|
تبعات علمى-فلسفى پرخرج ترين آزمايش تاريخ علم
|
|
|
|
درباره اخلاق سلحشورى در ايران باستان
|
|
|
|
نشريات انديشه
|
|
|
|
|
|
|
تبعات علمى-فلسفى پرخرج ترين آزمايش تاريخ علم
تونلى به آغازخلقت
|
|
|
[فريبا كريمى] چهارشنبه ۲۰ شهريور ماه روز پر هيجانى براى علاقه مندان دانستن جواب پرسشهاى بنيادين و بزرگ بود. در اين روز مقدمات بزرگترين ، پرهزينه ترين و پرسروصدا ترين آزمايش در آزمايشگاه سرن واقع در سوئيس با موفقيت به انجام رسيد چرا كه برخورد دهنده هادرونى بزرگ به طور رسمى فعاليت خود را آغاز كرد. بشر همواره به دنبال جواب دادن به سؤالات بنيادين خود درباره طبيعت و منشأ عالم بوده است. اين كه عالم چگونه آغاز شد و چه فرجامى خواهد داشت چه قوانينى بر آن حكومت مى كنند آيا هستى از ذرات بنيادى تشكيل شده است چگونه مى توان تنوع و تكثر هستى را بر اين اساس توضيح داد اين سؤالات در فلسفه متعارف با عناوينى چون مسئله كثرت يا وحدت، موضوع جزء لايتجزا، مسئله حدوث يا قدم، براهين حركت و.// مطرح بوده اند.ظهور علم فيزيك در دوران جديد كه با مكانيك نيوتنى به يك اوج رسيد و نيز نظريه نسبيت در قرن بيستم كه انقلابى در فيزيك متعارف بود و بالاخره مكانيك كوآنتومى كه ديدگاه ما به دنياى خرد را دگرگون ساخت، منجر به پيدايش برخى سؤالات جديد در مرز بين فلسفه و فيزيك شده است. از اين قبيل اند سؤالاتى چون: ماهيت زمان و مكان چيست آيا در جهان خرد عليت برقرار است كيهان چند بعد دارد ماده تاريك كجاست انرژى تاريك چيست سنگ بناى طبيعت از چه ذراتى تشكيل يافته است انبوه سؤالاتى كه دستمايه نظريه هاى گوناگون فيزيكى و تفكرات فلسفى در قرن اخير بوده است. هر چه تئورى ها و نظريه هاى فيزيكى در اين زمينه جلوتر رفته و شاخ وبرگ بيشترى گرفته است، نياز به اثبات تجربى و آزمايشگاهى آنها بيشتر احساس مى شد و آرزوى بشرى را درباره حقيقت عالم، در هاله اى از ابهام و چرايى قرار مى داد. براى آن كه با هيجان و شور فيزيكدانان نظرى و فلاسفه علم كه اين روزها اين رويداد را تعقيب مى كنند شريك شويم بد نيست كه ضمن آشنايى با شتاب دهنده سرن به برخى از نكات اين آزمايش اشاره كنيم. برخورد دهنده هادرونى بزرگ - LHC- در مركز سرن، درعمق صد مترى زير زمين و در خاك فرانسه و سوئيس قرار دارد. اين شتابدهنده دايره اى به محيط ۲۷ كيلومتر را تشكيل مى دهد كه البته با شتابدهنده هايى كوچكتر يك مجموعه را تشكيل مى دهند. ساخت و آماده سازى اين شتابدهنده ۲۰ سال به طول انجاميد و بسيارى از كشورها از جمله ايران در ساخت آن سهيم بوده اند. ساخت و آماده سازى اين مجموعه ۱۰ ميليارد دلار هزينه در بر داشته. موضوعى كه هميشه از چالشهاى اصلى در راه پروژه هاى علمى بوده است. در اين برنامه عظيم كه مى تواند يكى از مهمترين دستاوردهاى قرن اخير باشد قرار است دو پروتون از دو جهت متضاد با سرعتى نزديك به سرعت نور-۱۱۰۰۰ دور در ثانيه در محيطى به طول ۲۷ كيلومتر- به يكديگر برخورد كنند. انرژى كه اين شتابدهنده به ذرات مى دهد ۱۰ برابرانرژى است كه شتابدهنده هاى ديگر مى توانند توليد كنند و ابعاد آن در حد تترا الكترون ولت است. اين ميزان انرژى لازم است تا بتوان پروتونها را به يكديگر برخورد داد وآنها را به ذرات تشكيل دهنده خود نظير كواركها و گلئونها تبديل نمود. نتيجه حاصل از اين آزمايش دانشمندان را در پاسخ به پرسشهاى زير يارى خواهد كرد: در اولين لحظات پس از انفجار بزرگ چه اتفاقاتى به وقوع پيوست طبق نظريه هاى موجود، جهان از انفجارى بزرگ تشكيل يافته است. اما درك ما از چگونگى و چرايى اتفاقات در لحظات اوليه پس از انفجار كامل نيست. اين شتابدهنده قرار است شرايطى مشابه ميليونيم كسرى از ثانيه پس از انفجار بزرگ را در ابعاد آزمايشگاهى ايجاد كند. در لحظات اوليه پس از مهبانگ عالم سوپى داغ از ذرات بنيادين اوليه نظير كواركها و لپتونها و گلوئونها (حمل كننده هاى نيروى قوى) بوده است. هنگامى كه كيهان ۱۰۰۰ ميليارد درجه خنكتر مى شود كواركها و گلوئونها تركيب شده و نوترونها و پروتونها را به وجود مى آورند. در اين شتابدهنده قرار است شرايطى ايجاد شود كه در آن هسته ها بتوانند به عناصر سازنده خود يعنى همان كواركها و گلوئونها تجزيه شوند و از اين طريق مى توان اطلاعات ارزنده اى را از حالت اوليه ماده و اتفاقات ايجاد شده در عالم اوليه بدست آورد. آيا ابعاد اضافى وجود دارند مدل استاندارد ذرات شامل ۱۶ ذره بنيادين - 12 ذره مادى و ۴ ذره حامل نيرو هاى بنيادين- است. در اين مدل برهم نهى ۳ نيروى بنيادين طبيعت يعنى نيروى هسته اى قوى، نيروى هسته اى ضعيف و نيروى الكترومغناطيسى توضيح داده مى شود اما هنوز موفق به ادغام نيروى چهارم يعنى گرانش با سه نيروى ديگر نشده است. گرانش به راحتى با نيروهاى ديگر جفت نمى شود و نسبت به آنها بسيار ضعيفتر عمل مى كند. عده اى بر اين گمانند كه شايد وجود ابعاد اضافى (بيشتر از ۴ بعد شناخته شده فضا - زمان ) در عالم باعث شده گرانش در آنها نفوذ كند و ما تأثير آن را كمتر احساس كنيم. در انرژى هاى بالا فيزيكدانها قادر خواهند بود حركت ذرات را در ابعاد اضافى شناسايى كنند. براى مثال مى توان مشاهده كرد كه ذرات ناگهان ناپديد مى شوند و به بعد ديگر مى روند يا بالعكس ذراتى از ابعاد اضافى وارد دنياى ما مى شوند. اين شتابگر عظيم الجثه و قدرتمند با ايجاد انرژى در ابعاد تترا الكترون ولت شايد بتواند شرايطى را ايجاد كند تا اين ابعاد اضافى خود را نشان دهند. ضد ماده ها كجا هستند در انفجار اوليه مقادير يكسانى از ماده و ضد ماده بوجود آمده است. اما سؤال اينست كه ضد ماده كجاست هر ماده بنيادين يك پاد ماده با خواص متضاد خود دارد. مثلاً ضدماده پروتون ، آنتى پروتون با بار منفى و ضد ماده الكترون، پوزيترون با بارالكتريكى مثبت است. هنگامى كه ماده اى با ضدماده خود برخورد مى كند هر دو نابود شده و تبديل به انرژى مى شوند. در ابتداى انفجار بزرگ مقادير يكسانى ماده و ضد ماده خلق شده است، اما سؤال اينست كه چرا در لحظات اوليه عالم ماده و ضد ماده همديگر را كامل نابود نكرده اند بر سر ضدماده ها چه آمده آنها كجا هستند اين شتابدهنده با ايجاد شرايط به وجود آمدن ماده وضد ماده مى تواند توضيح دهد كه ضد ماده ها چه رفتارى از خود نشان مى دهند. چرا برخى ذرات جرم دار هستند و برخى ديگر فاقد جرم ذرات نور-فوتونها- جرم ندارند اما ذرات ماده نظير الكترونها و كواركها، جرم دار هستند و ما دقيقاً نمى دانيم چرا ! فيزيكدان انگليسى پيتر هيگز در سال ۱۹۴۶ ميدانى را پيش بينى كرد -ميدان هيگز- كه در كل عالم پخش شده و با برخى ذرات برهمكنش دارد كه باعث به وجود آمدن جرم در آنها مى شود. اگر اين تئورى درست باشد اين ميدان مى بايد خود را به شكل ذره اى به نام هيگز نشان دهد. ذرات هيگز بسيار پر جرم تر از آن هستند كه شتابدهنده هاى كنونى قادر به توليد آن باشند اما اين شتابدهنده بزرگ ما را قادر خواهد ساخت تا از ماهيت اين ذره عجيب سر در بياوريم. جرم گم شده كجاست ما تنها قادر به مشاهده ۴ درصد از جرم عالم هستيم و ۹۶ درصد عالم شامل ۷۳ درصد انرژى تاريك و ۲۳ درصد ماده تاريك از ديد ما پنهان مانده اند. انرژى تاريك مستقيماً قابل مشاهده نيست اما از تأثير آن در افزايش آهنگ انبساط عالم، مى توان به وجود آن پى برد. ماده تاريك نيز همانند انرژى تاريك مستقيماً قابل مشاهده نيست زيرا هيچ نورى از آن به چشم ما نمى رسد اما از تأثير آن برروى كهكشانها مى توان آن را رديابى كرد. در نظريه ابر تقارن گفته مى شود كه هر ذره داراى يك جفت ابرتقارنى است. اين ذرات ابرتقارنى شايد قادر باشند ما را در پيدا كردن راز ماده گم شده يارى دهند. يك جواب مى تواند اين باشد كه ماده تاريك از ذرات ابر تقارنى تشكيل يافته است. ماده اى كه اثرات عظيم گرانشى آن وجود دارد اما خود آن قابل شناسايى نيست! قابل ذكر است كه به دليل حجم بالاى اطلاعات ايجاد شده و روند برنامه ريزى شده در طول اين آزمايشها ، نتايج به سرعت قابل ارائه نخواهند بود و شايد مدتها زمان نياز باشد تا نتايج نهايى ارائه گردد. پاسخ به اين پرسشها دريچه اى است به دنياى ناشناخته هاى ذهن بشر و شادمانى از بابت دانستن بيشتر از ماهيت عالم.اما آيا به راستى اين آزمايش دانشمندان را شادمان خواهد كرد به قول پروفسور استيون هاوكينگ استاد فيزيك، هيجان انگيزتر اين خواهد بود كه اين شتابدهنده نتايجى بر خلاف پيش بينى ها ارائه دهد، آنگاه مشخص خواهد شد كه ما اشتباه كرده ايم و بايد بيشتر بينديشيم! آيا اين بار آزمايش ها قادرند به پيش بينى هاى دانشمندان صحه گذارند يا طبيعت خواب جديدى براى آنها ديده است
|
|
|
|
|
درباره اخلاق سلحشورى در ايران باستان
كمان پارتى و نيزه پارسى
|
|
|
[ ناژين صفوى مقدم] در دوران ايران باستان معنى و كاربرد سلاح هاى متفاوت اهميت داشته است. اما كمان براى يك سرباز اشكانى و نيزه براى يك سلحشور هخامنشى چه اهميتى داشته است در واقع كمان و نيزه نشانگر پيكربندى جنگجوى ايرانى است. اين بحث مقدمه اى است براى بازشناسى سنت سلحشورى ايرانى و درآمدى بر نشانه شناسى سلاح در ايران باستان.
« كمان پارتى و نيزه پارسى» عنوان سخنرانى اى بود كه دكتر شروين وكيلى در روز چهارشنبه مورخ ۲۰ شهريور در انجمن جامعه شناسى ايران ارائه داد و در آن پيرامون اخلاق سلحشورى در ايران باستان سخن گفت. اساس مطلب وى اشاره به جايگاه كمان و نيزه و به تبع آن دوره هاى مختلف تاريخ ايران باستان بود. اين جلسه ابتدا با نمايش تصاويرى از سلحشوران و جنگجويان ايران باستان و تأكيد بر ابزار جنگ آنها شروع شد. سپس سخنران به بيان توضيحاتى مكمل در اين خصوص پرداخت. به گفته دكتر وكيلى اولين متن فارسى درى كه در آن به نيزه اشاره شده بيتى از اشعار رودكى است: جايى كه گذرگاه دل مخزون است/ آن جا دو هزار نيزه بالاخون است كه در اين جا نيزه نه در معناى اصلى خود بلكه به عنوان واحد طول به كار رفته است. به گفته اين صاحبنظر، يك قاعده جامعه شناسى اين است كه اينها- نيزه و كمان- در واقع براى اشاره به يك سنت سلحشورى در ايران باستان است. تمام تمدن هاى تاريخ كه ابرقدرت زمانه بودند، يك دستگاه اخلاق جنگى مختص خود داشته اند و نقطه اشتراك تمام اين تمدن ها، سعى در ايجاد مفهوم بنيادين به نام انضباط بدن در پيوند با مفهوم اخلاقى به نام نيكى و راستى و غايت آنها رسيدن به يك «سوژه منضبط اخلاقى» بود. پس از روشن شدن هدف والاى سنت سلحشورى در ايران باستان، دكتر وكيلى به بيان معانى، كاربرد و زمانه نيزه و كمان پرداخت. براساس تعريف وى نيزه يا- به زبان فارسى باستان- اشجى كه با كلمه رستى در سانسكريت هم ريشه است و اصل هندى و اروپايى دارد، همانند كلمه رستى در يك خط راست حركت مى كند و حتماً بايد به طور مستقيم با آن جنگيد و از معدود سلاح هايى است كه هم پرتابى و هم دستى مى توان از آن بهره برد. كلمه اشجى يا همان نيزه در كتيبه هاى هخامنشى به شكل اشتيه و به معناى راستى، صدق و تقوا به كار رفته است. حتى مى توان جنگيدن با نيزه كه عمل هخامنشيان بوده است را در جهت به دست آوردن راستى بيان كرد.وكيلى در مرحله بعد به بررسى كتيبه سنگ قبر داريوش پرداخت و در توضيح آن گفت: در اين كتيبه داريوش خود را نيزه ورى خوب مى داند؛ چه سواره وچه پياده. وى مطالب اين كتيبه را بيانيه اى سياسى قلمداد كرد كه نشانگر نظم اخلاقى هخامنشى و به دور از خشونت است. در واقع اين كتيبه اولين بيان منظم از سوژه پارسى است كه رقم خورده و ثبت شده است و شامل چند نكته اساسى است: 1- بيانگر يكتاپرستى است ۲- بيانگر خلقت هستى است ۳- داريوش در اين كتيبه مى گويد كه به خاطر اهورا مزداست كه دوست راستى هستم و اين راستى را ستم نكردن توانا بر ناتوان معنا مى كند ۴- او از انديشه اش به عنوان عاملى در فرو نشاندن خشمش سخن مى گويد و نكته ديگر اينكه او پاداش را براى سود رسانان و مجازات را از آن آسيب زنندگان مى داند. پس از بحث و بررسى سلاح نيزه، دكتر وكيلى كمان را به نوعى در تقابل با توضيحات قبلى و به عبارتى در ادامه آن دانست. وى ويژگى كمان را چنين بيان كرد كه كمان سلاحى است صرفاً پرتابى و برخلاف نيزه تافاصله اى دور هم پرتاب مى شود و ساخت آن نيازمند مهارت در فن خاصى است زيرا كمان و ساختن آن تكنولوژيك است. سپس تصريح كرد كه زه كمان آنچنان اهميتى داشته است كه آن را از روده گاو قربانى براى مهر (خداى جنگ و روشنايى) مى ساختند. مزيت ديگر كمان بر نيزه اين است كه كمان تيرهاى زيادى را پرتاب مى كند و اگر به تصاوير دوره اشكانيان و پارتيان بنگريم، خواهيم ديد كه خداى مهر نيز به عنوان نماد اين دوران، كمان به دست دارد. پايان بخش اين بحث تأكيد مجدد سخنران بر غايت سنت ايرانيان باستان مبتنى بر دستيابى به يك سوژه- من- اصيل ايرانى و زايش اخلاق سلحشورى در اين تمدن ها بود.
|
|
|
|
|
نشريات انديشه
هابيل
|
|
|
شماره هشتم نشريه هابيل منتشر شد. با طراحى خاصى كه براى جلد انجام شده بود. برش هشت شكل هندسى از وسط جلد آن را شبيه ضريح مى كند. عنوان سرمقاله نيز دخيل برضريح عوام است. محسن حسام مظاهرى، سردبير مجله در شماره پيش نيز مقاله اى در انكار شعر دفاع مقدس نوشته بود كه سه جوابيه عليه آن در همين شماره از سوى دكتر رحمت الله صديق سروستانى، حميدرضا شكارسرى و فاطمه دلاورى پاريزى به چاپ رسيد. درج سه جوابيه عليه يك سرمقاله، خود مسئله جالبى است كه مى توان به آن اشاره كرد. اين نشريه، يك دوماهنامه فرهنگى سياسى است كه بنا به مشخصات فى پا پيرامون انقلاب و دفاع مقدس بحث مى كند. اما در كليت خود راه و رسمى انتقادى را در پى مى گيرد. مجله به دو بخش تقسيم مى شود كه به واسطه جنس كاغذى كه به كار مى رود نشانه دار مى شود. بخش اول به كاغذ سفيد معمولى و بخش دوم با زيرعنوان «پاتوق هابيل» و كاغذ «گرافت» متمايز شده است. اين بخش به صورت پرونده است و در هر شماره به موضوع خاصى مربوط مى شود. پاتوق پنج مسئله «راهيان نور» را مورد مداقه قرار داده است كه در ادامه به كم و كيف آن مى پردازيم. آنچه در ميان مطالب، لااقل به لحاظ محتوايى و جهت متفاوت است، يك داستان تحت عنوان جيرجيرك اثر مجيد قيصرى و چند شعر از وحيد طلعت، مرتضى حيدرى آل كثير،مهدى پرويز، مرضيه كمالى زاده،ابوالفضل جلال و سعيد بيابانكى مى باشد. در اولين مقاله سيدعلى كشفى در مطلبى با عنوان «در غياب قياس در غفلت از تفاوت » به واكاوى تأثير «قياس بر زندگى اجتماعى» و با نظر به مسئله جنگ پيش مى رود. قدم بعدى را مرتضى كربلايى لو با «امپراتورى احساس و تمدن آفتابگردان هاى دوپا» بر مى دارد و تلاش مى كند با پيش كشيدن تعريف ارسطو از انسان به چند و چون حضور انسان در تمدن غربى و در تمدن ايران مى پردازد كه براى علاقه مندان به فلسفه (خاصه كلاسيك) لطفى دارد. چراغ بعدى را دكتر على اصغر سعيدى با مطلبى تحت عنوان «جنگ به روايت همه مردم» روشن كرده است. او در آن مقال به تحليل تاريخ شفاهى جنگ مى پردازد. از جمله مى گويد: «تفاوت علمى كه تاريخ شفاهى با خاطرات گذشته دارد اين است كه امروزه شخصى كه خاطراتش را مى گويد يا مى نويسد ، فرد مدرن بازانديش است.»چهره بعدى از آن عليرضا كمرى است كه در ميان محققان جنگ چهره اى شهره محسوب مى شود. او در مطلبى به نام «خاطره شناخت؛ دانش در راه» درباب خاطره نويسى چند و چونى دارد. مقال بعدى را سعيد كيايى درباب مرحوم نادر ابراهيمى نگاشته است كه سرآخر به فرازهايى از سفرنامه ابراهيمى (با سرودخوان جنگ در خطه نام و ننگ) زينت داده شده است. از جمله اين پاراگراف تاريخى: «نگاه كن تا ببينى كه دنيا چطور وارونه شده است. شما شبه روشنفكران، هميشه دكانتان اين بود كه ضد عرب باشيد و باستانگرا.