دوشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۷ - ۱۸ ذيقعده ۱۴۲۹
Mon, Nov 17, 2008
ديپلماتيك
۴۰۷۷
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
قريب يك سال پس از اعلام استقلال از سر گرفته شد
ايران ستيزى در آن سوى مرزهاى شرقى
[هادى محمودى]
در يك دهه اخير مناطق جنوب آسيا بويژه دو كشور افغانستان و پاكستان نقاطى ناامن براى ديپلمات هاى ايرانى بوده است. ظن غالب اين است كه اين بار نيز ربودن ديپلمات ايرانى ناشى از نزاع گسترده ارتش و گروه هاى طالبان است.
در صحنه پاكستان انديشه ضديت با ايران را دو جريان پيش مى برند: اولين جريان ماهيت ايدئولوژيك دارد و به طور مشخص از اوايل دهه ۹۰ در صحنه شبه قاره و پاكستان ريشه دوانده است. اين جريان بر پايه يك پيمان همكارى استراتژيك ميان دو متحد منطقه اى امريكا يعنى پاكستان و عربستان بنيان نهاده شد. منافع سياسى امريكا در اين دهه اقتضا مى كرد كه در رويارويى با دو كشور مخالف خويش ، ابتدا شوروى سابق و سپس ايران انقلابى ، به ظهور يك جريان ايدئولوژيك در موازات انقلاب ايران كمك رساند. در همين راستا صدها مدرسه دينى با سرمايه سعودى ها و با مرامنامه اعتقادى وهابيت بويژه در نوار مرزى پاكستان وافغانستان شكل گرفت كه حاصل دو دهه فعاليت اين مدارس تربيت جوانان تندرويى است كه هسته اصلى طالبان امروز را شكل مى دهند.
جريان تندروهاى سلفى و ديوبندى در پاكستان اگرچه ظاهراً جهت گيرى جنگ با نيروهاى غربى را پيدا كرده اند اما واقعيت اين است كه آنها پيش از گشودن پروژه مقابله با غرب مسيحى عليه تشيع در پاكستان جبهه گشودند. به گونه اى كه هنوز هم آشكار و پنهان برنامه تسويه مذهبى آنها عليه شيعيان ادامه دارد. در ادامه اين برنامه جريان هاى فوق طى سال هاى اخير ديپلمات ها و مراكز ديپلماتيك ايران را آماج تهديد قرار داده اند. ترور صادق گنجى رايزن فرهنگى ايران در لاهور و ارسال پيام هاى تهديد به كنسولگرى و سفارت ايران و تعرض به كاروان ديپلمات هاى ايرانى در پاكستان و افغانستان از زمره اين اقدامات است.
اما شاخه ديگر جريان ايران ستيزى در دوسه سال اخير رخ نموده است. اين جريان نيز البته به لحاظ سازمانى بى ارتباط به دولت ها و شبكه هاى افراطى ديگر نيست. اين جريان كه سيماى اپوزيسيون مسلح ايران به خود گرفته است مثلثى از شبكه اشرار و قاچاقچيان، جدايى طلبان قومى و تندروهاى وهابى اين شبكه را تشكيل مى دهند و گروهك هايى مثل عبدالمالك ريگى نمادهاى آن هستند. اين شبكه داراى روابط پيچيده با سازمان هاى جاسوسى امريكا و برخى دولت هاى منطقه است و در دو سال اخير بيش از همه از سوى شبكه هاى عربى و امريكايى پشتيبانى مى شود. دستور كار اين شبكه ناآرام سازى فضاى امنيتى ايران و تحريك اقليت هاى قومى و مذهبى است. اما آنها اين برنامه را با خشن ترين و ضد انسانى ترين شيوه پيش مى برند. اين گروهك ها از ابتدا ضمن تهاجم به شهروندان غير نظامى و رعب آفرينى دو طيف نيروهاى امنيتى و مرزبانان و ديپلمات ها را هدف قراردادند. آن چنان كه اغلب كارشناسان سياسى تأكيد كرده اند از هدف هاى خطرناك در عمليات اين گروهك ها ، تلاش آنها براى گستردن دامنه نزاع هاى قومى افغانستان و مناطق قبايلى پاكستان به ايران است. سخنگويان اين شبكه هاى تروريستى اين قصد خويش را هنگامى آشكار ساختند كه چند رسانه تندرو عربى و غربى مثل العربيه و راديو امريكا ، بيانيه اين گروه ها را تبليغ كردند كه در آن به صراحت براى سرباز گيرى براى شبكه هاى تروريستى در مناطق قومى ايران تلاش شده بود.
درست است كه واقعه ربوده شدن ديپلمات ايرانى در منطقه اى دور از نوارمرزى ايران رخ داده اما همين منطقه اى كه عمليات شوم حمله به كاروان ديپلمات هاى ايران در آن اجرا شده در عين حال كه مركز اصلى فعاليت تندروهاى طالبان و القاعده است، يكى از كانون هاى پشتيبانى از اپوزيسيون مسلح ايران است و شواهد حاكى از اين است كه اين ناحيه به صورت پناهگاه جريان هاى تروريستى امثال ريگى ايفاى نقش مى كند. با اين حال جريان ايران ستيزى در اين بخش از خاك پاكستان ازابتدا با اين سؤال مواجه بوده كه اين شبكه بيش از همه از اهمال و سكوت دولت پاكستان براى پيشبرد نقشه هايش بهره مى بردو تاكنون با وجود اعتراض هاى مستند دولتمردان ايران ، طرف پاكستانى هيچ گامى در جهت مهار اين دستجات آشوب طلب برنداشته است.
قريب يك سال پس از اعلام استقلال از سر گرفته شد
كشمكش حقوقى برسرآينده كوزوو
398247.jpg
[ كريستوفر جى. بورگن ‎/ مترجم: حميدرضا جاويدزاده*]

زمان چندانى تا روز استقلال كوزوو نمانده است. نزديك يك سال پس از اعلام استقلال اين سرزمين ، اوضاع سياسى بالكان ملتهب است. در روزهاى اخير اتفاقات تازه اى در صحنه بالكان رخ داد كه نگرانى درباره اوضاع اين منطقه را شدت بخشيد. از يك سو رهبران اين جمهورى همچنان پروژه جدايى از بلگراد را با جديت در سازمان ملل پى مى گيرند و از سوى ديگر سران صربستان با تكيه بر حمايت مسكو براى به هم زدن برنامه استقلال اين ناحيه مى كوشند.
از فوريه ،۲۰۰۸ كه مجلس كوزوو استقلال اين ناحيه را از صربستان اعلام كرد، هيچ يك از قدرت هاى دخيل در بالكان انعطافى در مواضع خويش نشان نداده اند؛ امريكا به اتفاق شمارى از كشورهاى اروپايى بر ايجاد كشورى جديد در جغرافياى شرق اروپا اصرار دارند و روسيه نيز حق وتو خويش در شوراى امنيت را با تمام قدرت به نفع صرب ها وارد بازى كرده است.
آنچه مسلم است مناقشه كوزوو يكى از سرفصل هاى نزاع جديد روسيه و غرب است؛ نزاعى كه آغاز سال ۲۰۰۸ از جدايى كوزوو شروع شد و تا ماجراى سپر موشكى و جنگ در قفقاز ادامه يافت. درست است كه مقاومت روس ها تا حدى پروژه استقلال اين سرزمين را به تأخير انداخته است اما در اين مناقشه همچنان رهبران پريشتينا دست برتر دارند به اين دليل كه اولين طراح پروژه استقلال كوزوو ، خود سازمان ملل است. اعطاى جايزه صلح نوبل به طراح استقلال كوزوو، مارتى آهتيسارى در ماه گذشته مؤيد همين ادعا است.
معضلى چند سويه
مناقشه كوزوو همچنان به عنوان يك مناقشه چند وجهى ميان قدرت هاى بزرگ از يك سو و سازمان ملل از سوى ديگر مطرح است. همه اميد رهبران مسلمان پريشتينا اين بود كه اين جمهورى نيز همان مسير استقلال جمهورى هاى فدراسيون يوگسلاوى و شوروى سابق را طى كند اما تقدير سياسى خلاف آرزوى ديرين آنها عمل كرد. حاميان بين المللى استقلال كوزوو براى فرونشاندن خشم صرب ها گفته اند كه كوزوو آخرين حلقه از فرايند استقلال طلبى خواهد بود اما ناظران بالكان معتقدند كه خاكستر جنگ هاى قومى ديگر ايالت ها و جمهورى هاى بالكان هنوز داغ است.
كوزوو در زمان جمهورى فدرال سوسياليستى يوگسلاوى سابق، يكى از استان هاى مستقل جمهورى صربستان بود و تركيب قومى آن را اكثريت آلبانى تبارها و اقليت صرب ها تشكيل مى دهد. در سال ،۱۹۸۹ اسلوبودان ميلوشوويچ به استقلال ويژه كوزوو پايان داد. در سال هاى ۱۹۹۱و ۱۹۹۲ چهار جمهورى از شش جمهورى فدرال سوسياليستى يوگسلاوى سابق يعنى اسلوونى، كرواسى، مقدونيه و بوسنى اعلام استقلال كردند و ،۲۰۰۶ مونته نگرو بر اساس قانون صربستان- مونته نگرو، اعلام استقلال كرد به اين صورت، شور حركت استقلال طلبانه باز هم در كالبد جنبش هاى پريشتينا دميده شد و به دنبال آن در ،۱۹۹۸ دولت صربستان با كمك ارتش و پليس در منطقه كوزوو به سركوب نظامى استقلال طلبان مبادرت كرد. سرانجام اين كشمكش، به مداخله نظامى ناتو منجر شد تا دولت صربستان را به عقب كشاندن نيروهاى نظامى اش از منطقه كوزوو وادارد.
مداخله نيروهاى بين الملل مسير سرنوشت كوزوو را تغيير داد و پس از اين حيات حقوقى اين ايالت مسلمان نشين در اختيار سازمان ملل قرار گرفت. اين سازمان نيز با تصويب قطعنامه ۱۲۴۴ سال ۱۹۹۹ به مدت ۹ سال اداره كوزوو را برعهده گرفت ‎/ نوامبر ،۲۰۰۵ دبير كل سازمان ملل، «مارتى آهتيسارى» فرستاده ويژه سازمان ملل در كوزوو مارس سال گذشته طرح استقلال اين سرزمين را ارائه داد كه به «طرح آهتيسارى» معروف شد. در اين طرح مسئله استقلال كوزوو، پس از يك دوره نظارت بين المللى پيش بينى گرديد. صربستان اين طرح را رد ولى رهبر آلبانى تبارهاى كوزوو از آن حمايت كرد.اتحاديه اروپا، روسيه و امريكا(تروئيكا) در تلاش براى از سرگيرى فرايند ميانجيگرى و در فاصله زمانى بين آگوست تا دسامبر ،۲۰۰۷ بر مذاكرات صربستان و مردم آلبانى تبار كوزوو نظارت كرد.۱۰ دسامبر ،۲۰۰۷ تروئيكا در گزارشى به دبير كل سازمان ملل اعلام كرد: «طرفين نمى توانند در مورد وضعيت نهايى كوزوو به توافق برسند ‎/ پس از اعلام شكست مذاكرات توسط تروئيكا، كشورهاى صربستان، روسيه، يونان، رومانى، مولداوى، اسلواكى و اسپانيا و قبرس كه خود در داخل به نوعى با چالش جدايى طلبى رو به رو هستند ادعا كردند كه جدايى كوزوو و يا شناسايى آن، نقض قواعد حقوق بين الملل خواهد بود. اما امريكا، فرانسه، ايتاليا و بسيارى از كشورهاى اتحاديه اروپا از استقلال كوزوو حمايت كردند.»
سرانجام در فوريه امسال ، پارلمان كوزوو در حركتى تاريخى با صدور بيانيه اى استقلال تولد صد و يكمين كشور را در جغرافياى جهانى به ثبت رساند. تاكنون ۱۷ كشور رسماً استقلال كوزوو را به رسميت شناخته و ۱۳ كشور ديگر در شرف به رسميت شناختن آن هستند.۱۸ كشور اعلام كرده اند كه جدايى را به رسميت نمى شناسند و ۱۲ كشور درخواست نموده اند مذاكرات بيشترى انجام شود. 29 كشور هم مواضع مشخصى ندارند.
ابعاد حقوقى يك مناقشه سياسى
بنابراين در ارزيابى رويدادها و كشمكش هاى تازه بالكان و كوزوو قطعنامه شوراى امنيت سازمان ملل ( قطعنامه ۱۲۴۴ كه پس از مداخله ناتو، تصويب شد) از اهميت شايانى برخوردار است ‎/ بررسى اين قطعنامه و قواعد حقوق بين الملل حاكم بر حق تعيين سرنوشت نشان مى دهد با آنكه استقلال كوزوو از سوى كشورهاى مختلف به رسميت شناخته شده اما اين قضيه ماهيت پيچيده و مبهمى دارد. همچنين بررسى سرگذشت كوزو از اين واقعيت مهم سياست بين الملل پرده برمى دارد و آن اين كه چگونه منافع سياسى كشورها، اجراى حقوق بين الملل را به طرق مختلف تحت تأثير قرار مى دهد.
بندهاى اجرايى قطعنامه شماره ۱۲۴۴ چارچوبى براى حل و فصل وضعيت حقوقى كوزوو و بر چند محور اساسى مبتنى است : توقف كليه فعاليت هاى نظامى و شبه نظامى طرفين درگيرى و آغاز خلع سلاح گروه هاى مسلح (بند هاى ۳ و ۱۵)، استقرار ناظران غير نظامى بين المللى تحت نظر سازمان ملل براى كمك به اداره موقت كوزوو (بند هاى ۵ و ۱۱)، آغاز كمك هاى مادى بين المللى به كوزوو و ارائه گزارش هاى ادوارى در مورد روند پيشرفت اجراى مفاد قطعنامه. مناقشه انگيزترين بند مربوط به استقلال كوزوو در مقدمه قطعنامه آمده كه در آن با قيد «تعهد كليه كشورهاى عضو نسبت به حاكميت و تماميت ارضى جمهورى فدرال يوگسلاوى» پروسه خودمختارى اين سرزمين را تأييد مى كند.
با توسل به همين ماده مبهم است كه روسيه و صربستان بزرگترين كشمكش حقوقى را عليه حاميان كوزوو به راه انداخته اند. آنها با استناد به نحوه نگارش و پردازش عبارت اين مقدمه استدلال كرده اند كه قطعنامه شماره ،۱۲۴۴ جدايى كوزوو را بدون موافقت صربستان تجويز نمى كند. اتحاديه اروپا معتقد است كه قطعنامه شماره ۱۲۴۴ مانعى براى استقلال كوزوو نيست و نتيجه مذاكرات نهايى درباره وضعيت كوزوو را از قبل تعيين نكرده است. اما واقعيت اين است كه قطعنامه شماره ۱۲۴۴ جدايى كوزوو را تجويز يا منع نكرده است و از اسناد حقوقى چنين پيداست كه خودمختارى واقعى به وضعيت موقت كوزوو مربوط است.تنها اشكال عمده اين است كه اين سند در مورد چگونگى شكل وضعيت نهايى كوزوو ساكت است.
جالب اينجا است كه يكى از مباحث مناقشه انگيز در بحث استقلال كوزوو اين است كه آيا آلبانى تبارهاى كوزوو «ملت» هستند يا نه
&مدرس حقوق بين الملل
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |