يك كارشناس روابط بين الملل معتقد است كه نفس پيام رئيس جمهور به اوباما بسيار خوب است چرا كه رئيس جمهور به كسى نامه نوشت كه ادعا مى كرد بدون قيد و شرط حاضر به مذاكره با ايران است. كسى كه ايران را در گذشته متهم به راديكال بودن كرده بود لذا اين نامه فرصتى است كه ايران در مورد حسن نيت و رفتار به امريكا مى دهد تا خود را آزمايش كند بنابراين ايران از اوباما انتظار دارد كه به اين نامه پاسخ بدهد.
دكتر ابومحمد عسگرخانى، استاد دانشگاه تهران كه در نشستى با عنوان «انتخابات امريكا» در مركز بررسى هاى استراتژيك رياست جمهورى به ايراد سخنرانى پرداخت، به اشتباهات حاكميت امريكا در عرصه داخلى و بين المللى اشاره كرد و گفت كه نوع نياز داخلى امريكا و نظام بين الملل منجر به اين شد تا اوباما روى كار آيد. وى افزود: اشتباهات سياسى كه حاكميت در صحنه روابط بين الملل انجام داد باعث شد اين نياز احساس شود كه امريكا بايد «ويترين» خود را تغيير دهد و اين كاملاً با خواسته هايى كه در امريكا وجود دارد مطابقت داشت اما اين كه چطور حاكميت امريكا توانست اين نياز را ارائه دهد به گذشته امريكا برمى گردد.
عسگرخانى با اشاره به اين كه دموكراسى دولت و حاكميت امريكا را كنترل مى كند، يادآور شد: بزرگترين قدرت در امريكا قدرت رسانه است بنابراين حاكميت امريكا توانست از طريق رسانه هاى گروهى اين شخص (اوباما) را هدايت كند، از طرف ديگر اوباما نيز ويژگى حاكميت امريكا را داشت.
وى در خصوص اين كه آيا شعارهاى اوباما بعد از انتخاب تحقق مى يابد، اظهار داشت: اوباما نمى تواند شعارهاى خود را محقق كند چرا كه موانع ساختارى براى امريكا و در نظام بين الملل براى اين تغيير وجود دارد. اوباما نمى تواند مصوبات كنگره را تغيير دهد چرا كه لازمه چنين تغييرى بروز يك انقلاب در امريكا است.
به گفته اين كارشناس روابط بين الملل، حاكميت برنامه ريزى هايى دارد و صرف نظر از لابى هايى كه وجود دارد اوباما با محدوديت هايى روبه رو است.
وى خاطرنشان كرد: سياست امريكا، سياست «استمرار و تغيير» است و اوباما بر تغيير تكيه كرد در صورتى كه تمامى رؤساى جمهور امريكا در سياست هاى كلى با اين پديده مواجه بودند. بنابراين اوباما نمى تواند موانع ساختارى داخل امريكا را ناديده بگيرد.
عسگرخانى با بيان اين كه برخى تغيير را رسمى و آنى و برخى پله اى مى دانند، اظهارداشت: اين تغيير وجود دارد اما اينطور نيست كه نگوييم استمرار وجود ندارد و اوباما نيز تغيير را خواهد پذيرفت تا جايى كه با اصول و استراتژى هاى كلان امريكا در تضاد نباشد.
وى با طرح اين سؤال كه آيا اوباما در هشت سال آينده روابط خود را با اسرائيل قطع خواهد كرد گفت: اگر به تاريخ روابط امريكا و اسرائيل نگاه كنيم تنها آيزنهاور رئيس جمهور وقت با اسرائيل مخالفت هايى داشت اما ديگر رؤساى جمهور امريكا ديوانه وار به اسرائيل علاقه مند بودند بنابراين تغيير در كوتاه مدت در اين شاخص ها سخت است.
عسگرخانى در اين زمينه به اظهارات اخير اوباما مبنى بر اين كه «اسرائيل متحد امريكاست» اشاره كرد.
نامه احمدى نژاد حجت را بر اوباما و مردم امريكا تمام كردعضو كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس درباره نامه احمدى نژاد به اوباما گفت: نامه احمدى نژاد نه تنها اتمام حجتى براى اوباما و مردم امريكا بود، بلكه يك سند معتبر رسمى قابل توجه است.
محمد كرمى راد اظهار داشت: براى اولين بار و آن هم پس از ۳۰ سال قطع مناسبات با امريكا، احمدى نژاد دست به كار فوق العاده اى زد و گرچه نامه با صلابت ديگرى نيز قبلاً به بوش داده بود، اما اميد داريم كه پيامد نامه به اوباما براى نظام مثبت تر باشد و رسانه هاى دنيا و همه ملت ها متوجه مواضع حق طلبانه و اصولى جمهورى اسلامى شوند.
وى با ابراز اميدوارى نسبت به پاسخ مثبت اوباما به نامه احمدى نژاد افزود: اميدواريم پاسخ اوباما متناسب با شعارهايش كه آرا مردم را با آن جلب كرد، باشد.
پيام احمدى نژاد به اوباما كاملاً شفاف بودنايب رئيس كميسيون امنيت ملى و سياست خارجى مجلس اظهار داشت: پيام رئيس جمهور به اوباما شفاف، علنى و در عين حال از موضع قدرت بود. اسماعيل كوثرى نماينده تهران در مجلس شوراى اسلامى با اشاره به متفاوت بودن پيام احمدى نژاد به اوباما با پيام هاى مشابه در دوران اصلاح طلبان گفت: اين پيام در مسير عدالت و در جهت اين بود كه امريكا احساس قدرت طلبى نسبت به ساير كشورها نكند؛ در حالى كه عمل هاى مشابه در دوران اصلاح طلبان پنهانى بوده و غيرشفاف ارسال مى شد؛ كه نشان مى دهد آنها مردم را محرم نمى دانستند.
مخاطب نامه احمدى نژاد به اوباما مردم امريكا بودند
يك كارشناس مسائل سياسى مخاطب اصلى نامه احمدى نژاد به اوباما را مردم امريكا عنوان كرد.
سعدالله زارعى كارشناس مسائل سياسى در گفت وگو با فارس گفت: بايد بين نامه رئيس جمهور ايران به رئيس جمهور امريكا و گفت وگو با جامعه امريكا و غرب تفاوت قائل شد. درست است كه در صدر نامه آقاى احمدى ن ژاد، به باراك اوباما به عنوان منتخب جامعه امريكا تبريك گفته شده ولى با مراجعه به متن نامه، مشخص مى شود كه مخاطب احمدى نژاد، مردم، شهروندان و نخبگان جامعه امريكا و به طور كلى كشورهاى غربى و نه شخص اوباما و شخصيت هاى مشابه آن در امريكا هستند.
وى ارزيابى شكست يا موفقيت نامه احمدى نژاد را منحصر به عكس العمل مثبت و منفى اوباما و شخصيت هاى خاص امريكا ندانست و تأكيد كرد: وقتى جوامع غربى از اين نامه به عنوان ابتكار عمل هوشمندانه رئيس جمهورى ايران ياد مى كنند پس بايد به تأثير مثبت اين نامه بر افكار عمومى و كشورهاى غربى و آثار جهانى آن انديشيد.
زارعى همچنين با اشاره به رقابت سياسى برخى كشورهاى عربى با ايران گفت: اين مواضع را مى توان به راحتى در واكنش به ارسال نامه احمدى نژاد به اوباما حس كرد. برخى كشورهاى عربى از اين نامه بشدت نگران شده و در روزنامه هايشان مطرح كرده اند كه اين موضوع بر روابط امريكا و كشورهاى عربى سايه افكنده و اين بازتاب خارجى نامه، در چارچوب منافع ملى ايران است. وى همچنين با اشاره به تبليغات سوء و مخدوش جلوه دادن اين نامه از سوى برخى اشخاص و محافل داخلى گفت: برخى به گونه اى تبليغ مى كنند كه گويا اين نامه مواضع جمهورى اسلامى را نسبت به امريكا تضعيف كرده است. اين جريان ها نتايج مثبت نامه اخير را معكوس جلوه مى دهند. زارعى نقاط برجسته نامه احمدى نژاد به اوباما را توصيه به امريكا براى عدم دخالت در امور كشورها و تصميم گيرى ملت هاى آزاد برشمرد.