او يك خانه بزرگ ويلايى و چند قطعه زمين هم در منطقه لواسان خريده بود. در طول عمر كوتاه زندگى مشتركمان به راحتى زندگى كرديم تا اين كه عصر يك روز پائيزى شوهرم هنگام كار، از طبقه هشتم يك ساختمان در حال ساخت سقوط كرد و كشته شد. بعد از مرگ شوهرم تصميم گرفتم فرزندان مان را به خوبى تربيت كنم تا روح شوهرم هميشه شاد باشد. بنابراين با تمامى سختى ها آنها را سر و سامان دادم. در حال حاضر هم، هر يك صاحب همسر و زندگى مستقل هستند. سال ها پس از مرگ شوهرم به تنهايى زندگى را پشت سر گذاشتم تا اين كه چند ماه قبل يكى از مغازه داران قديمى اهل محل به من پيشنهاد ازدواج داد. او هم از سال ها قبل به خاطر مشكلات خانوادگى همسرش را طلاق داده و تنها زندگى مى كرد. ابتدا از شنيدن پيشنهادش شوكه شدم. اما وقتى بيشتر فكر كردم به پيشنهادش جواب مثبت دادم. بنابراين موضوع را با دو پسر و دخترم در ميان گذاشتم. اما آنها بى دليل با ازدواج ما مخالفت كردند، حتى براى اين كه مرد مورد علاقه ام را از ازدواج با من منصرف كنند تهديدش كردند. اما من و او تصميم گرفته ايم با هم ازدواج كنيم ولى به خاطر تهديدهاى فرزندانم تأمين جانى نداريم. پس از احضار فرزندان وى «مليحه» -دختر خانواده - به نمايندگى از برادران اش به قاضى پرونده گفت: ما مخالف ازدواج مادرمان نيستيم. اما متأسفانه او مردى را انتخاب كرده كه از هيچ نظر شايسته مادر و خانواده ما نيست. حال آن كه مطمئنيم او قصد دارد با اين ترفند، خانه ويلايى چندصدميليونى و اموال و دارايى مادرمان را تصاحب كند. در همين موقع مغازه دارگفت: آقاى قاضى متأسفانه فرزندان كبرى خانم به سختى در اشتباه هستند. چراكه من به هيچ عنوان از نظر مالى احتياجى ندارم. ضمن اين كه صاحب خانه، ماشين و مغازه هستم. صرف نظر از تمام اين مسائل آيا منطقى است كه من در اين سن و سال- به فكر تصاحب مال و اموال و فريب يك زن ميانسال باشم. به خدا من هم از تنهايى خسته شده ام. فقط مى خواهم سال هاى باقيمانده عمر را بدون همدم و مونس به پايان نبرم. اما متأسفانه فرزندان كبرى خانم تصورات كاملاً غلطى دارند. قاضى دادگاه پس از شنيدن اظهارات دختر خانواده به شاكى پرونده - مادر دختر - گفت: شما براى ازدواج مجدد نياز به حكم دادگاه نداريد. چراكه هر دو مى توانيد درباره سرنوشت و زندگى تان تصميم بگيريد. هيچ كس هم حق دخالت در زندگى شما را ندارد. با اين حال اگر هم كسى شما يا نامزدتان را تهديد كرد، مى توانيد با مراجعه به دادسرا شكايت كنيد. اما بهتر است، قبل از هر اقدام قضايى اين مسئله را در خانواده حل و فصل كنيد تا كدورت ها از بين برود./
|