|
ديدگاه
نوجوانان و تربيت دينى اهميت دوران بلوغ
[محمد جواد انبيايى / بخش دوم ] از نظر اسلام دوران نوجوانى بسيار اهميت دارد. در اين دوران است كه بناى شخصيت فردى و اجتماعى انسان پى ريزى مى شود. روش تربيتى اسلام بر اين امر تأكيد دارد كه نوجوان اين مقطع از زندگى اش را با معرفت و پاكى سپرى كند. چون در اين دوران حساس ، تغييرات عمومى بدن و تأثيرات روانى ،آنچنان سريع و همه جانبه است كه او را دچار تشويش و نگرانى مى كند ، برخوردها و ارتباط هاى او با اطرافيان و خانواده اش مشكل زا مى گردد .از اين رو، در اين زمان است كه او شديداً نياز به محبت دارد و در پى يافتن يك نقطه اتكاى روانى و روحى است و دوست دارد ديگران به شخصيتش احترام بگذارند و او را مورد توجه قرار داده و به حساب آورند. به همين مناسبت است كه پيامبر اعظم (ص) ضمن بيان مراحل تربيت، در هفت سال سوم زندگى مقدماتى انسان (كه همان دوران بلوغ و نوجوانى است) والدين و مربيان را سفارش مى فرمايند كه در اين سنين به او به عنوان يك شخصيت بزرگسال بنگرند و به او اعتماد نموده، در كارها با وى مشورت كنند و در زندگى نظر او را دخالت داده و به او مسئوليت دهند تا شخصيتش شكوفا گردد. در ديدگاه اسلام، انسان چون به سن بلوغ برسد، مكلف است و در قبال هر عمل و اقدامى كه از او سر زند ،چه مثبت و چه منفى مسئول خواهد بود. در گذشته نيز بعضى از علماى بزرگ ما دوران بلوغ و تكليف را براى نوجوانان خود، جشن مى گرفتند و بزرگان را دعوت نموده و در مراسم با شكوهى از او به عنوان فرد بالغ نام برده و حضار مجلس به او تبريك مى گفتند.و اين طور به او مى فهماندند كه اين مرحله از زندگى شما، سر آغاز حيات با ارزش و جديدى است كه همانند ساير بزرگسالان رشد يافته، مورد خطاب خداوند قرار مى گيرى و مسئوليت پيدا مى كنى و بايد خود تصميم بگيرى، تو ديگر بزرگ شده اى و در رفت و آمدها، در نشست و برخاست ها و در ارتباط با ديگران بايد حريم و حدود الهى را رعايت كنى. و بدين سان با او به عنوان يك شخصيت رشد يافته، رفتار مى كردند. همين امر به پرورش رشد روحى و روانى او كمك مى كرد و كم كم او را براى پذيرفتن وظايف پر مسئوليت زندگى آينده، آماده مى ساخت. سيد ابن طاووس (يكى از برجسته ترين علماى قرن ششم هجرى) درباره دوران بلوغ و تكليف فرزندش خطاب به وى چنين مى گويد:« اگر من با مراحم و عناياتى كه خداوند مرحمت فرموده زنده بمانم، روز تشرف تو را به سن تكليف (بلوغ) عيد قرار مى دهم و ۱۵۰ دينار صدقه خواهم داد. اگر بلوغ تو فرا رسد، با اين كار قيام به خدمت حضرتش خواهم كرد، زيرا مال از اوست و من و تو بنده او هستيم. پس اى فرزندم( محمد) به ياد عظمت مقام و كمال و بخشندگى حضرتش باش كه در اين هنگام به تو اهميت داده وفرشتگانش را به سوى تو فرستاده تا اعمال عبادى را حفظ نمايند و در روز حساب، گواه بر تو باشند. «مَا يَلفِظُ مِن قَولٍ إلَّا لَدَيهِ رَقيب عَتيد ؛ [انسان]/ سخن از خير و شر به زبان نياورد (انسان) جز آنكه درنزد او فرشته اى نگهبان و آماده نوشتن است.» (منابع در دفتر روزنامه موجود است)
|