شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷ - ۲۶ رمضان ۱۴۲۹
Sat, Sep 27, 2008
سياست
۴۰۳۶
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
صداى تحول خواهى در سازمان ملل
[ مجيد قريبيان ]
چهارمين سفر رئيس جمهور كشورمان به نيويورك براى شركت در اجلاس سالانه مجمع عمومى سازمان ملل، با وجود تلاش هاى رسانه اى محافل غربى بويژه رسانه هاى صهيونيستى نتيجه اى كاملاً برخلاف طراحى هاى از پيش صورت گرفته به بار آورد. احمدى نژاد اين بار نيز در نخستين روز حضورش سياست ها و الگوى مديريت امريكايى ها در مناقشات بين المللى را به چالش كشاند. مخالفان سفر رئيس جمهورى ايران از تل آويو تا پاريس و از پاريس تا واشنگتن همه ابزارهاى تبليغى و سياسى خويش را بكار بستند تا صداى ايران از زبان دكتر احمدى نژاد به گوش جهانيان نرسد. به طورى كه طى هفته منتهى به حضور احمدى نژاد در نيويورك برخى از شبكه ها و رسانه هاى غربى از قبيل فاكس نيوز، نيويورك تايمز ، سى ان ان و صدها شبكه تلويزيونى و زنجيره اى از مطبوعات صهيونيستى تلاش كردند تا اين سفر پيش از شروع، يا لغو شود و يا در مسير سناريوى دوم كه همان فضاسازى تخريب و تغيير واقعيت بود، قرار گيرد.
رئيس جمهور در شصت وسومين اجلاس مجمع عمومى نيز در اظهارات خويش تصريح كرد، آرمان هاى ملت ايران، آرمان هايى جهانى و انسانى است و نسبت به مديريت جهانى داراى منطق مجزاست. بنابراين او در مصاحبه ها و نطق اصلى خويش كه با پايان عصر سلطه دولت بوش همزمان شده، بر اين خواسته ملت ها پاى فشرد كه سازمان ملل متحد بايد به عرصه اى براى مشاركت عموم ملت ها در مديريت جهانى و برچيدن نظام تبعيض و يكجانبه گرايى تبديل شود.
واقعيت تلخى كه احمدى نژاد در اظهاراتش به تصوير كشيد، اين است كه در هشت سال دوران زمامدارى تيم جنگ طلبان كاخ سفيد، قدرت هاى جهانى، ديدگاه سلطه جويانه خود را از طريق نهادهاى سازمان ملل رسميت بخشيدند و نتيجه آن شد كه نهادهايى مثل شوراى امنيت، به جاى آن كه محل بروز و ظهور مسئوليت هاى صلح طلبانه باشد به ابزارى براى پيشبرد اهداف نامشروع آنها در آمد.
بنابراين احمدى نژاد در نطق مهم خويش كه به طور زنده و همزمان، اغلب رسانه هاى كشور ميزبان آن را مخابره كردند اثبات كرد هدف ويژه جمهورى اسلامى ايران از حضور در چنين مجمعى، اين است كه شأن و جايگاه واقعى سازمان ملل تحقق پيدا كند و ۶دهه انحصار قدرت هاى بزرگ بر اين كانون اقتدار جهانى، پايان پذيرد. ديپلماسى دولت نهم در چهارمين حضور خويش در مجمع عمومى اين راهبرد را رسميت بخشيد كه ملت هاى آزاديخواه براى خلاصى از چنگ نظام نابرابر كنونى چاره اى جز اين ندارند كه نظام مديريتى امروز را به نقد و چالش بكشند و در هزاره سوم، جهان به ثبات و آرامش نمى رسد؛ مگر آن كه اراده اى جهانى بر جهان حكومت كند يعنى تمام ملت ها در فرآيند تصميم گيرى ها مشاركت داشته باشند.
شايد در فرداى شكست آخرين تلاش هسته اى دولت بوش عليه ايران در قالب (۱+5) حركتى شايسته تر از اين نبود كه نماينده ملت ايران از بزرگترين تريبون جهانى اين پيام را به گوش حقيقت بينان برساند كه: در شرايطى كه عالى ترين مرجع سازمان ملل يعنى آژانس اعلام كرده است هيچ نشانه اى از خروج مسير فعاليت هاى هسته اى ايران از منطق صلح آميزديده نشده، همچنان پرونده اين ماجرا در گروگان شوراى امنيت باقى مانده است.
