|
آيا ما در برابر آنچه انجام مى دهيم آزاديم
[اى جى آير/ ترجمه:رضا مثمر/ بخش سوم و پايانى ] گاهى تعبير جبرباورى راهزنى مى كند و چنين القا مى كند كه به چيزى بيش از اين [يعنى تبيين پذير بودن رفتارها] نياز دارد، گويى كه هر رخدادى بايد زير فرمان رخدادى ديگر باشد، حال آنكه واقعيت اين است كه آنها صرفاً همبسته اند. اين نكته در مورد واژه هاى «ضرورت» و حتى خود «علت» هم صدق مى كند. به علاوه اين داستان بى دليل نيز نيست. نخستين دليل اين است كه مدام دو ضرورت علّى و منطقى را با هم اشتباه مى گيريم و فكر مى كنيم كه معلول در علت مندرج است. دليل ديگر كاربرد غيرانتقادى مفهوم «نيرو» است كه در تجربه هاى روزمره، خام و بدوى ما از دو امر راندن و كشيدن ريشه دارد. دليل سوم برداشت جاندارانگارانه از مفهوم عليت است كه بنا بر آن همه روابط على رونوشت هايى از رابطه قدرت ميان افراد است. نتيجه كاريكاتورى است از معلولى غمگين كه بيهوده مى كوشد از سلطه علتى قهار بگريزد. تكرار كنم: واقعيت چيزى بيش از اين نيست كه رويدادى به وقوع مى پيوندد و رويدادى ديگر كه پيوندى زمانى يا زمانى - مكانى با رخداد نخست دارد هم روى مى دهد. باقى مطالب استعاره است و همين استعاره هم سبب شده به اشتباه عليت را با آزادى در تعارض بگيريم. على رغم همه اين حرف ها شايد اعتراض كنيد كه اگر فرض جبرباورى معتبر باشد آنگاه آينده را مى توان با گذشته توضيح داد و به اين ترتيب اگر درباره گذشته به كفايت اطلاعات داشته باشيم مى توانيم آينده را هم پيش بينى كنيم. اگر چنين باشد آينده چيز بديعى نخواهد داشت زيرا همه چيز از پيش روشن خواهد بود. در اين صورت چگونه مى توانم بگويم آزاد هستم، زيرا آنچه قرار است روى دهد رخ مى دهد و من نمى توانم از آن پيشگيرى كنم. اگر حق با جبرباور باشد زندانى كوربخت سرنوشت خواهم بود. حقيقتاً معناى از پيش تعيين شده بودن رويدادهاى آتى چيست اگر منظور اين باشد كه كسى آنها را از پيش مرتب كرده باشد كه كاملاً اشتباه است، اما اگر معنايش صرفاً اين باشد كه در اصل مى توان از روى مجموعه اى از واقعيات مربوط به رويدادهاى گذشته به علاوه قانون هاى كلى مربوط به آنها رويدادهاى آتى را استنباط كرد، حتى اگر هم چنين باشد باز نتيجه نمى شود كه من زندانى شوربخت سرنوشت هستم. رفتارهاى من همانطور كه معلول عللى هستند خود نيز علت امورى ديگر مى باشند و به اين ترتيب اگر به گونه اى ديگر باشند پيامدهايشان نيز متفاوت خواهد بود. در نتيجه رفتارهاى من پيش بينى پذير خواهند بود، اما اين بدان معنا نيست كه من در قيد و بند رفتار مى كنم. درست است كه نمى توانم از سرنوشت خودم بگريزم، البته به اين معنا كه همان كارى را خواهم كرد كه خواهم كرد، اما اين همانگويى يك است مانند «آنچه رخ دادنى است روى خواهد داد». چنين همانگويى هايى هم هيچ چيزى درباره آزادى اراده نمى گويند.
|