|
اختيارات مستأجر در يك مغازه
اشاره: مستأجر هنگامى مى تواند منافع مورداجاره را به ديگرى منتقل كند كه در اجاره نامه اين اختيار به او داده شده باشد و در اين حالت مالك مى تواند در صورت پايان مدت اجاره يا فسخ آن با مستأجر جديد اجاره نامه تنظيم كند و نيز مستأجر جديد داراى چنين حقى است. پرسش: در صورتى كه مستأجر حق انتقال به غير داشته باشد آيا براى انتقال مال مورد اجاره اختيار كامل دارد پاسخ: در صورتى كه مستأجر محل كسب به موجب اجاره نامه حق انتقال به غير داشته باشد مى تواند براى همان شغل يا شغل مشابه منافع مورد اجاره را با سند رسمى به ديگرى انتقال دهد. پرسش: اگر در اجاره نامه حق انتقال به غير سلب شده باشد و مستأجر آن را به ديگرى انتقال دهد چه ضمانت اجرايى وجود دارد براى پاسخ به اين سؤال بايد حالت هاى مختلفى را در نظر گرفت. پاسخ: 1ـ اگر در اجاره نامه حق انتقال به غير سلب شده باشد و يا اجاره نامه اى در بين نبوده و مالك راضى به انتقال به غير نباشد بايد در مقابل تخليه مورد اجاره، حق كسب و پيشه مستأجر را بپردازد و اگر مالك نه حاضر به اجازه انتقال مورد اجاره به غير باشد و نه حاضر به پرداخت حق كسب و پيشه باشد مستأجر حق دارد به دادگاه مراجعه كند و در اين حالت دادگاه حكم به تجويز انتقال منافع مورد اجاره به غير و تنظيم سند انتقال در دفترخانه صادر مى كند. (اگر سند اجاره قبلى رسمى باشد در همان دفترخانه اى كه سند تنظيم شده و چنانچه سند اجاره عادى باشد يا اجاره نامه اى در بين نباشد دفترخانه اى كه ملك مورد نظر در نزديكى اش واقع شده) در اين حالت مستأجر جديد از هر حيث نسبت به تمام شرايط اجاره قائم مقام مستأجر سابق خواهد بود. در هر صورت اين حكم دادگاه از زمان قطعيت، جهت انتقال به غير ۶ ماه اعتبار دارد و هرگاه ظرف ۶ ماه از تاريخ ابلاغ حكم قطعى منافع مورد اجاره با سند رسمى به مستأجر جديد انتقال داده نشود حكم مزبور بى اثر خواهد شد. ۲ ـ اگر مستأجرى كه حق انتقال عين مستأجره را به غير ندارد بدون رعايت موارد گفته شده در بند يك (بدون مراجعه به دادگاه و رعايت ساير تشريفات) مورد اجاره را به ديگرى واگذار كند موجر حق درخواست تخليه را خواهد داشت و حكم تخليه عليه متصرف يا مستأجر اجرا خواهد شد و در اين حالت مستأجر يا متصرف استحقاق دريافت نصف حق كسب و پيشه را دارد. براى مثال اگر الف مالك مغازه شيشه فروشى آن را به ك اجاره داده باشد و در اجاره نامه قيد شود كه مستأجر حق انتقال به غير ندارد ولى ك آن را به س منتقل كند مالك آقاى الف مى تواند با پرداخت نصف سرقفلى مغازه به س محل مزبور را تخليه كند. از اين رو هنگام اجاره يك مكان تجارى بايد توجه داشت كه آيا مستأجر حق انتقال به غير داشته يا خير پرسش: اگر مستأجر بخواهد مورد اجاره را به غير منتقل كند و از طرفى حق انتقال به غير نيز از او در اجاره نامه سلب شده باشد چه راه حلى دارد پاسخ: ۱ ـ از دادگاه درخواست صدور حكم به تجويز انتقال منافع مورد اجاره به غير كند. ۲ ـ درخواست خود را در قالب دادخواست به دادگاه عمومى حقوقى تقديم كند. ۳ ـ دعوى را به طرفيت مالك اقامه كند. ۴ ـ اگر ملك مشاع است، مالكين متعدد دعوى بايد به طرفيت همه آنان طرح شود. پرسش: اگر مغازه اى بين چند مالك مشاع باشد و در مقابل دعوى تجويز به انتقال منافع از سوى مستأجر فقط عده اى از مالكين مشاع حاضر به پرداخت حق كسب به مستأجر باشند مى توان ملك را به آنان تحويل داد پاسخ: در اين حالت كه تعدادى از مالكين مشاع حاضر به پرداخت حق كسب و تحويل ملك هستند دادگاه مى تواند با ارجاع امر به كارشناس و تعيين حق كسب و پيشه مستأجر حكم به تخليه مورد اجاره بدهد و ملك تحويل مالكين مشاعى شود. پرسش: اگر مالكى بخواهد دعوى تخليه عليه مستأجر كه مغازه را بدون حق انتقال به غير به شخص ثالثى داده اقامه كند چه نكاتى را بايد در نظر بگيرد پاسخ:۱ـ دادخواست تخليه به دادگاه تقديم كند و علت آن را انتقال به غير ذكر كند. ۲ ـ دادخواست به طرفيت مستأجر و كسى كه ملك تجارى به وى منتقل شده تقديم شود. دادگاه صادر كننده حكم نيز بايد توجه داشته باشد كه حق كسب و پيشه هنگامى به مستأجر پرداخت مى شود كه مستأجر، حق كسب و پيشه مورد اجاره از منتقل اليه دريافت نكرده باشد زيرا اگر مستأجر حق كسب و پيشه را به منتقل اليه واگذار كرده باشد در اين صورت اين حق به نفر دوم مى رسد و او پس از دريافت نصف حق سرقفلى ملك را تخليه خواهد كرد.بنابراين اگر مستأجر محل كسب كه حق انتقال به غير نداشته هنگام انتقال منافع مورد اجاره به ديگرى وجهى به عنوان كسب و پيشه از مستأجر دوم يا متصرف دوم اخذ نموده باشد نصف حق كسب و پيشه كه دادگاه به آن حكم مى دهد به متصرف مورد اجاره پرداخت مى شود. پرسش: اصولاً حق كسب و پيشه منوط به پرداخت سرقفلى از سوى مستأجر است پاسخ: خير ؛اين حق به واسطه اشتغال مستأجر در محل كسب به وجود مى آيد، چه مستأجر به مالك يا مستأجر قبلى وجهى پرداخته باشد يا نپرداخته باشد.
|