|
با تلاش مأموران وزارت اطلاعات
• اين كلاهبردار ۸۰ ميليارد تومان با تشكيل ۸ شركت اقمارى و ۳۰ ميليون دلار به بهانه احداث كارخانه و واردات آهن آلات از بانك هاى تهران و قزوين تسهيلات دريافت كرده بود • تسهيلات بانك ها صرف خريد ۹۰ ملك در تهران و شمال به نام همسر و فرزندان اين كلاهبردار شده است • بخش قابل توجهى از تسهيلات ۱۱۰ ميليارد تومانى از ۲ سال پيش معوق مانده است
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با تلاش مأموران وزارت اطلاعات
كلاهبردار ۱۱۰ ميلياردى بازداشت شد
• اين كلاهبردار ۸۰ ميليارد تومان با تشكيل ۸ شركت اقمارى و ۳۰ ميليون دلار به بهانه احداث كارخانه و واردات آهن آلات از بانك هاى تهران و قزوين تسهيلات دريافت كرده بود • تسهيلات بانك ها صرف خريد ۹۰ ملك در تهران و شمال به نام همسر و فرزندان اين كلاهبردار شده است • بخش قابل توجهى از تسهيلات ۱۱۰ ميليارد تومانى از ۲ سال پيش معوق مانده است
تسهيلات بانكى صرف خريد ۹۰ ملك در تهران و شمال شده بود بازداشت كلاهبردار بانكى۱۱۰ ميليارد تومانى در پى اظهارات رئيس جمهورى در مراسم توديع و معارفه رئيس كل بانك مركزى مبنى بر اين كه فردى ۱۱۰ ميليارد تومان از بانك هاى قزوين و تهران وام گرفته و پس نداده است، مدير كل اطلاعات استان قزوين از بازداشت اين كلاهبردار بانكى خبر داد. دكتر محمود احمدى نژاد رئيس جمهورى در جلسه توديع و معارفه رئيس كل بانك مركزى گفته بود: «چرا فردى مى آيد و ۱۱۰ ميليارد تومان از بانك هاى قزوين و تهران وام مى گيرد و مدعى مى شود مى خواهد كارخانه بسازد، ولى مى بينيم مى رود در تهران و مازندران به ساخت و ساز مى پردازد و معوقه هاى خود را نمى پردازد و //.» به دنبال مطالب مطرح شده از سوى رئيس جمهورى، خبرگزارى فارس در تماس با مديركل اطلاعات استان قزوين خواستار ارائه اطلاعاتى درباره اين كلاهبردار بانكى شد. وى با اعلام اين كه فردى با هويت معلوم با همكارى اعضاى خانواده و چند تن از بستگان و آشنايان خود با تشكيل هشت شركت بازرگانى به صورت اقمارى در تهران، توانسته است بيش از ۳۰ ميليون دلار تسهيلات به صورت گشايش اعتبار ارزى براى واردات آهن آلات از يكى از بانك هاى استان دريافت كند، گفت: پس از گذشت حدود دو سال از دريافت اين تسهيلات، همه آن معوق شده و وى با روش هاى متقلبانه قدرت وصول را از بانك سلب كرده است. وى گفت: «اين شخص همچنين از طريق شركت هاى مزبور و تعدادى شركت اقمارى ديگر از برخى بانك ها در تهران و مازندران بيش از ۸۰ ميليارد تومان تسهيلات دريافت كرده كه بخش قابل توجهى از اين وام ها نيز معوق شده است.» به گفته مدير كل اطلاعات استان قزوين، اين كلاهبردار به واسطه باز پرداخت نكردن تسهيلات مذكور توانسته است بيش از ۹۰ قطعه ملك با نام خود، همسر و فرزندانش در مناطق مختلف تهران و شمال كشور خريدارى كند. وى افزود: «مأموران وزارت اطلاعات در اداره كل قزوين با بررسى و شناسايى ابعاد تخلفات مذكور با هماهنگى دستگاه قضايى اقدام به بازداشت متهم اصلى كردند.» هم اكنون پرونده نزد بازپرس شعبه مربوط در مجتمع قضايى امور اقتصادى تهران، در جريان است و به رغم فشار و خارج شدن پرونده از حيطه قضايى استان قزوين، با پيگيرى وزارت اطلاعات و با همكارى قوه قضائيه بخشى از اموال ياد شده مورد شناسايى قرار گرفته تا حقوق بانك ها استيفا شود. مديركل اطلاعات استان قزوين در پايان تأكيد كرد: «تلاش سربازان گمنام آقا امام زمان (عج) تا استيفاى كامل حقوق بيت المال و كوتاه كردن دست مفسدان اقتصادى ادامه دارد.»
|
|
|
|
|
پسر بازيگوش، مغازه پدرش را به آتش كشيد
آتش سوزى يك فروشگاه در بندرعباس با تلاش امدادگران آتش نشانى مهار شد. بر اساس اين گزارش، مأموران ستاد فرماندهى آتش نشانى ساعت ۸ و ۲۵ دقيقه ديروز با اطلاع از آتش سوزى در يك فروشگاه لوازم الكترونيكى در چهارراه «نخل ناخدا» به سرعت رهسپار محل حادثه شدند و با مهار شعله ها از گسترش آتش سوزى جلوگيرى كردند. شواهد نشان مى دهد فروشگاه بر اثر بازيگوشى فرزند صاحب مغازه شعله ور شده بود كه خوشبختانه اين حادثه آسيب جانى نداشت.
|
|
|
|
|
چراغ زرد
داريوش آرمان ـ دبير گروه حوادث ستون چراغ زرد حاوى مشاهدات روزمره، دست نوشته ها، نكته سنجى ها، خاطرات خبرنگاران و مردم است كه از اين پس پيش روى مخاطبان عزيز خواهد بود. اميد مى رود اين ستون، زشت و زيبا يى هاى محيط اجتماعى را در آئينه قضاوت افكار عمومى قرار دهد. شما هم مى توانيد با ارسال مطالب خود ما را در غناى هر چه بيشتر اين ستون يارى نماييد. *** دزدم، قاتل نيستم چند سال قبل به عنوان خبرنگار جنايى مشغول كار بودم كه از وقوع مرگ مرموز مرد ثروتمندى در يكى از خانه هاى ويلايى شمال شهر تهران باخبر شدم. بلافاصله خودم را به محل حادثه رساندم. در پى گذر از كوچه باغ هاى پردرخت به يك فرعى رسيدم. با ديدن خودروى گشت پليس و آمبولانس پزشكى قانونى متوجه شدم به محل موردنظر رسيده ام. به محض ورود به ساختمان ويلايى قديمى، با استشمام بوى تعفن دريافتم چند روزى از وقوع حادثه گذشته است. هرچه به محل كشف جسد نزديكتر مى شدم بوى تعفن نيز تندتر مى شد. بازپرس و پزشك جنايى در طبقه دوم سرگرم بررسى هاى لازم بودند. شواهد نشان مى داد حداقل چند روز از مرگ مرد سالخورده گذشته است. دقايقى بعد به سراغ پسر ميانسال صاحبخانه كه با چشمانى اشكبار، گوشه حياط چمباتمه زده بود، رفتم. او گفت: پدرش مردى ثروتمند بود كه ملك و املاك زيادى داشت. اما از آنجا كه سرش به حساب و كتاب بود بچه ها و نوه ها فكر مى كردند او مرد خسيس و ناخن خشكى است. به همين خاطر پس از مرگ مادرمان، از چند سال قبل، در اين خانه بزرگ تنها زندگى مى كرد. چرا كه اغلب بچه ها و فاميل علاقه چندانى به رفت وآمد با او نداشتند. اما من هرازگاهى با پدرم تلفنى تماس گرفته و احوالش را مى پرسيدم. هفته اى يك بار هم به اينجا مى آمدم و او را از نزديك مى ديدم. پسر صاحبخانه در ادامه گفت: اكبرآقا ـ مستخدم ـ و همسرش نيز هفته اى يك بار به خانه پدرم مى آمدند و كارهاى نظافت و پخت و پز را انجام مى دادند. صبح امروز هم آنها براى انجام كارهاى خانه آمده بودند كه با در بسته روبه رو شدند. بنابراين وقتى به موضوع شك كردند با من تماس گرفتند. من كه به دليل مسافرت خارج از كشور، چند روزى از پدرم بى خبر بودم بلافاصله خودم را به اينجا رساندم. با كليد يدكى اى كه همراه داشتم همراه آنها وارد ساختمان شديم. ابتدا فكر كردم پدرم در خانه نيست. اما وقتى در را باز كردم بوى تعفن شديد در فضا پيچيد. پس از ورود به طبقه دوم با جسد طناب پيچ او و به هم ريختگى خانه روبه رو شدم. همان موقع نيز با پليس تماس گرفتم. پس از انتقال جسد به پزشكى قانونى، بازپرس جنايى به گروهى از كارآگاهان مأموريت داد تا زمان اعلام نظريه پزشكى قانونى به دقت در اين باره تحقيق كنند. پسر مقتول، مستخدم خانه و همسرش و چند تن ديگر نيز به عنوان مظنون تحت تعقيب قضايى قرار گرفتند. بنابراين پس از پلمب خانه با دستور قضايى، حساب هاى بانكى مرد ثروتمند تحت كنترل قرار گرفت. تا اين كه چند روز بعد اتفاق عجيبى رخ داد و مأموران با تلفن رئيس يك بانك، از مراجعه مرد جوانى براى برداشت پول از حساب مسدود شده مرد ثروتمند خبردار شدند. مأموران نيز با عجله خود را به بانك رسانده و فرد موردنظر را بازداشت كردند. او كه بشدت غافلگير شده بود خودش را بى گناه خواند و گفت: چك متعلق به يكى از دوستانم است. او به دليل مشغله كارى از من خواست چك را برايش نقد كنم. با راهنمايى هاى وى، كارآگاهان بلافاصله صاحب اصلى چك را دستگير كردند؛ «او كسى نبود جز اكبرآقا، مستخدم خانه.» متهم به قتل كه از دستگيرى اش شوكه شده بود پس از انتقال به اداره آگاهى تحت بازجويى هاى فنى ـ تخصصى قرار گرفت. مرد ميانسال در حالى كه اشك مى ريخت به هزار و يك قسم و آيه متوسل شد كه قاتل نيست و روحش هم از قتل خبر ندارد. اما همه شواهد عليه او بود. اكبر در بازجويى هاى فنى ـ پليسى به مأموران گفت: صاحبكارم ـ مقتول ـ مقدارى پول بابت حقوق عقب افتاده ام بدهكار بود. اما هر بار به بهانه اى از پرداخت بدهى اش خوددارى مى كرد. من هم چند ماه قبل، هنگامى كه آقا در خانه مشغول استراحت بود از فرصت استفاده كرده و يك برگ از دسته چكى كه داخل كيف دستى اش بود برداشتم. مى خواستم با اين روش او را مجبور به پرداخت بدهى اش كنم. اما وقتى او به قتل رسيد از آنجا كه مى دانستم هميشه مقدار زيادى پول در حسابش داشت وسوسه شدم تا خودم و خانواده ام را از فقر و بدبختى نجات دهم. بنابراين با درج مبلغ ۱۸ ميليون تومان و جعل امضا، از دوستم محمود خواستم آن را برايم نقد كند كه دستگير شديم. بدين ترتيب متهم پرونده كه با اتهام قتل عمد روبه رو بود تا زمان رفع ابهام ها و اثبات ادعاهايش بازداشت شد. او طى چند ماه بارها تحت بازجويى قرار گرفت، اما فقط مى گفت: «من دزد هستم اما قاتل نيستم.» پرونده اين ماجرا كه به معماى پيچيده اى تبديل شده بود مدت ها در دستور كار پليس و قاضى جنايى قرار داشت تا اين كه سرانجام پليس در شاخه ديگر تحقيقات به نتيجه رسيد و با رديابى هاى ويژه عامل جنايت كه يكى از دوستان نزديك مقتول بود به دام افتاد. او پس از دستگيرى اعتراف كرد به طمع تصاحب بخشى از پول ها و دارايى دوستش، با طرح نقشه اى يك روز كه به خانه وى رفته بود، نقشه قتل و سرقت را عملى كرد.
|
|
|
|
|
قاتل جوان ميليونر اعدام شد
گروه حوادث- عامل قتل جوان ميليونر كه براى سرقت ۵۰ ميليونى مرتكب جنايت شده بود، سحرگاه ديروز اعدام شد
به گزارش خبرنگار ما، ۲۷ بهمن سال ۸۱ مأموران پليس از سقوط يك خودرو به دره اى در كمربندى سميرم- شهرضا باخبر شدند. بلافاصله گروهى از مأموران پليس راهنمايى و رانندگى در محل حادثه حاضر شدند و علت حادثه نيز سرعت بالاى خودرو اعلام شد. پزشكى قانونى نيز علت مرگ مصطفى - 29 ساله- را ضربه مغزى اعلام كرد. چند روز پس از اين حادثه خانواده «مصطفى» با مراجعه به اداره آگاهى اصفهان مدعى شدند پسرشان به قتل رسيده است. با طرح اين شكايت، كارآگاهان پليس در تحقيقات خود دريافتند مقدارى پول نقد و دسته چك قربانى سرقت شده است. از سوى ديگر، پس از بررسى دقيق خودرو با توجه به خاموش بودن تلفن همراه مقتول، احتمال قتل قوت گرفت. در بررسى هاى بعدى نيز مشخص شد مصطفى در تلاش براى خريد خانه اى ۳۸۰ ميليون تومانى بوده و در اين باره به چند بنگاه معاملات ملكى نيز مراجعه كرده بود. با احضار و تحقيق از كاركنان بنگاه هايى كه پسر جوان با آنها در ارتباط بود، مأموران به پسر صاحب يكى از بنگاه ها مشكوك شده و او را بازداشت كردند. «اميد» نيز سرانجام در بازجويى ها لب به اعتراف گشود و اظهار داشت: مصطفى براى خريد خانه يك فقره چك ۵۰ ميليون تومانى را امانت نزد من گذاشت. با مشاهده چك وسوسه شدم تا آن را نقد كنم. به همين خاطر با همدستى يكى از دوستانم چك را وصول كرديم. بعد هم براى مخفى ماندن موضوع، نقشه قتل مصطفى را طراحى كرديم. طبق نقشه، روز حادثه او را به بهانه ديدن خانه اى، به اطراف سميرم كشانده و در فرصتى مناسب با ضربه هاى ميله اى آهنى او را بيهوش كرديم. بعد هم مثل فيلم هاى پليسى او را پشت فرمان ماشين نشانده و خودرو را به دره انداختيم تا به اين ترتيب ماجراى قتل براى هميشه مخفى بماند و موضوع نيز مرگ طبيعى بر اثر تصادف جلوه نمايد. با اعتراف هاى اميد، مأموران بلافاصله به سراغ همدستش فريبرز رفتند اما متوجه شدند او در جريان يك تصادف رانندگى كشته شده است. بدين ترتيب «اميد» در شعبه (۱۱۹) عمومى- جزايى اصفهان محاكمه و به قصاص محكوم شد. با تأييد نهايى حكم از سوى ديوان عالى كشور، صبح ديروز پسر جنايتكار در زندان مركزى اصفهان به دار مجازات آويخته شد.
|
|
|
|
|
كشف قبرستانى زير بلوار
گروه حوادث-كارگران شهردارى هنگام حفارى در بلوار وحدت مشهد يك گور دسته جمعى كشف كردند. به گزارش خبرنگار ما، صبح سه شنبه كارگران شهردارى هنگام حفارى در بلوار وحدت با اسكلت چند انسان كه سال ها از مرگ شان مى گذشت روبه رو شدند. همان موقع يكى از كارگران، هراسان با پليس تماس گرفت و دقايقى بعد نيز گروهى از مأموران پليس در محل مورد نظر حاضر شدند. پس از تحقيقات مقدماتى، اسكلت ها با دستور بازپرس كشيك قتل به پزشكى قانونى منتقل شد. سرهنگ تقوى، رئيس پليس مشهد در اين باره به خبرنگار «ايران» گفت: در تحقيقات مأموران مشخص شد، محل حفارى سال ها قبل قبرستان بوده كه بدون توجه به اين موضوع و اطلاع از آن، روى قبرستان شهرسازى شده است.
|
|
|
|
|
راننده آژانس در دام زن تبهكار
|
|
|
گروه حوادث ـ عشق دختر قاچاقچى به يك راننده آژانس، راز فعاليت شبكه توزيع مواد روانگردان را فاش كرد.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل مهر، مرد جوانى كه خود را راننده آژانس معرفى مى كرد با مراجعه به شعبه هشتم بازپرسى دادسراى جنايى تهران از سرقت مسلحانه خودرويش خبر داد و گفت: «شب قبل مرد جوانى با دفتر آژانس تماس گرفت و تقاضاى ماشين كرد. وقتى به نشانى مورد نظر رفتم خانمى سوار شد. وقتى او را به مقصد رساندم ناگهان سه مرد مسلح به طرفم حمله كردند و با تهديد و ضرب و جرح شديد، خودرو و پول هايم را سرقت كرده و متوارى شدند.» پس از شكايت مرد جوان، پرونده به دستور بازپرس «قندى زاده» براى رسيدگى تخصصى در اختيار كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران قرار گرفت. مأموران در نخستين گام با احضار شاكى به تحقيق از وى پرداختند. اما در جريان بازجويى ها متوجه ضد و نقيص گويى هاى راننده آژانس شدند و با اطمينان از پنهان كارى هاى او، خواستند واقعيت رابيان كند. مرد جوان كه ابتدا سعى داشت برخى از مسائل را پنهان كند سرانجام لب به سخن گشود و گفت: «حدود يك ماه قبل يكى از مشتريان آژانس تماس گرفت و ماشين خواست وقتى به آنجا رفتم خانم جوانى سوار شد. بين راه او سرصحبت را باز كرد و پس از گرفتن شماره تلفن همراهم، قرار شد ازآن به بعد به عنوان راننده كارهايش را انجام دهم. در مدت كوتاهى متوجه شدم او از سركردگان شبكه بزرگ قاچاق مواد روانگردان است و براى توزيع مواد به نقاط مختلف شهر مى رود. پس از گذشت چند هفته يك روز «سودابه» از من خواست تا ماشين را به او قرض دهم من نيز قبول كردم اما با گذشت بيش از يك هفته وقتى خبرى از «سودابه» و ماشينم نشد به پاتوق اصلى اش در شمال تهران رفتم. اما وقتى وارد خانه شدم سه مرد مسلح به طرفم حمله ور شده و پس از بستن دست و پايم پول و مداركم را دزديده و مرا بيرون انداختند.» بدين ترتيب بلافاصله تحقيقات براى شناسايى مردان مسلح و زن تبهكار آغاز شد. در نخستين گام، مأموران به خانه ويلايى شمال تهران رفته و در عملياتى غافلگيرانه و ضربتى صاحبخانه و يكى از اعضاى شبكه را دستگير كردند. متهمان در بازجويى ها ضمن اعتراف به ضرب و شتم شاكى و سرقت اموالش انگيزه خود را انتقام جويى عنوان كردند. صاحب خانه نيز در بازجويى ها نامزد «سودابه» را سركرده اصلى شبكه معرفى كرد و گفت: وقتى محسن از ارتباط نزديك و علاقه سودابه به راننده آژانس پى برد تصميم به انتقام گرفت.سرهنگ عباسعلى محمديان رئيس پليس آگاهى تهران نيز در اين باره گفت: تحقيقات گسترده كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران براى دستگيرى سركرده شبكه و نامزدش سودابه همچنان ادامه دارد.
|
|
|
|
|
كشف ۲۹ كيلوگرم ماده مخدر مرگبار
گروه حوادث- بومهن، دانش نظامى، خبرنگار «ايران»: با دستگيرى اعضاى يك شبكه تهيه و توزيع مواد مخدر، بيش از ۲۹ كيلوگرم «كراك» كشف شد. رئيس كلانترى (۲۰۶) بومهن با اعلام اين خبر گفت: سه عضو اين باند كه زير ۲۵ سال هستند، پس از انتقال مواد مخدر از مناطق ديگر، مواد را با كمك همدستان شان در شرق تهران توزيع مى كردند. به گفته سرهنگ محمدجواد سيفى در مخفيگاه اعضاى باند حدود ۲۹ كيلوگرم مواد مخدر از نوع «كراك» به همراه مقدارى «شيشه» كشف شده است.
|
|
|
|
|
كلاهبردارى ميلياردى نوه از پدربزرگ
گروه حوادث - پسرى كه با سوءاستفاده از بيمارى فراموشى پدربزرگش، ميلياردها تومان از اموال او را به نام خودش منتقل كرده بود از سوى كارآگاهان پليس آگاهى تهران تحت تعقيب قرار گرفت. به گزارش خبرنگار جنايى ما، چندى قبل مرد ميانسالى همراه پدر پيرش به دادسراى جنايى تهران مراجعه كرد و با تسليم شكايتى گفت: «برادرزاده ۲۵ ساله ام كلاهبردارى بزرگى انجام داده است. او تمام اموال و املاك ميلياردى پدرم را با وكالتنامه محضرى به نام خود منتقل كرده و متوارى شده است.» مرد ميانسال در ادامه گفت: پدر ۸۵ ساله ام از چند سال قبل دچار بيمارى فراموشى شد و از آنجا كه نمى توانست به تنهايى زندگى كند تصميم گرفتيم هر ماه ميهمان خانه يكى از فرزندانش باشد. اما بعد از مدتى برادرزاده ام «نريمان» پيشنهاد كرد براى هميشه پدرمان در خانه آنها زندگى كند. من و خواهر و برادرانم نيز موافقت كرديم. پس از چندماه يك روز دركمال ناباورى پدرم را پشت در خانه ديدم. وقتى علت را پرسيدم گفت:«نريمان مرا از خانه بيرون كرده است.» در حالى كه به شدت ناراحت بودم پس از آن كه موضوع را به خواهر و برادرانم اطلاع دادم به سراغ نريمان رفتيم اما هيچ اثرى از او نبود. از آنجا كه به ماجرا مشكوك شده بوديم از پدرم خواستم آنچه را كه رخ داده براى مان شرح دهد. او نيز گفت: «نريمان» چندبار به بهانه هاى مختلف از من خواست پاى چند برگه را مهر و امضاكنم. يك بار هم مرا به يك دفترخانه برد و در آنجا نيز چند امضا در يك دفتر بزرگ از من گرفتند. پس از آن نيز مرا در خيابان نزديك خانه اى رها كرد و گفت اينجا خانه پسرت است، برو آنجا! مرد ميانسال در ادامه گفت: «پدرم وقتى از ماجراى كلاهبردارى با خبر شد تصميم به شكايت گرفت.» با اعلام اين شكايت ، پرونده با دستور بازپرس شعبه چهارم داديارى دادسراى جنايى تهران به كارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهى تهران سپرده شد تا پسر فرارى را شناسايى و دستگير كنند. كارآگاهان پس از تحقيقات گسترده پليسى دريافتند پسر كلاهبردار با انتقال بيش از ۲ ميليارد تومان از اموال پدربزرگش، از تهران متوارى شده است. در حال حاضر رديابى هاى ويژه براى دستگيرى نوه تبهكار ادامه دارد.
|
|
|
|
|
آتش سوزى در سوناى خشك
گروه حوادث- آتش سوزى در مجموعه سوناى خشك با همكارى آتش نشانان دو ايستگاه آتش نشانى تهران خاموش شد. بر اساس اين گزارش، همزمان با اعلام خبر آتش سوزى، آتش نشانان ايستگاه هاى ۱۰۶ و ۱۰۱ سازمان آتش نشانى به محل حادثه در خيابان حافظ رفتند. آنها به محض ورود دريافتند حادثه در يك مجموعه استخر و سونا كه در طبقه زيرزمين ساختمان ۳ طبقه قرار داشت، رخ داده است. شدت آتش سوزى هم به حدى بود كه دود و آتش سراسر كوچه و آسمان را فرا گرفته بود. بنابراين آتش نشانان با پوشيدن لباس كامل ايمنى و به كارگيرى دستگاه تنفسى و دو رشته لوله آب دهى وارد محل حادثه شده و كانون آتش را كه در قسمت سوناى استخر بود، خاموش كردند. اين حادثه مصدوم نداشت. تلاش براى كشف علت آتش سوزى و همچنين ميزان خسارت ادامه دارد.
|
|
|
|