|
در دادگاه
زنى همسر سابقش را به دادگاه كشيد
[فاطمه وثوقى] زن جوان پس از ضرب و شتم پسر ۹ ساله خود به دست همسر سابقش، براى دريافت حضانت تنها فرزندش به دادگاه رفت. چندى قبل اين زن در حالى كه بشدت پريشان حال بود به دادگاه خانواده تهران مراجعه كرد و ضمن تسليم شكايتى، خواستار دريافت حضانت تنها فرزندش از همسر سابق خود شد. ثريا -28 ساله- به قاضى «معافى» رئيس شعبه (۲۶۶ ) گفت: «همسر سابقم «ايرج» هم بازى دوران كودكى ام بود، به همين خاطر از همان دوران به هم علاقه مند بوديم تا اين كه ديپلم گرفتم و ايرج هم سربازى اش را تمام كرد و در يك اداره استخدام شد مدتى بعد هم همراه خانواده اش به خواستگارى ام آمد. من و خانواده ام نيز به خاطر شناختى كه از او و خانواده اش داشتيم پاسخ مثبت داده و در مدت كوتاهى با مهريه ۲۰۰ سكه طلا به خانه بخت رفتم. حال آنكه فكر مى كردم مشكلات زندگى ام كمتر از ديگران خواهد بود چرا كه احساس مى كردم نسبت به همسرم شناخت كافى دارم افسوس كه وقتى زندگى مشترك زير يك سقف را آغاز كرديم به حقايق تلخى پى بردم كه تا آن روز ايرج همه را از من پنهان كرده بود. او تندخو و عصبى مزاج بود و سر هر مسئله كوچكى جار و جنجال راه مى انداخت. من هم به خاطر شدت علاقه ام به او و زندگى مان شكايت نمى كردم. وقتى باردار شدم اميدوار بودم با تولد فرزندمان او تغيير رويه دهد و دست از تندخويى هايش بردارد اما نه تنها بهتر نشد بلكه با تولد «شايان» تندخوتر و عصبى تر هم به نظر مى رسيد چرا كه تحمل سر و صداى بچه را نداشت. با اين حال تمام تلاشم اين بود كه در خانه آرامش برقرار باشد تا همسرم عصبى نشود اما با بزرگ شدن شايان شيطنت و بازيگوشى او هم بيشتر مى شد. در اين ميان ايرج كه تحمل سر و صدا هاى فرزندمان را نداشت دائم او را تنبيه مى كرد. چندين بار كه خواستم مانع او شوم مرا هم به باد كتك گرفت، در حالى كه تحملم تمام شده بود سرانجام بعد از ۹ سال زندگى مشترك سال گذشته به خانه پدرم رفتم و دادخواست طلاق دادم. او كه انتظار چنين كارى را نداشت با پا در ميانى چند تن از همسايه ها خواست تا به خانه برگردم اما من حاضر به ادامه زندگى مشترك با او نبودم. او هم وقتى پافشارى ام براى جدايى را ديد طلاقم داد اما حضانت فرزندمان را به من نداد. طبق حكم دادگاه آخر هر هفته شايان را ملاقات مى كردم تا اين كه چند هفته قبل وقتى با آثار كبودى روى دست و كمر پسرم مواجه شدم علت را پرسيدم، او گفت در امتحان رياضى ۱۹ گرفته كه پدرش با كمربند به جانش افتاده بود. با شنيدن حرف هاى پسرم بلافاصله او را به پزشكى قانونى بردم و پزشك هم صحت حرف هاى پسرم را تأييد كرد. از آن موقع هم بشدت نگران پسرم هستم چرا كه مى دانم همسرم صلاحيت نگهدارى از او را ندارد.بنابراين قاضى پرونده مرد جوان را به دادگاه فرا خواند. ايرج -30 ساله- در جلسه دادگاه ضمن دفاع از خودش گفت: همه حرف هاى ثريا همسر سابقم را قبول دارم، مى دانم تندخو و عصبى مزاج هستم، متأسفانه اين روحيه را از پدرم به ارث برده ام. باور كنيد قبل از طلاق به روانپزشك مراجعه كرده بودم و تحت درمان قرار داشتم اما همان موقع همسرم قهر كرد. من هم تمام انگيزه هايم را از دست داده و درمان را رها كردم. پس از جدايى من و ثريا، شايان را نزد خودم نگه داشتم اما او بشدت شيطنت و بازيگوشى مى كرد و نمى توانستم كنترلش كنم به همين خاطر تنبيهش كردم اما نمى دانستم ثريا از اين قضيه سوءاستفاده مى كند و مرا به دادگاه مى كشاند. قاضى در پايان جلسه از زن جوان خواست تا همسرش را ببخشد اما او نپذيرفت. بنابراين از مرد جوان خواست تا مدتى نگهدارى فرزندشان را به همسر سابقش بسپارد تا خود نيز معالجاتش را پيگيرى كند.مرد كه چاره اى نداشت شايان را به مادرش سپرد و تعهد داد كه خود را درمان كند. بعد هم قرار شد مدتى بعد در اين باره تصميم گيرى قانونى صورت گيرد.
|