ايران ستيزى بورس باز ميلان
390519.jpg
[مهدى تقوى ]
ايتاليا در دوران زمامدارى نخست وزير راستگراى اين كشور سياست «ايران ستيزى» را در دستور كار قرار داده است. طى حدود سه ماهى كه از روى كارآمدن مجدد «سيلويو برلسكونى» مى گذرد ، روابط «تهران - رم» شاهد چند موج خصمانه بوده كه اغلب از موضعگيرى ها و رفتارهاى تند ميلياردر ميلان نشأت گرفته است. نخستين نشانه هاى نگاه خصمانه دولتمردان جديد رم در ماجراى اجلاس جهانى فائو آشكار شد؛ وقتى كه برلسكونى اظهارات رئيس جمهورى كشورمان در انتقاد صريح از مشى سلطه جويانه امريكا و رژيم مجعول صهيونيستى را بر نتافت. آن روز دكتر احمدى نژاد در جريان اجلاس ويژه بحران اقتصادى، امريكا و متحدانش را مسئول افزايش جهانى بهاى موادغذايى در جهان دانست و پس از نشست در گفت و گويى صريح بارسانه هاى اين كشور در جمع خبرنگاران ، در اظهاراتى پيرامون ريشه هاى بحران خاورميانه، اروپا را به بازنگرى دوباره درباره هزينه هاى ايجاد و تقويت رژيم صهيونيستى فراخواند. برلسكونى بعد از اين براى جلب نظر كاخ سفيد و لابى يهوديان به ايراد ضد ايرانى ترين نطق ها مبادرت كرد. دشنام گويى او عليه مقام هاى كشورمان تا آنجا ادامه يافت كه حتى برخى ديپلمات ها از اظهارات او عليه رئيس جمهور كشورمان به عنوان واژگانى«سخيف و دور از جايگاه و منزلت مردم و فرهنگ ايتاليا» ياد كردند.
بعد از اين نيز راستگرايان تحت امر نخست وزير ايتاليا سعى كردند از موقعيت نهادهايى مثل فائو يا واتيكان براى مخدوش ساختن چهره بين المللى ايران بهره جويند. اما نكته جالب اين جا است كه آخرين بار دولت برلسكونى ، از شيوه اى براى نشان دادن روحيه ضد ايرانى خويش بهره گرفت كه فقط از محافل اپوزيسيون جمهورى اسلامى انتظار مى رود. در اين راستا او دستور نامگذارى يكى از خيابان هاى رم به نام غائله« ۱۸ تير ۷۸ »را صادر كرد كه شوراى شهر تهران نيز ناگزير شد در واكنش به اين تصميم مشكوك تغيير نام خيابان ايتاليا به خيابان «شهيد ادواردو آنى يلى» (عضو خاندان معروف آنى يلى كه صاحب كارخانه فيات و باشگاه معروف و ثروتمند يوونتوس تورين هستند) كه مسلمان شده بود و حدودهشت سال پيش به طرز مشكوكى از سوى صهيونيست ها كشته شد و دادگاه اين كشور تحت فشار يهوديان، مرگ او را خودكشى اعلام كرد را در دستور كار قراردهد. اكنون تداوم اين مشى خصمانه دولتمردان راستگراى رم پرسش هاى جدى اى را درباره ماهيت اين اتفاقات و نيز آينده مناسبات ايران با كشورى كه شريك نخست تهران در اروپا شناخته مى شد، مطرح ساخته است.
سرچشمه سياست ايران ستيزى ميلياردر ميلان
از آن هنگام كه دولت راستگراى ايتاليا در بهار امسال زمام امور را از دولت خوشنام دكتر«رومانو پرودى» تحويل گرفت، پيش بينى مى شد كه نخستين نتايج اين نقل و انتقال قدرت در سياست خارجى رم نمايان شود. اين چرخش در نگاه ايتالياى دوره سيلويو برلوسكونى بيش از همه به تفاوت نگرش دو چهره اصلى جريان چپ و راست ايتاليا برمى گردد.دكتر رومانو پرودى با آنكه يك اقتصاد دان بود و در صحنه اروپا وايتاليا لقب «معمار اقتصادى» را دارد اما در دنياى ديپلماسى به واسطه داشتن سياست خارجى مستقل،همواره مورد توجه بوده است ‎/ رهبر چپگرايان ايتاليا همانند زوج سياسى اسپانيايى خويش ، زاپاته رو، از ابتداى نخست وزيرى اش، طرح خروج ايتاليا از زير چتر نفوذ امريكا را در دستور كار قرار داد ‎/ نمود بارز اين سياست ، در دستور پرودى براى خروج سربازان ايتاليايى از عراق آشكار شد.اما دقيقاً در نقطه مقابل او ، رئيس راستگرايان ايتاليا (برلسكونى) مسير ديگرى پيش گرفت. او ايتاليا را از جايگاه يك قدرت نسبتاً مستقل به يك شريك ديپلماسى امريكا تبديل كرد.
انديشه سياسى برلسكونى در ميان رهبران كنونى ايتاليا بيشتر با رفتار ساركوزى رئيس جمهور فرانسه قابل قياس است ‎/ ميلياردر ميلان نيز همانند رئيس اليزه به داشتن روحيات ماجراجويانه و بلندپروازانه شهره است. او از سياست خارجى دوره پرودى همان تفسيرى را دارد كه ساركوزى از دوره شيراك. برلسكونى بر اين پندار است كه دورى رم از امريكا در دوران پرودى باعث شد كه اين عضو كهنسال اروپا در معادلات بين المللى به حاشيه رانده شود. اين نكته دقيقاً به روانشناسى شخصيت مالك باشگاه آ.ث.ميلان برمى گردد كه براى ايتاليا در دنياى ديپلماسى جايگاهى در اندازه روسيه يا آلمان جست وجو مى كند؛ اين در حالى است كه رم نه از حيث اقتصادى و نه سياسى وزن قدرت هاى درجه يك اروپا را ندارد.اما نتيجه چنين ذهنيت رؤيا گونه اى در عمل، به صورت يك راستگرايى غليظ و افراطى رخ مى نمايد كه در آن جانشين پرودى از هر فرصتى براى همسويى و همراه شدن با كاخ سفيد در منازعات جهانى بهره مى گيرد. در همين راستا برلسكونى نيز مانند ساركوزى به برقرارى نوعى از دوستى شخصى با «بوش» روى آورده و براى اعزام نيروهاى ايتاليايى زير پرچم فرماندهى امريكا اعلام آمادگى كرده است.
يكى از عجيب ترين كارهاى برلسكونى اين بود كه او در شرايطى كه اغلب كشورهاى اروپايى خواهان تجديد نظر در حضور نظامى امريكا در خاك كشورشان شده اند، مانع از برچيدن پايگاه هاى نظامى امريكا دراين كشور شد!
اما نكته مهم اين است كه تضاد با سياست هاى يك جانبه گرايانه امريكا در اين كشور ابعادى عميق تر از ساير كشورهاى اروپايى داشته است؛ به گونه اى كه افكارعمومى ايتاليا دردوره اى كه كشورهاى اروپايى فضاى خويش را براى عمليات هاى سرى نقل و انتقال مظنونان «القاعده» در اختيار هواپيماهاى سازمان «سيا» قرار دادند، افكارعمومى اين كشور اعتراضى همه جانبه عليه اين نوع بهره بردارى امريكا انجام داد. اكنون همين جو ضديت با سياست ميليتاريستى كاخ سفيد به يكى از چالش هاى برلسكونى تبديل شده است، به نحوى كه او در زورآزمايى جدى با طيف منتقدان گرايش به آن سوى آتلانتيك قرار داردو اين زورآزمايى زمانى عميق تر شد كه برلسكونى با ارسال نامه اى به« آكيله وارياتى» شهردار شهر «ويچنزا»كه پايگاه هاى امريكا در آنجا واقع است، خواستار چشم پوشى از برگزارى همه پرسى درباره پايگاه امريكا شد. آن روز مقام هاى محلى ايتاليا زير بار خواسته وى نرفتند؛ چنان كه وارياتى در پاسخ به نامه ارسالى نخست وزير ايتاليا گفت از نظر ما برگزارى همه پرسى قانونى و كار درستى است.اساساً يكى از دشوارى هاى اداره سياست خارجى ايتاليا اين است كه صحنه سياسى اين كشور يك دست نيست و انديشه هاى گوناگون درآن حضور دارند. با آنكه چپ ها به ظاهر نخست وزيرى و دولت را از دست داده اند اما در پارلمان ، مطبوعات و نهادهاى مدنى حضورى قوى دارند و هميشه خط مشى برلسكونى را به چالش مى كشند. جالب اينجا است كه حتى طرفداران انديشه فاشيسم نيز به رغم گذشت نيم قرن هنوز هم دردسر هاى جدى براى سياست خارجى دولت ايجاد مى كنند؛ به نحوى كه چندى پيش كه «آله مانو» شهردار رم درجريان ديدار خود از بيت المقدس مشى نژاد پرستانه صهيونيست ها را به چالش كشيد و آنها را بدتر از فاشيست ها خواند( او گفت دوره ديكتاتورى بيست ساله فاشيست ها در ايتاليا بد مطلق نبود و من نه ديروز به آن فكر مى كردم و نه حتى امروز به آن فكر مى كنم و بد مطلق واقعى قوانين نژاد پرستانه بودند.)
جامعه يهودى رم نيز خواستار بازخواست از آله مانو شد. بنابراين تكثر انديشه ها در جامعه ايتاليا خود مانع بزرگى در برابر برلسكونى است كه افكار خويش را نمى تواند به راحتى بر اين كشور تحميل كند.
يك موج زود گذر
اغلب ناظران بر اين باورند كه سياست ايران ستيزى رم، دوام چندانى نخواهد آورد؛ به اين دليل روشن كه دوستى«تهران - رم» از بنيان محكمى برخوردار است. نگاهى به سه دهه روابط دو كشور گوياى اين واقعيت است كه نگاه حاكم بر جامعه و حكومت ايتاليا درباره ايران متفاوت از همه دولت هاى اروپايى بوده است تا جايى كه رم كمتر حاضر شده مشى افراطى دولت هاى انگليس يا فرانسه را تعقيب كند.
همين نگاه احترام آميز وارثان دو تمدن كهن موجب شده كه ايتاليايى ها در صدر شركاى اقتصادى ايران قرار گيرند و طرف هاى ايرانى حسابى جداگانه حول سرمايه گذارى شركت هاى اين كشور بازكنند حتى در محافل اروپايى همكارى تهران و رم به عنوان نمادى از« دوستى پايدار» معرفى شده است؛ روابطى كه در آن سياستگذاران دو كشور در عين آن كه همكارى خويش را عليه طرف ثالثى سوق نداده اما اجازه نداده اند جو مناسبات فيمابين از تنش هاى فصلى ايران و غرب تأثير پذيرد و طرف ثالثى مانند امريكا بر اين روابط گرم اثر سوء بگذارد. حتى پس از حركت ماجراجويانه سران رم، منوچهر متكى وزير امور خارجه كشورمان، در ديدار با سفير ايتاليا اين اتفاقات را ناچيز شمرد و گفت، برخى، به اين روابط حسادت مى كنند. نشانه ديگر بر استقلال ديپلماسى اين كشور تفاوت ديدگاه موضع رم در بحران گرجستان و مناقشات خاورميانه است. در اين مدت بر خلاف خواسته برلسكونى، وزارت خارجه اين كشور در صحنه بحران قفقاز سياستى متفاوت از امريكا پيش گرفت؛ به نحوى كه ايتاليا نخستين دولتى بود كه حاضر به همراهى با سياست روس ستيزى امريكا نشد و كشورهاى اروپايى را به اتخاذ روش تعامل و گفت و گو با كرملين در بحران گرجستان فرا خواند.
نكته مهم اين است كه هيچ نيروى اپوزيسيون و لابى قدرتمند ضد ايرانى كه اين سياست ايران ستيزى برلسكونى را همراهى كند وجود ندارد. با آنكه در ايتاليا مانند تمام كشورهاى اروپايى ، لابى يهوديان ،برخى حاميان منافقين در پارلمان يا برخى سازمان هاى اين كشور حضور دارند اما شمار و نفوذ آنها به اندازه اى نبوده كه بتوانند بر تصميم هاى كلان دولت تأثير جدى بگذارند. به همين دليل وقتى برلسكونى آهنگ مقابله سياسى با ايران را در جريان سفر رئيس جمهور كشورمان به ايتاليا براى شركت در اجلاس فائو شروع كرد، فقط گروه معدودى از منافقين و يهوديان در «رم» تجمع كردند.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |