پنجشنبه ۹ آبان ۱۳۸۷ - ۳۰ شوال ۱۴۲۹
Thu, Oct 30, 2008
پاتوق
۴۰۶۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
اجتماعى۱
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
مهدى فخيم زاده در «پاتوق» اين هفته:
نبايد نسبت به دولت بى انصافى كنيم
[ميثم تولاّيى ]
بيشتر از اين كه به عنوان يك بازيگر شناخته شود با سريال هايى كه ساخته به شهرت رسيده است.«نمكى» روزهاى اول انقلاب در حالى ششمين دهه زندگى اش را پشت سر مى گذارد كه كارگردانى سريال هاى تاريخى «تنهاترين سردار» و «ولايت عشق» را كه اين روزها نامشان زياد در قياس با سريال حضرت يوسف(ع) برده مى شود دركارنامه خود دارد.
ورزش باعث شده كمتر كسى بتواند سن و سال واقعى اش را بفهمد يا راحت تر قبول كند كه او دهه ششم زندگى اش را پشت سر مى گذارد. در مصاحبه با مهدى فخيم زاده نظرش در خصوص سريال حضرت يوسف(ع) را نيز جويا شديم كه در پاسخ گفت: «من را با آقاى سلحشور دعوا نيندازيد».پاتوق اين هفته را با حضور يك كارگردان، فيلمنامه نويس، تهيه كننده و مدرس ورزش هاى رزمى به پايان ببريد.
آقاى فخيم زاده اگر اشتباه نكنم شما داور خانه سينما بوديد، درست است
بله، درست است.
395673.jpg
پس اجازه بدهيد از شما به عنوان كسى كه از طرف سينماگرها به عنوان داور انتخاب شده ايد سؤالى كنم كه شايد در اين سؤال هم بايد نقش داور را بازى كنيد، همان طور كه مى دانيد دست اندركاران عرصه سينما از سال گذشته تاكنون دو نامه سرگشاده منتشر كرده اند كه يكى از آنها اخيراً خطاب به آقاى رازينى درخصوص اگر اشتباه نكنم سانسورها و عدم اكران بعضى فيلم ها نوشته شده بود، شما از اين حركت دفاع مى كنيد
ببينيد اول از همه اين را توضيح بدهم كه فيلم با فيلمنامه متفاوت است، آن چيزى كه به عنوان فيلمنامه به مسئولان داده مى شود با آن چيزى كه فيلم مى شود متفاوت است چون بين فيلم و فيلمنامه فاصله اى به اندازه ميان نوشته و تصوير است. اگر يك مثال بزنم فكر كنم بهتر متوجه منظورم شويد. نگاه كنيد، همين گفت وگويى كه ما داريم انجام مى دهيم، اگر يك دوربين اين جا بود و ما مى خواستيم فيلم بسازيم مى توانستيم زاويه دوربين را به گونه اى قرار بدهيم كه هر كس اين فيلم را مى بيند بخندد در حالى كه ما داريم جدى گفت وگو مى كنيم. در آن مقطع هم نامه سينماگران يك واكنش بود به اين كه چرا برخى فيلم ها با پروانه نمايش اكران نمى شوند و اين هم مختص «على سنتورى» بود كه البته دلايل مختلفى دارد و عمده دليل آن نبود دستورالعمل ثابت و يكسانى براى دادن مجوز به فيلم هاست. به عنوان مثال من يادم هست زمانى كه مسافران مهتاب [نمكى] را ساختم مدير سينمايى وزارت ارشاد وقت به آن درجه D داد يعنى اين فيلم در بدترين شرايط بايد اكران مى شد و از زمان گرفته تا سالن سينما ما را در مضيقه گذاشتند. در صورتى كه من رفتم تلويزيون و با كلى رايزنى اجازه پخش اين فيلم را از سيما گرفتم و حالا مى بينم كه ۱۰ بار بيشتر پخش شده و هر دفعه هم كه پخش مى شود باز بيننده را ميخكوب مى كند و اين نشان مى دهد با وجود آن كه سينما به قول معروف آسان گيرتر از تلويزيون است در مواقعى سختگيرتر عمل مى كند كه نشان از برخورد سليقه اى دارد.
يعنى دستورالعمل واحدى براى دادن مجوز ساخت و اكران فيلم ها وجود ندارد
ببينيد در برهه اى براى دادن مجوز ابتدا فيلمنامه اصلى را مى خواستند بعد مميزى مى كردند و مى دادند براى ساخت و ما مى ديديم كه براى يك پروانه نمايش تكرار مى كنم، فقط گرفتن يك پروانه نمايش چندين ميليون خرج مى شد ولى در يك زمان ديگر سختگيرى ها وجود نداشت و حالا هم خلاصه فيلمنامه را مى گيرند و نظر مى دهند. من يادم هست فيلمنامه اى از خانم ميلانى مجوز ساخت گرفته بود بعد تهيه كننده اى به من پيشنهاد داد آن رابسازم. من هم كلاً فيلمنامه آن را كه اصلاً اگر اشتباه نكنم براى كودكان بود به يك فيلمنامه جنايى ـ پليسى تبديل كردم و حتى اسم آن را هم عوض كردم و آن را ساختم، بعداً هم خانم ميلانى من را كه ديد گفت: با همان موضوع قبلى فيلم را ساختى گفتم نه، گفت پس اسم من را از تيتراژ بردار. مى خواهم بگويم نمى توان دنبال مقصر در وزارت ارشاد يا بين سينماگرها گشت چون آن بنده خدايى هم كه در وزارت ارشاد نشسته و مميزى مى كند مى ترسد، وحشت دارد از اين كه مبادا مثلاً اين سكانسى كه از زير دستش مى گذرد براى او مشكل ساز باشد. ملموس ترين مثال براى پاسخ سؤال شما آدم برفى است، شما ديديد كه آدم برفى پنج يا شش سال توقيف بود ولى تا حالا تلويزيون بيش از چند بار آن را پس از اكران پخش كرده است.
اين روند نظارت بر فيلمنامه، ساخت و در نهايت گرفتن پروانه نمايش در كشورهاى اروپايى و غربى هم وجود دارد
بله، در سينماى دنيا اين روند وجود دارد، اين كه قبل از ساخت فيلم فيلمنامه مورد بازديد مسئولان مربوطه قرار مى گيرد و بعد پروانه مى گيرد هست، اصلاً اين را به شما بگويم اين ليستى كه ما الآن در كشورمان و در وزارت ارشاد مى بينيم به تقليد به اصطلاح روشنفكران دوران گذشته كشورمان از غرب برمى گردد. در صورتى كه مثلاً در كشورى مثل فرانسه كه قانون ارزشيابى و نظارت بر فيلم دارد، كمپانى ها تماماً فيلم ها را بايد به گونه اى بسازند كه در جهت منافع حكومت و يا يكسرى افراد بانفوذ باشد.
در دولت جديد فكر مى كنيد نظارت بيشتر شده يا كمتر و اين كه نظارت بيشتر بهتر است يا ‎/‎/‎/
قطعاً بيشتر. ما در دولت قبلى و در دوران اصلاحات در عرصه سينما بازتر بوديم و در همين برهه است كه مى بينيم فيلم هاى دختر و پسرى اوج مى گيرد و خيلى فيلم هاى عشقى ساخته مى شود اما در جواب اين كه بهتر است يا نه بايد بگويم نظارت لازمه هر كارى است، سينما هم نيازمند نظارت است و بايد بر آن نظارت باشد تا از خط خودش منحرف نشود.
شما از دوران اصلاحات نام برديد، عده اى از كارگردانان وابسته به همين دوران از جمله آقاى افخمى با طلايى خواندن اين دوران معتقدند سينماى ما در دوره جديد با شدت گرفتن نظارت رو به افول رفته، نظر شما چيست
اين خيلى بى انصافى است كه ما بگوييم در دولت جديد سينماى ما رو به افول و سقوط رفته و من اصلاً اجازه زدن چنين حرفى را به خودم نمى دهم و فكر هم مى كنم آن دوران چندان هم طلايى نبود چون فقط ما شاهد ظهور و بروز يكسرى فيلم هاى دختر و پسرى بوديم كه با شكستن خطوط قرمز براى گيشه ساخته مى شد و آن قدر هم ساخته شد كه طبق اصل «الانسان حريص على ما منع» مخاطب زده شد در صورتى كه ما در اين برهه هم فرزند خاك را داريم هم زن ها فرشته اند، سينماى ما بايد به صورت رنگين كمانى فعاليت كند نه اينكه همش يا فيلم دختر و پسرى بسازيم يا حتى دائم فيلم دفاع مقدس روى پرده داشته باشيم.
خوب از سينما خارج شويم بهتر است! آقاى فخيم زاده مردم نسبت به شما يك ديد كاملاً سينمايى و هنرى دارند اما شما با ورود به ساخت فيلم هاى تبليغاتى نامزدهاى انتخابات رياست جمهورى نهم چهره متفاوتى را از خود نشان داديد، مى توان از اين فعاليت هرچند هنرى شما برداشت سياسى داشت
اول از همه بگويم كه من تنها نبودم، آقاى افخمى بود، شمقدرى بود، كمال تبريزى بود و غيره، خيلى ها بودند كه در اين عرصه فعاليت كردند، اما اينكه چرا من رفتم و براى آقاى لاريجانى فيلم تبليغاتى ساختم به ارادت من به ايشان برمى گردد چون ما نه تنها براى ساختن اين فيلم دستمزدى نگرفتيم بلكه مخارج آن را هم هرچند اندك بود ولى خودمان پرداختيم، بنابراين من تنها به خاطر ارادت شخصى كه به آقاى لاريجانى داشتم رفتم اين فيلم را كه اتفاقاً در آن زمان مشغول ساخت حس سوم بودم ساختم و اين برمى گردد به دوران حضور يك ساله ايشان در وزارت ارشاد، يادم هست كه ما در آن زمان اسم فيلم هايمان را گذاشته بوديم سبزى خوردن، چون تنها مى رفتيم جشنواره كه فيلم هاى ديگر جايزه بگيرند و بالا بروند اما بعد از سر كار آمدن آقاى لاريجانى يك روز صبح از وزارتخانه با من تماس گرفتند و گفتند كه بروم آنجا، وقتى رفتم آقاى لاريجانى با تواضع تمام گفت فيلم هاى شما [كه آن موقع تاواريش و همسر را ساخته بودم] قابل تقدير است و چند سكه و يك لوح تقدير به من داد و خداحافظى كرد. وقتى آمدم بيرون شوكه شده بودم. برگشتم، گفتم من نمى توانم اين تقدير شما را رسانه اى كنم كه ايشان هم گفت مانعى ندارد. آقاى لاريجانى در زمان رياست شان بر سازمان صدا و سيما هم به من و ديگر دوستان لطف داشتند چون فكر مى كنم واقعاً هنر سينما و بازيگرى و تئاتر را درك كرده و مى فهمد.
انتقادى كه به شما وارد است به حضور پررنگ زنان در سريال ها و فيلم هاى شما مربوط مى شود، نه اينكه چرا حضور زيادى دارند بلكه مثلاً در سريال هاى خواب و بيدار يا بى صدا فرياد كن شما با قرار دادن زن در نقش يك فرمانده پليس كه به مردان و حتى شوهر خود دستور مى دهد به نوعى به نظر مى رسد كه مى خواهيد از حقوق زنان دفاع كنيد، اين طور نيست
ببينيد من فكر مى كنم در جامعه ما به زن ها ظلم شده، من نه تنها در خواب و بيدار يا بى صدا فرياد كن به زنان نقش كليدى و يا به قولى ساختارشكنانه داده ام بلكه در فيلم ولايت عشق هم مى بينيد كه همين كار را كرده ام و زنان را سوار بر اسب نشان دادم، در صورتى كه اگر مثلاً خانم زارعى يا طباطبايى مى دانستند كه افتادن از اسب يعنى بلند نشدن براى هميشه هرگز سوار اسب نمى شدند، بنابراين شايد همان طور كه شما گفتيد در پى دفاع از حقوق زنان هستم و شايد يكى از دلايل اين دفاع تنها فرزندم يعنى دخترم باشد. اين را هم بگويم شما مثلاً مى بينيد ۶۰ درصد دانشجويان را دختران تشكيل مى دهند. يعنى ما نمى توانيم پررنگ تر شدن حضور آنان در جامعه را ناديده بگيريم و انكار كنيم.
آقاى فخيم زاده شما چرا به سمت سينماى دفاع مقدس نرفتيد، هشت سال يا بهتر بگوييم ۱۰ سال دفاع مقدس براى شما جذابيت نداشت
اين طور نيست كه اصلاً كار نكرده باشم، من آن موقعى كه حاتمى كيا و رسول ملاقلى پور هنوز شروع به فيلمسازى نكرده بودند فيلم جنگى ساختم و بعد هم كه آنها آمدند خودم را كنار كشيدم اما اينكه چرا ادامه ندادم دلايل فراوانى دارد از جمله عدم حمايت دولت از سينماى دفاع مقدس است، شما اگر آمار بگيريد مى بينيد كه ۹۹ درصد فيلم هاى دفاع مقدس كه تاكنون ساخته شده با كمك و پول دولت بوده، چون اصلاً دفاع مقدس سينماى گران است و هر كس جرأت ورود به آن را ندارد و مى بينيد كه حتى حاتمى كيا هم ديگر در مورد جنگ فيلم نمى سازد.
بهترين فيلم هاى ۳۰ سال گذشته را اگر بخواهيم نام ببريد چه فيلم هايى هستند
زياد هستند، فيلم هايى كه اعتقادى هستند، ملى هستند اما «نياز، اجاره نشين ها و شوكران» را نام مى برم و آژانس شيشه اى را در پرانتز مى گويم.
بهترين فيلمى كه ساختيد و بازى كرديد كدام است
«ميراث من جنون»، محصول ،۱۳۶۰ خودم بازى كرده بودم و تهيه كننده آن هم خودم بودم چون اصلاً تهيه كننده اى نمانده بود.
اين فيلم در مورد بيماران روانى بود و من در آن برهه اى كه خيلى ها به دنبال ساخت فيلم هاى ساواكى كش بودند رفتم اين فيلم را ساختم و آنها را حس كردم.
به خوب جايى رسيديم، چرا در فيلم هاى شما بيماران روانى يا به قول كوچه بازارى ها، ديوانه ها هميشه به تصوير كشيده مى شوند و وجود دارند
اين برمى گردد به دوران سربازى من در دهه ،۴۰ من آن زمان دو سال پزشكى خواندم. چون مادرم دوست داشت دكتر شوم و اصلاً تئاتر و اين جور حرف ها هنوز براى خانواده ها جا نيفتاده بود ولى به هرحال درس را رها كردم و رفتم سربازى و چون دو سال پزشكى خوانده بودم رفتم در قسمت بيماران روانى بيمارستان مشغول به خدمت شدم.
اوايل مى ترسيدم ولى دكترى كه من زير دست او بودم يك سرى كتاب به من داد تا بخوانم. اصلاً همين من را علاقه مند به دنياى روح و ذهن انسان ها كرد و الآن هم شما اگر به خانه من بياييد مى بينيد كه كتابخانه ام پر است از كتاب هاى روانشناسى، البته من در شخصيت پردازى هاى سريال ها و فيلم هايم بسيار از اين كتاب ها كمك مى گيرم.
چرا ديگر سريال تاريخى نمى سازيد
من بعد از ولايت عشق با خودم عهد كردم كه ديگر به دنبال كارهاى تاريخى نروم.
چرا
چون خيلى سخت است، انرژى بر است و مديريت اينگونه سريال ها طاقت فرساست. شما بايد از زين اسب گرفته تا سلامت بازيگرها را دائماً زيرنظر داشته باشيد. مثلاً در همين ولايت عشق من بارها به بازيگرها گفتم يا در كنار هم اسب سوارى كنيد يا اگر بين تان فاصله افتاد سعى كنيد خيلى از هم دور شويد و به فاصله يكى - دو اسب از هم قرار نگيريد چون سنگ ريزه هاى زيرپاى اسب جلويى، سواركار عقبى را به شدت زخمى مى كند ولى باز هم خانم زارعى حين سواركارى از دانيال حكيمى عقب افتاد و يك سنگ بزرگ از زيرپاى اسب آقاى حكيمى محكم به چشمش خورد و كنترل اسب را از دست داد، حالا من خودم چون سواركار حرفه اى هستم اينها را مى دانستم و گفتم ولى باز هم اين اتفاق افتاد.
مثل اين كه ولايت عشق يا تنهاترين سردار (امام حسن (ع) ) را هم براى ساخت قبول نكرده بوديد
بله، من زمانى براى تنهاترين سردار دعوت شدم كه تقريباً نيمى از آن ساخته شده بود و من ديدم كه نمى توانم آن را ادامه دهم و اصلاً فيلمنامه آن هم نظرم را جلب نكرد. بنابراين خيلى هم سعى كردم كه نظر آقاى لاريجانى را عوض كنم و گفتم كه من بايد از اول شروع كنم به ساخت و فيلمنامه را هم خودم مى نويسم كه آنها قبول كردند.
395520.jpg
در مورد ولايت عشق هم بايد بگويم كه چون موضوع خيلى حساس بود مى ترسيدم! سالانه چندين ميليون نفر به عشق امام حسين(ع) و امام رضا(ع) راهى كربلا و مشهد مى شوند، با آنها حرف مى زنند، مشكلاتشان را با آنها در ميان مى گذارند، اين يعنى اين كه مردم اين دو بزرگوار را حى و ناظر مى دانند، بنابراين من ترسيدم ولايت عشق را بسازم، آن موقع معاونت سيماى وقت من را با كارشناس مذهبى سريال فرستاد مشهد، ما هم در طول سفر دائماً با هم حرف مى زديم و من از او راهنمايى مى گرفتم تا اين كه يك روز در حرم امام رضا (ع) از هم جدا شديم، من در همين تنهايى رو كردم به امام رضا(ع)، گفتم آقا مى ترسم، اگر مى بينى كه نمى توانم سريال شما را بسازم نگذار ولى اگر اجازه دادى تا آخر كمكم كن، قول مى دهم بعد از اين نه كارى به پدرانتان داشته باشم و نه كارى به پسرانتان! كه اتفاقاً بعد كه به آقاى لاريجانى گفتم اين قول را به امام رضا (ع) دادم. گفت اين قول درست نيست، چون تو بايد ادامه بدهى و فيلم ها و سريال هاى تاريخى بيشترى بسازى كه اتفاقاً بعد از آن هم آقاى لاريجانى من را خواستند و سريال حضرت رسول (ص) را كه از بعثت تا فتح مكه آن ساخته شده بود به من سپردند و گفتند هر سه قسمت «از تولد تا بعثت، از بعثت تا فتح مكه و از فتح مكه تا رحلت» را بساز كه با تغيير آقاى لاريجانى اين طرح مسكوت ماند و پيگيرى نشد.
ساخت ولايت عشق كلاً چند سال طول كشيد و دقيقه اى چقدر با سيما قرارداد داشت
امام رضا(ع) پنج سال طول كشيد اما در مورد دستمزد بايد بگويم كه ما با صدا و سيما دقيقه اى قرارداد نداشتيم يعنى اصلاً چنين كارهايى را نمى شود دقيقه اى قرارداد بست. چون خيلى سخت است اما شنيده ام كه آقاى سلحشور براى حضرت يوسف (ع) دقيقه اى قرارداد بسته، ولايت عشق كلاً از شروع تا پايان كه همان مرداد پخش شد يك ميليارد و ۳۰۰ ميليون تومان خرج برداشت.
از سريال يوسف پيامبر نام برديد، از لحاظ هنرى اين سريال را چگونه ارزيابى مى كنيد
(مى خندد) ما را با سلحشور درنيندازيد. آن بنده خدا.‎/‎/
آقاى فخيم زاده شما از سينما چه چيزى مى خواستيد كه وارد اين عرصه هنرى شديد و آيا به هدفتان رسيديد
من از اول تنها كارى كه كرده ام سينما بود و نمى دانم اگر سينما را از من بگيرند چه اتفاقى مى افتد، همانطور كه گفتم مادرم دوست داشت من دكتر بشوم ولى من بعد از دوسال كه پزشكى خواندم رفتم ادبيات فرانسه خواندم، بعدش هم رفتم كلاس فيلمنامه نويسى، بعد از كلاس فيلمنامه نويسى يك كلاس بازيگرى بود كه من سر آن هم مى رفتم، يادم هست اوايل اذيتم مى كردند كه چرا مى آيى و از اين جور حرف ها، خلاصه يك روز يكى از بازيگرها كه نتوانسته بود بيايد، من گفتم تمام ديالوگ هاى اين نقش را حفظم اگر اجازه بدهيد جاى او بازى كنم، وقتى بازى كردم كارگردانى كه آنجا بود خيلى از من خوشش آمد و بعد از آن هم.‎/‎/
بهترين كارگردان هاى سينماى ايران را چه كسانى مى دانيد
حاتمى كيا، افخمى، رسول خدا بيامرز و كمال تبريزى، اينها واقعاً كار بلد هستند.
اگر به شما بگويند كه تنها يك سريال يا فيلم را مى توانيد كارگردانى كنيد يا تنها در يك مجموعه ديگر بازيگرى كنيد، چه سريال و نقشى را انتخاب مى كنيد
من با تجربه اى كه در سينما دارم به اين نتيجه رسيده ام كه سينما بادوست داشتن و علاقه من نيست، اين شرايط است كه انسان را به سمت فيلم ها و نقش ها مى كشاند، مثل ازدواج، ببينيد شما يك فيلمنامه يك ميلياردى را هر چقدر دوست داشته باشيد بسازيد نمى توانيد چون اگر مثل اخراجى ها بالاترين فروش سينماى ايران را هم نسبت به زمان اكران آن داشته باشد يا مثل كلاه قرمزى كه خوب فروش كرد باشد باز هم نمى توانيد بگوييد سود كرده ايد.
به تازگى چه فيلمى را ديده ايد كه پسنديده باشيد
فرزند خاك، اين فيلم نشان مى دهد كه سينماى ما خالى نيست، خالى از موضوعات خوب، ساخت خوب و هميشه يك فيلم خوب در حال اكران وجود دارد.
فكر مى كنيد ضعف سينماى ايران در ساخت چنين فيلم هايى در كجاست
يك زمانى ما فقط مى خواستيم فيلم خوب داشته باشيم، براى همين فقط روى ساخت فيلم سرمايه گذارى كرديم ولى زمانى به خودمان آمديم كه ديديم سينماها خالى شده اند، من مى گويم دنبال سينماى خوب باشيم نه فيلم خوب، سينماى خوب از محل سينما گرفته تا ساخت و بازيگر آن، ما الآن دستگاه ها و سينماهايمان بسيار قديمى است، ما كلاً ۲۴۰ يا ۲۷۰ سينما در كشور داريم كه علاوه بر تعداد كم شان بسيار فرسوده اند.
به عنوان فردى كه سينماى قبل و بعد از انقلاب را تجربه كرده اصلى ترين تفاوت اين دو برهه در عرصه هنر سينما را چه مى دانيد
ببينيد ما نمى توانيم سينماى بعد از انقلاب را با قبل از آن مقايسه كنيم همانطور كه نمى توانيم فعاليت صدا و سيماى كشورمان را با اروپا و غرب مقايسه كنيم، شما ببينيد در ايران ۷۰درصد برنامه هاى صدا و سيما توليدى است و تنها ۲۰ يا ۳۰درصد آن از ديگر كشورها خريدارى مى شود كه آن هم با كلى معذوريت همراه است ولى كشورهاى غربى تنها ۱۰درصد توليد داخلى دارند كه آن هم يا اخبار است و يا showهايى كه اصلاً به درد نمى خورد و كم خرج است. يك نكته جالب تر به شما بگويم، ما سال۵۲ در سينماى كشورمان ۹۰ فيلم سينمايى توليد كرده بوديم ولى سال۵۶ تنها ۱۱ فيلم سينمايى ساختيم و اين نشان مى دهد اگر انقلاب رخ نمى داد سينماى ما خود به خود تعطيل مى شد اما شما الآن مى بينيد كه ما در سال ۱۰۰ فيلم سينمايى توليد مى كنيم و براى اكران در نوبت مى گذاريم.
منبع: www.inn.ir


حاشيه ناامن
تذكره مهدى خان فخيم زاده
و اما مرقومه جنابش در جوابش

آن دايركتر معروف سينما ،آن بازيگر معروف خوش سيما، آن منتهاى غايت آمال فيلمسازان، آنكه مانده اند در خمش كسرى از فيلمنامه نويسان ‎/‎/‎/ آن بازيگر نقش هاى چريكى، آن جوشش هنر در قالب نمكى، كه گفته دو سال پزشكى خواندم الكى!! آن به تصوير كشنده بيماران روانى، آن بهترين سازنده فيلم هاى جنايى، (و ايضاً سازنده فيلم تبليغاتى آقاى لاريجانى كه گفته است نگرفتم از او حتى يك پنج تومانى!!) كه هميشه نقش اول را به زنان داده و شعار حمايت از حقوق آنها سر داده، استاد مهدى فخيم زاده، كثر الله افلامه و طول سريالاته.
نقل است كه در عنفوان طفوليت در راه مكتبخانه دو گيوه بر زير جبن نهاد و به قيلوله همى رفت و خواب پريشان بر وى غالب بگشت و در آن خويشتن را درحصار تردستان و شبگردان و بزه پيشگان بيافت كه همگى قصد جان وى نموده بودند و عنقريب بر وى چيره مى گشتند. ز سوى ديگر ضعيفه گان قوى پنجه سر مى رسيدند و بر آنها مسلط گشته وى را از مخمصه برهاندند.طفل از خواب بجست و گريه كنان و مبهوت به نزد شيخ مكتبخانه برفت و آنچه ديده بود بر وى باز گفت و طلب تعبير نمود. شيخ تأملى كرد و فى البداهه بنا به احسنت گفتن نهاد و دستى بر سر وى كشيد و بى مقدمه بر قفاى وى بنواخت و به چوب فلكش ببست. كودك را بهت دوچندان گشت كه مگر مرا در خواب چه عارض گشته و يا اين آفرين از چه بود و اين بر قفا زدن از بهر چه
استاد كه بر حيرت طفل واقف گشته بود خنده اى كرد و فرمود: آن احسنت از آن بود كه بزودى فيلمسازى گردى بس زبردست كه آبروى سريال ايرانى الحق بخريدى و به آن ارزش ديدن بدادى، سارقان و قاتلان رسوا همى كردى و اشرار و قاچاق فروشان را مرعوب يكديگر و مغلوب پاسبانان بگردانيدى و اين چوب از اين است كه نظم جهان بپيچى و نظام احسن دگرگون سازى. اكاذيب تكثير بكردى و همه غالب بساختى و به خورد مردمان بدادى وآن اين حكايت است: كه زنان همه رئيس بكردى و مرئوس از مردان نهادى. همسر در مقام شوهر بنشاندى و شوهر در جايگاه همسر ارتقا همى دادى و فرزندان را در مقام كشك نقش بدادى. ضعيفه گان به رياست آژانها بگماردى و در ژاندارمرى بنشاندى، دگرباره به پشت مركب قرار دادى و سلاح به دستش بچسباندى و به شرطه گى و پاسدارى از شوارع بنهادى و بوى تلخك از چند فرسخى به مشامش برساندى. مرد را به شستن ظروف پختن اطعمه و دوختن البسه كار دادى و از اينگونه بدعت ها چه بسيار نهادى.‎/‎/ .
زن گر بر مرد به رياست خيزد
بس فتنه و جنگ از آن بلاد برخيزد(۱)
گر در خانه بماند و لباسى دوزد
صد خير از آن بيت به هر سو ريزد

گويند كه طفل را از تنبيه استاد تنبهى نيافت و اگر يافت آن را جايى به كار نبافت.
والسلام ـ حسين اميرى
۱ـ مصراع اول برگرفته از گلستان (با تلخيص و تحريف)


|   شناسنامه   |   آرشيو   |