دوشنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱ ذيقعده ۱۴۲۹
Mon, Nov 10, 2008
ديپلماتيك
۴۰۷۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
پاتوق
اوقات شرعى
گفت و گوى «ايران» با اميل لحود رئيس جمهور سابق لبنان
روابط پرتنش امريكا و سوريه
[محمد بخشنده]
سوريه بويژه در اين ۵ سال اشغال عراق همواره در فهرست دشمنان بوش قرار داشته است. زمامداران كاخ سفيد از همان منظرى به سوريه مى نگرند كه به ايران نگاه مى كنند. تعريف و تلقى آنها از موقعيت سوريه ، بر اين پايه استوار است كه دمشق يكى از دو پشتوانه نيرومند مقاومت پس از ايران است به همين دليل نيز كابينه بوش سوريه را يكى از اضلاع سياست خصمانه خود موسوم به محور شرارت قرار داد و بسيارى از تحريم هاى مرسوم عليه ايران را در باره دمشق پياده كرد.
شايد تنها تفاوت سوريه با ايران در اين مواجهه اين باشد كه امريكا روابط ديپلماتيك خويش با سوريه را در سطحى هر چند محدود حفظ كرده بود و باب آمد ورفت و مراودات سياسى ميان دو طرف باز است. با استفاده از همين كانال ها طيفى از ديپلمات ها و مقام هاى امريكايى بويژه در يك سال گذشته براى كاهش دامنه خصومت ميان دو كشور پيشقدم شدند. طورى كه شمارى از ديپلمات ها و سناتورهاى امريكا با حضور در دمشق طرح تنش زدايى در روابط دو كشور را ارائه كردند در يك مرحله ديگر بلند پايگان اروپا از خاوير سولانا رئيس سياست خارجى اروپا تا نيكولا ساركوزى، رئيس جمهور فرانسه براى كاستن از بار تنشها در روابط دو كشور راهى دمشق شدند.
با اين وصف طيف وسيع تلاش هاى ميانجيگرانه طرف هاى اروپايى و عربى به آشتى سياسى دو كشور منجر نشد. جناح حاكم بركاخ سفيد سياست خويش در قبال دمشق را همچنان بر دو پايه از اتهام ها پيش برد، اتهام اول به روابط دمشق جنبش هاى انقلابى لبنان و فلسطين معطوف بود. نمود آن را مى شد در موضع گيرى هاى كاندوليزارايس ديد كه در هر سفر خاورميانه اى اش بويژه آنگاه كه به بيروت يا تل آويو مى رفت پرونده اى از اتهام ها عليه دمشق مى گشود و هر بار به نوعى سورى ها را در مظان اتهام كارشكنى در لبنان يا روند سازش خاورميانه قرار مى داد ‎/
اتهام دوم همان است كه به تنش اخير ميان واشنگتن و دمشق در باره عراق تبديل شده است. امريكايى ها همچنان اين فرضيه را كه مرزهاى ششصد كيلومترى سوريه با عراق، كانون تهديد ارتش امريكا شده است را پيش مى كشند. اين اتهام از زمانى كه سورى ها براى بهبود روابط با بغداد و گشايش سفارت خويش در اين كشور خيز برداشته اند با لعاب بيشترى مطرح مى شود. امريكايى ها كتمان نمى كنند كه در وضع فعلى نگران افزايش وزن سياسى سوريه در معادلات منطقه بويژه در دو حوزه لبنان و عراق هستند به همين دليل تحليلگران باور دارند كه دولت بوش درآخرين روزهاى زمامدارى اين حمله را به صورت حساب شده انجام داده است. از جمله اهداف سياسى گوناگون كه موج تهديدات اخير كاخ سفيد عليه سوريه را مى توانددربر داشته باشد جلوگيرى از قدرت گرفتن سوريه در منطقه است و اين كه امريكا احساس مى كند در مناسبات جديد منطقه اى سورى ها موقعيت آينده آنها را بويژه بايارگيرى دقيق از فرانسوى ها تنگ تر مى سازند.
گفت و گوى «ايران» با اميل لحود رئيس جمهور سابق لبنان
مقاومت، برنده انتخابات آينده است
[گفت وگو: هرمز برادران]
گروه بين الملل- نه سال دوره رياست جمهورى اميل لحود آكنده از تحولات مهمى است كه هر يك سرفصل ويژه اى را در تاريخ اين كشور ساحل شرقى مديترانه گشوده است.
397236.jpg
پيروزى مقاومت بر اسرائيل در جنگ ۳۳ روزه، خيزش جنبش ۸ مارس عليه جريان حاكم و وقوع چند رشته ترور مشكوك بويژه ترور رفيق حريرى نخست وزير سابق ازجمله وقايع تلخ و شيرينى است كه دوران لحود را در تاريخ لبنان متمايز ساخته است. اين سياستمدار ۲۷ ساله از تبار كاتوليك هاى مارونى لبنان است كه ۸ سال فرماندهى ارتش را نيز در كارنامه خود دارد و تجارب سياسى را با آن درآميخته است. پس از آن كه دوره رياست جمهورى وى در آذرماه سال گذشته به پايان رسيد، لبنان ۶ ماه را بدون رئيس جمهور منتخب گذراند و بحران سياسى اين كشور وخيم تر شد. در پى توافق دوحه پيكره سياسى لبنان حيات خود را بازيافت و اينك به سوى انتخابات پارلمانى و ايجاد چارچوب مطلوب براى وحدت ملى حركت مى كند. لحود در كنار ميشل عون كه او نيز پيشتر رئيس جمهور لبنان بود، دو چهره سرشناس مسيحى هستند كه با سفر به ايران و تعامل گسترده با بازيگران منطقه اى نقشى اساسى در انسجام سياسى لبنان چند طايفه اى ايفا مى كنند. آنچه درپى مى آيد حاصل گفت و گوى «ايران» با اميل لحود است كه مسائل عديده لبنان از ديدگاه وى مورد ارزيابى قرار گرفته است:

شما در سخت ترين شرايط لبنان رياست جمهورى اين كشور را عهده دار بوديد و اشراف دقيق بر صحنه سياسى و امنيتى كشورتان داريد. بنابراين به صورت شفاف مى توانيد به اين پرسش پاسخ دهيد كه آيا آرامش و تفاهم كنونى در لبنان پايدار مى ماند يا نه
لبنان مراحل بحرانى را پشت سر نهاده و اينك در حال ارزيابى و ايجاد تحول در برخى زيرساخت هاى سياسى است. اوضاع فعلى لبنان بسيار حساس و پرمخاطره است و پاره اى گروه ها در صدد ايجاد اخلال و لطمه زدن به دموكراسى لبنان هستند. مهمترين مرحله كه پيش روى لبنان قرار دارد انتخابات پارلمانى سال آينده است كه اگر كارشكنى گروه هاى مخالف خارجى يا داخلى در برابر آن تداوم يابد امكان دارد اين كشور وارد سناريوى بحرانى ديگرى شود.
آيا درگيرى هاى داخلى در شمال لبنان يا درگيرى هاى مسلحانه ميان هواداران برخى احزاب و گروه هاى سياسى در لبنان در اين مقوله جاى مى گيرد عوامل محرك اين ناامنى ها چيست
بخش اعظمى از اختلافات ميان اين گروه ها و درگيرى هايى كه به وجود مى آيد از جانب اسرائيل طرح ريزى مى شود. اسرائيل همواره عليه صلح و امنيت لبنان يك تهديد بزرگ بوده و درصدد ايجاد تفرقه در لبنان برآمده است. در ريشه يابى اين مسئله قبل از هر چيزى بايد شكست اسرائيل در جنگ ۳۳ را متذكر شد كه به واسطه آن مقاومت ضربه سنگينى بر اسرائيل وارد آورد و سيدحسن نصرالله در تاريخ جاى گرفت. در آن هنگام ارتش نيز توانست در كنار مقاومت براى اتحاد و آرامش لبنان به موفقيت هايى دست يابد. با توجه به اينكه اسرائيل در مرزهاى ما قرار دارد همچنان به تهديد عليه ما ادامه مى دهد و تنها يكپارچگى ملت لبنان است كه مى تواند مانع از تحقق اهداف اسرائيل شود و به همين دليل لبنان بيش از هر چيزى به آشتى ملى واقعى نيازمند است. علاوه بر دخالت هاى اسرائيل در ناآرامى ها ميان احزاب يا آنچه كه در شمال لبنان مى گذرد، تل آويو تبليغات رسانه اى گسترده اى نيز عليه ارتش دارد.
امريكا بازيگر ديگرى در مسائل داخلى لبنان است كه با ملاحظه منافع اسرائيل ايفاى نقش مى كند. امريكا از يك سو كمك هايى به ارتش لبنان ارائه مى دهد و از سوى ديگر، در بعد سياسى، درصدد پيشبرد طرح سازش به منظور تداوم بقاى اسرائيل است. شما هم در ارتش و هم در مقام رياست جمهورى شاهد مراودات امريكا با جناحى از لبنانى ها بوده ايد. واقعيت اين ارتباطات چيست
ارتش ما تنها جيپ و لوازم ساده نقليه نظامى و كمك هاى بسيار ناچيزى از امريكا دريافت مى كند. اما كمك واقعى كه شامل كمك هاى مالى و تجهيزات پيشرفته نظامى است به اسرائيل مى رسد. بنابراين نمى توان گفت كه كمك هاى امريكا به ارتش لبنان خدشه اى به استقلال نظامى لبنان وارد مى كند. اسرائيل از حمايت واقعى بزرگترين ارتش دنيا برخورداراست، حتى هنگامى كه ما روابط بسيار نزديكى با امريكا برقرار كرده ايم در پايان دريافته ايم كه ما را كنار گذاشته و روابط مطلوب و پايدارى با اسرائيل ايجاد كرده است. من در دانشگاه ها و مراكز نظامى انگليس، فرانسه و امريكايى تحصيل كرده و آموزش ديده ام. در آن هنگام چيزى از روابط سياسى نمى دانستم و اساساً تمام هم و غم ما بر دفاع از وطن متمركز بود. زمانى كه به فرماندهى ارتش رسيدم زمزمه هايى را شنيدم مبنى بر اينكه امريكا و برخى ديگر از كشورها دوستان لبنان هستند. اما به تدريج دريافتم و آنگاه كه به رياست جمهورى رسيدم يقين پيدا كردم كه اين مسئله واقعيت ندارد و دوستان واقعى لبنان، ايران و سوريه هستند و آنچه كه عليه ايران و سوريه گفته شده تبليغات رسانه اى بوده است.
397161.jpg
در اين فضاى تهديد، همانگونه كه گفتيد، مرحله حساس بعدى انتخابات پارلمانى سال آينده است. جبهه بندى احزاب در مسير انتخابات لبنان چگونه است و آيا مى توان پيروز احتمالى اين رأى گيرى را حدس زد
برنده انتخابات آتى يك گروه خاص شيعه، سنى يا مسيحى نيست، بلكه مقاومت است. هر يك از احزاب مى كوشند كه اكثريت را به دست آورند اما به طور قطع اكثريت پارلمانى از آن مقاومت خواهد بود. هر يك از ۳ طيفى كه به آنها اشاره كردم ديدگاه ها و نگرش هاى متفاوتى حتى در ميان خود دارند. براى نمونه، سمير جعجع از جمله مسيحيانى است كه در مسير خلاف ساير مسيحيان و مارونى ها حركت مى كند و جبهه اين طيف را دچار تشتت كرده است. اما اگر بخواهيم در كالبدشكافى اكثريتى كه پيروز خواهد شد به گروه هاى خاصى اشاره كنيم بايد از حزب الله، جناح ميشل عون و احتمالاً گروه سعد حريرى نام ببريم.
آيا شما هم در آينده سياسى لبنان سهيم خواهيد بود يا پايان رياست جمهورى تان به معناى وداع هميشگى با سياست خواهد بود
رفتن من از رياست جمهورى به معناى كناره گيرى كامل از سياست نيست. خانواده من همواره با سياسيون مراوده داشتند و من نيز در چنين محيطى رشد كردم. بنابراين روابطم را با گروه هاى سياسى ادامه خواهم داد. اما اين بدان معنا نيست كه مى خواهم به پارلمان بروم يا در كابينه بعدى وزير شوم بلكه با توجه به تجاربى كه در ارتش و رياست جمهورى حاصل كرده ام به عنوان ناظرى مؤثر با گروه هاى سياسى و تأثيرگذار در ارتباط خواهم بود و ديدگاه هايم را با آنها در ميان خواهم گذاشت.
در يك سالى كه شما كاخ بعبدا را ترك كرده ايد روابط خارجى لبنان دچار تحولاتى شده كه برقرارى رابطه با سوريه از جمله آنهاست. فرانسه در اين رخداد مهم دخالت داشت و هم اكنون نيز تلاش دارد تا لبنان را وارد روند سازش با اسرائيل كند و نسخه مشابهى از مذاكرات غيرمستقيم سوريه و اسرائيل را به اجرا بگذارد. چه ارزيابى درباره نقش فرانسه در لبنان داريد و آيا لبنانى ها حاضر خواهند بود آنگونه كه فرانسه و اروپا مى خواهند با اسرائيل به مذاكره بنشينند
اساساً مسئله بر سر مذاكره مستقيم يا غيرمستقيم نيست. ما به هر نحوى كه لازم باشد از حقوق خود دفاع كرده و در صورت لزوم ارتباطات جديدى خلق مى كنيم. فرانسه به منظور احياى جايگاه سنتى خود به خاورميانه بازگشته است. البته پيش از اين نيز ژاك شيراك از دوستان اعراب بود و همواره با اعراب نشست و برخاست داشت. اما اينك نيكولاساركوزى با اهداف و ابزارها و نگرش هاى ديگرى درصدد دوستى با اعراب است و كمك كرد تا فصل نوينى در روابط لبنان و سوريه گشوده شود كه ما از آن استقبال كرديم. اما اين نكته نبايد ما را از شرايط مذاكره با اسرائيل غافل كند. وقتى ساركوزى بر سر كار آمد قبل از هر چيزى روابط خود را با اسرائيل تحكيم كرد سپس به اعراب روى آورد. اسرائيل و سوريه به ميانجيگرى تركيه مذاكراتى غيرمستقيم را به پيش مى برند و فرانسه نيز چنين سودايى درباره اسرائيل و لبنان دارد. يقين دارم كه سورى ها اعتمادى به اسرائيل ندارند و تا پايان گفت وگوها و تا زمانى كه نتايج آن را مشاهده نكنند به اسرائيل اعتمادى پيدا نخواهند كرد. ما نيز همين گونه هستيم. لبنانى ها به اسرائيل اعتمادى ندارند. قبل از هرگونه مذاكره و ارتباطى، اسرائيل بايد تضمين هايى بدهد كه به تعهدات خود عمل مى كند و آنها را به اجرا در مى آورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |