پنجشنبه ۲ آبان ۱۳۸۷ - ۲۳ شوال ۱۴۲۹
Thu, Oct 23, 2008
فرهنگ و هنر
۴۰۵۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
چطور يك قصه را بنويسيم (۱۷)
پنجشنبه بازار كتاب
چطور يك قصه را بنويسيم (۱۷)
فشرده سازى
[يزدان سلحشور‎/ بخش پنجم ]
فشرده سازى، پيش از هر چيز از «مكان» شروع شد و بعد به عناصر ديگر تسرى يافت اما اكنون بيش از «شخصيت»، «موقعيت» و «مكان»، در «زمان» قادر به لمس است. مشكل ترين مرحله فشرده سازى كدام است مرحله اى كه شما مى خواهيد زمان محبوس در قصه را همتراز زمان واقعى نشان دهيد و حتى بيشتر، زمان قصه خيلى طولانى تر از زمان واقعى به نظر برسد؛ و اين، به معناى كسل كننده ترين متن نيست تا كسالت خواننده و بيزارى اش چنين توهمى را شكل دهد. [اگر به دنبال چنين هدفى باشيم بايد مطول نويسى كنيم نه فشرده سازى!] چند نفر را مى شناسم كه استاد چنين فشرده سازى اى در قصه كوتاه اند: چخوف، همينگوى، كارور و فلانرى اوكانر. من بالشخصه در اين خصوص، كارور را ترجيح مى دهم به اين دليل ساده كه در مقاطعى از قصه، بدون فشرده كردن عناصر ديگر، فقط زمان را فشرده مى كند آن وقت يك صحنه بسيار عادى به يك «كشف» بدل مى شود انگار كه ما بال زدن زنبورى را با حركت آهسته ببينيم و بتوانيم انعكاس نور خورشيد را روى بال هايش تشخيص دهيم.
ريموند كارور با چنين نگاهى به قصه، ما را به حوزه اى مى كشاند كه اغلب متعلق به شاعران است يعنى بزرگ نمايى وقايع و اشيا و آشنايى زدايى از آنها. او قادر است به كالبد قصه، شهود شاعرانه را، چون نفسى «جان بخش » بدمد. به همين دليل است كه آثار او را - به رغم ظاهر بسيار خشك و غيرقابل انعطافشان - شاعرانه مى خوانند. كارور از «شكل شاعرانه» استفاده نمى برد تا به شهود شاعرانه در قصه برسد. او كمابيش از فشرده سازى زمان در شعر استفاده مى كند اما عناصر ديگر مثل «شخصيت»، «موقعيت» و مخصوصاً «مكان» را در جايگاهى قرار مى دهد كه دچار «شعرزدگى» يا فشردگى در «چارچوب پرسپكتيو شعرى» نشوند. «زبان» در قصه هاى او - به عكس نقشى كه در شعرهايش داراست - محور نيست و محور بودن «زبان» در شعر البته محصول همان پرسپكتيو خاص شعر است كه محوريت را از عناصر ديگر سلب و به «زبان» منتقل مى كند كه موتور حركت متن باشد. شايد چند ارجاع به قصه هاى كارور، اين مباحث ظاهراً پيچيده را آسان تر كند و به مخاطبان اجازه دهد كه به راحتى پيچ ها و دنده ها را در دل اين سيستم كارآمد پيدا كنند و البته از روند كارى و محصول مطابق با معيارهاى استاندارد آنها مطمئن شوند. در قصه «حالا اين يكى را ببين!»، ما شاهد پيشروى شخصيت ها به سمت «داشتن» هستيم يعنى شاهد حس مالكيتيم؛ نه از نوع مادى و پولى اش، نه! همين كه آدمى احساس كند در اين دنيا، چيزى مال اوست. همين كه احساس كند صاحب يك متر زمين است و ديگر كسى جرأت ندارد از آنجا بيرونش كند. همين كه احساس امنيت كند احساس آرامش. يك بار كارور در جواب خبرنگارى كه پرسيده بود: «چرا تا به حال رمان ننوشته ايد » گفته بود: «رمان نويسى، وقت مى خواهد، تمركز مى خواهد، آرامش مى خواهد. من همه عمر نگران اين بودم كه يك نفر در را باز نكند و بيايد تو و صندلى ام را كه رويش نشسته ام و دارم مى نويسم بردارد و ببرد. من همه عمر نگران خانه به دوشى ام بوده ام.» قصه «حالا اين يكى را ببين!» در واقع شرح چنين حال و هوايى است و آن فشرده سازى زمان، در بخشى كه مى خوانيد به خوبى مشهود است:
«واقعاً جاى آرام و كم و بيش جذابى بود و فكر كرد چه لذتبخش است كه احساس كند چيزى دايمى، به راستى دايمى ممكن است مال او بشود. ناگهان قلبش از محبت به باغچه كوچك لبريز شد.
گفت: «فكر كن اينها دوباره ميوه بدهند. فقط آب مى خواهند و كمى مراقبت، همين.»
خود را در خيال ديد كه با سبدى حصيرى از خانه بيرون مى آيد و سيب هاى سرخ درشت را كه هنوز از شبنم صبحگاهى نمناكند مى چيند، و متوجه شد كه اين فكر سخت مجذوبش مى كند.
وقتى به نزديكى انبار رسيدند كمى سرحال آمده بود. پلاك هاى كهنه را كه به در ميخ شده بود به سرعت خواند. پلاك هاى سبز، زرد، سفيد ايالت واشنگتن، كه حالا زنگ زده بودند، ۱۹۲۲ - 23 - 24 - 25 - 26 - 27- 28 - 29 - 34 - 36 - 37 - 40 - 41 - 1949؛ تاريخ ها را طورى نگاه كرد انگار فكر مى كرد ترتيب شان ممكن است رمزى را برايش فاش كند.
كلون را عقب كشيد و در سنگين را آن قدر كشيد و فشار داد تا باز شد. هواى داخل انبار بوى بلا استفاده ماندن مى داد. اما احساس نكرد بوى ناخوشايندى است.
اميلى گفت: «اينجا زمستان ها خيلى باران مى آيد. تا به حال نديده بودم در ماه ژوئن اين قدر گرم باشد.» آفتاب از شكاف هاى سقف به داخل مى تابيد. «يك بار بابا در فصل غيرمجاز يك آهو شكار كرد. گمانم، نمى دانم، ،۸ ۹ ساله بودم، آنجاها بودم.» به طرفش برگشت و او نزديك در بى حركت ايستاده بود تا به زين كهنه اى كه از يك ميخ آويزان بود نگاه كند، «بابا اينجا با آن آهو توى انبار بود كه شكاربان با اتومبيل آمد توى حياط. هوا تاريك شده بود. مادرم مرا فرستاد اينجا دنبال بابا. و شكاربان كه مردى بود چهارشانه و قوى هيكل و كلاه سرش بود دنبالم آمد. بابا چراغ به دست داشت از زير شيروانى مى آمد پائين. شكاربان و او چند دقيقه اى با هم حرف زدند. آهو آنجا آويزان بود، اما شكاربان هيچ حرفى نزد. توتون درآورد و به بابا تعارف كرد كه بجود، اما بابا نخواست هيچ وقت خوشش نمى آمد و حتى در آن موقعيت هم حاضر نبود توتون بجود.
بعد شكاربان گوش مرا كشيد و رفت.» بعد به سرعت اضافه كرد: «اما من نمى خواهم به اين چيزها فكر كنم. سال هاست كه به اين جور چيزها فكر نكرده ام.» گفت: «نمى خواهم مقايسه كنم.» گفت: «نه، نمى خواهم.» قدمى به عقب برداشت، سرش را تكان مى داد. «نمى خواهم گريه كنم. مى دانم كه به نظر خيلى ملودراماتيك مى آيد و واقعاً احمقانه است، و متأسفم كه به نظرت ملودراماتيك و احمق مى آيم. اما هرى، حقيقت اين است كه ‎/‎/.» باز سرش را تكان داد. «نمى دانم شايد برگشتن به اينجا اشتباه بوده. مى توانم بفهمم كه تو هم مأيوس شده اى.»
گفت: «اشتباه مى كنى.»
گفت: «نه، نمى كنم، نمى دانم و متأسفم. واقعاً قصد ندارم به ماندن يا رفتن تشويقت كنم. اما فكر نمى كنم بخواهى بمانى. مى خواهى »
هرى شانه بالا انداخت.
