|
گزارشى از سخنرانى دكتر على عباسى در باب «رويكرد نشانه شناختى نسبت به هنر اسلامى»
بررسى ۲ نشانه: مسجد و بانك
|
|
|
[مسعود راعى صدقيانى] نشانه شناسى، به مثابه علم تحليل نشانه ها (بنا به تعريف كلاسيك خود)، از زمان تأسيس و تثبيتش، از حوزه زبان حركت كرده و به متن ادبى سرايت نمود. در اندك زمانى، نشانه شناسى، هرگونه متن و گفتمان (فرهنگ، اثر هنرى، اسطوره، فيلم و.//) را دربرگرفت و به عنوان روشى براى خوانش و تحليل، در درون پارادايم تحليل ساختارى، به كار گرفته شد. هرچند امروزه با ظهور و گسترش رويكردهاى پساساختارگرا (در طول سه دهه اخير)، ايده نشانه به حاشيه رفته؛ اما روش نشانه - معنا شناسى همچنان واجد اعتبارهايى و داراى طرفدارانى است. در محافل فرهنگى و هنرى ايران، بحث نشانه شناسانه در باب هنر اسلامى و ايرانى مورد توجه ويژه بوده است. سخن گفتن از نظام دلالتى و نشانگانى طاق و گنبد و گلدسته، بته و اسليمى، رنگ فيروزه اى و قرينه هندسى و.// همواره باب ترين رويكرد به هنر سنتى اسلامى بوده و هست. سخنرانى دكتر على عباسى، دانشيار زبان و ادبيات فرانسه دانشگاه شهيد بهشتى و پژوهشگر حوزه نشانه شناسى فرهنگ، با عنوان «رويكرد نشانه شناختى به هنر اسلامى»، حاوى پرسش هايى ظريف و فرضيه هايى جالب درباره معمارى اسلامى بود كه از كاربست متد علمى مشخصى نيز حكايت داشت. اين سخنرانى در روز چهاردهم آبان در مركز هنرپژوهى نقش جهان ايراد شد. دكتر على عباسى، بحث خود را به طور مشخص بر روى مسجد، به عنوان مظهر هنر معمارى اسلامى، و رهيافت نشانه شناسانه بدان متمركز نمود. وى در ابتدا، روش بحث خود را چنين توضيح داد كه «نشانه»، يك رابطه درونى را در خود برقرار مى سازد و آن رابطه دال و مدلول است. اما همين نشانه يك رابطه بيرونى نيز در كنار اجزا و نشانه هاى ديگر ترتيب مى دهد. در تحليل نشانه شناختى از مسجد، بايد توجه داشت كه مسجد نيز يك بار مى تواند از نظر رابطه درونى عناصر آن به مثابه يك نظام بررسى شود؛ و يك بار هم مى تواند در بافت شهر و در رابطه با اجزاى بيرونى شهر (كاخ و بازار و بانك و.//) مطالعه گردد. عباسى در محدوده مطالعه اول (خود مسجد به عنوان يك نظام)، معتقد است كه مسجد، دالى است كه مى تواند حكم «گفته»اى را داشته باشد. گفته پرداز آن نيز نه شخص معمار، بل جمع مسلمانان يا خردجمعى آنهاست. اين دال (مسجد)، مدلول غالب معنويت و قدرت را القا مى كند. طبق صورت بندى وى، مى توان چينش عناصر در معمارى مسجد را به سه مقوله افق (در ارتباط با زمين)، عموديت (در ارتباط با آسمان) و تكثر (القاى انديشه بى پايانى و جاودانگى قدرت و معنويت الهى) تقسيم نمود. در واقع آنچه كه در اين گفته (مسجد) به چشم مى خورد، موزونيت عناصر گفته پردازى در آن است كه دقيقاً به دليل وجود همين موزونيت مى توان آن را يك متن واحد يا يك گفته به حساب آورد و خوانشى از آن داشت. اين محقق حوزه نشانه - معنا شناسى، در شرح و تبيين ايده بالا گفت كه ضمن خوانش گفتمانى خود از مسجد، بدين نتيجه رسيده است كه «تقريباً تمام عناصر تشكيل دهنده نظام مسجد، همان تكرار دو عنصر اصلى مسجد - يعنى گنبد و گلدسته ها- است. ما در نخستين نگاه مان به مسجد، گنبد و دو گلدسته را داريم؛ بعد كه به جزء جزء مسجد هم مى نگريم تكرار همين دو عنصر را مى بينيم.» سپس وى پرسش اصلى را چنين مطرح نمود كه «چرا تمامى عناصر مسجد، همان تكرار دو عنصر گنبد و گلدسته است به عبارت ديگر، آيا گفته پرداز مسجد (با اين تكرار) القاى معنايى خاصى را درنظر داشته است » بدين ترتيب و براساس پرسش فوق، عباسى فرضيه خود را چنين اعلام كرد: «گفته پرداز مسجد با تكرار اين عناصر، القاكننده اين معانى ضمنى است: ۱- وحدت در عين كثرت ۲- كثرت در عين وحدت ۳- جاودانگى و بى پايانى ۴- اتصال زمين به آسمان (حركت از افق به عموديت) ۵- قدرت و معنويت (مدلول اصلى مسجد).» او در توضيح معانى مذكور اظهارداشت كه كليت مسجد بر وحدت دلالت دارد، و در عين حال تكرار بى نهايت عناصر در نظام مسجد، كثرت را القا مى كند. دوباره اين كثرت با تمام مظاهرش به نشانه نوشتارى «الله» در نوك گنبد يا مرتفع ترين نقطه مسجد، ختم مى شود كه خود وحدت است. عباسى با نمايش و تحليل عكس هايى مختلف از مساجد ايران، نشان داد كه در اكثر موارد، در سردر و ديوارها و كاشى كارى هاى مسجد، ما فضايى انباشته از نشانه ها را مى بينيم؛ چه نشانه هاى ديدارى (گنبد و گلدسته و ستون و.//) و چه نشانه هاى كلامى (آيات مقدسى كه بر سطوح مختلف منقوش شده است)/ بعضاً طورى است كه بيننده (نمازگزار) هيچ خلائى مشاهده نمى كند و خود را در معرض انبوه نشانه هاى متعالى مى يابد. اين انباشتگى و درهم تنيدگى نشانه ها، معناى بى پايانى و جاودانگى را القا مى كند. تكرار حساب شده عنصر گنبد وگلدسته در تمام اجزاى بيرونى و اندرونى مسجد، برجاودانى و لايزال بودن قدرت الهى دلالت مى كند. اين همان چيزى است كه عباسى از آن، تحت عنوان «ايده تكثر»، مكرراً ياد مى كند. وى به چينش ستون ها در چند نمونه از مساجد توجه داد كه تكرارشان همان ايده تكثر و جاودانگى و عموديتشان ايده بالاروندگى (اتصال زمين به آسمان) را منتقل مى كند. عنصر ستون، حركتى از پائين به بالا را نشان مى دهد. گذشته از اينها، مسجد با تمام عناصر اصلى و فرعى اش، دالى است كه مدلول قدرت را القا مى كند. علاوه بر قدرت خداوندى كه بر كليت مسجد مستولى است، خود مسجد نيز به عنوان محل اجتماع مسلمانان، نهاد حل و عقد مسائل، دربردارنده قدرت مالى و قرض الحسنه و.// نشانه اى از قدرت است. دكتر عباسى در قلمرو مطالعه نوع دوم (مسجد در رابطه با اجزاى بيرونى شهر)، بحث خود را به رابطه مسجد و بانك در دوران بعد از انقلاب اسلامى تاكنون اختصاص داد. وى با استفاده از «مربع معنايى»، كه در نشانه - معناشناسى مطرح است، تغيير رابطه مسجد و بانك در طول زمان را توضيح داد: «مربع معنايى مفروض ما از چهار ضلع مسجد، بانك، نه مسجد و نه بانك تشكيل مى شود. در اوايل انقلاب، بانك به يكى از كاركردهاى مسجد تبديل مى شود و با مشخصه قرض الحسنه، به افرادى كه نياز مالى دارند پول مى دهد. كمك به مردم در سطوح زندگى مادى همواره از اهداف مسجد بوده و مسجد هيچگاه مدعى معنويت صرف نبوده است. پس در آن زمان، رابطه مسجد و بانك، با سيطره مسجد و معنويت شكل گرفت. در مربع معنايى فوق، حركتى بوده از بانك به نه بانك؛ و اگر ادامه پيدا مى كرد به مسجد مى رسيد (يعنى مسجد و بانك يكى مى شدند با سيطره مسجد)/ اما رفته رفته نوع رابطه تغيير پيدا كرد.
|