سه شنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲ ذيقعده ۱۴۲۹
Tue, Nov 11, 2008
سياست
۴۰۷۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
اينترنت
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
نگاهى به مشى ضد ايرانى دومين شبكه ماهواره اى اعراب
نخبه پرورى؛ از ادعا تا عمل
[مجيد قريبيان]
با آنكه بحث تعامل دولت با نخبگان در اين سه سال و اندى كه از حيات آن مى گذرد، محورى ثابت از استراتژى مخالفان بوده است اما هيچگاه اين سؤال به طور دقيق مطرح نشده است كه دولت هاى پيشين چه گام مشخصى براى اين قشر برداشته اند رئيس و دست اندركاران نهادهاى علمى و پولى چه گرهى از مطالبات معنوى و مادى فرهيختگان كشور گشوده اند
به راستى اگر دولت هاى گذشته طرح هاى كارآمدى براى رشد و تعالى جامعه نخبگان كشور و اجراى اين بخش از برنامه چهارم توسعه پياده كرده بودند، پس چرا رهبر حكيم انقلاب از سال ۸۴ به اين سو رأساً وارد اين موضوع شده و طرح جنبش علمى را به نخبگان كشور عرضه فرمودند. به گواهى گزارش مستند دستگاه هاى علمى ذيربط كشور، تا پيش از اين، بديهى ترين خواسته هاى نخبگان كشور نيز بر زمين مانده بود. چنان كه در شكوائيه هاى نخبگان در حضور رهبر معظم انقلاب و رئيس جمهور محترم اين نكته بارها گوشزد شده است كه در دستگاه هاى دولتى و وزارتخانه ها، فضا و سازوكارى براى ايفاى نقش نخبگان، گشوده نشده بود و استادان دانشگاه ها و محققان اولين غايبان تصميمات كوتاه مدت و بلندمدت مديران بوده اند.
به طور مثال تشكيل سازمان و يا نهادى كه چتر حمايت خويش را برسرنخبگان كشور بگستراند وعده اى بوده كه در اغلب دوره ها از سوى دولتمردان داده مى شد اما اين آرزوى تاريخى هيچگاه رنگى از واقعيت به خود نگرفته است. تنها در اين دو - سه سال است كه با تصميم رهبر بزرگوار انقلاب و تلاش دولت نهم، اين آرزو در حال تحقق است.
در پياده كردن اين ايده اولين حركت دولت نهم اين بود كه موانع بوروكراسى را از مسير تعامل نخبگان و كارشناسان با اجزاى دولت برداشت. اين موضوع را رئيس جمهور در مقام رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى در دستور كار نهادها و وزارتخانه ها قرار داد و ابلاغ كرد: «وزيران صنايع، دفاع، نفت، كشاورزى، بهداشت، آموزش و پرورش و ديگر وزارتخانه ها سازوكار حضور نخبگان كشور را در همه جلسات تصميم گيرى دولتمردان فراهم سازند.»
از مهمترين سازوكارهايى كه دولت در اين زمينه تدارك ديده، ايجاد معاونت ويژه اى براى جذب و تقويت نخبگان در نهاد رياست جمهورى به نام «معاونت علمى و فناورى رياست جمهورى» است. در بعد ديگر، معاون اول رئيس جمهور كه خود از استادان پيشكسوت اقتصادى دانشگاه ها است در تصميم ديگرى با حضور نخبگان كشور اعلام كرد، اولويت برنامه ها و جهت گيرى هاى اقتصادى و فرهنگى دولت نهم با انديشه پشتيبانى همه جانبه از عالمان، نخبگان و استعدادهاى علمى كشور تنظيم شده است و چنان كه در گزارش هاى دست اندركاران اين طرح پيدا است، تاكنون موارد مربوط به حمايت هاى مالياتى، بورس، بيمه و ثبت اختراعات نخبگان تأمين نشده است. در اين مدت سه هزار تن از افراد نخبه از جمله برگزيدگان المپيادهاى دانشجويى و ملى، رتبه هاى برتر آزمون سراسرى، استادياران جوان و ۱۷۰ تن از دانشمندان و فناوران برجسته كشور در جشنواره هاى معتبر كشور توسط «بنياد ملى نخبگان» شناسايى شده و تحت حمايت هاى بنياد فوق، قرار گرفته اند.
تاكنون در نشست هايى كه كميسيون هاى دولت با حضور نخبگان برگزار كرده اند، چندين مصوبه در راستاى حمايت از نوآوران، مخترعان و محققان به تصويب رسيده است كه از آن جمله مى توان به مصوبات مهمى چون «تسهيل دسترسى نوآوران به امكانات و خدمات علمى و فنى، لايحه حمايت از تجارى سازى نوآورى ها و اختراعات و شركت هاى دانش بنيان و آئين نامه ارائه تسهيلات مسكن به نخبگان» اشاره كرد.
با نگاهى كوتاه به كارنامه دولت هاى گذشته به وضوح مى توان دريافت، چنين حركت هايى، در هيچ دوره اى صورت نگرفته بود و قاطبه نخبگان، «فضيلت تاريخى» اين امتياز را به نام دولت فعلى ثبت مى كنند.
نگاهى به مشى ضد ايرانى دومين شبكه ماهواره اى اعراب
تحريريه العربيه را چه كسانى اداره مى كنند
397296.jpg
[مهدى تقوى]
شايد در ميان رسانه ها و شبكه هاى ماهواره اى كه آسمان ايران را پوشانده اند، هيچ كدام به اندازه رسانه متعلق به شاهزادگان سعودى زبان خصومت عليه ايران و ايرانى ها ندارد. رسانه اى كه در عمر پنچ ساله خويش تصوير يك نهاد متعصب ضد شيعه را درذهن نه فقط ايرانى ها كه اغلب محافل مسلمان حك كرده است. در برنامه هاى روزانه اين شبكه كه پس از الجزيره مدعى دومين بنگاه خبرى در خاورميانه است به سختى مى توان گزارشى واقع بينانه و متعادل درباره ايران و تشيع مشاهده كرد.
العربيه در اين مدت بارها روابط ايران و دولت سعودى را تا مرز تنش پيش برده است. مجامع و حوزه هاى شيعه در عراق، لبنان، ايران و ديگر كشورهاى اسلامى در چند مرحله ناگزير به تحريم اين رسانه شده اند اما گويى هيچ يك از اين اقدام ها مؤثر واقع نشده است.
در تحليل خط مشى اين رسانه بحث جدى اصحاب رسانه اين است كه اين شبكه با وجود حجم و شهرت آن از معيارهاى كار رسانه اى فاصله گرفته است و مديران و گردانندگان تحريريه اين رسانه حتى بديهى ترين استانداردهاى بى طرفى و دورى از غرض ورزى را رعايت نمى كنند.
مأموريتى سياسى در دنياى رسانه
العربيه چنان كه كارشناسان ارتباطات توصيف كرده اند اگرچه رسانه اى است كه در رقابت با حريف ديگر خود الجزيره به ميدان آمد اما از ابتدا عزم آن داشت تا در دنياى سياست تفكر دولتمردان سعودى رانمايندگى كند. به همين دليل اين رسانه در مدت قريب به پنج سال فعاليت خويش همان مسيرى را طى كرده است كه ديپلماسى دولت سعودى ترسيم كرده است.
اين رسانه كه از سال ۲۰۰۳ فعاليت تلويزيونى خود را آغاز كرده است هنوز درصد ناچيزى از افكارعمومى جهان عرب را تحت پوشش دارد. تلويزيون العربيه يكى از خروجى هاى رسانه اى گروه ام بى سى است. العربيه چنان كه در گزارش رسانه هاى عربى آمده از سوى طيف تندرو شاهزادگان سعودى پشتيبانى مى شود و خط مشى اين رسانه با نگاه جناحى از سياستگذاران رياض انطباق دارد كه هنوز ترويج ايدئولوژى سلفى گرى در جهان اسلام را دنبال مى كنند. به همين دليل تاكنون خبرهايى در باره اختلاف نظر شاهزادگان سعودى بر سر خط مشى اين رسانه به بيرون درز كرده است. گفته مى شود اين گروه از شاهزادگان اكنون توسط شاهزاده بندر بن سلطان هدايت مى شوند. كسى كه به مدت طولانى سفارت عربستان در امريكا را در دست داشت و در حال حاضر نيز با تصدى پست رياست شوراى امنيت پل مهم همكارى رياض و واشنگتن در امور لبنان، عراق و بحث تروريسم است.
مصداق ديگر از حاكميت جناح تندروها بر العربيه حضور عبدالرحمان راشد در منصب سردبيرى اين رسانه است كه به داشتن تفكر ضد شيعه و ضد ايرانى شهرت دارد و حتى هنوز هم در«الشرق الاوسط» تند ترين مقاله ها را عليه ايران مى نويسد. همه اينها دست به دست هم داده تا شبكه «العربيه» همان كاركرد شبكه تندرو امريكايى«فاكس نيوز» را در قبال ايران و جنبش هاى مقاومت پيش بگيرد.
محورهاى ايران ستيزى
فقط مرورى بر گزارش ها و مطالب دو سال اخير اين رسانه در باره ايران روشن خواهد ساخت كه دامنه تضاد اين رسانه با ايران و جريان مقاومت تا چه ميزان است.
العربيه در صحنه لبنان در بهار امسال بزرگترين پروژه ضد تبليغى عليه ايران و جنبش هاى مقاومت را به نمايش گذاشت. درست زمانى كه جريان تحت حمايت دولت عربستان در بيروت جنگى خيابانى را عليه جناح شيعه و مقاومت در اين كشور كليد زد. اين رسانه نيز همه امكانات خويش را براى بدنام سازى شيعه و ايران بكار بست.