سيگارى درآورد. اميلى سيگار را از دستش گرفت و نگه داشت، منتظر بود كبريت بزند، منتظر بود وقت روشن كردن سيگار چشم در چشم او بيندازد.»
مى توانيد سطرهايى را كه خوانده ايد دوباره بشماريد و مقايسه كنيد با زمانى كه از اين سطرها درك كرده ايد. حتى مى توانيد تصور كنيد اگر اين حرف ها را در «زمانى واقعى» مى شنيديد، به روايت ساعت مچى تان، چند دقيقه مى شد و آن چند دقيقه فرضى را با زمانى كه از اين روايت درك كرده ايد، مقايسه كنيد. به نظرم خيلى طولانى تر به نظر مى رسد اما چرا مگر نويسنده چه روشى را در پيش گرفته كه اين روايت به ظاهر عادى و خطى، اين طور عمق پيدا كرده و در همان لحظه گفت وگوى دو نفره، انگار ما شاهد چند «زندگى» يا به عبارت بهتر «چند سال زندگى» بوده ايم
اولين چيزى كه مستقيماً جلب توجه مى كند، آميختن توصيف و گفت وگوى شخصيت هاست كه كنش روايت را به ميزان قابل توجهى زياد مى كند اما مگر افزايش كنش روايت، به سرعت روايت و همين طور كوتاه تر شدن زمان قابل درك براى خواننده كمك نمى كند پس در اينجا ‎/‎/‎/ كارور ۲ كار را با هم انجام مى دهد، هم پدال «گاز» را تا آخر فشار مى دهد و هم «ترمز دستى» را مى كشد! «ترمز دستى» كارور همان تكرار هاست و چند پاره كردن نقل قول هايى كه در آثار ديگران در يك پاراگراف كنار هم مى نشينند اما در قصه هاى كارور، پاره پاره مى شوند و زمان را براى خواننده طولانى تر نشان مى دهند. عامل ديگر، صحنه هايى از گذشته شخصيت هاست كه طورى روايت مى شوند كه انگار بخشى از زمان حالند و به دليل «داد و ستد نشانه اى» با وضعيت اكنونى شخصيت ها، حجم «زمان» را به شكل چشم گيرى در بخش مربوط به خواننده يعنى در نيمه اى كه خواننده بايد در «متن» پر كند افزايش مى دهند چرا كه صحنه هاى مربوط به گذشته شخصيت ها، به دليل گذشتن از فيلتر «ماه ها و سال ها» ، خود به خود فشرده تر از زمان واقعى روايت مى شود اما به دليل به جا ماندن بهترين عناصر روايت در آنها، خواننده در ابعادى گاه غول آسا، آنها را در «خود آگاه» و اكثر اوقات در «ناخود آگاه» خود بازسازى مى كند. پس ‎/‎/‎/‎/ فشرده سازى زمان در عين عمق بخشى به آن و وسعت بخشى اش در «ناخود آگاه» خوانندگان، بزرگترين دستاورد روايت در قرن بيستم است.
پنجشنبه بازار كتاب
هفته ادبيات داستانى
394464.jpg
[ساير محمدى ]
گروه فرهنگ و هنر: هفته اى كه گذشت هفته ادبيات داستانى بود. كتاب هاى بسيارى در حوزه ادبيات منتشر شده كه هر كدام ارزش خاص خود را دارند.
