دوشنبه ۶ آبان ۱۳۸۷ - ۲۷ شوال ۱۴۲۹
Mon, Oct 27, 2008
ديپلماتيك
۴۰۵۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قاب عكس۱
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت وگوى «ايران» با برهان الدين ربانى رئيس جمهور سابق افغانستان
پرفروش ترين اثر انديشمند يهود
[نوشته جاناتان كوك‎/ ترجمه: پوراندخت مجلسى ‎/بخش دوم و پايانى]
شگفتى بزرگ تر در طول تحقيقات اين استاد تاريخ، وقتى بوده كه شروع به بررسى اسناد باستانى عصر كتاب مقدس يهوديان مى كرده است. او در اين باره مى گويد: «من به عنوان يك صهيونيست پرورش نيافته ام، بلكه نظير همه اسرائيلى ها برايم امرى عادى بود كه يهوديان مردمى بوده اند كه در يهوديه «Judea» سرزمينى در جنوب فلسطين - زندگى مى كرده اند و در سال ۷۰ قبل از ميلاد مسيح به وسيله رومى ها از آنجا تبعيد شده اند. ولى وقتى شروع به جست و جو در مدارك كردم به اين نتيجه رسيدم كه تبعيد يهوديان واقعيت تاريخى ندارد. در واقع يهوديت و تبعيد با هم عجين شده اند و نمى توان آن را بدون اشاره به تبعيد توضيح داد. ولى حتى يك كتاب تاريخى هم پيدا نكردم كه واقعيت اين تبعيد را شرح داده باشد. «اين امر به اين دليل است كه رومى ها كسى را تبعيد نمى كردند. در واقع اكثريت مردم فلسطين كشاورز بودند و همه مدارك نشان مى دهد كه آنها در سرزمين خود باقى ماندند.»
دكتر سند در اين باره نظريه اى دارد كه بيشتر پذيرفتنى است : تبعيد داستانى بوده است كه به وسيله مسيحيان اوليه به منظور بسيج يهوديان براى گرويدن به دين و آئين جديد به وجود آمد.
«مسيحيان بعد ها مى خواستند نسل هاى يهوديان باور كنند كه نياكانشان به عنوان مجازاتى از طرف خداوند تبعيد شده اند.» ولى اگر تبعيدى در كار نباشد چگونه اين همه يهودى ، در سراسر جهان پراكنده شده اند دكتر سند مى گويد در قرن هاى بعد از عصر مسيحيت، يهوديت از گرويدن وسيع يهوديان به آئين جديد مستأصل شده بود - اين امر در ادبيات رومى زبان هم ذكر شده است. يهوديان به دنبال گرويدن به دين مسيح به مناطق ديگر بويژه به يمن و قبايل شمال آفريقا كوچ كردند.
قرن ها بعد جمعى از مردم قلمرو خزر - جنوب روسيه فعلى - به دين يهود گرويدند. اين امر سرآغاز پيدايش يهوديان اروپاى شرقى و اروپاى مركزى شد. دكتر سند در اين مورد اشاره اى دارد به پوشش وسيع روزنامه هاى اسرائيلى از كشف پايتخت پادشاهى خزر، در كناره هاى درياى خزر. در هر حال سؤال مهمى كه دكتر سند مطرح مى كند اين است كه اگر بيشتر يهوديان سرزمين مقدس را ترك نكرده اند چه بر سر آنها آمده است در مدارس اسرائيل اين مطلب تدريس نمى شود ولى بيشتر سران اوليه صهيونيسم از جمله ديويد بن گوريون ( اولين نخست وزير اسرائيل) بر اين باور بودند كه فلسطينى ها نياكان يهوديان اصلى منطقه بوده اند. آنها مدعى شده اند كه اين يهوديان بعدها مسلمان شده اند.»
دكتر سند همكاران خود را آدم هاى تودارى مى داند كه با او توافقى تلويحى دارند در اين امر كه بناى تاريخ «اسرائيل»، دست كم آنگونه كه در دانشگاه ها آموخته مى شود به خانه اى مى ماند كه با كارت هاى مقوايى آن را ساخته باشند.
گفت وگوى «ايران» با برهان الدين ربانى رئيس جمهور سابق افغانستان
مذاكره با طالبان؛تاكتيك فراراز شكست
395001.jpg
[ گفت و گو : هرمز برادران - مختارپرتو ]
افغانستان در هشتمين سالگرد حمله امريكا به آن كشور همچنان با مسئله طالبان و شورش گروه هاى ناراضى دست به گريبان است. طالبان با بهره گيرى از خلأهاى موجود در راهبردهاى ناتو و امريكا و نيز كشمكش ميان جناح هاى مدعى حاكميت بر افغانستان جولان هاى خشونت آميز در خاك اين كشور را از سر گرفته است. افزون بر اين، نياز كابل به بازسازى و ترميم روابط با همسايگان و ساير كشورها رقابت تازه اى را ميان هند و پاكستان براى ايفاى نقش در افغانستان به وجود آورده است. نياز حياتى افغانستان براى آرامش و بازسازى در حالى بيشتر شده كه اين كشور در سال آينده رئيس جمهور جديدى را برمى گزيند و از هم اكنون مبارزه گروه هاى سياسى و قومى براى تصاحب اين پست يا دست كم براى بيان طرح هاى خود جهت بهبود اوضاع كشور و گشودن راه هاى نو آغاز شده است. اين موضوعات همگى محور گفت وگوهاى «ايران» با برهان الدين ربانى است. ربانى از تبار تاجيك هاى افغانستان است كه از سال۱۹۹۲ تا ۱۹۹۶ و نيز از ۱۳ نوامبر ۲۰۰۱ تا ۲۲ دسامبر همان سال رياست جمهورى افغانستان را بر عهده داشت. او هم اكنون رياست جبهه متحد اسلامى براى آزادى افغانستان را بر عهده دارد.
افغانستان پس از دوره طولانى اشغال روس ها و دوره تاريك حاكميت طالبان، در سال۲۰۰۱ مورد هجوم امريكا قرار گرفت. اكنون با گذر ۷ سال از حمله امريكا، افغانستان در چه مسيرى قرار گرفته است
افغانستان طى ۳ دهه گذشته درگير مناقشات داخلى و كشمكش هاى زيادى بوده است. بعد از حمله اتحاد جماهير شوروى و كودتاهاى متعدد به صورت پيوسته مشكلات زيادى دامنگير ملت افغانستان شده است. كشورهاى جنگ زده، بدون شك، نمى توانند مشكلات خود را به يك باره و د ر يك مدت كوتاه رفع كنند. تا زمانى كه جنگ، خونريزى و سركوب ها ادامه يابد بر مشكلات ما نيز افزوده مى شود. در حال حاضر، مشكلات امنيتى در افغانستان بيداد مى كند و در ولايات مختلف بويژه در جنوب و در شرق فقر و كشت و قاچاق موادمخدر رو به گسترش است. آمار نيروهاى طالبان نيز از دوهزار به بيش از ۸ هزار رسيده است. همه اين مسائل روز به روز بر مشكلات ملت افغانستان اضافه مى كند.
