چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳ ذيقعده ۱۴۲۹
Wed, Nov 12, 2008
حوادث
۴۰۷۳
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
ايران زمين
اقتصاد
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
حمله مرگبار۶ مرد مهاجم به۲ برادر
گروه حوادث ـ شش مرد مهاجم پس از حمله به يك ساختمان نيمه كاره، دو برادر را هدف ضربه هاى مرگبار قرار دادند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۷ بعد از ظهر دوشنبه فردى در تماس با مركز فوريت هاى پليسى ۱۱۰ كرج از هجوم افراد ناشناس به يك ساختمان نيمه كاره و مجروح شدن دو نگهبان آنجا خبر داد.در همين حال گروهى از مأموران كلانترى( 16 )حصارك خود را به محل حادثه - در ۴۵ مترى گلشهر - رسانده و با پيكر نيمه جان دو برادر به نام هاى رضا - 21 ساله - و حنيف - 28 ساله - درحالى روبه رو شدند كه هدف ضربه هاى كارد قرار گرفته بودند.بلافاصله مجروحان به بيمارستان منتقل شده و تلاش پزشكان براى نجات آنها آغاز شد. درحالى كه هيچ سرنخى از متهمان در دست نبود، چند ساعت بعد به پليس اطلاع داده شد، رضا به دليل شدت جراحات جان سپرده است.با مرگ وى، موضوع به «بابك گل محمدى» بازپرس كشيك قتل دادسراى جنايى كرج اعلام شد. سپس با دستور او تحقيقات كارآگاهان جنايى تهران براى شناسايى هويت عاملان جنايت آغاز شد.كارآگاهان در نخستين گام با مراجعه به بيمارستان به تحقيق از «حنيف» پرداختند. او گفت: با فردى به خاطر مشكلات مالى اختلاف داشتيم كه احتمال مى دهيم مردان مهاجم از سوى او اجير شده باشند.با كشف اين سرنخ، تحقيقات كارآگاهان براى دستگيرى تنها مظنون جنايت آغاز شد.
دعواى زوج ميلياردر بخاطر ۷۵ هزار تومان!
397512.jpg
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى : جدال زوج ميلياردر بر سر پرداخت هزينه ۷۵ هزار تومانى دادرسى، تشكيل يك پرونده در دادگاه خانواده تهران را به دنبال داشت.
به گزارش خبرنگار ما، زن ۳۰ ساله اى با مراجعه به دادگاه خانواده تهران خواستار محكوميت همسرش به پرداخت نفقه شد. اين زن وقتى در برابر قاضى پرونده ايستاد درباره خواسته اش گفت: 6 سال قبل، پس از پايان دوران تحصيل در دانشگاه به عقد يكى از خواستگارانم درآمدم. همسرم فرزند يك مرد ثروتمند و مردى فعال و پرتحرك بود. او به خاطر تخصص در زمينه كامپيوتر در يك شركت كار مى كرد و درآمد بسيار خوبى هم داشت. پس از تولد فرزندمان احساس مى كردم خوشبختى ام كامل تر شده و خوشحال و مغرور از زندگى ام، از توفان حوادث غافل بودم. تا اين كه پدر شوهر ثروتمندم در يك سانحه رانندگى جان سپرد و ارثيه هنگفتى به همسرم رسيد. شوهر جوانم كه وارث چند ميليارد تومان دارايى پدرش شده بود، بشدت رفتارش تغيير كرد. او به هر آن چه داشت قانع نبود. احساس مى كرد لياقت داشتن زندگى بهتر را دارد و از انتخاب من هم به عنوان همسرش و شريك زندگى دايمى خود ناراضى به نظر مى رسيد. در حالى كه من هم مانند او پولدار بوده و نيازى به ثروت او نداشتم. تا اين كه به خاطر غيبت هاى طولانى او به وى مشكوك شدم و سرانجام با شنود پنهانى مكالمات تلفنى اش به راز ازدواجش با زن ديگرى پى بردم. اين زن ادامه داد: وقتى از خيانت شوهرم باخبر شدم، انتظار داشتم از خطايش شرم زده شود. اما شوهرم با جسارت خاصى در برابرم ايستاد و من و پسر چهارساله ام را بلاتكليف رها كرد و رفت. ماه ها از او هيچ خبرى نشد تا اين كه تصميم گرفتم از او انتقام بگيرم در نتيجه به عنوان ترك انفاق و ندادن نفقه از او به دادگاه شكايت كردم. قاضى پرونده پس از ثبت اظهارات زن دستور داد، كارشناس رسمى دادگسترى با در نظر گرفتن شرايط زندگى زن و فرزند خردسالش نفقه آن دو را تعيين كند. در حالى كه نفقه ماهيانه زن و پسر چهار ساله اش ۱۰۰ هزار تومان در نظر گرفته شده بود، زن به خاطر عدم پرداخت هزينه دادرسى به مبلغ ۷۵ هزار تومان به دادگاه لايحه اى داد و در آن لايحه عنوان كرد كه قادر به پرداخت هزينه دادرسى نيست و اين پول را بايد همسرش پرداخت كند. وى گفت: شوهرم داراى شغل پردرآمدى است. او ارثيه ۳۰۰ ميليارد ريالى اش را نيز به صورت سپرده در بانك هاى مختلف قرار داده است. خانه مسكونى اش هم حدود ۵۰۰ ميليون تومان ارزش دارد. اما من در خانه پدرى كه به من به ارث رسيده است به همراه پسرخردسالم زندگى سختى دارم و نمى توانم هزينه دادرسى را بپردازم. مرد پس از احضار به دادگاه و شنيدن اظهارات همسرش بشدت برآشفت و با عصبانيت گفت: او دروغ مى گويد. همسرم ميليون ها تومان پول نقد در چند بانك دارد و مقدار زيادى هم به صورت وام به مادر و برادرش پرداخته و هر ماه نيز درصدى به عنوان بهره از آنها دريافت مى كند. حال آنكه همسرم عامل ايجاد اختلاف هايمان بود. پس از آنكه سند ۳ دانگ خانه را به نامش منتقل كردم بشدت تغيير رفتار داد. بى توجهى هاى دايمى اش مرا از تلاش و تكاپو انداخت. وقتى ديدم كه با وجود ثروتمان احساس خوشبختى نمى كنم، تصميم گرفتم تا مشكلات روحى و كمبودهاى عاطفى ام را با ازدواج ديگرى جبران كنم. همسرم نيز براى انتقام همه اثاثيه با ارزش زندگى و جواهراتش را به خانه مادرش منتقل كرد. او با داشتن تحصيلات دانشگاهى حاضر نيست تا كار كند. حال آنكه قصد او فقط اخاذى از من است و فقط مى توانم طبق دستور دادگاه هر ماه نفقه اش را بپردازم. اما هزينه دادرسى را قبول ندارم و آن را بايد همسرم بپردازد. قاضى دادگاه پس از تنظيم صورتجلسه دادگاه و شنيدن اظهارات زوج ميلياردر به خاطر آنكه پرداخت نفقه زن به عهده شوهرش بوده و در پى خوددارى مرد از انجام وظيفه اش، زن ناچار به ارائه دادخواست شده است، مرد را محكوم به پرداخت هزينه دادرسى و زن را معاف از تأمين اين هزينه كرد. با اعتراض شوهر به رأى دادگاه، پرونده براى رسيدگى مجدد به شعبه (۴۲) دادگاه تجديدنظر استان تهران ارسال شد. هيأت قضايى دادگاه نيز پس از بررسى نهايى ضمن محكوميت شوهر به پرداخت نفقه، وى را محكوم به پرداخت هزينه دادرسى نيز كرد.
دختر ۱۱ ساله در آتش خشم پدر سوخت
397500.jpg
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: مرد معتاد كه چند سال قبل از همسرش جدا شده بود، در اقدامى جنون آميز دختر ۱۱ ساله اش را در خانه به آتش كشيد.به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه دوشنبه ساكنان خيابان قصرالدشت تهران با مشاهده شعله هاى آتش و دود كه از ساختمان دوطبقه اى زبانه مى كشيد بلافاصله خود را به آنجا رساندند.
همسايه ها كه از شدت آتش سوزى وحشت زده بودند براى كمك، وارد خانه شدند اما رضا - 45 ساله - كه در طبقه اول ساختمان سكونت داشت مانع ورود آنها شد. بدين ترتيب موضوع بلافاصله به پليس ۱۱۰ و آتش نشانى اعلام شد. دقايقى بعد مأموران آتش نشانى و كلانترى (۱۰۸)نواب خود را به محل رسانده و مرد صاحبخانه را قبل از فرار دستگير كردند. زن جوانى كه در محل حضور داشت با گريه و فرياد به مأموران گفت: دخترم داخل اتاق است و شوهرم او را به آتش كشيده كمكش كنيد. بلافاصله عمليات اطفاى حريق آغاز شد و دقايقى بعد مأموران با ورود به اتاق پيكر سوخته و بى جان دختر بچه كوچكى را كنار تختخواب پيدا كردند.
بدين ترتيب موضوع به بازپرس جنايى تهران گزارش شد. با صدور دستورات قضايى لازم، رضا - پدر دختر بچه - بازداشت و به كلانترى منتقل شد و گروه ويژه تحقيق به دستور سرهنگ عباس نژاد - رئيس كلانترى (۱۰۸) نواب - بازجويى از تنها متهم پرونده را آغاز كردند. رضا كه خود را كارمند معرفى مى كرد با اعتراف به قتل دخترش، گفت: چهار سال قبل از همسرم جدا شدم سارا - دختر ۱۱ ساله ام - را مدتى به مادرش سپردم. اما من هميشه درباره رفتار او با همسر سابقم درگيرى داشتم. تا اين كه متوجه شدم وى آنطور كه من مى خواستم تربيت نشده است. بنابراين تصميم به قتلش گرفتم، تا دخترم در آينده مرتكب خطا نشود. روز حادثه به خانه پدر همسرم رفتم. سارا چند روزى پيش مادرش بود در آن روز مادرش در خانه نبود. بچه را از خواهر زنم گرفتم و به خانه خودم بردم. عصر بود به اتاقش رفتم او با عروسكش بازى مى كرد اسلحه شكارى ام را به طرفش نشانه گرفتم و گفتم مى خواهم تو را بكشم. سارا شروع به گريه كرد خيلى ترسيده بود. بعد به حياط رفتم يك ظرف نفت برداشتم و در راه پله ها و اتاق ها شروع به ريختن نفت كردم بعد به اتاق او رفتم. روى لباس هايش نفت ريختم و با به آتش كشيدن دخترم، از اتاق خارج شدم. در همين موقع مادرش از راه رسيد نمى دانم از كجا متوجه ماجرا شده بود خيلى تلاش كرد تا او را نجات دهد اما نتوانست. من نيز بلافاصله از آنجا فرار كردم اما مأموران پليس مرا دستگير كردند. بدين ترتيب متهم كه اعتياد شديدى به مواد روانگردان داشت، براى تحقيقات تكميلى در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت.
گفت وگو با خانواده سارا كوچولو
روز گذشته خبرنگار «ايران» با خانواده سارا كوچولو تماس گرفت. مادر قربانى كه بشدت ناراحت و پريشان بود و به درستى قادر به گفت وگو با خبرنگار ما نبود. اما خاله سارا كه ارتباط صميمى و نزديكى با خواهر زاده اش - سارا - داشت به خبرنگار ما گفت: خواهرم چهار سال قبل از شوهرش جدا شد و به خانه پدرى بازگشت. او براى مدت كوتاهى سرپرستى سارا كوچولو را به عهده داشت تا اين كه رضا - متهم - دخترش را پيش خودش برد و خواهر او از بچه نگهدارى مى كرد. پس از آن بار ديگر به مدت ۲ سال سارا به مادرش سپرده شد در اين مدت همه چيز خوب بود و او احساس خوشحالى و راحتى مى كرد ما هم از اين موضوع خشنود و راضى بوديم. تا اين كه مهر سال گذشته يكى از بستگان رضا نزد ما آمد و گفت: رضا وضعيت روحى خوبى ندارد بچه را به او بدهيد شايد انگيزه اى براى زندگى پيدا كند با آنكه راضى به اين كار نبوديم اما مجبور شديم سارا را به پدرش بدهيم. اما دختر كوچولو بشدت از زندگى با پدرش ناراحت بود. مى گفت :«پدرم مدام مرا با اسلحه شكارى تهديد به قتل مى كند» خيلى از پدرش مى ترسيد. دو هفته يك بار بچه را به مادرش نشان مى داد. سارا رابطه نزديكى با من داشت درددل هايش را به من مى گفت. تا اين كه دو سه روز پيش سارا پيش ما آمد. باز هم پدرش او را تهديد به قتل كرده بود. بنابر اين به هيچ عنوان حاضر به بازگشت به خانه پدرش نبود.
غروب دوشنبه - روز حادثه - رضا زنگ خانه را زد و به سارا گفت: زود بيا پايين. چون خواهر زاده ام سرما خورده بود فكر كردم آمده تا او را به دكتر ببرد. اما خيلى عصبانى و آشفته بود. بعد هم در يك چشم به هم زدن سارا را برد. دلم شور مى زد چراكه سارا از نظر روحى بشدت دچار تنش بود. هنوز يك ساعت بيشتر از رفتن آنها نگذشته بود كه سارا برايم پيام كوتاهى فرستاد: «پدرم مى خواهد مرا بكشد.» به مادرم گفتم به خواهرم خبر بدهد تا او خودش را با عجله به خانه آنها برساند خودم هم آماده شدم تا به آنجا بروم اما وقتى خواهرم به خانه او رسيده بود شوهرش با تفنگ شكارى اش او را تهديد به قتل كرده و اجازه نداده بود وارد اتاق سارا شود. بعد هم جلوى چشمان خواهرم دخترش را به آتش كشيده بود.
در ادامه خاله دختركوچولو كه گريه امانش را بريده از ادامه گفت وگو عذرخواهى كرد.يكى ديگر از بستگان سارا در گفت وگو با خبرنگار ما اظهار داشت: سارا دختر درسخوان و باهوشى بود. هنوز تقديرنامه هايى كه از سوى مدرسه گرفته بود روى ديوار اتاقش است. او دختر حساس و فوق العاده اى بود اين اواخر انگار احساس كرده بود بزودى زندگى اش پايان خواهد يافت. مدام از مرگ و بهشت و جهنم مى پرسيد. مى گفت اگر من بميرم ديگر سختى نمى كشم
حادثه ها
شمار قربانيان آوار مدرسه به ۹۳ تن رسيد
397515.jpg
در حالى كه شمار قربانيان فرو ريختن سقف يك مدرسه در منطقه فقيرنشين پايتخت هائيتى به ۹۳ تن رسيده، ديگر هيچ نشانى از زندگى در آن ديده نمى شود. فاجعه شنبه هفته جارى مدرسه ۷۰۰ نفرى تحت اختيار كليسا، در «پورتو پرنس» پايتخت هائيتى در شرايطى رقم خورد كه يك طبقه ديگر روى اين ساختمان سه طبقه درحال ساخت بود.اين مدرسه به خاطر سست بودن پايه هايش فرو ريخت و خانه هاى پنج تن از همسايه ها را هم ويران كرد. تاكنون ۱۵۰ زخمى در بيمارستان ها بسترى شده اند و اجساد ۹۳ تن كشف شده و ۳۵ تن نجات يافته اند اما هنوز گروهى از دانش آموزان زير آوار هستند. حال آن كه ديگر هيچ نشانه اى از زندگى در مدرسه مرگ ديده نمى شود.ديروز يك گروه داوطلب فرانسوى كه به يارى آسيب ديدگان شتافته بود، اعلام كرد: كار با دوربين ها و استفاده از سگ هاى زنده ياب به پايان رسيده و حالا بايد با كنار زدن آوار، بقيه جنازه ها را بيرون كشيد.
اخراج ۴۷۸ دانش آموز يك دبستان
مدير يك مدرسه در انگليس با اخراج بسيارى از دانش آموزان اغتشاشگر، به محصلان درسخوان كمك كرد.به گزارش شبكه تلويزيونى اسكاى نيوز خانم مدير دبستانى در يكى از شهرهاى انگليس طى يك سال گذشته ۴۷۸ دانش آموز بى نظم را به طور دائم يا موقت از مدرسه اخراج كرده است كه همين موضوع به افزايش نظم و انضباط در محيط مدرسه و بهبود ۶۵ درصدى عملكرد تحصيلى ساير دانش آموزان كمك كرده است. تحليلگر اين شبكه افزود: بسيارى از مديران مدارس انگليس از اخراج دانش آموزان اجتناب مى كنند، چراكه اتخاذ چنين تدابيرى در پرونده مدير ثبت مى شود.
جنجال به خاطر ثروت افسانه اى يك زن
ثروت افسانه اى ثروتمندترين زن آسيا كه همه دارايى اش را صرف دستيابى به عمر جاودان كرده بود جنجال بزرگى به پا كرد.وى دارايى چندين ميليارد دلارى خود را به يك استاد «فنگشويى» در هنگ كنگ بخشيد تا در ازاى آن به عمر جاودان دست پيدا كند. «نينا وانگ» كه سال گذشته بر اثر ابتلا به سرطان در سن ۶۹ سالگى درگذشت، دارايى هنگفت خود را كه بالغ بر ۱۳ ميليارد دلار امريكا مى شد به «تونى چان» استاد ناشناس فنگشويى بخشيد. جفرى واس يكى از وكلاى نينا وانگ كه مسئوليت بنياد خيريه وى را به عهده داشت ديروز در جلسه مقدماتى دادگاه به اين وصيتنامه وانگ اعتراض كرد. وانگ سال ۲۰۰۶ وصيتنامه خود را تغيير داد و بر اساس آن تمام دارايى خود را به اين استاد بخشيد. بر اساس وصيتنامه قبلى كه چهار سال پيش از اين تاريخ تنظيم شده بود اين دارايى به خانواده وانگ و مؤسسه خيريه وى مى رسيد. واس در جلسه روز دوشنبه دادگاه عالى هنگ كنگ اعلام كرد: «ما عقيده داريم تونى چان به وانگ دروغ گفته است كه انجام تمرينات خاص فنگشويى- از جمله درج نام وى در وصيتنامه- عمر جاودان وى را تضمين خواهد كرد يا دست كم باعث خواهد شد وى عمرى بسيار طولانى داشته باشد.»


|   شناسنامه   |   آرشيو   |