سه شنبه ۷ آبان ۱۳۸۷ - ۲۸ شوال ۱۴۲۹
Tue, Oct 28, 2008
فرهنگ وانديشه
۴۰۶۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
آيينه
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
به بهانه انتشار
مجموعه ۵ جلدى سايه ها
ايرانى كشى
[موسى آريا]
395160.jpg
رازهاى تاريخى عيد يهودى «پوريم» به مناسبت قتل عام ايرانيان
در آن ماجرا از هر ۱۲ ايرانى يك نفر را كشتند؛ و اين يعنى تقريباً هيچ خانواده اى از عزادارى بركنار نماند. كشتار دو روز ادامه داشت و مهاجمين روز سوم را به پايكوبى گذراندند. كشورها و اقوام زيادى در تاريخ ايران به سرزمين ما تاخته اند. يادآورى كشتارهايى در همان مقياس و جشن هايى به مناسبت پيروزى شان براى كسانى كه تاريخ را مى خوانند غيرطبيعى نيست اما آنچه ماجراى «پوريم» را ناراحت كننده تر مى كند اين است كه يهوديانى كه ۷۵۸۰۰ نفر را قتل عام كردند هنوز هر سال به همان مناسبت جشن مى گيرند! اين ماجرا در عهد قديم (تورات)، كتاب «استر» شرح داده شده است. به روايت تورات در زمان «خشايارشا» مردى يهودى به نام «مرد خاى» وارد دربار مى شود. وى بعدها دخترعموى خود، «هدسه» را كه به او «استر» مى گفتند وارد حرمسراى شاه كرد و ترتيبى داد تا او ملكه شود. اما به او گفت كه نسبتش با مردخاى را پنهان كند. سپس ميان مردخاى و هامان كه وزير برجسته پادشاه بود دشمنى ايجاد شد به صورتى كه هامان نقشه اعدام كردن مردخاى را كشيد. هامان به واسطه قرعه (كه به آن «پور» مى گفتند) روز سيزدهم ماه ادار (ماه دوازدهم) را براى انتقام انتخاب كرد. به اين ترتيب مردخاى مجبور شد از استر كمك بخواهد. استر نيز نقشه اى اجرا كرده و پادشاه را مجاب ساخت تا هامان و افراد خانواده اش را اعدام كنند. اما ماجرا به همين جا تمام نشد. در تورات آمده است: «سپس وقتى استر به پادشاه گفت كه چه نسبتى با مردخاى دارد، پادشاه مردخاى را به حضور پذيرفت و انگشتر خود را ‎/‎/‎/ به مردخاى داد ‎/‎/‎/ آن گاه خشايارشا به ملكه استر و مردخاى گفت: «من دستور دادم هامان را كه مى خواست شما يهوديان را نابود كند، به دار بياويزند.‎/‎/ شما مى توانيد حكم ديگرى مطابق ميل خود، به نام پادشاه براى يهوديان صادر كنيد و آن را با انگشتر پادشاه مهر كنيد.» سپس فرمانى كه مردخاى صادر كرد، نوشتند و به مهر پادشاه ممهور كردند. اين فرمان پادشاه به يهوديان تمام شهرها اجازه مى داد براى دفاع از خود و خانواده هايشان متحد شوند و تمام بدخواهان خود را از هر قومى كه باشند، بكشند و دارايى آنها را به غنيمت گيرند. در روز سيزدهم و چهاردهم ادار ۷۵۰۰۰ نفر در سراسر ايران از دم تيغ گذشتند. به علاوه در شوش كه پايتخت آن روزگار بود طى دو روز ۸۰۰ نفر كشته شدند. مردخاى طى نامه اى به يهوديان سراسر ايران از آنها خواست تا همه ساله روزهاى چهاردهم و پانزدهم ماه ادار را به مناسبت نجات يهود (!) از چنگ دشمنان، جشن بگيرند و شادى نمايند.
در كتاب ايرانى كشى به نقل از «لوئيس ماشلكو» آمده است: «امروز كه دو هزار و پانصد سال از پوريم اوليه گذشته است:«فرزندان استر و مردخاى، هنوز هم شيرينى هاى كيك خود را با شير يهودا تزئين مى كنند و در روز چهاردهم ماه ادار عبرى مست مى شوند تا در شور و وجد حاصل از ارضاى حس انتقامجويى خويش سرخوش باشند؛ چرا كه بايد خاطره شيرين يك قتل عام بزرگ را در كمال سرخوشى زنده نگه دارند.» موضوع باده گسارى و پايكوبى به مناسبت كشتارى تاريخى مسئله اى نيست كه بتوان به سادگى از كنار آن گذشت. در شريعت يهود اعياد زيادى وجود دارد. عيد پسح (ر. ك لاويان. )، عيد فطير (پيشين)، عيد نوبر محصولات (پيشين)، عيد سايه بانها (پيشين)، عيد هفته ها (ر.ك تثنيه) ... و حتى عيد دومين پسح (ر. ك اعداد) ولى از اين ميان تأكيد زيادى بر عيد پوريم، روا داشته مى شود. اما در اين مورد خاص مى بايست ميان كشتار با وضع كردن عيدى به آن مناسبت و سپس تأكيد بر آن تفاوت قائل شد. شايد بتوان علت تبليغ در مورد پوريم را با صنعت هولوكاست و اتفاقاتى شبيه آن مرتبط دانست. در اين صورت ماجراى يادشده در عصر ما ماهيت يهودى و دينى خود را از دست مى دهد. صنعت هولوكاست قبل از آن كه نشانه حماقت كسانى باشد كه آن را پذيرفته اند، نشانگر قدرت امر رسانه و توانايى رسانه هاى صهيونيسم است. در كتاب ديگرى از سرى كتاب هاى «مجموعه سايه ها» (ايرانى كشى يكى از پنج جلد همين مجموعه است) به نام «اسطوره ها جان مى گيرند» يادداشت كوتاهى در مورد تاريخ تسلط صهيونيسم بر رسانه هاى جهان و دروغپردازى هاى آن نوشته شده است.
در حالت طبيعى باور كشته شدن شش ميليون يهودى در مكان هايى به آن كوچكى با گاز «زيكلون ب» (كه گازى مسموم كننده نيست) خنده آور است. در مقابل مسائل زيادى از جمله كشته شدن ۸ تا ۱۰ ميليون ايرانى در جنگ جهانى اول (ايران در آن جنگ بى طرف بود) فراموش شده اند. در كتاب ايرانى كشى ضمن مقاله اى به همين نام نقش هربرت ساموئل وزير وقت كشور انگلستان و همچنين بانك شاهنشاهى ايران به مديريت خاندان «سامسون ها» بررسى شده است. در حالى كه مردم از قحطى در بدترين شرايط مى مردند ارتش انگلستان به كمك بعضى از يهوديان گندم و آذوقه را براى لشكر انگليس (و متحدان) چپاول مى كردند. نمونه ديگرى از دروغپردازى صهيونيسم را مى توان شايعه فروش زمين ها از سوى مردم فلسطين دانست. اساساً در اين كتاب ها تلاش شده است اولاً موقعيت يهوديت و رفتار يهوديان از جنبه هاى مختلف مورد تدقيق قرار گيرد و از سوى ديگر ميان يهوديت و يهوديان واقعى مؤمن و يهوديان منحرف و صهيونيسم تميز قائل شود. به عنوان مثال در كتاب «مسجد الاقصى» با مقاله اى تحت عنوان «مسيحيت صهيونيسم» مواجه مى شويد. در كتاب سوم (با عنوان «زن بودن ممنوع») روند شكل گيرى فمينيسم، دخالت يهوديت و انحراف آن بررسى مى شود. اين در حالى است كه هر دينى همواره جانب عفت را مى گيرد. از اين رو مى توان نتيجه گرفت يهوديتى كه در انحراف جنبش زن ها مؤثر افتاده، نوعى ديندارى انحرافى بوده است.
در كتاب چهارم «زرسالارى» در قالب دو مقاله، يكى به همان نام و ديگرى به نام «نظم نوين جهانى» گرايش يهوديان به كسب درآمدهاى نامشروع و كار بست آن در جهت منويات ناپاك از گذشته تا امروز مورد مطالعه قرار مى گيرد. در آخرين كتاب، يعنى «اسطوره ها جان مى گيرند» جنبه هاى رازآميزتر تاريخ يهوديت پيش كشيده مى شود. در فصل «كابالا» از كتاب «زهر» ياد مى شود كه به رغم تأثير فراوان و روشن از كتب و اصطلاحات عرفانى ايرانى به قرن دوم ميلادى نسبت داده مى شود. در حالى كه «موسى بن شم تاو لئونى» آن را در اواخر قرن سيزدهم نوشته است. بعدها كسانى چون «شابتاى زوى»، «آبراهام تان لوى» و «ياكوب فرانك» آن را حتى منحرف تر مى كنند. تا جايى كه كار به رسومات وقيحانه جنسى كشيده مى شود. در دهه هاى اخير نيز «فيليپ برگ» كابالا را كه ادعا مى شود نوعى رازورزى جادوگرانه است احيا مى كند پيوستن بعضى از هنرپيشه ها و خواننده هاى مشهور همچون «مدونا» به كابالا ، فيليپ را ثروتمند كرد.
فراماسونرى نيز از قديم با نوعى يهوديت منحرف يك كاسه بود. در مقاله اى از همين كتاب اشاره هاى خوبى به نفوذ اين گرايش در ايران يافت مى شود. وقايع زيادى از گذشته تا حال همراه با ابهام بوده اند كه در بسيارى از موارد ناگوار جاى پاى يهوديت مشهود است. اما نمى توان تمام آن را به پاى همه پيروان حضرت موسى (ع) گذاشت. حتى امروزه شاهد اعتراض يهوديان مؤمنى عليه اعمال اسرائيل هستيم. در حالى كه سازمان هاى قدرتمندى نظير «آيپاك» به صورتى علنى بر سياست هاى خشونت آميز امريكا اثر مى گذارند.
395190.jpg
در كتاب هاى يادشده كه توسط گروه پژوهشى هنرى حنيف و از سوى انتشارات ايران عرضه شده است تلاش مى شود تصوير گويايى به دست داده شود. كار گرافيكى خوب و انتخاب عكس هاى كم نظير در كنار مقالات كوتاهى كه به زبان ساده نوشته شده اند اين آثار را متمايز و خواندنى كرده است. شايد مطالعه آنها بتواند نشان دهد كه رفتار نادرست يهوديان منحرف و صهيونيسم پيش از آن كه موجب تخريب امنيت و سلامت در جهان شود، موجب خدشه دار شدن سيماى پيروان حقيقى عهد عتيق مى گردد. پس همراه با پيروان حقيقى موسى (ع) فرازهايى از تورات، كتاب تثنيه را زمزمه مى كنيم: «لعنت خدا بر كسى كه مرز بين زمين خودش و همسايه اش را تغيير مى دهد.‎/‎/ لعنت خدا بر كسى كه نسبت به غريبان، يتيمان و بيوه زنان بى عدالتى نمايد ‎/‎/‎/ لعنت خدا بر كسى كه مخفيانه مرتكب قتل شود.» (تثنيه، ص ۱۹۸ـ ۱۹۹)‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |