سه شنبه ۲۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۹ ذيقعده ۱۴۲۹
Tue, Nov 18, 2008
گزارش
۴۰۷۸
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گزارش «ايران» از مشكلات اخذ رضايت
از خانواده بيماران مرگ مغزى
از اهداى زندگى مى ترسيد
• با اهداى قلب، كليه، پانكراس، كبد، ريه، قرنيه و برخى ديگر از
اعضا و بافت هاى فردى كه مبتلا به مرگ مغزى شده، زندگى به حدود
۵۰ بيمار ديگر هديه مى شود
• مدير واحد پيوند اعضاى بيمارستان دانشورى: باور هاى نادرستى
از جمله احتمال برگشت بيمار به زندگى، اشتباه گرفتن مرگ مغزى
با كما و يا زندگى نباتى، رضايت گيرى را چنان به تعويق مى اندازدكه بسيارى ازبافت ها واعضاى بيمار،ديگربراى پيوندقابل استفاده نيست
• سالانه از حدود ۱۰ هزار مورد مرگ مغزى فقط اعضاى حدود ۱۲۰ تا
۱۴۰ بيمار پس از شناسايى و اخذ رضايت از خانواده هايشان به كارپيوندمى آيد
[مريم كوهستانى]
باور كردنش آسان نيست. بيمارى كه هنوز گرم است، نبضش مى زند، قلبش مى تپد، پوستش صورتى روشن است و گويى فقط به خواب عميقى فرو رفته، مرده باشد. اما اين عين واقعيت است. واقعيتى به نام مرگ مغزى.
در واقع مغز فردى كه دچار مرگ مغزى مى شود بر اثر عواملى همچون تصادفات رانندگى، وارد آمدن ضربه شديد به سر، سقوط از ارتفاع، غرق شدن در آب، سكته مغزى، مسموميت ها و.‎/‎/ دچار تورم شده و در حاليكه استخوان جمجمه جايى براى اين افزايش حجم ندارد اين تورم به ساقه مغز فشار آورده و همين امر مانع جريان گردش خون و اكسيژن رسانى به قسمت هاى بالايى مغز مى شود يعنى ديگر فرد دچار مرگ مغزى شده است.
398316.jpg
اين فرايند ممكن است چند دقيقه و يا چند روز به طول بينجامد.در اين مدت قلب به كمك دستگاه تنفس مصنوعى به فعاليت ادامه مى دهد و به اعضاى ديگر بدن اكسيژن مى رساند و فرد ظاهراً زنده به نظر مى رسد درحالى كه بافت مغز و ساقه از كار افتاده و به معناى عام كلمه فرد مرده است. درست در همين زمان مى توان تصميمى حيات بخش گرفت. به جاى دفن كردن جسد اين فرد با اهداى قلب، كليه، پانكراس، كبد، ريه، قرنيه و برخى ديگر از اعضا و بافت هاى وى، زندگى و سلامتى را به حدود ۵۰ بيمار ديگر هديه كرد. ليكن به دليل جديد بودن مقوله پيوند اعضا در ايران و ارتباط آن با حوزه هاى مختلف فرهنگى، اجتماعى و حقوقى، على رغم تلاش هاى فراوان دستگاه هاى ذيربط، اين مسئله هنوز صورت عادى به خود نگرفته است. هنوز هستند خانواده هايى كه پس از مطلع شدن از مرگ مغزى عزيزانشان، از پيشنهاد اهداى اعضا و بافت هاى او به ديگر بيماران شوكه شده و راضى به اين عمل خير خواهانه نمى شوند.
با توجه به اين كه فراهم آورى اعضاى پيوندى براى بيماران نيازمند يكى از دشوارترين مراحل درمان آنها (بخصوص در درد هاى لاعلاج) محسوب مى شود و طولانى شدن همين پروسه به مرگ بسيارى از آنان منجر مى شود، بسيارى از دست اندركاران بحث درمان به پيوند از جسد به عنوان بهترين منبع تأمين عضو مى نگرند و در اين راه سختى رضايت گيرى از خانواده متوفيان مرگ مغزى را به جان مى خرند.
آمنه رستمى، مدير واحد پيوند اعضاى بيمارستان مسيح دانشورى در همين زمينه مى گويد: «يكى از سخت ترين مراحل پيوند پس از شناسايى مورد مرگ مغزى رضايت گيرى از خانواده اوست. باور هاى نادرستى از جمله احتمال برگشت بيمار به زندگى، اشتباه گرفتن مرگ مغزى با كما و يا زندگى نباتى، احتمال احساس درد و اندوه براى عزيز از دست رفته شان كه پس از پخش يك سريال تلويزيونى تبديل به باورى اشتباه اما گسترده شد و يا وسواس درباره مجاز بودن يا نبودن اهداى عضو در دين و ‎/‎/‎/ اين رضايت گيرى را چنان به تعويق مى اندازد كه بسيارى از بافت ها و اعضاى بيمار، ديگر براى پيوند قابل استفاده نيست.»رستمى با تأكيد بر اين كه حتى اگر يك سلول مغزى زنده در بيمار وجود داشته باشد فرد زنده محسوب مى شود و تمام تيم پزشكى تلاش خود را براى زنده نگه داشتن او به خرج مى دهند مى گويد: «عدم آگاهى عمومى مهم ترين عامل خلل در فرايند رضايت گيرى است.»وى با تأكيد بر اين كه يكى ديگر از عواملى كه پيوند اعضاى فرد مرگ مغزى را غير ممكن مى سازد نه مشكل در رضايت گيرى كه گذاشتن شروطى همچون گرفتن پول در ازاى اعضاى مختلف جسد و يا ملاقات با گيرندگان اعضاى پيوندى از سوى بستگان متوفى است عنوان مى كند: «در صورتى كه هر كدام از اين شروط مطرح شود فرايند رضايت گيرى در همان لحظه قطع مى شود.»
به اعتقاد وى «دليل اصلى مخالفت با هر نوع شرط اين چنينى، بروز مشكلات بسيار زيادى است كه پس از انجام عمل پيوند گريبان تيم پيوند و گيرنده عضو را مى گيرد و در برخى موارد حتى منجر به رد كردن عضو پيوندى در بدن گيرنده عضو مى شود.»
از سويى دكتر عبداللهى استاد جامعه شناسى دانشگاه علامه طباطبايى و ليلا شكرايى فرد كارشناس ارشد اين رشته در تحقيقى در همين زمينه به اين نتيجه دست يافته اند كه يكى ديگر از عوامل مهم در عدم رضايت خانواده ها براى پيوند اعضاى بستگانشان كه دچار مرگ مغزى شده اند، بى اعتمادى به تيم پزشكى در بيمارستان هاست كه عاملى ناشى از عدم آگاهى عمومى نسبت به اين موضوع محسوب مى شود.
بر اساس يافته هاى همين تحقيق افزايش سن و بالا بودن درآمد بر اهداى عضو تأثير منفى مى گذارد و از سوى ديگر اهداى عضو با ميزان تحصيلات و آگاهى هاى عمومى رابطه مستقيم و معنادار دارد.
يكى ديگر از چالش هايى كه روان شناسان واحد فراهم آورى اعضاى پيوندى بر آن تأكيد مى كنند باور هايى مبنى بر اين است كه افراد بيم دارند مبادا دين و مذهب به آنها اجازه چنين كارى را ندهد اين درحالى است كه تمامى اديان عمل اهداى عضو را عملى خدا پسندانه و در راستاى كمك به همنوع محسوب مى كنند.
آيه شريفه ۳۲ سوره مباركه مائده كه در آن ذكر شده است «و هر كه نفسى را حيات بخشد مانند آن است كه همه مردم را حيات بخشيده است» دليلى بر اثبات اين مدعاست و براساس فتواى بسيارى از آيات عظام تقليد از جمله حضرت امام خمينى (ره)، مقام معظم رهبرى، آيت الله لنكرانى، آيت الله مكارم شيرازى و آيت الله سيستانى، دين اسلام مسئله پيوند اعضا با نيت نجات جان انسان ها و درمان بيمارى هاى صعب العلاج را جايز و حتى واجب دانسته است.
حميدى نيا هماهنگ كننده اهداى عضو در دانشگاه شهيد بهشتى تهران كه وظيفه دشوار رضايت گيرى از خانواده متوفيان را بر عهده دارد و به علت خستگى ناشى از اين كار طاقت فرسا توان پاسخگويى به سؤالات را ندارد نيز مى گويد: «تصويب قانون پيوند اعضا در سال ۱۳۷۹ كمك شايانى به فرآيند رضايت گيرى از اولياى افرادى كه دچار مرگ مغزى شده اند كرده و به تبع آن حاشيه هاى پس از رضايت گيرى نيز كاهش يافته است.»
شايان ذكر است قانون دير هنگام اما ارزشمند پيوند اعضا در حالى پس از ۷ سال از ارائه لايحه آن به مجلس در سال ۷۹ به تصويب رسيد كه اولين پيوند عضو در ايران در سال ۱۳۱۴ با پيوند قرنيه به ثمر نشست و اولين پيوند كليه نيز در سال ۱۳۴۶ در شيراز انجام شد و در فاصله زمانى ۴۶ تا ۶۷ حدود يكصد پيوند كليه و از سال ۶۴ تا ۶۹ نيز حدود ۱۳۰۰ پيوند كليه در ايران انجام شده بود. با اين وجود ماده واحده تصويب شده در سال ۷۹ خلأ قانونى در اين زمينه را تا حد زيادى رفع كرد. در اين قانون قيد شده است: «بيمارستان هاى مجهز براى پيوند اعضا پس از كسب اجازه كتبى از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكى، مى توانند از اعضاى سالم بيماران فوت شده يا بيمارانى كه مرگ مغزى آنان بر طبق نظر كارشناسان خبره مسلم باشد، به شرط وصيت بيمار و يا موافقت ولى ميت جهت پيوند به بيمارانى كه ادامه حياتشان به پيوند اعضاى فوق بستگى دارد استفاده نمايند.»
تمامى اين عوامل مؤيد اين مطلب است كه فرهنگ سازى در زمينه مرگ مغزى و پيوند اعضا يكى از مهمترين راهكار هاى پذيرش اين فرهنگ نوع دوستانه است. در همين راستا يكى از گام هاى مثبتى كه واحد فراهم آورى اعضاى پيوندى از چند سال پيش به منظور اخذ مساعدت افراد براى پيوند اعضاى بدنشان در صورت مرگ مغزى برداشته است، توزيع كارت هاى اهداى عضو بين شهروندان به صورت اينترنتى و از طريق سايت www.iran_ehda.com و يا به صورت حضورى است. در حقيقت داشتن اين كارت مبين اين است كه فرد رضايت دارد پس از مرگ مغزى اعضا و بافت هاى خود را به بيماران نيازمند اهدا كند. رستمى، روان شناس اين واحد در اين باره مى گويد : «اگر چه اين كارت هيچ وجاهت قانونى ندارد و در صورت بروز مرگ مغزى فرايند اهداى عضو فقط پس از رضايت ولى ميت مقدور است، اما آگاهى خانواده فرد از اين كه وى از اهداى اعضايش رضايت داشته است فرايند رضايت گيرى را به مراتب سهل و سريعتر مى كند.»
عمه دختر ۱۲ ساله اى كه دچار مرگ مغزى شده بود و براى همراهى با برادرش براى طى كردن فرايند رضايت اهداى اعضاى شقايق در بيمارستان مسيح دانشورى حضور داشت مى گويد: «شقايق هميشه هنگام مشاهده فيلم هايى در زمينه مرگ مغزى و پيوند اعضا به پدرش مى گفت كه در صورت مرگ مغزى به اهداى اعضايش رضايت دارد و دقيقاً همين امر باعث شد برادرم بدون هيچ ترديد و فوت وقتى آخرين وصيت شقايق را جامه عمل بپوشاند.»يكى ديگر از بستگان شقايق نيز معتقد است: «وقتى تصور كنيم كه قلب او زمانى كه جسمش ديگر پيش ما نيست در سينه ديگرى در حال تپيدن است، اندوه مان كمى تسكين مى يابد.»
از سويى جواد- پ كه ادامه زندگيش مديون چنين پيوندى است عنوان مى كند: «اگر درباره وخامت اوضاع بيمارانى كه نيازمند دريافت عضو پيوندى هستند اطلاع رسانى شود و افراد بدانند كه اين بيماران وخانواده هايشان چه مشكلات مالى، روحى و جسمى را بايد تحمل كنند، قطعاً راحت تر مى پذيرند كه كارت هاى اهداى عضو را پر كنند و يا پس از، از دست دادن عزيزانشان بر اثر مرگ مغزى به اهداى اعضاى او رضايت دهند.»
آمار هايى كه امروز واحد فراهم آورى اعضاى پيوندى ارائه مى كند نشان مى دهد سالانه حدود ۱۲۰ تا ۱۴۰ بيمار مرگ مغزى پس از شناسايى و اخذ رضايت از خانواده هايشان به بيماران نيازمند پيوند عضو زندگى دوباره مى بخشند درحالى كه شمار بيماران مرگ مغزى حدود ۱۰ هزار مورد است و همين اختلاف آمارى اثبات مى كند كه شناسايى و افزايش اهدا كنندگان مرگ مغزى مستلزم ايجاد بسترهاى فرهنگى و اجتماعى مناسب است تا فاصله بين عرضه و تقاضاى اعضاى پيوندى به رقم قابل قبول ترى تغيير يابد و اين مهم حاصل نمى شود مگر با اراده جمعى نهاد هاى آموزش رسمى و غير رسمى كشور براى گسترش اين فرهنگ نوع دوستانه و خداپسندانه.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |