سه شنبه ۹ مهر ۱۳۸۷ - ۲۹ رمضان ۱۴۲۹
Tue, Sep 30, 2008
گزارش
۴۰۳۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
ازدواج به سبك نو
391308.jpg
[حميدرضا خالدى ]
از قديم هميشه مى گفتند: دختر و پسر هنگام ازدواج بايد با هم چند سالى اختلاف سنى داشته باشند، آن هم در شرايطى كه پسر بزرگتر از دختر باشد. اين يك اعتقاد قديمى است. اعتقادى كه بعدها توسط روانشناسان نيز تأييد شده است. بگذريم كه چرا و به چه علت، مهم اين است كه امروز اين فرآيند كم كم مى رود تا كاملاً تغيير كند. به عبارتى آمار ازدواج هايى كه در آن عروس ها بزرگتر از دامادها هستند روز به روز افزايش پيدا مى كند. ادعايى كه تقريباً تمامى محضرداران و كارشناسان امور خانواده آن را تأييد مى كنند. اما به راستى چرا اين تغيير نگرش ناشى از چه عواملى است و اين كه چه تأثيرى بر استحكام خانواده هاى آينده ايرانى خواهد داشت
***
محمود ۲۹ ساله است و همسرش فرانك ۳۷ ساله. دو سالى مى شود كه با هم ازدواج كرده اند. آشنايى شان از كلاس هاى تئورى آموزش رانندگى شروع شد. محمود در مورد آن روزها مى گويد: همسرم بين بچه هاى كلاس يه چيز ديگه بود. متين، با وقار و در عين حال پرجنب و جوش و خوش سر و زبان. شيفته اش شده بودم، اين بود كه به بهانه اى سر صحبت را باز كردم و نتيجه اين آشنايى هم به ازدواج منجر شد.
از هر دوى آنها سؤال مى كنم: و حالا از زندگى تان راضى هستيد
اين بار همسر محمود جواب مى دهد: چرا نباشيم. البته مشكل در تمام خانواده ها وجود دارد ولى به قول معروف نمك زندگى است. ما هنوز هم عاشقانه همديگر را دوست داريم.
نوبت به سؤال اصلى ام مى رسد، از وى مى پرسم: تاكنون بيشتر بودن سن شما مشكلى در زندگى مشتركتان ايجاد نكرده است
كمى مكث مى كند و همين بهانه اى مى شود براى محمود تا به جاى وى پاسخ دهد، مشكل كه نه فقط همسرم دائم از من سؤال هايى مى پرسد كه معنى اش را نمى فهمم. سؤالاتى مانند اينكه: وضعيت ظاهرى ام چطور است موهايم سفيد نشده يا ‎/‎/‎/
همسرش اما دليل سؤالات خود را دغدغه اى مى داند كه فكرش را مشغول كرده است: دائم از خودم مى پرسم، بعدها چه خواهد شد. مثلاً وقتى كه من ۴۰ ساله شوم و محمود ۳۱ ساله. آيا باز هم ارتباطمان همين قدر عاشقانه باقى خواهد ماند
محمود با تعجب نگاهش مى كند و انگار براى نخستين بار است كه با دغدغه هاى همسرش مواجه شده باشد، مى گويد: اين حرف ها چيه كه مى زنى من هميشه تو را دوست خواهم داشت.
فرانك لبخند تلخى مى زند و در پس نگاهش موجى از دلهره و نگرانى ديده مى شود!
***
بيتا ۳۴ ساله و نيما ۳۰ ساله است. با سه سال زندگى مشترك اما با كوهى از مشكلات. بيتا كه ديگر گويا طاقتش طاق شده در مورد مشكلاتشان مى گويد: نيما دائماً بزرگتر بودن من را به رخم مى كشد، دائم از من مى خواهد كه برويم پياده روى، كوه پيمايى و مسافرت. اما من واقعاً حوصله ندارم. متأسفانه اصلاً من را درك نمى كند!
نيما اما از روى ديگر سكه مى گويد: هر روز كه از سركار به خانه مى آيم، بيتا بى حال و بى حوصله يا در حال كتاب خواندن است و يا فيلم ديدن. اصلاً دوست ندارد از خانه بيرون بيايد. دائم غر مى زند كه خسته ام، مريضم و ‎/‎/‎/! در حالى كه من دوست دارم با همسرم بيرون بروم. برويم تفريح. برويم پارك و سينما. از زندگى لذت ببريم ولى بيتا .‎/‎/!
نيما به نكته ديگرى هم اشاره مى كند، شايد قابل تأمل تر باشد: از طرفى در مورد هر چيزى كه اظهارنظر كنم و مخالف نظر همسرم باشد، وى مى گويد: تو دخالت نكن، تو هنوز بچه اى! هر چى باشد من از تو با تجربه ترم. آخر اين هم شد زندگى !
