پنجشنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۷ - ۱۶ شوال ۱۴۲۹
Thu, Oct 16, 2008
حقوقى
۴۰۵۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
چگونگى تقديم دادخواست در امور مدنى
اصولاً شروع به رسيدگى در دعاوى مدنى در دادگاه عمومى مستلزم تقديم دادخواست است كه در پايان همين مبحث نمونه اى از آن آمده است. هنگام تقديم دادخواست به دادگاه توجه به نكات زير و رعايت آنها موجب سرعت در رسيدگى و احقاق حق و دسترسى آسان به عدالت خواهد شد:
۱- دادخواست بايد به دفتر دادگاهى تقديم شود كه صلاحيت رسيدگى به ادعا را دارد و اگر در نقاطى دادگاه داراى شعب متعدد بود مانند اين كه در يك دادگسترى يك شهرستان پنج شعبه دادگاه عمومى مستقر باشد، در اين حالت دادخواست به دفتر شعبه اول داده خواهد شد.
۲- منظور از دادگاه صالح دادگاهى است كه قانوناً شايستگى و صلاحيت رسيدگى به ادعا را دارد تشخيص اين امر براى مردم عادى و حتى حقوقدانان در پاره اى از موارد مشكل است از اين رو بهتر است قبل از تقديم دادخواست در اين خصوص با اهل فن مشورت به عمل آيد ولى طبق يك قاعده عمومى در دعاوى مدنى اصل بر صلاحيت دادگاه محلى است كه خوانده يعنى طرف مقابل دعوى در حوزه آن دادگاه اقامت دارد.
۳- پس از تقديم دادخواست مدير دفتر دادگاه بايد فوراً آن را ثبت و رسيدى كه در آن نام خواهان،خوانده، تاريخ تسليم دادخواست (روز، ماه، سال) آمده با ذكر شماره ثبت به تقديم كننده دادخواست بدهد و در برگ دادخواست تاريخ تسليم دادخواست را بياورد.
۴- تاريخ رسيد دادخواست به دفتر دادگاه ، تاريخ اقامه دعوى به حساب مى آيد.
۵- اگر دادگاه داراى شعبه هاى مختلف باشد ، مدير دفتر دادگاه پس از ثبت دادخواست آن را جهت ارجاع به يكى از شعب به نظر رئيس شعبه اول يا معاون او خواهد رساند.
۶- در فرم دادخواست بايد:
الف) نام و نام خانوادگى ، نام پدر، سن و شغل خواهان و نشانى او آورده شود. در مورد نشانى بايد توجه داشت كه نشانى به نحوى ذكر شود كه مأمور ابلاغ قادر به ابلاغ اوراق قضايى به آن نشانى باشد.
ب) نام، نام خانوادگى ، شغل و نشانى خوانده به ترتيب بالا.
پ) آن چه كه مورد ادعا است و به اصطلاح خواسته خواهان مى باشد براى مثال مطالبه وجه، تخليه مغازه استيجارى، فسخ معامله، الزام به تنظيم سند رسمى و.‎/‎/ در مورد دعاوى مالى تعيين بهاى خواسته ضرورى است. براى مثال اگر خواسته خواهان خلع يد از ملكى است بايد بهاى ملك را هم بياورد.
ت) تعهدات و جهاتى كه به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه به نحوى كه مقصود او واضح و روشن باشد.
ث) آن چه خواهان از دادگاه درخواست دارد. (براى مثال هنگام اقامه دعوى مبنى بر الزام خوانده به تنظيم سند رسمى، درخواست دستور موقت جهت منع نقل و انتقال ملك نيز طرح مى شود.)
ج) دلايلى كه خواهان به موجب آن خود را ذيحق مى داند و براى اثبات ادعاى خود به آن استناد مى كند مانند اسناد، شهادت گواهان، نظر كارشناس، معاينه محل و.‎/‎/
چ) چنان چه خواهان براى اثبات ادعايش به گواهى گواهان استناد مى كند بايد اسامى و مشخصات و محل اقامت آنان را به طور صحيح معين كند.
ح) امضاى دادخواست توسط خواهان در صورت نداشتن امضا، اثر انگشت او.
۷- اگر خوانده دعوى شخص حقوقى باشد براى مثال شركت سهامى عام.‎/‎/ در ستون خوانده بايد نام شركت آورده شود نه سهامداران شركت.
۸- چنانچه هر يك از خواهان يا خوانده عنوان قيم يا متولى يا وصى يا مديريت شركت و امثال آن را داشته باشند بايد در دادخواست آورده شود و دليل اين امر نيز ضميمه پرونده شود.
۹- چنانچه دادخواست به هر دليلى نقص داشت مدير دفتر دادگاه بايد پس از تكميل پرونده آن را در اختيار دادگاه قرار دهد، از اين رو براى دادخواست هاى ناقص تا قبل از تكميل آنها وقت دادرسى تعيين نخواهد شد و به اصطلاح دادخواست به جريان نخواهد افتاد.
۱۰- اگر دادرسى با دادخواست ناقص شروع شود هر زمان كه دادگاه متوجه اين نقص گرديد بايد جريان دادرسى را متوقف كند و با اشاره به موارد نقص پرونده را جهت تكميل دادخواست به دفتر دادگاه بفرستد.
۱۱- خواهان بايد رونوشت يا تصوير اسناد خود را پيوست دادخواست كند. رونوشت يا تصوير اين مدارك بايد خوانا و مطابق با اصل باشد و اين امر بايد توسط دفتر دادگاه به تأييد برسد. يعنى مطابقت اصل با كپى گواهى شود.
۱۲- اگر سندى به زبان فارسى نباشد علاوه بر رونوشت يا كپى گواهى شده آن بايد ترجمه گواهى شده آن نيز پيوست دادخواست شود.
رسيدگى به
دادخواست حقوقى
393273.jpg
شايد تاكنون با اين سؤال مواجه شده ايد كه دادخواست حقوقى چگونه به جريان مى افتد
در پاسخ بايد گفت: مدير دفتر دادگاه پس از آنكه دادخواست از سوى خواهان تقديم شد و آن را كامل يافت بايد فوراً آن را به نظر قاضى شعبه برساند و قاضى پرونده با ملاحظه دادخواست و احراز كامل بودن آن براى تعيين وقت دستور لازم را به دفتر بدهد. تعيين وقت محاكمه با قيد ساعت، روز، ماه و سال و دستور ابلاغ آن به طرفين دعوى از جمله وظايف قاضى دادگاه است. معمولاً اوقات دادرسى به ترتيب ورود پرونده ها است كه بايد با نظارت كامل قاضى دادگاه از سوى دفتر دادگاه صورت گيرد. البته رسيدگى به برخى دعاوى يا درخواست ها به موجب قانون بايد در وقت فوق العاده و به صورت فورى صورت گيرد مانند درخواست تأمين خواسته يا صدور دستور موقت.
علاوه بر اين در صورتى كه دادخواست ناقص باشد و دادگاه نتواند رسيدگى كند جهات نقص به طور شفاف و روشن بايد از سوى قاضى دادگاه در پرونده قيد و پرونده به دفتر بازگردانده شود. اين موارد از سوى مدير دفتر دادگاه به خواهان ابلاغ مى شود و خواهان بايد ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ، نسبت به تكميل موارد خواسته شده اقدام كند و چنانچه نسبت به رفع نقص اقدامى به عمل نياورد دفتر دادگاه دادخواست او را رد خواهد كرد. اين تصميم دفتر دادگاه ظرف ده روز از تاريخ ابلاغ در همان دادگاه قابل شكايت است و راوى دادگاه مبنى بر پذيرش شكايت يا رد آن قطعى است.
پرسش: چه نواقصى ممكن است در يك دادخواست وجود داشته باشد
پاسخ: اگر بخواهيم به موارد عمده نواقص يك دادخواست اشاره كنيم عبارتند از:
۱- به دادخواست و پيوست هاى آن تمبر قانونى الصاق نشده و يا هزينه مزبور پرداخت نشده باشد.
۲- نام، نام خانوادگى و يا اقامتگاه و نشانى خوانده در دادخواست نيامده باشد يا كامل نباشد.
۳- خواسته خواهان مشخص نباشد و يا اگر مشخص است در مورد دعاوى مالى بهاى آن تعيين نشده باشد.
۴ـ تعهدات و جهاتى كه به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه مى داند، نيامده يا روشن نباشد.
۵ـ دلايل و وسايلى كه خواهان به موجب آن خود را مستحق مى داند و براى اثبات ادعايش به آن استناد مى كند ذكر نشده باشد و كپى مصدق آنها پيوست نشده باشد.
بهاى خواسته بر چه مبنايى از سوى خواهان تعيين مى شود
ارزش و بهاى خواسته در دعاوى مالى بايد از سوى خواهان تعيين شود و از نظر هزينه دادرسى و امكان تجديدنظرخواهى بهاى خواسته مبلغى است كه خواهان در دادخواست مى آورد مگر آن كه در قانون ترتيب ديگرى براى آن تعيين شده باشد. براى مثال در دعاوى خلع يد از مال غيرمنقول قانونگذار مقرر داشته كه هزينه دادرسى در دعوى خلع يد از مال غيرمنقول برابر ارزش معاملاتى املاك در هر منطقه تقويم و ارزيابى مى شود. براى تعيين بهاى خواسته به ترتيب زير عمل مى شود:
اگر خواسته خواهان پول رايج ايران باشد بهاى آن عبارت است از مبلغ مورد مطالبه براى مثال اگر خواهان از خوانده ده ميليون ريال مطالبه كند ارزش خواسته همان ده ميليون ريال است كه بر همان مبنا از او هزينه دادرسى گرفته مى شود.
اگر خواسته خواهان پول خارجى باشد براى مثال يك هزار فرانك سوئيس ارزش و بهاى خواسته عبارت خواهد بود از نرخ رسمى بانك مركزى در تاريخ تقديم دادخواست كه بر آن مبنا خواهان بايد تمبر باطل كند.
در دعاوى راجع به اموال مانند استرداد يك دستگاه اتومبيل يا الزام به تنظيم سن رسمى نسبت به يك دستگاه آپارتمان بهاى خواسته مبلغى است كه خواهان در دادخواست مى آورد و طرف مقابل تا اولين جلسه دادرسى به آن ايراد و يا اعتراضى نكرده باشد.
در دعاوى راجع به منافع و حقوقى كه بايد در مواعد معين مطالبه و يا پرداخت شود ارزش خواسته حاصل جمع تمام اقساط و منافعى است كه خواهان خود را ذيحق در مطالبه آن مى داند براى مثال اگر خواسته خواهان مطالبه اجور معوقه يك ساختمان مسكونى است كه خوانده مى بايست ماهانه مبلغ يك ميليون ريال پرداخت كند و او مدعى است كه خوانده يك سال پرداخت نكرده بهاى خواسته بر مبناى دوازده ميليون ريال محاسبه و هزينه دادرسيبر اين اساس بايد از سوى خواهان پرداخت شود.
اگر حق خواهان محدود به زمان معين نباشد و يا مادام العمر باشد (براى مثال منافع ساختمانى به عمر خواهان به ديگرى داده مى شود) در اين حالت ارزش خواسته برابر است با حاصل جمع منافع ۱۰ ساله يا آنچه را كه ظرف ۱۰ سال بايد مطالبه كند.
اگر بين طرفين دعوى در خصوص ارزش خواسته اختلاف شود چه بايدكرد
همان طور كه گفتيم تعيين ارزش خواسته با خواهان است براى مثال اگر خواسته او استرداد يك تخته فرش دستباف باشد و ارزش آن را يكصد هزار ريال تعيين كنند و حال آنكه قيمت واقعى آن چندين برابر قيمتى است كه او در دادخواست آورده اين امر از سوى خوانده قابل اعتراض خواهد بود. زيرا اگر قيمت واقعى فرش بيش از سه ميليون ريال باشد و بهاى خواسته بر اين مبنا تعيين شود راوى دادگاه در مورد دعوى قابل تجديدنظر خواهد بود. در اين گونه موارد اگر دادگاه پس از اعتراض خوانده به بهاى خواسته خواهان اعتراض خوانده را بپذيرد دادگاه قبل از شروع به رسيدگى ابتدا به اين اختلاف خواهد پرداخت. شرط رسيدگى به اين اختلاف از سوى دادگاه آن است كه اين اختلاف مؤثر در مراحل بعدى رسيدگى باشد براى مثال اگر اختلاف خواهان و خوانده در مورد همين دعوى، ۲۰۰ هزار ريال باشد چون در قطعيت يا قابل تجديدنظر بودن راوى تأثيرى ندارد از اين دادگاه به اعتراض خوانده توجهى نخواهد كرد. اما در جايى كه اين اختلاف مؤثر باشد دادگاه قبل از شروع به رسيدگى با جلب نظر كارشناس بهاى خواسته را تعيين خواهد كرد و خواهان مكلف است در صورت پذيرش اعتراض خوانده، بر مبناى نظر كارشناس هزينه دادرسى را بپردازد.
اداره آموزش هاى مردمى معاونت آموزش قوه قضائيه


|   شناسنامه   |   آرشيو   |