|
گفت وگو با متيو ليپمن (پايه گذارفلسفه براى كودكان)
وقتى كودكان فيلسوف مى شوند
|
|
|
[سعيد ناجى/ بخش دوم و پايانى] در بخش نخست اين گفت وگو به امكان الزام عملى فلسفه براى كودكان و تاريخچه اى از آن درايالات متحده پرداخته شد. در اين قسمت به روش ابداعى آقاى متيو ليپمن و نيز عناصر فكرى مؤثر بر ايشان پرداخته مى شود. روش ابداعى شما در زمينه فلسفه براى كودكان كدام است من تعداد زيادى از عناصر و مؤلفه هاى معروف را برگرفته و آنها را به شيوه اى نو تركيب كرده ام تا شكل جديدى از تعليم را پديد آورم. پيش از آن كه «فلسفه براى كودكان» پيشرفت خود را شروع كند، فلسفه و «تعليم و تربيت» به كلى از هم جدا و بيگانه تلقى مى شدند. آنها همانند نفت و آب با يكديگر مخلوط نمى شدند. اما برنامه اى چون P4C كه تأكيد دارد كودكان درباره پرسش ها، فكر بكر و بهترى داشته باشند و سعى كنند با بحث آزاد به پرسش هاى يكديگر پاسخ دهند، برنامه اى است كه يادگيرى و دلبستگى، احساس عاطفى و تفكر و تخيل و فهم را با هم تركيب مى كند. به اين دليل است كه منتقدى با صحبت از كتاب جديد من يعنى تفكر در تعليم و تربيت (۲۰۰۳) اظهار مى دارد كه «نويسنده كتاب [يعنى من] حماسه سقراطى بزرگى را آفريده است. اين كتاب جلوه اى شوق انگيز از آن چيزى است كه تعليم و تربيت مى تواند باشد و بايد باشد». من بر آن بوده ام الگويى جديد و مبتنى بر تفكر در تعليم و تربيت ارائه دهم كه مفاهيم محورى و انسجام بخش آن، خردمندى يا معقوليت (مربوط به ويژگى فردى) و دموكراسى (مربوط به ويژگى اجتماعى) باشد. اين الگو فقط به اهميت تفكر انتقادى تأكيد ندارد، بلكه بر تفكر خلاقانه و تفكر توأم با علاقه نيز تأكيد مى كند هر سه نوع تفكر لازم و ضرورى اند. اين برنامه بر آفريدن، بيان كردن، عمل و احساس كردن به عنوان شريان اصلى تمييز و داورى تأكيد مى كند. كداميك از فلاسفه و روانشناسان در اين كار بيش از همه بر شما تأثير داشته اند جان ديويى: به جهت درك بسيار اهميت خلاقيت هنرى در پرشور و پراحساس ساختن كودكان از لحاظ عاطفى. جاستون باكلر، فيلسوف امريكايى قرن بيستم: به جهت مطالعات مهم او در زمينه ماهيت قوه قضاوت آدمى و همچنين به دليل كشف نقش قدرت قضاوت و تميز در تعليم و تربيت كودكان. ليو ويگوتسكى، روانشناس قرن بيستمى روسى: وى ارتباط و وابستگى هاى بين موارد زير را تشخيص داد. ارتباط بين مباحثه هاى كلاسى و تفكر كودكان، ارتباط بين كودك و جامعه به واسطه معلم و ارتباط بين زبان دنياى دوران بزرگسالى و هوش در حال رشد كودكان. ژان پياژه: روانشناس قرن بيستم و متخصص تعليم و تربيت كه كار وى رابطه متقابل بين تفكر و رفتار را روشن ساخت. تشخيص گيلبرت رايل: فيلسوف قرن بيستمى انگليسى كه به تحليل رابطه بين زبان، تعليم و تربيت و خودآموزى پرداخت. جرج هربرت ميد: فيلسوف و روانشناس اجتماعى امريكا كه آثار او تقريباً فقط به ماهيت اجتماعى نفس [آدمى] اختصاص دارد. لويدويك ويتگنشتاين: فيلسوف بريتانيايى - اتريشى قرن بيستمى كه با حساسيت فوق العاده اى درخصوص روابط اجتماعى پيچيده اى كه با ظرافت هاى زبانى بيان مى شود، به كندوكاو پرداخت. امتيازهاى روش شما نسبت به ساير نظريه پردازان فلسفه براى كودكان چيست من تلاش مى كنم به كسانى كه كارشان تربيت معلمان براى تدريس در كلاس هاى درسى است، نشان دهم كه تعليم و تربيت در مدارس ابتدايى، بدون بهره بردن از فلسفه، دقيقاً همان قدر ناقص و عقيم است كه آموزش بدون بهره مندى از فلسفه در دانشگاه در سطح ليسانس و بالاتر از آن مى تواند ناقص باشد. كودكان نياز دارند كه براى تمييز بين استدلال هاى معتبر و غيرمعتبر (منطق)، بين نظريه هاى شناختى تأييد شده و رد شده (معرفت شناسى) و بين اَشكال قابل قبول و غيرقابل قبول قضاوت اخلاقى (اخلاق) و غيره، ملاك ها و موازينى بيابند. مناسب ترين راه براى انجام اين كار اينست كه تعليم و تربيت را با تمام پيچيدگى هاى كلانش نوعى تحقيق تلقى كنيم و فلسفه را نيز نحوه اى از تحقيق در دورن اين نوع تحقيق. فقط از اين طريق است كه دانش آموزان مى توانند به تفكر براى خود درخصوص انديشه خود، ترغيب شوند. به عبارت ديگر، تحقيق را مى توان جنسى دانست كه اَشكال مختلف فلسفه انواع آن هستند. از اين روست كه ما تحقيق هاى مختلفى همچون تحقيق اخلاقى، تحقيق زيبايى شناختى، تحقيق اجتماعى و غيره داريم. امتياز ديگر اين روش اين است كه اشكال مختلف معرفت و درك ما را هماهنگ و سازگار مى سازد. كودكان مى آموزند كه مى توان با روشى قابل اطمينان، به سراغ بسيارى از پرسش هايشان بروند، به شرطى كه اين پرسش ها به عنوان موضوعاتى براى تحقيق فلسفى در نظر گرفته شوند. آنها همچنين درمى يابند كه دقيقاً همين روش در سرتاسر جهان در حال اجرا است و طولى نمى كشد كه اين روش بنيادى آنها را قادر مى سازد تا به نحوى شفاف با ديگر كودكانى كه در برنامه اى مشابه در قاره ها و كشورهاى مختلف فعاليت مى كنند، ارتباط برقرار كنند. براى اجراى اين برنامه چه شرايط، ابزارها و فضايى لازم است براى پيشبرد اين برنامه در كلاس، معلم فقط به يك داستان براى هر كودك، به علاوه يك كتاب راهنماى آموزشى ويژه خودش نياز دارد. با وجود اين، معلم بايد براى يادگيرى نحوه هدايت بحث فلسفى دوره اى را بگذراند. او بايد ياد بگيرد كه چگونه از تمرينات استفاده و مباحث را طرح كند و اين كه چگونه كودكان را به فكركردن براى خودشان و در باره خودشان ترغيب سازد. در اين دوره هاى آموزشى براى معلمان از كتاب «فلسفه در كلاس درس» (انتشارات تمپل)، نوشته اينجانب و خانم شارپ نيز استفاده مى شود. بچه هاى يك كلاس، به همراه معلمشان حلقه وار دور هم مى نشينند و رو در روى هم با يكديگر به مباحثه مى پردازند. شاگردان، قسمت تعيين شده كتاب را با صداى بلند مى خوانند، البته نه بيشتر از يك پاراگراف در هر بار (توزيع يكسان وقت هم در ميان كودكان نبايد فراموش شود كه پيامدها و استلزامات دموكراتيكى به همراه دارد)/ وقتى قرائت يك پاراگراف تمام شد، معلم با اين پرسش ها شروع مى كند: آيا در اين متن چيز مبهمى براى شما وجود دارد آيا مى توانيد احساس خودتان را در قالب يك پرسش بيان كنيد سپس معلم پرسش هر دانش آموز را بر روى تخته سياه مى نويسد و نام دانش آموز را به همراه شماره صفحه و شماره سطر مورد بحث در كنار آن يادداشت مى كند. پس از آن مى پرسد چه كسى مى خواهد بحث را آغاز كند. دست ها بالا مى رود و معلم يكى از دانش آموزان را انتخاب مى كند تا درباره پرسش هاى نوشته شده بر روى تخته بحث را شروع كند. در لحظه مناسب، معلم ممكن است تمرينى را درخصوص آن موضوع خاص از كتاب كمك آموزشى مطرح كند. فرض كنيد كه پرسش چيزى شبيه به اين است: «آيا هرى و بيل دوست هم هستند » بزودى كودكان شروع به درك اين نكته خواهند كرد كه مفهوم دوستى، مبهم يا دو پهلو است يا هر دو ايراد را دارد و بدين ترتيب معلم مى تواند بحثى را در زمينه ماهيت «دوستى» مطرح كند. (به طور حتم، استلزامات اخلاقيِ رابطه دوستى توسط دانش آموزان مورد توجه قرار مى گيرد)/ بدين طريق، كودكان با مفهوم دوستى آشنا و درگير مى شوند و پيشرفت كار مى تواند آنها را نه تنها در فلسفه بلكه در تمامى مطالعاتى كه در آنها با مفاهيمى سرو كار دارند، كمك كند. اين روشى است كه فكر آنها را برمى انگيزد و تا زمانى كه قابليت نقادى و خود انتقادى را در آنها پديد نياورد، آرام نمى گيرد و اين به نوبه خود آنها را به خود اصلاحى سوق مى دهد. اگر معلم به طرز مناسبى آموزش ديده و آماده باشد، كودكان احساس مى كنند كه در زمان اجراى اين برنامه در خانه هستند و معمولاً آنقدر از آن لذّت مى برند كه در پايان كلاس، اتمام كلاس برايشان ناگوار جلوه مى كند. اين امر بدين دليل است كه اين برنامه، آنها را ترغيب مى كند تا خودشان براى خودشان فكر كنند و ترجيحاً اجازه ندهند كه ديگران به جاى آنها و براى آنها فكر كنند. همچنين كودكان دوست دارند كه بتوانند افكار خود را به ديگران ابراز دارند و اگر لازم باشد از استدلال خود دفاع كنند و به يكديگر كمك كنند تا از استلزامات و پيامدهاى مفروضاتشان مطلع شوند.
|