اين دو كه روزى با عشقى آتشين و با وجود مخالفت شديد مادر نيما، پاى سفره عقد نشسته اند، امروز به اين نتيجه رسيده اند كه ديگر به درد هم نمى خورند. مى خواهند از يكديگر جدا شوند، آن هم قبل از اين كه حريم ها بيش از اين از هم دريده شود!
***
حاج آقا رسول نمازى، يكى از محضردارانى است كه بر افزايش اين آمار تأكيد دارد: الآن چهار، پنج سالى است كه اين نوع ازدواج ها بيشتر و پررنگ تر شده است!
اوايل ما نيز تعجب مى كرديم ولى بعدها با صحبت هايى كه با طرفين مى كرديم متوجه دليل آن شديم، علت اين مسئله تغيير ذهنيت پسرهاست. پسرها اكثراً آنقدر از طلاق و ايرادگيرى هاى دخترهاى اين دوره و زمانه شنيده اند كه ترجيح مى دهند با كسى ازدواج كنند كه پا به مرز پختگى گذاشته باشد و قدر زندگى مشترك را بهتر بداند.
وى تأكيد مى كند: آمار اين ازدواج ها هر سال بيشتر از سال گذشته مى شود. خود ما در همين دفترخانه ،۲۰ ۳۰ مورد ازدواج با چنين شرايطى را ثبت كرده ايم.
***
دكتر رحيم نوبخت نژاد، روانشناس و استاد دانشگاه نيز در خصوص علل اين تغيير ذائقه مى گويد: واقعيت اين است كه از منظر بسيارى از پسرها، دختران امروزى كمتر پخته اند و تاحدودى پرتوقع و زياده خواه!
وى مى گويد: مسلم است كه در چنين شرايطى ترس محسوسى براى ازدواج و تداوم آن به وجود مى آيد. براى همين پسرها به دنبال دخترانى مى گردند كه از لحاظ فكرى و روحى به اصطلاح پخته تر شده باشند و قدرت درك و تجزيه و تحليلشان بيشتر بوده باشد. دكتر نوبخت نژاد دلايل ديگرى را نيز عنوان مى كند: از سوى ديگر شايد علت تغيير رويكرد پسرها به انتخاب دخترهاى سن بالا برخوردهاى مادرانه آنها باشد؛ برخوردهايى كه براى هر مردى شيرين و جذاب است. گرچه درصد بالايى از اين ازدواج ها نيز نتيجه يك نگاه و صد دل عاشق شدن است!
اين استاد دانشگاه در مورد عواقب اين گونه ازدواج ها معتقد است اين موارد نيز مانند هر مسئله جديد ديگر است، درصدى از آنها منتهى به شكست مى شود و درصدى هم به خير و خوشى ادامه پيدا مى كند. اما چند مسئله را نبايد در اينجا فراموش كرد: اول اين كه مهمترين مسئله اى كه مى تواند آنها را با مشكلاتى جدى مواجه كند تغيير روحيه براثر گذشت سن و سال است. زنان از نقطه نظر فيزيولوژيكى، با بالارفتن سن زودتر از مردها حس و حال و شور و هيجان خود را از دست مى دهند. از طرفى وقتى مرد چند سال كوچكتر از همسرش باشد همواره از شور و هيجان بيشترى برخوردار بوده، در نهايت زندگى آنها به دليل اين كه نمى توانند نيازهاى روحى طرف مقابل خود را برآورده نمايند به مشكل برمى خورد.
وى با اشاره به دومين نكته قابل تأمل درخصوص اين گونه ازدواج ها مى گويد: از جانب ديگر همان احساس مادرانه اى كه از آن ياد كرديم، باعث مى شود تا سخنان زنان بيشتر به صورت امرى و دستورى باشد و اين يعنى شكستن غرور مردان و آغاز شعله يكسرى جنگ و جدالى كه مى تواند تيشه به ريشه خانواده بزند.
دكتر نوبخت نژاد اما در عين حال براين باور است كه: البته اين مسئله هنوز چنان شايع نشده كه بخواهيم در مورد آن اظهار نظر كنيم. ولى آنچه مسلم است اين است كه به جوانان در مورد چنين ازدواج هايى مى بايد آگاهى و اطلاعات بيشترى داد تا با چشم باز دست به انتخاب بزنند. خصوصاً در شرايط امروز جامعه كه به نظر مى رسد استقبال از اين گونه ازدواج ها، روز به روز بيشتر و بيشتر مى شود!


|   شناسنامه   |   آرشيو   |