|
انتخابات ۱۵ اكتبر روابط جناح هاى سياسى آذربايجان را دگرگون مى كند
غلبه اراده دولت على اف بر احزاب
|
|
|
[محمد بخشنده ] در رقابتى كه نتيجه آن از قبل قابل پيش بينى بود الهام على اف ۴۷ ساله براى پنج سال ديگر در منصب رياست جمهورى آذربايجان باقى ماند.با آنكه انتخابات اين جمهورى شرق قفقاز از سوى احزاب سرشناس آن تحريم شد اما عوامل زيادى دست به دست هم داد تا كشورهاى مختلف به ارزيابى روابط خويش با دولت دوم على اف مبادرت كنند. اين انتخابات پرسش هاى مهمى را درباره آينده سياسى اين كشور بوجود آورده است، پرسش هايى از اين قبيل كه آيا با شكافى كه ميان دولت و احزاب در اين انتخابات بروز كرد على اف به هدف اصلى خويش كه تثبيت موقعيت سياسى اش بود دست خواهد يافت استراتژى احزابى كه روز انتخابات در خانه ها مانده و صندوق هاى رأى را تحريم كردند چه خواهد بود آيا ممكن است عيسى قنبراف ، ليدر اصلى مخالفان همان راهى را رود كه تر پتروسيان - رهبر ناراضيان ارمنستان - در همسايگى آذربايجان رفت و بالاخره اين سؤال كه با توجه به صف بندى كشورهاى منطقه اى و فرامنطقه اى و جانبدارى آشكار آنان از اپوزيسيون دراين انتخابات ، سياست خارجى دولت على اف در دومين دوره رياست جمهوريش چه سمت وسويى خواهد يافت نتيجه انتخابات اخير روابط دولت و اپوزيسيون اين كشور را حالتى مبهم و پيچيده بخشيد. هر چند وزن گروه هاى مخالف به اندازه اى نبود كه نتيجه اين انتخابات را تغيير دهد اما اين امر براى كشورى كه دائم با خطر شورش مخالفان تهديد مى شود يك سوپاپ اميد بخش بود. به همين دليل مخالفان على اف انتخابات اكتبر را نوعى «آزمون مشاركت پذيرى» براى حاكميت تلقى كردند و اكنون نيز با همين معيار، برداشت آنها از عملكرد دولت در انتخابات اين است كه حكومت على اف قصد تعامل با جريان هاى رقيب و مخالف را ندارد به عبارت ديگر در نظر اپوزيسيون، انتخابات ۱۵ اكتبر نظام تك حزبى را در اين كشور دائمى ساخت. اين سخن در فرداى انتخابات به طور مكرر از زبان رهبران اپوزيسيون شنيده شد كه پيروزى حزب حاكم آذربايجان نوين به رهبرى الهام على اف، هزينه و بهايى گران دارد و آن اين كه اعتدال از فضاى سياسى باكو رخت مى بندد و بازنده بزرگ اين ميدان، انديشه مصالحه و تفاهم سياسى است. بنابراين چنان كه روشن است تا حدى فضايى از سوء ظن بر روابط دولت و احزاب اكنون حكمفرما شده است، در اين فضاى مبهم انتظار همه نوع تحركات تند سياسى از تحصن گرفته تا تظاهرات دور از ذهن نيست. برخى ناظران پيش بينى كرده اند كه در اين كشمكش رهبران سياسى نيروى اصلى خويش را بر زير سؤال بردن مشروعيت حكومت متمركز كنند و در مقابل نيروهاى دولتى نيز با اطمينان از تداوم رهبرى على اف به صورت بى پروا براى كنترل جبهه احزاب و رسانه ها مبادرت نمايند. با اين حال احزاب و نهادهاى مدنى اين كشور با وجود قدمت و شهرتى كه دارند از قدرت تأثيرگذارى اندكى در صحنه سياسى باكو برخوردارند به اين سبب در همه دوره هاى ۱۸ سال پس از استقلال معادله رقابت دولت - احزاب به ضرر جبهه حزبى تمام شده است. در اين ميدان رقابت ، حزب حاكم بر دولت بر عنصر قدرت عظيمى برابر با حدود ۷/۳ ميليارد بشكه طلاى سياه كه فقط در سال ۲۰۰۸ درآمد وسوسه انگيزى حدود ۲۸ ميليارد دلار به ارمغان آورد متكى است و به يمن همين قدرت دلارهاى نفتى او ارتش مجهز ۷۰ هزارنفرى ويك سيستم اطلاعات گسترده را براى دفع تهديد دشمنان داخل و خارجش فراهم كرده است. واقعيت اين است كه جمهورى آذربايجان در همه دو دهه زندگى تازه خويش با خطر كودتا و براندازى دست به گريبان بوده است و سلسله دولت هاى اين كشور در اين مدت با اين خطر دست و پنجه نرم كرده اند. اياز مطلب اف رئيس جمهور اين كشور در ماه مه ۱۹۹۲ بركنار شد و ابوالفضل الچى بيگ رهبر حزب جبهه خلق كه فردى طرفدار تركيه بود به جاى وى به اين سمت منصوب شد. الچى بيگ نيز يك سال بعد توسط حيدر على اف بركنار شد. خود الهام على اف پسر حيدر على اف نيز كه پانزدهم اكتبر ۲۰۰۳ براى نخستين دوره به سمت رياست جمهورى آذربايجان انتخاب شد پس از اين انتخابات با موج تظاهرات و حركت براندازى گسترده اى روبرو شد. هم اكنون مخالفان در اين كشور نيز پيروزى الهام على اف و كسب حدود ۹۰ درصد آرا توسط وى را رد كرده اند. ناظران بين المللى در انتخابات رياست جمهورى آذربايجان نيز در بيانيه اى مشترك اعلام كرده اند: از انتخابات در اين كشور، به عنوان يك پيشرفت چشمگير ياد مى كنيم، اما اين انتخابات از تمامى استانداردهاى دموكراتيك برخوردار نبوده است. لذا در صحنه خارجى نيز اين چالش ها به نوعى ديگر مطرح است / باكو ايستگاهى مهم در پهنه سياسى قفقاز است. كشورى كه در قريب دو دهه ايام استقلال خويش - از ۱۹۹۱ تاكنون - در چالش با نيروهاى متعارض منطقه اى به سر كرده است. مجاورت اين كشور با حوزه مهم خزر و همسايگى آن با كشورهايى كه خود به چهارراه تحولات جهانى محسوب مى شوند مانند ايران، روسيه يا گرجستان موقعيت منحصر به فرد به اين كشور بخشيده است. منطقه قره باغ كه منطقه اى كوهستانى به شمار مى رود و بيشتر جمعيت آن ارمنى تبار هستند منطقه اى مورد مناقشه به شمار مى رود. اين منطقه در سال ۱۹۹۱ از جمهورى آذربايجان اعلام استقلال كرد كه ارمنستان نيز از استقلال اين منطقه استقبال كرد. درگيرى جمهورى آذربايجان و ارمنستان بر سر حاكميت اين منطقه از سال ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ دستكم ۲۰ هزار كشته برجا گذاشت و صدها هزار نفر آواره شدند. تكليف سياست على اف در برابر حريفان داخلى اش روشن است. آنچه مبهم است سياست خارجى او است و اين كه او در وضعيت تازه اى كه بحران گرجستان از يك سو و نزاع شديد روسيه و غرب از سوى ديگر بوجود آورده بايد به انتخابى مهم دست بزند. رويه ديپلماسى حاكمان باكو و پدر وپسر على اف اين بوده كه بانگاهى منفعت جويانه با همه طرف ها بازى كنند و در دام اشتباه امثال اوكراين و گرجستان و «ستيز با يكى عليه ديگرى» نيفتند. اما ادامه اين سياست دو پهلو، به جهت زيادى براى باكو دشوار شده است اول اين كه شركاى سنتى آن در سازمان مشترك المنافع بويژه در كرملين ادامه سياست دوستى همزمان با غرب را برنمى تابند و مانند اوايل دهه ۹۰ دست باكو را در پيوستن به سازمان هاى اروپايى يا شاخه هاى ناتو باز نمى گذارند و دوم اين كه محافلى از غرب در اين انتخابات نيز پشت سر اپوزيسيون صف بسته و براى تضعيف پايه هاى حكومت على اف خيز برداشتند. صف آرايى كشورهاى اروپايى در اين انتخابات از جهاتى انقلاب ناكام رنگى ۲۰۰۳ را براى على اف تداعى كرد كه در آن سفارت خانه هاى غربى در باكو دست اتحاد به رهبر مخالف او - عيسى قنبر - دادند. سياست تحريم انتخابات توسط اپوزيسيون حركتى بود كه ۵۰۰ ناظر سازمان امنيت و همكارى اروپا در بيانيه هاى انتخاباتى خويش آن را هدايت مى كرد و ضربه اين سياست بر مشروعيت حكومت على اف چيزى نيست كه از نگاه ها دور بماند. به هر حال على اف حال كه براى پنج سال ديگر قدرت را در دست گرفته ناگزير است براى در امان ماندن از گزند جنبش هاى ليبرالى براى دادوستد سازمان يافته دولت هاى غربى با اپوزيسيون چاره انديشى كند. از اتفاقات مهم انتخابات اخير اين بود كه شمارى از شركاى نفتى على اف در غرب پشت سر اپوزيسيون قرار گرفتند. او نقطه ضعف غربى ها را مى داند كه از استقلال اين كشور تاكنون منابع نفتى اين كشور همواره در كانون غرب بوده است. و در راستاى همين نگاه راهبردى خط لوله باكو تفليس جيحان كه خط لوله اى تحت حمايت امريكا و غرب، نفت اين منطقه درياى خزر را بدون عبور از خاك روسيه به غرب منتقل مى كند. خط لوله اى كه در سال ۲۰۰۵ افتتاح شد و اكنون به عنوان قلب منافع اقتصادى غرب مطرح است بويژه كه قراراست خط لوله هاى گازى كه تحت حمايت غرب ايجاد شدند و نفت و گاز آذربايجان را به بازارهاى اروپا منتقل مى كنند. يا چرا كه غرب خواهان آن است كه براى انتقال گاز وابستگى كمترى به روسيه داشته باشد. تا جايى كه باكو بر سر اين موضوع با مسكو تضاد دارد. روسيه علاقه مند است كه همچنان بر روى گازى كه از درياى خزر منتقل مى شود كنترل داشته باشد و مى خواهد كه تمام صادرات گاز آذربايجان را براى مصرف داخلى خود و فروش به كشورهاى ديگر خريدارى كند.
|