// و حالا، از ارتجاعى ترين بخش اعراب دفاع مى كنيد و ما را كه از ذره ذره خاك وطن، با ايثار صادقانه خون دفاع مى كنيم، تحويل نمى گيريد./.». نقل داستان، شعرها و جوابيه ها را پيش از اين كرده بودم. سپس فصل كاغذ «گرافت» كه پاطوق است آغاز مى شود. با تبصره اى كه تعريف طوق، پاطوق و بازتعريف دست اندركاران نشريه ارائه كرده اند. در اولين ايستگاه رسول حميدى با مطلبى به عنوان «شكل گيرى طبقه تابعين و بيم و اميدها در روايت» به انتظار نشسته است. پاگرد بعدى با عنوان «پارادوكس مقبول » به همت زهير توكلى به پا شده كه در آن به بررسى پس زمينه هاى اجتماعى و فرهنگى اردوهاى راهيان نور، مى پردازد.آنگاه ناصر مشفق با «متصديان جديد مناطق» از راه مى رسد كه حرف هايى در مورد فضاى مناطق جنگى دارد. سپس خانم طيبه قانع، در «راهيان نور، دهه فجر، دهه محرم» پيشنهادها و انتقادهايى را در مورد اردوهاى راهيان نور مطرح مى كند. نامه بعدى را محمد صمدى مى گشايد. «تباكى در قتلگاه» تيتر خوبى براى يادداشتى است كه نوعى آسيب شناسى صورت عوامانه معنويت در مناطق جنگى به حساب مى آيد. صمدى فكر مى كند معنويت جنگ و همچنين عاشورا مى بايست بسى بيشتر از گريه و طلب شفاعت باشد. بعد از آن سيدعلى كشفى در «وجدان يا گفتمان» به كم وكيف شهود در زيارت مناطق جنوب مى پردازد. سرآخر مرتضى توسليان با «كمربندهايى كه شل مى شوند» كاروان هابيل را به پايان مى برد. مجله اى كه از رسم الخط خاصى پيروى مى كند. دار و دسته جوانى آن را به هم رسانده اند، يك نشريه دانشجويى محسوب مى شود و ذوق خوبى در انتشار آن به خرج برده اند.
|
|
|
|
|
پايان نامه هاى زبانشناسى ضميمه نامه فرهنگستان
|
|
|
سى و يكمين ضميمه مجله «نامه فرهنگستان» با عنوان «فهرست پايان نامه هاى دانشگاهى در عرصه زبان و ادب فارسى و مسائل زبان شناسى دوره هاى كارشناسى ارشد و دكترى (۱۳۸۴ـ۱۳۳۳) » است كه به همت دكتر محمدامين ناصح، استاد دانشگاه بيرجند، گردآورى شده و به تازگى از سوى فرهنگستان زبان و ادب فارسى منتشر شد. به گزارش ايبنا، به نقل از فرهنگستان زبان و ادب فارسى، يكى از اهداف توسعه دوره هاى تحصيلات تكميلى در دانشگاه ها، تخصصى تر شدن حوزه هاى علمى و توليد دانش بومى از طريق تأليف پايان نامه هاى تحصيلى و مقالات مستخرج از آنهاست. رشد سريع اين دوره ها در سال هاى اخير از يك سو و ضعف مشهود نظام اطلاع رسانى دانشگاهى از سوى ديگر، سبب شده است كه مراكز آموزشى و پژوهشى كشور از نتايج تحقيقات يكديگر بى اطلاع بمانند. فهرست موضوعى حاضر كه با هدف كاهش خلأ اطلاعاتى موجود در چند حوزه زبان شناختى تهيه شده است، نخستين گام در اين زمينه و در واقع، بخشى از يك طرح پژوهشى است كه از سال ۱۳۷۷ در تهران آغاز و در دانشگاه بيرجند پيگيرى شد و به انجام رسيد. اين فهرست حاوى اطلاعات كتاب شناسى مربوط به ۱۲۵۰ رساله از چهل مركز دانشگاهى، در فاصله زمانى ۱۳۸۴ـ ۱۳۳۳ است. اين فهرست در هشت بخش تدوين شده است: زبان هاى ايرانى، ادبيات كهن (كلاسيك) فارسى، آموزش زبان فارسى به غيرفارسى زبانان، آواشناسى و واج شناسى زبان فارسى، معنى شناسى، جامعه شناسى زبان، روان شناسى زبان و كتاب هاى زبان شناسى ترجمه شده.
|
|
|
|