چرا دولت افغانستان با وجود داشتن ارتش و پليس و نيروهاى ناتو و امريكا هنوز نتوانسته اند امنيت را در افغانستان برقرار كنند
كشورهايى كه به بهانه مبارزه با تروريسم و كمك به بازسازى افغانستان و كمك به ملت افغانستان آمدند از همان ابتدا استراتژى و سياست هاى خود را به مصلحت مردم افغانستان و به درستى تنظيم نكردند. آنها به اين فكر افتادند كه در رأس نظام افرادى را قرار دهند كه با خود از بيرون كشور آورده بودند. آنان كسانى را آوردند كه حدود ۲۰ يا ۳۰ سال از كشور دور بوده و با افغانستان بيگانه شده بودند و در ميان مردم نفوذ نداشتند. مجاهدينى كه با شوروى جنگيده بودند خلع سلاح شده و از مراكز امنيتى منزوى شدند. بنابراين صحنه براى كسانى خالى ماند كه مخالف نظام بودند و به بازسازى كشور هم اهميتى ندادند. پول هاى آنها تنها در جنگ مصرف شد و يا پول هايشان در مواردى صرف شد كه هيچ تأثيرى در رشد اقتصاد ملى نداشت يا تغييرى در وضع زندگى مردم ايجاد نكرد؛ آنها در مقابله با مواد مخدر ناكام شدند. سپس فساد ادارى به دولت نفوذ كرد. سرانجام در ابعاد سياسى، امنيتى و بازسازى افغانستان موفق نشدند. اين دولت ها بعد ازاين شكست ها به فكر افتادند كه براى مقابله با اين مشكلات به مذاكره با طالبان روى آورند. در حالى كه پارلمان افغانستان دوسال پيش از آن چنين پيشنهادى داده بود. اما آنها به اين نكته هيچ علاقه مندى نشان ندادند. پارلمان بر آن بود تا صفحه جديدى در صحنه افغانستان بگشايد و آشتى ملى را در كشور برقرار كند به گونه اى كه گروه هاى مختلفى شامل طالبان و غيرطالبان در ساختار افغانستان متحد شده و مصالحه به ميان آيد. بنابراين اين سؤال مطرح است كه چرا آنها پيشتر اين رويكرد را نمى پذيرفتند اما به تازگى آن را پذيرفته اند. با اين حال، بيم آن مى رود كه اين مسئله هم نمايشى بيشتر نباشد. نكته اينجاست كه ناكامى هاى نظامى و امنيتى باعث شد كه سياست هاى نظامى به مصالحه وگفت وگو مبدل شود.
در نهايت فكر مى كنيد طرح موضوع گفت وگو با طالبان از سوى ناتو و ائتلاف غرب در اين شرايط يك تاكتيك است يا يك استراتژى
گفت وگو يك تاكتيك است. حكومت حامدكرزاى شايد از اين تاكتيك دو هدف دارد: 1- او در آستانه انتخابات است و شايد از اين مسئله هدفى تبليغاتى دارد. 2- برخى ديگر نيز مانند جبهه ملى كه وزنه سنگينى در صحنه افغانستان دارند مى خواهند فضاى ديگرى را در كشمكش هاى داخلى به وجود آورند. بعضى از اطرافيان و مشاوران كرزاى نه تمايل به كشمكش دارند و نه به صلح. شايد آنها نيز اهداف ديگرى از گفت وگو با طالبان دارند.
چرا سعودى ها ميزبان مذاكره طالبان شدند، عربستان جزو كشورهايى است كه زمانى به همراه پاكستان و امارات عربى متحده از طالبان حمايت مى كرد و اينك نيز يكى از گزينه هاى ميانجيگرى در گفت وگو با طالبان است. به عقيده شما آيا اين مذاكرات همچنان با وساطت عربستان ادامه مى يابد
به نظر من، آقاى كرزاى پيش از عربستان و ديگران مايل به مذاكره با طالبان است. كرزاى تأثيرپذيرى عربستان از طالبان را درك مى كند و خود او بيش از هر كس ديگرى مايل به همكارى عربستان است. مذاكرات و گفت وگوهايى كه در عربستان صورت گرفته هنوز گام هاى اوليه را مى پيمايند و پيشرفت چندانى نداشته است. شايد مذاكراتى كه اطرافيان كرزاى در جاهاى ديگرى غير از عربستان داشته اند ريشه دارتر باشد كه تاكنون خبر يا نتايج آن منتشر نشده است. اما مسئله اينجاست كه آيا اطرافيان كرزاى مى خواهند مصالحه اى صورت گيرد يا اينكه اين فقط يك تبليغات انتخاباتى است.
قدرت گيرى طالبان در مناطق شرقى، جنوب شرقى و جنوب بويژه هلمند چشمگيرتر است. در اين مناطق پشتون ها زندگى مى كنند، مرز پاكستان و افغانستان از ميان اين قوم مى گذرد و در پاكستان عمدتاً پشتون هستند كه به طالبان پناه مى دهند. آيا اين مسئله مى تواند زمينه ساز نزاع قومى شود
حتى در ميان اطرافيان كرزاى افرادى هستند كه مى خواهند از مذاكره با طالبان به عنوان حربه كشمكش قومى استفاده كنند. مجموعه اى از عناصرى كه هم اكنون با كرزاى همكارى مى كنند سعى مى كنند تفرقه قومى ايجاد كنند. دغدغه و تشويش ما اين است كه كشمكش قومى جديدى ميان شمال و جنوب با ديگران ايجاد نشود.
عملكرد كرزاى در مقام رياست جمهورى را بويژه در آستانه انتخابات چگونه ارزيابى و تحليل مى كنيد و آيا شما براى رقابت با كرزاى وارد مبارزات انتخاباتى سال آينده خواهيد شد
جبهه ما تصميم دارد كه كانديداى مستقل خود را معرفى كند. ما ديگر از كرزاى حمايت نمى كنيم زيرا وى با توجه به خواسته و آرزومندى هاى جبهه ما نتوانست آرمان ها و وعده ها را تحقق بخشد. به همين دليل مى خواهيم كه كانديداى مستقلى را به انتخابات بفرستيم. اما شتابزده نبايد عمل كنيم زيرا هنوز فرصت هست. بهتر آن است كه اعضاى جبهه و ديگر گروه هاى افغان براساس وفاق ملى گردهم آيند و يك كانديداى واحد را معرفى كنند تا انتخابات عامل بحران نشده و موجب ثبات شود. گرچه اصرار زيادى هست كه من كانديدا شوم اما تصميم داريم كه فرد ديگرى را معرفى كنيم.
نقش سازمان اطلاعات پاكستان ISI در مسائل داخلى افغانستان چيست با توجه به اتهاماتى كه عليه اين سازمان وارد شده و مسئله رقابت اسلام آباد در دهلى نو در افغانستان آيا احتمال دارد كه آثار اين كشمكش اطلاعاتى اين دو كشور باز به افغانستان كشيده شود
شكى نيست كه مشكلات و اختلافات ميان پاكستان و هند نه تنها براى افغانستان بلكه براى كل منطقه زيان آفرين است. ما احساس مى كنيم كه اين دو كشور در حال تدوين سياست هاى جديد هستند. آصف على زردارى رئيس جمهور پاكستان تمايل و انعطاف پذيرى زيادى براى حل مسائل بين دو كشور حتى مسئله كشمير نشان داده است. سعى ما بر اين است كه افغانستان ميدان كشمكش ميان ساير كشورها نشود زيرا كشور ما به اندازه كافى رنج كشيده است. در حال حاضر مشكلاتى دامنگير پاكستان شده كه اميدوارم حل شود. زيرا مناقشه در آنجا براى ما نيز مصيبت به بار مى آورد. اما تصور مى كنم كه هند و پاكستان مى خواهند برگ ديگرى در سياست خود بگشايند كه آشتى هم جزو آن است. اميدوارم كه موفقيت حاصل كنند.
چه ارزيابى از عملكرد ديپلماسى ايران در شرايط كنونى داريد و ايران به عنوان يكى از همسايگان افغانستان پس از اين چه نقشى مى تواند در فرونشاندن غائله داشته باشد
روابط دو كشور بسيار صميمانه بوده و جمهورى اسلامى ايران حتى پيش از دوران جهاد در كنار ملت افغانستان بوده است. ايران در حال حاضر نيز نقشى سازنده در صلح و ثبات افغانستان دارد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |