چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۸۷ - ۲۰ ذيقعده ۱۴۲۹
Wed, Nov 19, 2008
فرهنگ و هنر
۴۰۷۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
قرآن
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
گفت و گو با بهروز مبصرى
نوازنده سه تار و پژوهشگر موسيقى:
صفحات گرامافون در دوران ماضى
[پرگل خزاعى‎/ قسمت اول]
398493.jpg
بهروز مبصرى متولد ،۱۳۳۶ در سال ۱۳۵۶ نوازندگى سه تار را نزد محمدرضا لطفى شروع كرد و در سال ۱۳۶۲ در كلاسهاى دستگاه شناسى محمدرضا لطفى شركت جست و تقريرات استاد را به رشته تحرير درآورد. در سال ۱۳۶۳ بنابر اقتضاى شغلى از تهران به ساوه مهاجرت كرد، در اين سال ها با صرف وقت بسيار به پژوهش در موسيقى با گرايش رجال شناسى و جمع آورى آثار پرداخت. در سال ۱۳۷۳ پس از بازگشت استاد محمدرضا لطفى مجدداً در كلاس هاى وى شركت جست و در همين سال به خدمت استاد كماليان رسيد و از محضر وى بهره مند گشت، حاصل اين كار كتاب گفته ها و ناگفته ها بود كه خاطرات كماليان را به رشته تحرير درآورد. وى از سال ۱۳۶۷ همكارى خود را با اداره فرهنگ و ارشاد اسلامى شهرستان ساوه آغاز كرد كه حاصل آن تربيت شاگردان و مسئوليت انجمن موسيقى بود كه تاكنون ادامه دارد. در سال ۱۳۷۲ به عنوان اولين كارشناس موسيقى استان مركزى منصوب گرديد و به اجراى پژوهش هاى متعدد در سطح استان مركزى پرداخت. وى در سال ۱۳۷۹ به جمع تدوين كنندگان برنامه نيستان در بخش ميزگرد تخصصى پيوست كه به مدت ۵ سال بيش از ۱۰۰ ساعت به بحث كارشناسى در مسائل مختلف موسيقى ايرانى پرداخت كه موفق به دريافت لوح سپاس از راديو فرهنگ گرديد. در سال۱۳۸۳ عضو شوراى عالى مركز صدا و سيماى استان مركزى گرديد كه با همت وى هنرمندان استان مركزى آثار خود را ضبط كرده و هم اكنون از رسانه ملى پخش مى گردد. پژوهش هاى متعدد و اجراى اين پژوهش ها در تالار رودكى و تالار وحدت در بخش رجال شناسى موسيقى و صفحات سنگى گرامافون از او چهره اى پژوهشگر ساخته است. وى مؤسس اولين گروه موسيقى ويژه بانوان در استان مركزى بود. بهروز مبصرى هم اكنون محقق و عضو هيأت مديره كانون پژوهشگران و نويسندگان خانه موسيقى و دبير و سخنگوى اين هيأت است.در اين مصاحبه به بحث پيرامون صفحات سنگى از آغاز تاكنون پرداخته ايم.
آقاى مبصرى! در حال حاضر چه پژوهشى در دست داريد و بر روى چه مقولاتى كار مى كنيد و همچنين توضيح مختصرى در مورد مجموعه اى كه از استاد كماليان به چاپ رسانديد، بفرماييد.
در حال حاضر ما بر روى صفحات گرامافونى كه تقريباً از 103 سال پيش(۱۲۸۴) در ايران با گويش فارسى و در مكان هاى مختلف ضبط شده اند كار مى كنيم و اسم مبحث آن Discography يا ليبل شناسى و بطور خلاصه مأخذ شناسى تاريخى است. ما در روايت هاى شفاهى موسيقى روايت هاى مغشوش بسيارى داريم اما شماره اى كه به صفحات گرامافون است نشان دهنده اين است كه چه كسى آن ها را ضبط كرده و چه كسى خوانده است، در نتيجه حتى زمان و صدابردار آن هم در بعضى از صفحات نوشته شده است كه وقتى ما اين را بدانيم، بسيارى از روايات مغشوش موسيقى حذف مى شود و مشخص مى شود كه دقيقاً آثار يك نوازنده يا خواننده چند دوره را طى كرده است. به عنوان مثال كمپانى هاى ضبط صفحات كه وارد ايران مى شدند، آن را فقط به عنوان يك كالاى صنعتى مى نگريستند و براساس شماره هاى آنها ما مى بينيم كه كمپانى ها از مصر شروع به كار كردند، به سوريه، تركيه، ايران و بعد هندوستان و عراق رفتند و پس از آن دوباره به اروپا بازگشتند. آنها در اين گشت و گذارها سرمايه گذارى مى كردند و از نمايندگان و يا خوانندگانى كه در كشورهاى خود داشتند بيشتر از ۵ اثر ضبط نمى كردند كه در اروپا تكثير شود، بازگردد و سپس جواب بازار را ببيند و دوباره از آن دعوت كنند. ما دوباره بر روى اين بخش كار مى كنيم كه در واقع خود يك نوع تاريخ جديد موسيقى است و به بسيارى از سؤالات تاريخى موسيقى پاسخ داده مى شود، ما آثار آن را هم پيدا كرديم كه اصلاً نام اين آدم ها در تاريخ موسيقى نيامده است حتى دلايل آن را هم پيدا كرديم، به اين دليل كه وقتى گرامافون در سال ۱۲۸۴ وارد مى شود به عنوان يك كالاى اشرافى بوده و عمومى نبوده است و وقتى زمان به جلو مى رود انقلاب مشروطه و نوسانات پس از آن رخ مى دهد، كمپانى ها ديگر سرمايه گذارى نمى كنند يعنى از سال ۱۲۹۱ تا ۱۳۰۵ هيچ كمپانى اى به دليل اغتشاش در اوضاع اجتماعى - سياسى ايران صفحه ضبط نمى كرد، بعد از تصويب حكومت پهلوى اول در سال ۱۳۰۵ كمپانى ها مجدداً شروع به فعاليت مى كنند، اين دوره يك عصر طلايى صفحات كمپانى نهفته شد كه خوانندگان و هنرمندان به دليل انقلاب مشروطه و فضاى آزاد سياسى تمامى آثار خود را عرضه مى كردند، تصنيف هايى مثل مرغ سحر و.‎/‎/ در سال ۱۳۰۷ سرتيپ محمد درگاهى رئيس وقت شهربانى متوجه مى شود كه گرچه گرامافون يك وسيله اشرافى است اما در آن زمان تبديل به يك وسيله عمومى شده است، لازم به ذكر است كه گرامافون اولين رسانه در ايران بوده كه وقتى اين موضوع براى آنها مسجل مى شود، قانونى را در سال ۱۳۰۷ در ۵ ماده تصويب مى كنند كه شعر و موسيقى هنرمندان بايد به وسيله اداره شهربانى و اداره امور نظام مملكتى كنترل شود. به اين ترتيب بعد از سال ۱۳۰۷ هنرمندانى كه قبل از آن سال آثارى از آنها ضبط شده بود ديگر بعد از آن دوره فعاليت نمى كردند. مثل ملك الشعراى بهار، جمال صفوى و.‎/‎/ به اين دليل كه مسئول كنترل، اجازه فعاليت و كار را نمى داده در نتيجه ملك الشعراى بهار از ترانه سرايى كنار مى رود و جاى آن را امير جاهد مى گيرد كه فرق آنها در اين بوده كه بيشتر ساخته هاى آقاى جاهد براى حكومت پهلوى بوده است. از اين تاريخ به بعد آهنگسازى شكل دستورى مى گيرد و ديگر آن كارهاى زيبا كه به صورت آزاد و خلاقانه بود ديده نمى شود و كمپانى ها بيشتر مى شوند.
ضبط صفحات سنگى در ايران از چه سالى شروع شد
كمپانى گرامافون سفر خود را از آسياى ميانه در سال ۱۲۸۴ شروع كرد و بعد از چند هفته اقامت در تهران مجوز پيدا مى كند كه به حضور مظفرالدين شاه برسد و چند اثر از وى ضبط كند ‎/ ناگفته نماند كه مظفرالدين شاه در سفرهاى قبل خود به اروپا با گرامافون آشنايى داشت. در درجه اول ما ۳ مرحله ضبط در همان سال داريم، يك مرحله آن به وسيله ژنرال لومر فرانسوى ضبط مى شود كه دسته هاى اعتضاديه و دسته هاى مدرسه دارالفنون بودند (صفحاتى از آنها ضبط مى شود)‎/ به علت بيمارى ژنرال لومر، او كنار مى رود و اكبرخان شاهى به جاى ايشان مى آيد و مسئوليت ضبط را به عهده مى گيرد كه فكر مى كنم دستگاه نوا و شور و احتمالاً سه گاه را ضبط مى كند، باز او هم به علت كهولت سن كنار مى رود و ميرزاحسين قلى وارد كار مى شود، زمانى كه ميرزاحسين به عنوان رئيس ضبط موسيقى اين مسئوليت را به عهده مى گيرد دوسوم صفحات ضبط شده بود و دستگاه چهارگاه، ماهور، راست پنجگاه و همايون را با آواز سيد احمدخان ضبط مى كنند. يعنى در واقع ما مجموع ۷ دستگاه را در سرى اول داريم. اين كمپانى قالب ها را در ايران ضبط مى كرد و به صورت دستى به لندن مى فرستاد كه تيراژ آنها ۲۰ عدد و قيمت آن ۲ تومان بود و به دليل نبود برق در آن زمان تمام مراحل به صورت مكانيكى انجام مى شد. پس از ۲۰ سال قيمت آن به ۷ ريال مى رسد و عمومى مى شود كه در سال ۱۳۰۷ مقاله اى از عبدالحسين حجازى در روزنامه اطلاعات به چاپ رسيده بود كه از ميدان توپخانه تا ميدان اسدآباد 16 قهوه خانه بود كه همگى گرامافون داشتند، اين نشان دهنده عمومى و همگانى شدن گرامافون بود، اما نكاتى كه در سرى اول ضبط تهران وجود دارد:
۱- درويش خان شاگرد ميرزاحسين قلى در آن زمان ۳۲ سال و سيد احمدخان ۵۲ سال داشت، اولين اثر درويش خان در ماهور بوده كه به دستور ميرزاحسين قلى ضبط مى شود. يعنى او بينشى بر شاگردان ارشد خود داشت و مى دانست آنها داراى محتوا هستند، جالب اين كه اثرى هم كه از درويش خان ضبط شده با تار ۶ سيم بوده، نخستين اثرى كه در ماهور با آواز سيد احمد خان ضبط شده و در جمع نوازندگان بزرگ مثل ميرزا عبدالله، ميرزا حسين قلى، غلامرضا شيرازى و ميرزا اسدالله خان زياد مطرح نبود.
۲- اولين صفحه اى كه از ميرزا حسين قلى ضبط مى شود در كنار ماوراءالنهر است، اين نكته جالب تاريخى است كه ميرزا حسين قلى اولين اثرى كه از خودش با آواز سيداحمد خان ضبط كرده اشاره به گوشه هايى دارد كه آن طرف مرزهاى جغرافيايى ايران است كه انديشه بلند ايشان را مى رسانده، اشاره به اين داشته باشد كه آن طرف مرزهاى جغرافيايى هم خيلى چيزها متعلق به ايران است و سپس شروع به ضبط دستگاه چهارگاه مى كند.
۳- آخرين صفحه اى كه ضبط مى شود متعلق به دماوندى بوده كه در حضور سفير انگليس انجام مى شود و خود در مصاحبه اى اعلام مى كند كه وقتى اذان گفتم سفير انگليس ۲ ليره استرلينگ داد و من آن را پس دادم و گفتم كسى براى اذان گفتن پول نمى گيرد. اين مصاحبه اى بود كه ايشان در اين سرى صفحات انجام داده بود.
بعد از ضبط اولين صفحات در ايران چه كسانى براى ضبط صفحه به خارج از ايران سفر كردند
سال ۱۹۰۶ اولين صفحات در تهران ضبط مى شود و سال ۱۹۰۹ شركت گرامافون نمايندگى در ايران تأسيس مى كند كه «هامبارسون» نام داشت، اين شركت و ۵ نفر به نام هاى ميرزا حسين قلى رئيس هيأت، سيداحمد خان به عنوان (خواننده)، باقرخان (نوازنده كمانچه)، ميرزا عبدالله (تار و سنتور) و محمدباقر (تنبك) سرمايه گذارى مى كنند. اين تجربه براى كمپانى به وجود آمده بود. حمل و نقل اين قالب هايى كه در تهران ضبط شده تا به اروپا برود، تكثير شود و بازگردد حداقل ۶ ماه طول مى كشيده و از نظر هزينه براى شركت مقرون به صرفه نبوده در نتيجه تصميم مى گيرند تا هنرمندان به پاريس بروند، وقتى آن ۵ نفر به پاريس مى روند قراردادى را با هامبارسون مى بندند كه سند اصلى آن در اداره اسناد ملى موجود است و امير منصور هم در جزوات سنگى اين قرارداد را چاپ كرده، در اين قرارداد اشاره شده كه ۱۵ هزار صفحه و ۲۰ عدد تيراژ توليد شود و در قرارداد نوشته شده بود كه ۲۰۰ عنوان صفحه به وسيله هنرمندان وارد تهران شود، هامبارسون اين كار را نمى كند و ۷۰۰ صفحه يا تقريباً ۳۵ عنوان وارد مى كند، متأسفانه هنگام ورود صفحات جنگ هاى داخلى ايران شروع مى شود و بعد از ۳ سال سيداحمدخان به خاطر وارد نكردن باقى صفحات شكايت مى كند، اين قرارداد در مقابل ۱۲۰۰ فرانك پول رايج فرانسه بسته مى شود و در پاريس هم اين قرارداد بسته شد. 3 سال پس از شكايت سيداحمد خان به دليل روسى الاصل بودن هامبارسون و حضور سفير روسيه در جلسات محاكمه و قانون كاپيتولاسيون، سيداحمدخان مى تواند كارى از پيش ببرد. در واقع ما از سفر اول هنرمندان، ۳۵ عنوان صفحه داشتيم كه از اين ۳۵ عنوان ۶ عنوان را بيشتر پيدا نكرديم و ما از كسانى كه اين صفحات را در آرشيو خود دارند. خواهشمنديم آنها را در اختيار ما قرار دهند و عكس اين ۵ نفر بر صفحات چاپ شده است. در قرارداد به مطلبى اشاره شده كه آنها با دوكمپانى ادن يا سرزمين خورشيد در فرانسه و كمپانى گلبوس در آلمان قرارداد بستند. كمپانى گلبوس در لندن ضبط مى كرده و در آلمان تكثير مى شده و تكنولوژى صفحات آن هم پيشرفته تر از صفحات ادن بود، صفحات آن دورو بوده، صفحات ادن هم دورو است اما جنس آن بهتر است. جنس صفحات از ذغال سنگ و قير است.
اين گروه ۵ نفره به وسيله ايرانيانى كه در لندن بودند دعوت به كنسرت شدند كه در آنجا صفحات گلبوس را ضبط كردند ولى هامبارسون به دليل اين كه نماينده شركت گرامافون بود و تعيين مى كرد كه چه كسى به سفر برود، آنها را از لندن برمى گرداند. از صفحات گلبوس ۴ عدد بيشتر در دست نيست و نمى دانيم باقى آنها كجاست ولى نام كمپانى گلبوس در هيچ يك از كتب تاريخى ذكر نشده است، البته نكات خيلى زيادى دراين قرارداد است. حتى در سال ۱۹۰۹ يعنى ۳ سال بعد از سفر اول هيأت ۸ نفره شامل درويش خان، باقرخان، ميرزا اسدالله خان، حسين خان هنگ آفرين، اكبرخان فلوتى، مشير همايون شهردار و قلى خان به لندن سفر مى كنند.
398451.jpg
سيداحمد خان و ميرزا حسين قلى به دليل شكايت سيداحمد خان ديگر شركتى نداشتند و سيد احمدخان در جلسات محاكمه اشاره به اين مى كند كه تجارت صفحه با ما بوده چرا اين ۸ نفر به اين سفر رفتند. فهرست كامل صفحاتى كه در لندن ضبط شده در جزوات سنگى منصور وجود دارد حتى روز به روز نوشته شده كه چه آثارى در چه روزى ضبط شده است، مسئله ديگرى كه در آنجا اتفاق مى افتد اين كه پيانو در استوديو قرار داشته و آنها نمى توانستند براى هر ضبط پيانو را از آنجا خارج كنند. بنابراين وقتى پيانو در استوديو ثابت بوده اين به مشير همايون شهردار اجازه ضبط صفحات بيشترى را مى داده كه در اين بين يك سرى اختلاف نظر بين ايشان و درويش خان پيش مى آيد. به همين دليل ما از درويش خان در اين سفر چيزى حدود ۱۲ يا ۱۳ اثر بيشتر نداريم و بيشتر آثار پيانوست و اين اختلافى بوده كه اصولاً گروه هاى موسيقى با هم در آنجا داشتند و بخش ديگر آغاز كارهاى اركسترال بعد از حكومت مشروطه در ايران بود، در اين سرى ضبط ها نشان داده مى شود كه اركسترها كم كم جاى تكنوازى و تك خوانى را مى گيرند.
به عنوان مثال خود ميرزاحسين قلى با كمپانى گلبوس صفحه اى را با نام اركستر اژن دره ضبط كرده است و نكته جالب اين كه يك سال قبل از سفر ميرزاحسين قلى به پاريس، او را مى شناخت و صفحه آن هم موجود است كه در آن يكى از آثار ميرزاحسين قلى به وسيله گارد رياست جمهورى فرانسه نواخته شده است و همانطور كه مى دانيد لومر رئيس موزيك ايران، فرانسوى بوده و اين احتمال وجود دارد كه همين ساخته ميرزا حسين قلى را به نت نوشته باشد و براى هنرمندان پاريس فرستاده باشد.
فهرست كامل آثارى كه در سفر دوم به لندن بوده به صورت خيلى منظم موجود است، زيرا به خاطر شكايت سيد احمدخان ديگران دقت كردند تا ديگر كلك تجارى و ادارى نخورند در نتيجه سرى كامل صفحات لندن پس از ۶ ماه وارد ايران و حتى چندين نمونه هم بازتوليد مى شود. اولين قانون نقض كپى رايت (كه امروزه براى توليدكنندگان آثار صوتى مشكل ساز است) در تاريخ موسيقى ايرانى مربوط به همين سفر لندن است كه روى يك صفحه آرم شير و خورشيد و در استامبول ضبط شده است روى آن نوشته شده آواز طاهرزاده و كمانچه باقرخان و همچنين نام حاجى ابراهيم يوسف اف درج شده كه يهودى و وارد كننده كبريت در ايران بوده است و خيلى ارزان اين صفحه در تهران فروخته مى شد.
در سفر سوم به تفليس ۵ نفر شامل دوامى، اقبال آذر و طاهرزاده به اتفاق باقرخان و درويش خان حضور داشتند كه آنها ديگر كار موزيك يا كار اركسترى انجام نمى دهند و به اصل خود كه رديف منظم دستگاهى بوده برمى گردند منتها ما در سرى اول فقط رديف منظم 7 دستگاه را مى بينيم ولى در سرى صفحات تفليس اين را نمى بينيم. متأسفانه تا امروز قرارداد تفليس در دست نيست ولى قرارداد پاريس ۱۹۰۷ و قرارداد لندن ۱۹۰۹ را دراختيار داريم كه درويش خان آن را به زبان فرانسه امضا كرده و نشان مى دهد كه ايشان زبان فرانسه هم مى دانستند. صفحات قرارداد تفليس در كارخانه ريگا توليد مى شود كه پايتخت لتوانى فعلى است، اين صفحات متأسفانه به علت بروز جنگ جهانى اول ۱۹۱۴ خيلى كم به ايران وارد مى شود و تا الآن كه اين آرشيوها را ديديم شايد چيزى حدود ۲۰ عدد باشد. يعنى ما از ۳سفر خارج فقط مجموعه لندن را داريم.
ادامه دارد


|   شناسنامه   |   آرشيو   |