در زمينه فرهنگ نويسى و دانشنامه نگارى طى دو دهه اخير كشور ما رشد قابل توجهى به لحاظ كمى و كيفى داشته است. جديدترين فرهنگى كه منتشر شده «فرهنگ ادبيات فارسى» به قلم محمد شريفى است كه ويراستار آن محمدرضا جعفرى و ناشر آن انتشارات معين و فرهنگ نشر نو بوده اند. اين فرهنگ كه مطابق با جديدترين روش هاى علمى تأليف و تدوين شده نويسندگان و شاعران و اديبان، معرفى آثار ادبى، خلاصه داستان ها و منظومه ها، اساطير ايران و قصص اسلامى، شخصيت ها و داستان هاى شاهنامه و عرفا، مفاهيم ادبى و عرفانى و شخصيت هاى داستانى و افسانه اى را در برمى گيرد. اين فرهنگ براى همه دست اندركاران صنعت نشر كشور و دانشجويان رشته ادبيات و اديان و … بسيار كاربردى است. اما كتاب هايى كه در هفته گذشته به بازار آمده اند:
داستان و رمان
«افسانه گربه چكمه پوش» قصه اى تخيلى در ۹ فصل براى كودكان و نوجوانان نوشته اريش كستنر با ترجمه سپيده خليلى است كه نشر زلال چاپ و منتشر كرده است. موضوع اين قصه آسيابان پيرى است كه سه پسر دارد با يك آسياب بادى. وقتى كه افتاد و مرد، ماجرا از تقسيم ارثيه بين سه برادر آغاز مى شود
«موى سفيد بابا» هشت داستان كوتاه مصور به قلم لعيا اعتمادى است كه انتشارات بوستان كتاب قم براى كودكان منتشر كرده است. سه داستان اول اين مجموعه هر كدام از زبان يك شىء روايت مى شود. نويسنده با شخصيت انسانى بخشيدن به اشيا (مداد سبز، كاغذ سفيد، صندلى آبى) روايت را از زبان آنها نقل مى كند. داستان هاى ديگر از زبان دخترهايى روايت مى شود كه كودك هستند.
«تربت و دريا» شامل ۹ داستان درباره زندگى و سيره عالمان اسلامى معاصر است كه با نثرى روان براى نوجوانان نوشته شده است. مجيد محبوبى داستان زندگى آيت الله محمد فاضل لنكرانى، سيد رضى، امام خمينى (ره)، شهيد مطهرى، شهيد بهشتى، آيت الله بروجردى، ميرزا جواد آقا ملكى تبريزى، آقا ميرزا على قاضى و علامه سيدمحمد حسين طباطبايى را در قالب داستان هايى كوتاه و جذاب روايت مى كند. ناشر اين كتاب مؤسسه انتشارات بوستان كتاب است. «اگر تو بميرى» مجموعه دوازده داستان كوتاه از محمد رضا گودرزى است كه توسط نشر افق چاپ و منتشر شده است. گودرزى نويسنده و منتقدى است كه با نخستين مجموعه داستان هايش مورد توجه محافل ادبى و منتقدان مطبوعات قرار گرفت. «مثلاً، برادرم» رمانى به قلم اووه تيم نويسنده آلمانى است كه با ترجمه محمود حسينى زاد از سوى نشر افق به بازار آمد. اووه تيم برادرى به نام كارل داشت كه عضو شاخه نظامى «اس.اس» مى شود و در اثر جراحت در يك بيمارستان صحرايى جان مى سپارد. نويسنده در اين رمان با تحليل يادداشت هاى روزانه و نامه هاى برادرش، زندگى خود و خانواده اش و مهمتر از آن سرگذشت بازماندگان جنگ را ترسيم مى كند. «هيولاى دريايى» رمانى به قلم پل آستر با ترجمه ماندانا مشايخى است كه چاپ اول آن در سال ۸۳ از سوى نشر ماهى به بازار آمد و هم اكنون چاپ دوم آن منتشر شده است. «هيولاى دريايى» را يكى از موفق ترين و پرمخاطب ترين آثار پل استر ارزيابى مى كنند. «اندكى سايه» رمان كوتاهى از احمد بيگدلى است كه چاپ اول آن در سال ۸۴ از سوى انتشارات خجسته به بازار آمد و سال بعد جايزه كتاب سال در حوزه رمان را از آن خود كرد. اين رمان در سال ۸۶ به چاپ دوم رسيد و هفته گذشته چاپ سوم آن راهى كتابفروشى ها شد. «خاله بازى» جديدترين رمان بلقيس سليمانى است كه از سوى انتشارات ققنوس منتشر شده است. سليمانى در اين رمان چون رمان «بازى آخر بانو» داستان يك نسل از جوانان آرمانخواه دهه ۶۰ را روايت مى كند كه در بحبوحه انقلاب و جنگ مى خواهند در اجتماع نقش آفرين باشند. «زندگى واقعى آلخاندرو ماتيا» اثر ماريو بارگاس يوسا با ترجمه حسن مرتضوى از سوى نشر ديگر به چاپ دوم رسيد. اين رمان زندگى سيال و پر افت و خيز و چندلايه اى از زندگى مردم عادى، اعضاى گروه هاى سياسى مبارز، دولتمردان و هنرمندان در يك كشور امريكاى لاتين است. يوسا در اين اثر دردهاى مشترك بشرى را چنان توصيف مى كند، كه خواننده فارسى زبان فكر مى كند بخشى از تاريخ و سرگذشت كشور و مبارزان خود را مى خواند. «خانم دالاوى» و «به سوى فانوس دريايى» عناوين دو رمان معروف ويرجينيا وولف با ترجمه خجسته كيهان است كه از سوى مؤسسه انتشارات نگاه منتشر شده است. سال گذشته چاپ اول «خانم دالاوى» و هفته گذشته چاپ دوم آن به بازار آمد. رمان هاى ويرجينيا وولف پيش از اين نيز با ترجمه پرويز داريوش منتشر شده بودند اما پس از گذشت چند دهه و تحولاتى كه زبان فارسى از سر گذراند، ترجمه مجدد آنها ضرورى مى نمود. «پرندگان مرده» ۱۵ داستان ديگر عنوان كتابى شامل داستان هاى كوتاه گابريل گارسيا ماركز است كه با ترجمه احمد گلشيرى چاپ چهارم آن از سوى مؤسسه انتشارات نگاه به بازار آمد. چاپ اول اين كتاب در سال ۱۳۷۲ منتشر شد. «پرنده برفى» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه نويسندگان معروف جهان مانند پاز، اسكار وايلد، نجيب محفوظ، ياشار كمال، هيوز، دوراس و … است كه محمد حسن سجودى آنها را به فارسى برگردانده و نشر افكار آن را منتشر كرده است. برخى از داستان هاى اين مجموعه براى اولين بار است كه ترجمه مى شوند. «زنگبار يا دليل آخر» رمانى به قلم آلفرد اندرش از داستان سرايان پيشگام بعد از جنگ آلمان است كه با ترجمه سروش حبيبى از سوى انتشارات ققنوس منتشر شده است. اين رمان در سال ۷۲ نيز تحت عنوان زنگبار با ترجمه سعيد فيروزآبادى توسط حوزه هنرى منتشر شده بود. «توباشى و من» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه تكتم توسلى است كه نشر اشاره منتشر كرده است. اين كتاب نه مقدمه دارد و نه شناختى از نويسنده به دست داده شده، اما داستان ها غالباً در فضاى امروز و در محيط خانه مى گذرد. «صورت سنگى بزرگ» مجموعه هفت داستان كوتاه نوشته ناتانيل هاثورن با ترجمه يوسف قنبر است كه از سوى انتشارات كاروان چاپ و منتشر شده است. هاثورن از جمله نويسندگانى است كه سبكى ساده دارد و داستان هايش از طنزى ملايم برخوردار است. معصيت و توبه و پرداختن كفاره از سوژه هاى مورد علاقه اين نويسنده امريكايى است. انتشارات كاروان رمان «سياوش» نوشته محمد قاسم زاده را منتشر كرده است كه با استفاده از داستان سياوش در شاهنامه فردوسى شكل گرفته است. قاسم زاده داستان سياوش در شاهنامه را دراماتيزه و امروزى كرد و به بازآفرينى آن پرداخت. «نقشه هايت را بسوزان» مجموعه اى از داستان هاى كوتاه نويسندگان جهان است كه در فاصله ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۷ميلادى در نشريات امريكا و كانادا منتشر شده اند. استيون كينگ، جرج ساندرزو جريس كرول اوتس از جمله چهره هاى آشنا در ميان نويسندگان اين مجموعه به شمار مى آيند. داستان هاى اين كتاب هر كدام از نظر سبك و شيوه روايت متنوع اند و مضامين متفاوتى نيز دارند. اين كتاب را انتشارات نيلوفر منتشر كرده و انتخاب و ترجمه داستان ها را مژده دقيقى به عهده دارد. «ويكتوريا» نام رمانى از كنوت هامسون برنده نوبل ادبيات سال ۱۹۲۱ ميلادى است كه با ترجمه قاسم صنعوى از سوى نشر گل آذين به چاپ چهارم رسيد. رمان عاشقانه ويكتوريا در سال ۸۲ ترجمه و منتشر شده بود. نشر گل آذين علاوه بر رمان ويكتوريا، مجموعه اى چهار جلدى براى نوجوانان تدارك ديده كه عنوان كلى «ماجراهايى كه مو به تن تان سيخ مى كند» را دارد. اما هر جلد از عنوان مستقلى هم برخوردارند. نويسنده اين مجموعه آر.ال.استاين و مترجم آن مهرانگيز نكوروح است، «عكس بگير و دوباره بمير» دومين كتاب از اين مجموعه چهار جلدى است كه چاپ اول آن در سال ۸۴ و چاپ دوم آن اخيراً به بازار آمد. «سفر دور دنيا» مجموعه داستان هاى كوتاهى از نويسندگان جهان مانند دوريس ليسينگ (برنده نوبل ادبيات ۲۰۰۷ ميلادى)، تادين گورديمر، مورگان فارستر و ديگران است كه با انتخاب و ترجمه ضياءالدين ترابى از سوى انتشارات سوره مهر منتشر شده است. «بازمانده» رمانى از مريم جعفرى است كه انتشارات شادان چاپ اول آن را سال گذشته و چاپ دوم آن را اخيراً به بازار فرستاد. نويسنده با هوشمندى دست خواننده خود را مى گيرد و به همراه قهرمانان داستانش او را در تجربه يك مهاجرت شريك مى كند. مريم جعفرى قبلاً با رمان هاى «شهر آشوب» و «زمزمه باد» مخاطبان فراوانى براى آثارش پيدا كرده است. انتشارات شادان كتاب ديگرى تحت عنوان «من يك زن هستم پر از دغدغه هاى زنانه» اثر نورا افرون را منتشر كرده است كه الگا كيايى آن را به فارسى برگردانده است. نويسنده با نكته بينى و دقتى فوق العاده خواننده را به انديشيدن بيشتر و نگاه عميق تر دعوت مى كند و تجربه هاى زيسته خود را بى مضايقه در اختيار خواننده مى گذارد.
دين و فلسفه، تاريخ و سياست، هنر
«خدا از نگاه امام على عليه السلام» عنوان كتابى به قلم دكتر محمد محمدرضايى است كه انتشارات بوستان كتاب قم منتشر كرده است. اثبات وجود خدا از جمله موضوعاتى است كه در سخنان امام على(ع) به زيبايى جامه استدلال پوشيده است. نويسنده سعى دارد تا از ميان كلمات امام(ع) هشت برهان را احصا و شرح كند. برهان معقوليت، برهان فطرى، برهان صديقين، برهان نظم، برهان على، برهان حدوث و برهان فسخ غرائم.
«اثبات خاتميت» كتابى به قلم محمدرضا ربانى از سوى بوستان كتاب به بازار آمد. اثر حاضر از سه راه به اثبات خاتميت حضرت محمد(ص) مى پردازد. براهين عقلى، كلامى و عرفانى، آيات قرآنى، اخبار و احاديث معصومان عليه السلام. «تفسير موضوعى» عنوان كتابى نوشته سيدهدايت جليلى است كه تفسير موضوعى قرآن را تشريح مى كند. در اين شيوه آيات هم مضمون را فراهم مى آورند. سپس مجموع آن آيات را دسته بندى مى كنند و به بحث و بررسى آنها مى پردازند. ناشر اين كتاب هم بوستان كتاب قم است. همين مؤسسه انتشاراتى «رساله صناعيه» اثر معروف ميرزاابوالقاسم استرآبادى ميرفندرسكى را كه با تحقيق حسن جمشيدى فراهم آمده منتشر كرده است. ابوالقاسم ميرفندرسكى (۱۰۵۰ - 970 ق) از حكما و عرفاى اماميه بود كه در حكمت طبيعى الهى، رياضى، علوم نقلى و شعر و ادب يگانه عصر خود بود. وى آثار فراوانى تأليف كرده اما رساله «صناعيه» مهمترين آنهاست. «هرمس و زبان مرغان» مجموعه مقالاتى از رنه گنون، مارتين لينگز و تيتروس بوركهارت و.‎/‎/ است كه با ترجمه امين اصلانى از سوى انتشارات جيحون منتشر شده است. مقالات اين كتاب در زمينه سنت باورى، نمادگرايى و كيهان شناسى و باطنيت تطبيقى به قلم چند تن از باطنى باوران بالنسبه شناخته شده در ايران است. انتشارات جيحون كتاب «درآمدى جامعه شناختى بر جامعه پذيرى» به قلم دكتر مرتضى منادى را منتشر كرده كه امروز از عمده ترين مسائلى است كه دنياى امروز به صورت جدى با آن دست به گريبان است. بحث جامعه پذيرى آشنا كردن كليه افراد يك جامعه با ارزش ها، هنجارها، قوانين و آداب و رسوم آن جامعه است. «شريعتى و نقش او در شكل گيرى انقلاب اسلامى» كتابى به قلم رسول ملكى راد است كه انتشارات چاپخش منتشر كرده است. «تاريخ انسان شناسى» از آغاز تا امروز نوشته توماس هيلز اريكسون و فين سيورت فيلسون دو تن از استادان دانشگاه هاى نروژ و دانمارك، با ترجمه دكتر على بلوكباشى از سوى نشر گل آذين منتشر شده است. اين كتاب تاريخ كامل انسان شناسى اجتماعى و فرهنگى است. در اين كتاب فرآيند انديشه انسان شناسان و چند و چون تحقيقى انسان شناسى در حوزه هاى فرهنگى و جغرافيايى گوناگون و همه نحله هاى فكرى در دوره هاى تاريخى با وسواس علمى تبيين و تحليل شده است. «تجارت منصفانه براى همه» اثرى از جوزف اى. استيگليتز (برنده جايزه نوبل اقتصاد) و اندرو چارلتون با ترجمه مسعود كرباسيان است كه نشر چشمه چاپ و منتشر كرده است. نويسندگان كتاب طى ۱۳ فصل به همراه دو پيوست، سعى دارند داشته ها و تجربيات خود را در زمينه مسائل مختلف اقتصاد جهانى از جمله موضوع جهانى شدن، مباحث مربوط به توسعه، سازمان جهانى تجارت و اقتصاد بين الملل را به سياست گذاران در حال توسعه معرفى كنند تا آنها بتوانند در عرصه اقتصاد بين الملل جدى تر گام بردارند. اين كتاب را نشر چشمه براى همه علاقه مندان به مباحث اقتصادى و اقتصاد بين الملل منتشر كرده است. مجموعه كتاب هايى تحت عنوان كلى «علم در قرن ۲۱» از سوى نشر افق تدارك ديده شده كه هر جلد از اين مجموعه تحت يك عنوان مستقل به يك موضوع يا مقوله اختصاص دارد. «انرژى» سومين كتاب از اين مجموعه نوشته كريس اكسلاد با ترجمه مجيد عميق است كه متن ساده و تصاوير رنگى و ديدنى اين كتاب خواننده را با يافته هاى نوين در عرصه كشف و توليد منابع جديد انرژى آشنا مى كند. هفتمين كتاب از اين مجموعه «حمل و نقل» نام دارد و نويسنده آن رابين كرود و مترجم آن مجيد عميق است كه خواننده را با يافته هاى نوين در شيوه هاى حمل و نقل زمينى، هوايى و فضايى آشنا مى كند. «آموزش پانتوميم» نوشته مارك اشتولزنبرگ است كه به اهتمام عليرضا خمسه ترجمه و فراهم آمده و نشر قطره آن را چاپ و منتشر كرده است. اين كتاب مصور مى تواند در حكم يك دوره آموزش مقدماتى براى علاقه مندان به فراگيرى پانتوميم باشد.
روى دكه مطبوعات هنرى
394479.jpg
شعر
شصت و يكمين شماره ماهنامه تخصصى «شعر» با عنوان ويژه نامه شعر كوتاه منتشر شد.
ادبيات شفاهى و هسا شعر وپيشينه شعر كوتاه در زبان فارسى، نو اما كوتاه و قالب هاى كوتاه شعرى از مطالبى هستند كه در زمينه شعر كوتاه در اين شماره نگاشته شده است.
همچنين «محمود جعفرى» در اين شماره ماهنامه شعر كوتاه را در يك نگاه بررسى كرده، دكتر غلامرضا كافى نيز «دريچه هايكو و چاردرى طرح» را نگاشته و «كوتاه از رسا در شعر فارسى» نيز مطلبى از سيد محمود سجادى است در همين راستا.
صحنه
ماهنامه تخصصى «صحنه» ويژه پنجمين جشنواره سراسرى تئاتر ماه با آثار و گفتارهايى از دكتر عبدالحسين لاله، حسين فرخى، دكتر قطب الدين صادقى، دكتر محمود عزيزى، حسين مسافر آستانه، كشيش جنا چيلدرز، سه آمى، چارلز گيلسبرگ و استاد عزت الله انتظامى منتشر شد.
در اين شماره از ماهنامه «صحنه» در بخش يادها و خاطره ها و با عنوان «جشنواره تئاتر ماه از آغاز تا امروز» گزارشى مفصل ارائه شده كه طى آن دوره هاى قبلى جشنواره تئاتر ماه را مرور كرده است.
فرهنگ و آهنگ
شماره ۲۲ ماهنامه «فرهنگ و آهنگ» ويژه مهر و آبان ماه روى دكه مطبوعات آمد.
در شماره جديد اين ماهنامه مطالبى همچون گفت وگو با محمدرضا شجريان، به بهانه اولين كنسرت مستقل همايون شجريان، كنسرت شهرام ناظرى، نگاهى به كنسرت عليرضا قربانى، مرورى بر حضور پاكوپنيا در تهران، نگاهى به اجراى گروه فيه مافيه و ‎/‎/‎/ را مى خوانيم. از ديگر مطالبى كه در اين شماره به چاپ رسيده به عناوينى همچون، گفت وگو با خسرو مولانا، گفت وگو با پرى ملكى، كاوشى در موسيقى كودك و ‎/‎/‎/ مى توان اشاره كرد.
ماهور
فصلنامه موسيقى «ماهور» ويژه تابستان ۸۷ به دستمان رسيد.
در شماره ۴۰ اين فصلنامه مطالبى همچون موسيقى ارمنستان، موسيقى خلسه و درمان؛ نمونه مراسم زار در سواحل جنوبى ايران، روند تغييرات در موسيقى و زندگى موسيقايى آذربايجانى، مدل هاى زبان شناختى در قوم موسيقى شناسى، ميرزا سيداحمدخان ساوه اى سارنگى و ‎/‎/‎/ آمده است.
از ديگر مطالبى كه در اين شماره ارائه شده است؛ عناوينى همچون گفت وگو با محسن كرامتى و پريسا كاشفى، تا فصلى ديگر، كتاب ها و سى دى هاى تازه موسيقى و ‎/‎/‎/ را مى توان برشمرد.
حرفه هنرمند
شماره بيست و پنجم فصلنامه هنرهاى تصويرى «حرفه هنرمند» ويژه تابستان منتشر شد. در شماره جديد اين فصلنامه مطالبى همچون پيكره ها و مكان ها، انتخاب موضوع در عكاسى، گفت وگو با پيمان هوشمندزاده، رئاليست هاى نوين اسپانيا، نقاشى از روى عكس در گفت وگوى جمعى، پرده هاى نايلونى و.‎/‎/ قابل مطالعه است. از ديگر مطالب اين شماره به مطالبى همچون چند نكته در حواشى نقاشى شهر، مهران، زندگى روزمره و فرم هنرى، زيمل؛ قطعات زندگى روزمره، خرابه هاى صنعتى، زندگى روزمره و بيان هنرى، نزديك شدن به چه چيز و ‎/‎/‎/ مى توان اشاره كرد.
كتاب ماه
از سرى نشريات «كتاب ماه» سه نشريه تازه چاپ شده به دستمان رسيد.
«كتاب ماه كليات» به شماره ۱۲۸ ويژه مردادماه با موضوع نگاهى ويژه به سواد اطلاعاتى، «كتاب ماه علوم و فنون» با بخش ويژه كتاب هاى كمك درسى فنى و مهندسى ويژه تيرماه و به شماره ،۱۵ «كتاب ماه ادبيات» ويژه تيرماه و به شماره ۱۵ اين سه نشريه را شامل مى شود.
در كتاب ماه ادبيات مطالبى همچون بررسى نظريه كلامى ياكوبسن در علم معانى، با تازيانه هاى سلوك، نقدى بر تاريخ بيهقى شرح دكتر خليل خطيب رهبر، شعر انقلاب اسلامى در يك نگاه و ‎/‎/‎/ را مى خوانيم.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |