|
جنگ در ثروتمند ترين نقطه آفريقا
[ نوشته جاناتان هرى - ترجمه : پوراندخت مجلسى/ منبع: اينديپندنت] مرگبار ترين جنگ پس از جنگى كه هيتلر در جهان افروخت، اكنون در افريقا جريان دارد و بخش عمده سود اقتصادى اين جنگ به جيب هاى ما امريكاييان مى رود. گزارش هاى تكرارى مى خواهند به ما بباورانند كه ۵/۴ ميليون كشته در كنگو نتيجه «برخورد هاى طايفه اى» و ناشى از جهل و بى خبرى است ولى اين طور نيست. بررسى هاى سازمان ملل نشان داده است كه اين، جنگى است كه به وسيله «ارتش هاى شركت هاى بزرگ» رهبرى مى شود براى دستيابى به فلزاتى كه بعضى از آنها تنها در كنگو يافت مى شوند. در ضمن جنگ كنگو جنگى است براى زيور هاى مورد علاقه ما مغرب زمينيان. هر روز وقتى گزارش خودم را تهيه مى كنم به مردمى مى انديشم كه در منطقه جنگى غرب كنگو ملاقات شان كردم. اين منطقه پر است از زنانى كه به وسيله شبه نظاميان مورد آزار قرار گرفته اند و گردان هايى از كودكان سرباز - كودكان سيزده ساله اى كه مجبور شده اند افراد خانواده خود را بكشند تا سعى نكنند فرار كرده به خانه هاى شان برگردند. وقتى در شبكه سى.ان.ان شاهد جنگى بودم كه دوباره در كنگو شروع شده است به ياد زنى افتادم كه با توجه به معيار هاى كنگو به نظر مى رسيد خيلى در رنج نباشد. روزى وقتى از معادن الماس به گوما بر مى گشتم اتومبيلم پنچر شد. كنار جاده در انتظارعوض شدن تايراتومبيل، شاهد صف عظيم زنان آواره اى بودم كه مبهوت و گيج و تلو تلو خوران همه دارايى شان را بر دوش خود حمل مى كردند. زنى ۲۷ ساله را متوقف كردم كه مارى جين بيساوا ناميده مى شد و چهار بچه كوچك داشت كه كنار او مانند كودكان نوپا تاتى تاتى مى كردند. او به من گفت كه خوشبخت است. بله، روستاى او سوخته بود، همسر خود را جايى در شلوغى و هرج و مرج گم كرده بود ، ولى او خوشبخت بود زيرا فرزندانش را داشت كه هنوز زنده مانده بودند. من او را سوار كردم و بعد از چند ساعت متوجه شدم كه چيز عجيبى در مورد بچه هاى مرى جين وجود دارد. آنها مرتب تعادل خود را از دست مى دادند و نگاه هايشان به طور ثابت به جلو دوخته شده بود، به اطراف نگاه نمى كردند و لبخند نمى زدند. مرى جين گفت كه هرگز نتوانسته است غذاى كافى به آنها برساند. مغز اين كودكان رشد لازم را نكرده بود. او از من مى پرسيد كه آيا آنها وضع شان بهتر خواهد شد من او را در روستايى در حومه گوما پياده كردم و فرزندان او بدون هيچگونه احساسى پشت سرش راه افتادند. دو داستان درباره شروع جنگ كنگووجود دارد؛ داستانى رسمى و داستانى واقعى. داستان رسمى اين است كه پس از كشتارى عظيم در رواندا ، جنايتكاران هوتو از مرزها گذشته به كنگو فرار كردند و دولت رواندا آنها را تعقيب كرد. ولى اين يك دروغ است. از كجا مى دانيم ارتش رواندا به جايى كه آدم كشان هوتو رفته بودند نرفت؛ دست كم نه در ابتدا. آنها به جايى رفتند كه منابع كنگو قرار داشت و شروع به غارت آنها كردند. كنگو از لحاظ معادن طلا، الماس، كولتان و خيلى فلزات ديگر ثروتمند ترين كشور جهان است. سرقت اين منابع براى منافع مردم آفريقا صورت نگرفته است. غارتگران اين منابع را تاراج مى كنند تا به ما بفروشند هرچه ما بيشتر از آنها بخريم غارت و آدمكشى بيشتر مى شود. افزايش تلفن هاى موبايل موجى از مرگ را در كنگو به همراه داشته است زيرا كولتان كه در آنها به كار مى رود تنها در كنگو يافت مى شود. ادامه دارد
|