|
نگاهى به مشى ضد ايرانى دومين شبكه ماهواره اى اعراب
تحريريه العربيه را چه كسانى اداره مى كنند
|
|
|
[مهدى تقوى] شايد در ميان رسانه ها و شبكه هاى ماهواره اى كه آسمان ايران را پوشانده اند، هيچ كدام به اندازه رسانه متعلق به شاهزادگان سعودى زبان خصومت عليه ايران و ايرانى ها ندارد. رسانه اى كه در عمر پنچ ساله خويش تصوير يك نهاد متعصب ضد شيعه را درذهن نه فقط ايرانى ها كه اغلب محافل مسلمان حك كرده است. در برنامه هاى روزانه اين شبكه كه پس از الجزيره مدعى دومين بنگاه خبرى در خاورميانه است به سختى مى توان گزارشى واقع بينانه و متعادل درباره ايران و تشيع مشاهده كرد. العربيه در اين مدت بارها روابط ايران و دولت سعودى را تا مرز تنش پيش برده است. مجامع و حوزه هاى شيعه در عراق، لبنان، ايران و ديگر كشورهاى اسلامى در چند مرحله ناگزير به تحريم اين رسانه شده اند اما گويى هيچ يك از اين اقدام ها مؤثر واقع نشده است. در تحليل خط مشى اين رسانه بحث جدى اصحاب رسانه اين است كه اين شبكه با وجود حجم و شهرت آن از معيارهاى كار رسانه اى فاصله گرفته است و مديران و گردانندگان تحريريه اين رسانه حتى بديهى ترين استانداردهاى بى طرفى و دورى از غرض ورزى را رعايت نمى كنند. مأموريتى سياسى در دنياى رسانه العربيه چنان كه كارشناسان ارتباطات توصيف كرده اند اگرچه رسانه اى است كه در رقابت با حريف ديگر خود الجزيره به ميدان آمد اما از ابتدا عزم آن داشت تا در دنياى سياست تفكر دولتمردان سعودى رانمايندگى كند. به همين دليل اين رسانه در مدت قريب به پنج سال فعاليت خويش همان مسيرى را طى كرده است كه ديپلماسى دولت سعودى ترسيم كرده است. اين رسانه كه از سال ۲۰۰۳ فعاليت تلويزيونى خود را آغاز كرده است هنوز درصد ناچيزى از افكارعمومى جهان عرب را تحت پوشش دارد. تلويزيون العربيه يكى از خروجى هاى رسانه اى گروه ام بى سى است. العربيه چنان كه در گزارش رسانه هاى عربى آمده از سوى طيف تندرو شاهزادگان سعودى پشتيبانى مى شود و خط مشى اين رسانه با نگاه جناحى از سياستگذاران رياض انطباق دارد كه هنوز ترويج ايدئولوژى سلفى گرى در جهان اسلام را دنبال مى كنند. به همين دليل تاكنون خبرهايى در باره اختلاف نظر شاهزادگان سعودى بر سر خط مشى اين رسانه به بيرون درز كرده است. گفته مى شود اين گروه از شاهزادگان اكنون توسط شاهزاده بندر بن سلطان هدايت مى شوند. كسى كه به مدت طولانى سفارت عربستان در امريكا را در دست داشت و در حال حاضر نيز با تصدى پست رياست شوراى امنيت پل مهم همكارى رياض و واشنگتن در امور لبنان، عراق و بحث تروريسم است. مصداق ديگر از حاكميت جناح تندروها بر العربيه حضور عبدالرحمان راشد در منصب سردبيرى اين رسانه است كه به داشتن تفكر ضد شيعه و ضد ايرانى شهرت دارد و حتى هنوز هم در«الشرق الاوسط» تند ترين مقاله ها را عليه ايران مى نويسد. همه اينها دست به دست هم داده تا شبكه «العربيه» همان كاركرد شبكه تندرو امريكايى«فاكس نيوز» را در قبال ايران و جنبش هاى مقاومت پيش بگيرد. محورهاى ايران ستيزى فقط مرورى بر گزارش ها و مطالب دو سال اخير اين رسانه در باره ايران روشن خواهد ساخت كه دامنه تضاد اين رسانه با ايران و جريان مقاومت تا چه ميزان است. العربيه در صحنه لبنان در بهار امسال بزرگترين پروژه ضد تبليغى عليه ايران و جنبش هاى مقاومت را به نمايش گذاشت. درست زمانى كه جريان تحت حمايت دولت عربستان در بيروت جنگى خيابانى را عليه جناح شيعه و مقاومت در اين كشور كليد زد. اين رسانه نيز همه امكانات خويش را براى بدنام سازى شيعه و ايران بكار بست. عربستان سعودى در قضيه لبنان پنهان نكرد كه يكى از مؤتلفان امريكا در خاورميانه است. البته اين رقابت ستيزه جويانه در لبنان سابقه اى طولانى تر دارد. العربيه به طور خاص اين رويه را از تابستان ۲۰۰۶ دنبال كرد. همان روزها بود كه اين رسانه با توجه به عملكرد ضد مقاومت در جنگ سى وسه روزه لبنان بسيارى از مخاطبانش را از دست داد. اين شبكه درباره جنگ سى و سه روزه يك سويه عمل كرد و حتى در روزهاى اول بمباران لبنان از سوى رژيم صهيونيستى، اين كار را ماجراجويى حزب الله توصيف كرد. «العربيه» آن روز موشك ها ى حزب الله را با موشكهاى ايران مقايسه كرد.علاوه برآن«العربيه»برخلاف همه رسانه هاى عربى به شهداى لبنانى و فلسطينى «قتيل»يا كشته اطلاق كرد. حتى در ماه گذشته نيز تحولات لبنان را با تايتل دائم «كودتاى حزب الله» كه روى صفحه حك شده بود، پيگيرى مى كرد. در فلسطين نيز همين ديدگاه منفى را نسبت به جنبش هاى مقاومت دنبال كرد و يكپارچه سمت جانب سازشكاران صحنه يعنى جناح ابومازن را گرفت. از زمانى كه عربستان سعودى توان رقابت با ايران را در ميدان هاى خاورميانه از دست داد العربيه به سوژه هاى تازه براى بدنام سازى ايران روى آورد از اين جمله بود، همسويى با مشى رسانه هاى غرب در ماجراى هسته اى. اين رسانه آشكارا خبرهايى مانند انرژى هسته اى را كه به ناچار بايد منتقل كند نيز تحريف مى كند. به عنوان نمونه شايعه نشت مواد سمى از نيروگاه بوشهر را مطرح كرد، اين درحاليست كه اين گونه نيروگاه ها در چارچوب پادمان هاى هسته اى هستند و علاوه بر آن بازرسان آژانس بين المللى انرژى هسته اى به طور دائم آنها را كنترل مى كنند. بنابراين«العربيه» به شكلى كاملاً افراطى درباره موضوع هسته اى ايران قضاوت مى كند. بر اين موارد مى توان نمونه هاى بسيار ديگرى افزود كه دلالت بر حاكميت انديشه تندروهاى سلفى و جريان ضد شيعه بر تحريريه اين شبكه نوپا دارد العربيه در ماه هاى اخير پا را فراتر از تحريف خبرى گذاشته است. اين رسانه به نمايش فيلم هايى كه در آن آشكارا به بنيانگذار انقلاب جسارت شده بود پرداخت و در حركت ديگرى تلاش كرد چهره هاى تروريست و جدايى طلب ايرانى را تقديس كند. مصاحبه اين رسانه با عبدالمالك ريگى تروريست شرق كشور از اين زمره است. معيارهاى فروريخته رسانه اى گرچه همه بازيگران رسانه اى و شبكه هاى خبرى داراى نوعى نگاه سياسى هستند و مأموريت نهايى آنها تأمين منافع كشور يا كمپانى متبوع شان است اما در قياس عملكرد العربيه با آن رسانه ها دو تفاوت بارز ديده مى شود. اول اين كه رسانه هاى آن سوى جهان از تكنيك هاى ظريف در القاى مقصود خويش به مخاطب بهره مى گيرند چنان كه در سه دهه اخير ديده شده، رويارويى و تقابل آنها با نظام اسلامى ايران نيز روندى پيچيده و حرفه اى داشته است. اين درحالى است كه العربيه حملاتش صورتى عريان و حتى در برخى مواقع وقيحانه و غير اخلاقى دارد كه سطح گزارش ها و تفاسير اين رسانه را بعضاً تا حد يك بيانيه سياسى و گروهى تنزل مى دهد. دوم اين كه رسانه هاى كهنه كار حتى الامكان به اصل روابط حسنه دولت متبوع خويش با كشور ميزبان پايبند هستند بويژه در مواقعى كه رهبران سياسى شان تصميم به گسترش روابط با كشور ميزبان بگيرند آنها به طور خودكار پروژه تعميق دوستى و حسن ظن را در دستور كار قرار مى دهند. در اين باره مى توان ده ها مثال و مصداق آورد تا حدى كه حتى مواقعى كه كشورى اروپايى مثل فرانسه، آلمان و يا انگليس عزم همكارى با ايران داشته اند لحن و نگاه رسانه هاى آنها نظير بى بى سى، فرانس پرس يا اشپيگل براى مدتى تغيير كرده است. اين در حالى است العربيه حتى اين مبنا را نيز كنار گذاشته است و در دوره اى كه دولتمردان سعودى آن را دوران همكارى و مراوده سياسى با تهران نام نهاده اند توپخانه خبرى اين رسانه همچنان فضاى سياسى ايران را بمباران كرده است. پيوندى كه سياست و رسانه در العربيه يافته است از نوع ديگرى است. بافت عقيدتى العربيه از زمره مسائلى است كه نيازمند بازنگرى جدى از سوى كارشناسان حوزه رسانه است.
|