|
فرج الله سلحشور از «يوسف» مى گويد
مرا مجبور به ساخت اين سريال كردند
|
|
|
[ميثم تولاّيى ] در مصاحبه با فرج الله سلحشور همان طور كه خودش هم قبلاً گفته بود جدايى او از خانواده سينماى ايران كاملاً احساس مى شود؛ چراكه انتقادات او از سينماى ايران و نوع نگاهش به سينماى مذهبى و اسلامى تا حدى بود كه در پاسخ به اين سؤال كه چه تفاوتى ميان سينماى دهه سوم انقلاب و سينماى قبل از انقلاب مى بينيد، گفت: گرچه در سينماى بعد از انقلاب زنها روسرى و مانتو پوشيدند و آمدند جلوى دوربين ولى غيرتمدارى در سينما از بين رفت.// سلحشور ۵۶ ساله كه حالا مى توان او را يكى از كهنه كارهاى سينماى مذهبى ايران به شمار آورد با خودش عهد كرده بود كه ديگر هيچ فيلمى را كارگردانى نكند ولى امروز بعد از پنج سال فعاليت طاقت فرسا براى ساخت سريال حضرت يوسف (ع) مى خواهد خودش را با ساخت مجموعه اى براى امام زمان(عج) بازنشسته كند.صميميت ، آرامش و شوخ طبعى همراه با خستگى مفرط از مشخصه هاى بارز تهيه كننده و كارگردان سريال حضرت يوسف(ع) است كه يك ساعت و نيم در دفتر سينمايى خودش [تبيان] پذيراى ما بود. مصاحبه با فرج الله سلحشور را كه قبل از پخش سريال حضرت يوسف (ع) صورت پذيرفته در ادامه بخوانيد. چند فرزند داريد چهار فرزند دارم، دو پسر و دو دختر، پسرهايم هر دو طلبه هستند كه يكى از آنها ملبس شده و ديگرى هم امروز و فرداست كه لباس بپوشد. دو تا دختر دارم كه يكى مجرد است و يكى متأهل، چهار تا هم نوه دارم. در زمينه سينما كه دخترهايتان فعاليت ندارند هيچ كدامشان، فقط يكى از آنها براى بخش نويسندگى سينما فعاليت مى كند. اگر خودشان تمايل داشتند كه در سينما حضور پيدا كنند و بازيگر شوند شما اجازه مى داديد خير ، براى اين كه سينما جايى مناسب براى خانم ها نيست. سينماى ايران بله، سينماى ايران را مى گويم. در تمام دنيا هم همين است تمام سينماهاى دنيا مناسب خانم ها نيستند. چرا سينماى ايران و اصلاً سينما محل مناسبى براى فعاليت خانم ها نيست مى خواهيد من را با سينما دعوا بيندازيد نه سؤال هايى كه خيلى وقت است به نظر مى رسد شما براى آنها حرفى داريد و فكر مى كنم بحث جالبى باشد. بله، بحث جالبى است، سينما براى زن جاى خوبى نيست ، چون سينما زمينه فساد در آن زياد است، عرصه فسادپذيرى سينما زياد است ، به همين دليل نه براى خانم ها بلكه براى آقايان هم مناسب نيست. پس آن سينماى معنوى بعد از انقلاب و آن تحول انقلابى در سينماى ايران چه كاركردى داشت من فكر مى كنم اين معناگرايى و معنوى گرايى را مطرح كردند براى اين كه از سينماى مذهبى فرار كنند، چون نمى خواستند همه مذهب را به كار ببرند، سينماى مذهبى را دوست نداشتند تلفظش را به كار ببرند، آمدند يك چيزى گفتند به نام سينماى معناگرا، يك حرف چند پهلو، كه ممكن است مذهب هم در آن جا بگيرد، مى تواند هر تفكرى كه بوى معنويت از آن بيايد يا بشود به آن تعبير معنوى كرد، ممكن است اصلاً يك چيزى معنوى نباشد ولو از ديد بعضى از مردم اين معنوى باشد. اين مذهبى كه شما مى گوييد را خيلى متفاوت تر از معناگرا نمى بينم يا حداقل /// ببينيد وقتى شما مى گوييد سينماى معناگرا يعنى اگر بنده خودم احساس كردم يك كارى خوب است ، يك حركتى درست است ، يك حرفى درست است و آن را انجام دادم ، اين مى شود سينماى معناگرا، اما سينماى مذهبى ديگر براى من مطرح نباشد / در سينماى مذهبى آنچه را كه مذهب بگويد خوبه ، خوب است و آنچه را كه بگويد بده، بد است ، اما در سينماى معناگرا من محور هستم، من مى توانم بگويم كه من دوست دارم اين را بگويم خوب و يا ديگرى را بگويم بد، تفاوت اينجاست. يعنى ، بعد از انقلاب به سمت سينماى مذهبى نرفتيم و همان معناگرايى را به جاى مذهب در فيلم ها وارد كرديم نه، ما به سمت مذهب رفتيم. در حقيقت، عملاً هم مى بينيد كه اين جورى شد، حتى فيلم هاى مذهبى ساختيم ولى مثلاً شيطان را نويسنده باب دل خودش تفسير و تصوير كرده نه آن چيزى كه مذهب در مورد شيطان گفته، روح را به تصوير كشيده اما روحى را كه خودش دوست دارد نه آن چيزى را كه مذهب تعريف مى كند. خب با اين وجود تفاوت سينماى دهه سوم انقلاب با سينماى قبل از انقلاب چيست سينما از زمانى كه دولت نهم سر كار آمده يك تكان هايى خورده و يك حركت هاى مثبتى در آن صورت گرفته، چون دولت دارد سعى مى كند كه يك حركت هاى مثبتى را در عرصه هنر سينما انجام بدهد و اين كه چقدر موفق شده يا نشده جاى بحث دارد، سينماى قبل از انقلاب به دليل داشتن صحنه هاى عريانى و ناجور سينماى لامذهبى بود ولى از نظر ترويج جوانمردى ، غيرت، ناموس پرستى خيلى از فيلم هاى زمان قبل از انقلاب از فيلم هاى حالا بهتر بود، در فيلم هاى امروز نه تنها اين فيلم ها با انقلاب و ارزش ها و باورهاى مذهبى ، خودشان را همراه نكرده اند بلكه به عيان دارند مبارزه هم مى كنند. يعنى شما ردى از غيرت، ردى از جوانمردى و ناموس پرستى ، در فيلم هاى اخير نمى بينيد. اصلاً زن كه ناموس جامعه بود در فيلم هاى فعلى هيچ ارزشى براى آن قائل نيستند ، ارزش مذهبى براى او قائل نيستند، به راحتى مى تواند زن با هر مردى ارتباط برقرار كند خانه هر مردى برود و عليه همه باورها و ارزش هاى جامعه طغيان كند. من مى خواهم دو تعريف از شما بگيرم، يك تعريف سينماى اسلامى و يك تعريف از سينماى ايران سينماى ايران جزئى از سينماى موجود دنياست كه در آن انسان محور است و انسان تصميم مى گيرد. سينمايى كه خاستگاه و جهت گيرى آن نفس و دنياست ، سينماى مذهبى ، سينمايى است كه ارزش هاى الهى برآن حاكم است ، خدا محور است ، انسان ذيل خداوند قرار دارد نه فوق خداوند و در آن هدف خدمت به خدا و خلق خداست. بهترين فيلمى كه تا كنون ديده ايد چه بوده نمى توانم بگويم، فيلم هاى خوب زياد بوده. منظورم فيلمى است كه با همان معيارهايى كه شما گفته ايد همخوانى داشته باشد فيلم هايى كه من ديدم و مى شود گفت كه فيلم هاى ارزشى است ، مثلاً آژانس شيشه اى، به رنگ خداى مجيد مجيدى ، زير نور ماه كريمى، ديده بان حاتمى كيا يا پرواز در شب رسول ملاقلى پور، اين ها به نظر من ارزشى و مذهبى بوده اند. فكر مى كنيد اين سينمايى كه ما در جامعه داريم همان دانشگاهى است كه امام در اوايل انقلاب بر آن تأكيد داشتند اگر دانشگاه را بخواهيم دستاوردى از اسلام تلقى كنيم ، خير ، به سمت اين دانشگاه نرفته سينما و تلويزيون ما، اگر دانشگاه را دستاوردى از غرب بدانيم بله، ما به سمت اين دانشگاه حركت كرده ايم ، ما به سمت سينماى مذهبى و به سمت آن دانشگاه اسلامى كه مورد نظر امام بود حركت نكرديم. امام مى گفت ما با فحشا در سينما مخالفيم كه متأسفانه اين فحشا در سينماى ما وجود دارد. يعنى همين الآن هم بله، بله، بله، همين الآن هم وجود دارد، همين الآن هم در سينماى ما به همين گندگى و درشت بنويسيد كه فحشا وجود دارد. اتفاقاً همين يكى از سؤالات من بود كه شما كوتاه به آن اشاره كرديد، پس شما قائل به اين قضايايى كه چند سالى است سر و صدا به پا كرده است كه زنها در سينماى ايران مورد سوءاستفاده عوامل سينما قرار مى گيرند هستيد بله، دقيقاً، چيزى كه عيان است چه حاجت به بيان است. يك مرد و يك زن بازيگرى را كه شما كار آنها را قبول داريد و كارشان مورد پسند شما است را نام ببريد پرويز پرستويى را من واقعاً بازيگر سالم و توانايى مى دانم. خيلى با بازيگران زن كار نكرده ام و نمى شناسم و چيزى نگويم بهتر است. درست است كه تهيه كنندگان پول اوليه يك فيلم يا سريال را كه از سينما مى گيرند ابتدا يك خانه يا زمين براى خودشان مى خرند و بعد با بقيه پول شروع به كار مى كنند براى بعضى ها درست است و براى بعضى ها نه، آن هايى كه پول كلان مى گيرند قطعاً يك ويلا براى خودشان مى خرند، آن هايى كهنه ، فيلم هاى درجه دو و سه مى سازند با بودجه كم، قطعاً پولشان به خريدن ويلا نمى رسد، بستگى دارد اين آقايى كه دارد قرارداد مى بندد چه جورى قرارداد ببندد. چه جور قرارداد ببندد يعنى چه يعنى قرارداد كلان اگر ببندد خب طبيعتاً پول كلان گيرش مى آيد و مى تواند ويلا بخرد، ماشين آنچنانى بخرد وگرنه قرارداد ساده و مثل اين تله فيلم هايى كه دارند مى سازند باشد نمى تواند صاحب ويلا شود، چون پولش به اندازه خود عوامل هم نيست. بعضى از خبرگزاريها خبر دادند كه شما بعد از اين كه با يك مبلغ پائين در مناقصه سريال حضرت يوسف (ع) توانستيد تهيه كنندگى و بعد كارگردانى اين سريال را در دست بگيريد درحين ساخت مبلغ را افزايش داديد. درست است اصلاً مناقصه اى وجود نداشت، تلويزيون آمد اصرار كرد كه شما بيا حضرت يوسف را براى ما بساز، يعنى تلويزيون آمد دنبال ما دويد اصرار كرد ما نمى خواستيم كار كنيم براى تلويزيون، تلويزيون آمد از ما خواست. يعنى شما قصد داشتيد حضرت يوسف را بسازيد ولى براى سينما اصلاً من قصد نداشتم كار كنم. تصميم گرفته بودم سينما و تلويزيون را ببوسم بگذارم كنار كه آقاى لاريجانى بنده را صدا كردند و گفتند كه مى خواهيم حضرت يوسف را براى ما بسازى و هر شرط و شروطى را هم كه بنده گذاشتم قبول كردند. ساخت فيلم حضرت يوسف چه سالى شروع شد قرارداد آن اوايل ۸۲ بسته شد و اواخر ۸۲ پيش توليد را شروع كرديم. كار در زمان آقاى لاريجانى كليد خورد و بعد كه لاريجانى رفت ادامه داديم. براى سريال حضرت يوسف چقدر با سيما قرارداد بستيد فكر مى كنم مطرح نكنم بهتر باشد، چون مردم مى گويند مثلاً «اوه» فلانى چقدر پول گرفته براى اين سريال، پس حتما خودشو بسته ديگه در حالى كه نمى دانند من با قيمتى يك چهارم و يك پنجم قيمتى كه ديگران كار مى كنند اين سريال را ساختم تازه با سرعتى چند برابر. اين قيمتى كه مطرح مى شود براى هر دقيقه نزديك به سه ميليون گرفته ايد درست است نه، كمتر از اين مبلغ است. دوست داشتيد چه فيلمى را كارگردانى كنيد كه كارگردانى نكرده ايد. فيلم هايى كه ساخته شده و يا فيلم هايى كه در حال ساخت است. من واقعاً آرزويم اين است كه يك كار در مورد آقا امام زمان (عج) انجام بدهم احساس مى كنم بيش از همه مديون و بدهكار ايشان هستم و در قبال ايشان وظيفه دارم و تا به حال هم انجام وظيفه نكرده ام، نگرانم كه چرا اين كار را انجام نداده ام، وگرنه در مورد فيلم هاى ديگر و آثار مذهبى برايم فرقى نمى كند، هر اثر مذهبى را هر كسى بسازد خدمت است، در ساخت آثار مذهبى خيانت وجود ندارد. يعنى شما بعد از حضرت يوسف از سينما و تلويزيون كنار نمى رويد و در مورد امام زمان (عج) مى خواهيد فيلمى بسازيد ان شاءالله اگر خدا توفيق بدهد قرار است آقاى شورجه كارگردان باشد و من تهيه كننده آن هستم و اسمش هم بى بى نرجس خاتون است. اگر كارگردان سريال حضرت امام(ره) بوديد از همين بازيگرانى كه آقاى افخمى به كار گرفته اند استفاده مى كرديد قطعاً و يقيناً از اين بازيگرانى كه آقاى افخمى براى سريال امام (ره) استفاده كرده استفاده نمى كردم. دليلش را مى توانم بپرسم نه! چون مى ترسم به بعضى از سينماگران بر بخورد. آقاى بهروز افخمى يك مصاحبه اى كرده و گفته كه دوران طلايى سينما در زمان دولت آقاى خاتمى پايان يافت. چون ايشان معتقد است كه الان در سينما خيلى سانسور وجود دارد، شما اين قضيه را قبول داريد بله، آن دوران براى آقاى افخمى دوران طلايى بود، براى سينمايى كه نه به اسلام ربطى داشت و نه به اين مملكت قرآنى و انقلابى، سينمايى كه بهترين فيلم هايش در جهت خوشايند صاحبان جشنواره هاى غربى ساخته مى شد، فيلم هايى كه براى بردن آبروى ايران ساخته مى شد. بله آن سينماى وابسته به غرب براى آن دوران واقعاً طلايى بود، آقاى افخمى درست گفته ولى الان كه دارد قدم هايى در جهت ارزش ها برداشته مى شود و جلوى مفاسد سينما گرفته مى شود آقاى افخمى نبايد هم راضى باشد. شما در جايى گفته بوديد كه حضرت يوسف (ع) را با امدادهاى غيبى ساخته ايد درست است ببينيد سريال سازى براى بنده عبادت است، مثل نمازم، مثل روزه ام، حتى بدون وضو من دستم را به راش هاى سريال نمى زنم، چه برسد به اين كه خداى نكرده كاسبكارانه و تاجرمنشانه بخواهم سريال يا فيلم بسازم، حضرت يوسف براى ما كار قرآنى است. قرآن ايمان ما است، قرآن جزو اعتقادات و باورهاى ما است، قرآن را ما كتاب خدا مى دانيم ، دستورالعملش را دستورالعملى كه از آسمان براى ما نازل شده مى دانيم به دليل همين قداستى كه براى قرآن قائليم كار روى قرآن را عبادت مى دانيم همان جور كه خواندن قرآن عبادت است، همان طور كه عمل كردن به دستورات قرآن عبادت است، سريال حضرت يوسف، سريال اصحاب كهف و سريال ايوب پيامبر(ص) همه اينها براى من حكم عبادت را دارد. به همين لحاظ همان طور كه رزمنده ها در جبهه ها براى خدا مى رفتند و مى جنگيدند و شاهد امدادهاى غيبى بودند، اگر ما هم براى رضاى خدا و در مورد كتاب خدا فيلمى بسازيم طبيعى است كه خداوند در آن كار امدادهاى غيبى خودش را شامل حال ما مى كند. فكر مى كنيد چند درصد فيلم ها و سريال هاى ايرانى به خاطر خدا ساخته مى شود به خاطر خدا يك درصد. از چه منابعى براى ساخت فيلم حضرت يوسف (ع) استفاده كرديد همه تفاسير شيعه، روايات، معصومين، تفاسير مستقل شيعه در مورد دوره حضرت يوسف، رمان ها، قصص، تاريخ، تفاسير اهل سنت، تفاسير عرفانى، منابع خارجى و اديان غيراسلامى و عهد عتيق. درجايى ديدم كه شما گفته بوديد در قسمت هاى پايانى حضرت يوسف اصحاب اخدود را به تصوير كشيده ايد كه نوعى نفى كننده هولوكاست است يك داستانى در قرآن هست به نام اصحاب اخدود كه در آن شكل اصلى هولوكاست و كشتار دستجمعى كه يهود و فرمانرواى يهود از مردم يمن مى كنند، هولوكاست حقيقى آن زمان، در زمان ظهور حضرت مسيح، ،۳۰۰ ۲۰۰ سال بعد از حكومت حضرت مسيح، اتفاق مى افتد، كشتارى كه يهودى ها از مردم يمن مى كنند و خيل عظيمى از مردم يمن را در يك خندقى از آتش مى اندازند و حتى مادر را با فرزند آتش مى زنند، همه را، حالا اين ها مى آيند و فرافكنى مى كنند و گناه خودشان را مى اندازند گردن كس ديگر و مظلوم نمايى مى كنند كه آن هولوكاست واقعى و هولوكاست هاى شبيه آن كه در طول تاريخ يهود خيلى از ملت ها را كشتار كرده و هر جا كه رفته آنجا را ويران و نابود كرده، آن ويرانى ها و نابودى ها و آن هولوكاست خودشان را بپوشانند. مثل اين كه قرار بوده يك فيلم ۹۰ دقيقه اى هم از سريال حضرت يوسف (ع) به روى پرده سينما برود يك فيلم ۱۷۰ دقيقه اى. يعنى قرار است در سينماها اكران شود نه، فقط قرار است در جشنواره نشان دهيم و مردم آن را داشته باشند. اتفاقاً سؤال بعدى من مربوط به جشنواره فجر بود كه شما به آن اشاره كرديد، شما مثل اين كه تا به حال دو جايزه، يكى از دوره دوازدهم جشنواره به خاطر ساخت فيلم ايوب پيامبر و ديگرى دوره سوم جشنواره فيلم هاى دفاع مقدس به دليل تهيه كنندگى انسان و اسلحه گرفته ايد، چرا فيلم هاى ديگرتان را به جشنواره نفرستاديد مثل اصحاب كهف. ما فرستاديم ولى جايزه نگرفت چون كسى براى آنها تره خرد نكرد، جشنواره آن زمان بيشتر دنبال فيلم هاى غيرمذهبى يا بهتر بگويم ضدمذهب بود تا به دنبال فيلم هاى مذهبى، البته ما خيلى هم ادعا نداريم كه كارمان قوى بوده است [در سال ۷۶]/ شما در يك مصاحبه گفتيد كه ما هنرمندانى كه بتوانند فيلم خوب بسازند نداريم. هنرمندان خوب از منظر شما چه جور هنرمندهايى هستند هنرمندهاى خوب از نظر من هنرمندهاى مذهبى هستند، هنرمندهاى الهى، هنرمندهاى معنوى هستند و چون ما هنرمندان مؤمن، متقى و مكتبى كم داريم و در كنار آن سناريوى خوب هم كم داريم نمى توانيم شاهد فيلم هاى خوبى در كشورمان باشيم. چه تعداد بازيگر در سريال حضرت يوسف به كار گرفته شدند من ۲۰۰ بازيگر در سريال حضرت يوسف داشتم كه تقريباً بيشترشان بچه هاى تئاتر و هنرمندهاى گمنام هستند. يعنى از بازيگران سرشناس دعوت نكرديد بله، اصلاً دعوت نكردم چون نيازى هم به آنها نداشتم، تعدادى از بچه هاى حرفه اى سينما و تعدادى از بچه هاى آماتور و غيرحرفه اى و تعداد زيادى از بچه هاى تئاترى را به كار گرفتم، گمان مى كنم تمام بچه هاى حرفه اى كه در سينما هستند و با من همكارى كردند تعدادشان به ۲۵ نفر هم نمى رسد در حالى كه تعداد بازيگرها در سينما خيلى بيشتر از اين حرف ها است. حضرت يوسف را در اين ۴۵ قسمت چرا به تصوير كشيديد چون بالاخره حضرت يوسف همان جور كه در قرآن مجيد آمده بسيار زيبارو بوده است آيا شما براى انتخاب بازيگر نقش حضرت يوسف(ع) فراخوانى داديد گشتيم دنبال زيبا ديگه! (مى خندد) گشتيم دنبال آدم خوش چهره. فراخوان داديم در روزنامه ها، در جاهاى مختلف اعلام كرديم كه براى نقش حضرت يوسف(ع) بازيگر مى خواهيم و اعلام كرديم كه اگر آماتور هم باشند اشكالى ندارد، آمدند خيلى ها را امتحان كرديم تا آخر يكى را انتخاب كرديم. سريال حضرت يوسف زندگى كامل ايشان را به تصوير كشيده است آن قدر كه در قرآن آمده است يعنى از اول خواب حضرت يوسف تا آخر كه حضرت يوسف و حضرت يعقوب به هم مى رسند. يعنى تا پايان زندگى حضرت يوسف نيست درست است. منابع نبوده كه نتوانستيد ادامه فيلم را بسازيد نه، ما چون مى خواستيم قرآن را به تصوير بكشيم و هر چقدر كه قرآن در اين قصه پيش رفته بود ما همان مقدار ساختيم. در قرآن ۱۰ صفحه در مورد حضرت يوسف است اما علامه طباطبايى همين ۱۰ صفحه را ۱۲۰ صفحه تفسير كرده است، مثلاً حدائق الحقايق ملامسكين يك چيزى در حدود ۴۰۰ صفحه از اين ۱۰ صفحه در آن تفسير نوشته است، يا جامع الستين حدود ۵۰۰ صفحه در مورد سوره حضرت يوسف قرآن تفسير دارد. از بحث سريال حضرت يوسف قدرى دور شويم، اگر مسئول فرهنگى كشور بوديد چه تصميماتى مى گرفتيد حداقل در حوزه خودتان يعنى سينما كه وضعيت فعلى را به سمت همان آرمان شهرى كه خودتان توصيف كرديد ببريد سعى مى كردم سمت تعالى هنر و هدف گيرى هنر را از نفس و دنيا به خدمت خدا و خلق خدا تغيير جهت دهم، سعى مى كردم دانشكده هاى هنرى را مذهبى كنم و سعى مى كردم كه براى آثار مذهبى و هنرمندان مذهبى امكانات و ارزش ويژه اى قائل شوم. آقاى سلحشور خودتان تا چه مقطع تحصيلى درس خوانده ايد ديپلم. رياضى آن هم از نوع قديمش. چه سالى وارد سينما شديد سال ،۶۱ البته قبل از آن كارهاى كوتاهى داشتم. ملاك فرج الله سلحشور به عنوان يك كارگردان براى انتخاب بازيگر فيلم هايش چيست سابقه بازيگرى درخشان و توانمندى آنها و گذشته روشن و سالم و البته وجود تناسب ميان چهره بازيگر با نقشى كه قرار است به او داده شود نيز ملاك مهمى است البته اين را هم بگويم كه من هرگز دنبال مانكن هاى سينما و تلويزيون نبوده ام و خوش تيپى را ملاك اصلى قرار نداده ام و نمى دهم. منظورتان از مانكن هاى سينما چيست واضح است. متأسفانه يك مشت مانكن ريخته شده در سينما و مقدارى هم در تلويزيون كه بدون كوچكترين سابقه و فقط و فقط به دليل تيپ و قيافه شان وارد اين هنر شده و هيچ هنرى ندارند. چه سؤالى دوست داشتيد كه از شما پرسيده شود ولى در سؤالاتم نبود چرا به سمت سينماى قرآنى رفتم براى اينكه خودم حرفى براى گفتن ندارم، عمر مردم ارزش دارد، سرمايه بيت المال نبايد حيف و ميل شود چون اگر من بخواهم حرف ها و نظرات شخصى خودم را به خورد مردم بدهم فقط بيت المال را دور ريخته ام و عمر مردم را تلف كرده ام. براى اين كه حرف درست به مردم بزنم قصه هايى كه براى انسان سازى از آسمان نازل شده اند را هرچند فراتر از درك و فهم حقير است و معايبى هم از ناحيه ذهن بنده متوجه آن مى شود ، مى سازم.اميدوارم كه مورد قبول درگاه حق قرار گيرد. منبع: www.inn.ir حاشيه ناامن و اما مرقومه جنابش در جوابش شيخ فرج الله سلحشور آن سپهر سيماى ضرغامى، آن شهره شهر با مرامى! ؛ آن راوى قصه هاى قرآنى، آن پدر پسرهاى روحانى؛ آن مفتخر به تاسيس حوزه هنرى، آن خونين جگر از فيلم هاى درى ورى؛ آن پيچيده به پاى ده نمكى، ولى گفته "نوشته اند مطبوعات الكى!" ؛ آن پير گوشه نشين و مهجور، آن صاحب آثار مشهور، شيخ فرج الله سلحشور؛ دامت بركاتُه و كَثُرت اثراتُه! نقل است كه چون انبان عمر خويش از پيرايه خرد و ذخيره تجربت انباشته انگاشت، روزى اصحاب و ياران را گرد هم آورد و خود به ميانه ايستاد و بفرمود: دست برنهيد كه قصد كارى عظيم نموديم! و آن نباشد جز اينكه احسن القصص قرآن را خواهيم به روى پرده بردن و از قِبَل آن جرعه آب و طرفه نانى خوردن! چو نام يوسف و پيرهن آيو در اين ظلمت به سان روزن آيو كه ساخت فيلم اوهرچند سخت است ولى نان عوامل در روغن آيو! و اين شد كه شيخ به سَنِه 1382 قلم نگارش به دست گرفتى و سالهاى متمادى به نبشتن و نگاشتن و ساختن و پرداختن، همت گماشتى در طول اين سالها خوانين و سلاطين وبزرگان، دسته دسته در قفاى پرده فيلم، نزول اجلال كردندى و از آن بازديد نمودندى و چون به در مى شدند، جز قطره اى از بحر بى كران آنچه در نظرشان جلوه كرده بود، بر زبان نمى راندند.شنيديم در اين اثناء روزى طاووس متكلمان، حاج شيخ ناصر نقويان به منبرى بر نشسته بود و از ديدارش با عوامل فيلم شيخ، چنين خطابه مى كرد:"... در هرآنچه پيش از اين از حُسن ظاهر يوسف و قُبح باطن زليخا شنيده بوديم، ترديد نموديم! كه زليخاى اينها بسى شايسته تر بود براى دست از ترنج نشناختن! و يوسفشان هرگز چنگى بر دامن دل نمى انداخت.//" حسن يوسف نه خيال و افسانه است حكمتى دارد بس عارفانه است اگرچه اين مسائل گفتنى نيست نپرداختن به آن هم ظالمانه است! والسلام شمس الكاتبين
|