عربستان سعودى در قضيه لبنان پنهان نكرد كه يكى از مؤتلفان امريكا در خاورميانه است. البته اين رقابت ستيزه جويانه در لبنان سابقه اى طولانى تر دارد. العربيه به طور خاص اين رويه را از تابستان ۲۰۰۶ دنبال كرد. همان روزها بود كه اين رسانه با توجه به عملكرد ضد مقاومت در جنگ سى وسه روزه لبنان بسيارى از مخاطبانش را از دست داد. اين شبكه درباره جنگ سى و سه روزه يك سويه عمل كرد و حتى در روزهاى اول بمباران لبنان از سوى رژيم صهيونيستى، اين كار را ماجراجويى حزب الله توصيف كرد.
«العربيه» آن روز موشك ها ى حزب الله را با موشكهاى ايران مقايسه كرد.علاوه برآن«العربيه»برخلاف همه رسانه هاى عربى به شهداى لبنانى و فلسطينى «قتيل»يا كشته اطلاق كرد. حتى در ماه گذشته نيز تحولات لبنان را با تايتل دائم «كودتاى حزب الله» كه روى صفحه حك شده بود، پيگيرى مى كرد.
در فلسطين نيز همين ديدگاه منفى را نسبت به جنبش هاى مقاومت دنبال كرد و يكپارچه سمت جانب سازشكاران صحنه يعنى جناح ابومازن را گرفت.
از زمانى كه عربستان سعودى توان رقابت با ايران را در ميدان هاى خاورميانه از دست داد العربيه به سوژه هاى تازه براى بدنام سازى ايران روى آورد از اين جمله بود، همسويى با مشى رسانه هاى غرب در ماجراى هسته اى. اين رسانه آشكارا خبرهايى مانند انرژى هسته اى را كه به ناچار بايد منتقل كند نيز تحريف مى كند. به عنوان نمونه شايعه نشت مواد سمى از نيروگاه بوشهر را مطرح كرد، اين درحاليست كه اين گونه نيروگاه ها در چارچوب پادمان هاى هسته اى هستند و علاوه بر آن بازرسان آژانس بين المللى انرژى هسته اى به طور دائم آنها را كنترل مى كنند. بنابراين«العربيه» به شكلى كاملاً افراطى درباره موضوع هسته اى ايران قضاوت مى كند.
بر اين موارد مى توان نمونه هاى بسيار ديگرى افزود كه دلالت بر حاكميت انديشه تندروهاى سلفى و جريان ضد شيعه بر تحريريه اين شبكه نوپا دارد العربيه در ماه هاى اخير پا را فراتر از تحريف خبرى گذاشته است.
اين رسانه به نمايش فيلم هايى كه در آن آشكارا به بنيانگذار انقلاب جسارت شده بود پرداخت و در حركت ديگرى تلاش كرد چهره هاى تروريست و جدايى طلب ايرانى را تقديس كند. مصاحبه اين رسانه با عبدالمالك ريگى تروريست شرق كشور از اين زمره است.
معيارهاى فروريخته رسانه اى
گرچه همه بازيگران رسانه اى و شبكه هاى خبرى داراى نوعى نگاه سياسى هستند و مأموريت نهايى آنها تأمين منافع كشور يا كمپانى متبوع شان است اما در قياس عملكرد العربيه با آن رسانه ها دو تفاوت بارز ديده مى شود. اول اين كه رسانه هاى آن سوى جهان از تكنيك هاى ظريف در القاى مقصود خويش به مخاطب بهره مى گيرند چنان كه در سه دهه اخير ديده شده، رويارويى و تقابل آنها با نظام اسلامى ايران نيز روندى پيچيده و حرفه اى داشته است. اين درحالى است كه العربيه حملاتش صورتى عريان و حتى در برخى مواقع وقيحانه و غير اخلاقى دارد كه سطح گزارش ها و تفاسير اين رسانه را بعضاً تا حد يك بيانيه سياسى و گروهى تنزل مى دهد. دوم اين كه رسانه هاى كهنه كار حتى الامكان به اصل روابط حسنه دولت متبوع خويش با كشور ميزبان پايبند هستند بويژه در مواقعى كه رهبران سياسى شان تصميم به گسترش روابط با كشور ميزبان بگيرند آنها به طور خودكار پروژه تعميق دوستى و حسن ظن را در دستور كار قرار مى دهند. در اين باره مى توان ده ها مثال و مصداق آورد تا حدى كه حتى مواقعى كه كشورى اروپايى مثل فرانسه، آلمان و يا انگليس عزم همكارى با ايران داشته اند لحن و نگاه رسانه هاى آنها نظير بى بى سى، فرانس پرس يا اشپيگل براى مدتى تغيير كرده است. اين در حالى است العربيه حتى اين مبنا را نيز كنار گذاشته است و در دوره اى كه دولتمردان سعودى آن را دوران همكارى و مراوده سياسى با تهران نام نهاده اند توپخانه خبرى اين رسانه همچنان فضاى سياسى ايران را بمباران كرده است.
پيوندى كه سياست و رسانه در العربيه يافته است از نوع ديگرى است. بافت عقيدتى العربيه از زمره مسائلى است كه نيازمند بازنگرى جدى از سوى كارشناسان حوزه رسانه است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |