|
با امضاى تفاهمنامه ميان تهران - آنكارا
صفحه ۳ ايران اقتصادى
|
|
|
|
صفحه ۲ ايران اقتصادى
|
|
|
|
صفحه ۲ ايران اقتصادى
|
|
|
|
صفحه ۴ ايران اقتصادى
|
|
|
|
ديدگاه
|
|
|
|
|
با امضاى تفاهمنامه ميان تهران - آنكارا
تركيه گاز ايران را به اروپا مى برد
صفحه ۳ ايران اقتصادى
|
|
|
|
|
انتشار يك ميليارد دلار اوراق قرضه بين المللى
صفحه ۲ ايران اقتصادى
|
|
|
|
|
طرح هاى زودبازده 43 هزار ميليارد تومان ديگر مى خواهد
صفحه ۲ ايران اقتصادى
|
|
|
|
|
مخابرات 13 تومان سود مشروط تقسيم مى كند
صفحه ۴ ايران اقتصادى
«۱۳ تومان به ازاى هر سهم آن هم به صورت مشروط» اين نتيجه حدود ۵ ساعت چانه زنى سهامداران مخابرات براى دريافت سود از سهمى بود ///
|
|
|
|
|
ديدگاه
تكيه بر قابليت هاى ايرانى
[سيدعلى امامى ] گنجشك ها در آسمان پرواز مى كنند، روى نازكترين شاخه هاى درخت مى نشينند و با صداى بلند شروع به آواز خواندن مى كنند. آنها مطمئن هستند اگر شاخه درخت شكست مجدداً مى توانند پرواز كنند، شاخه اى ديگر پيدا كنند، روى آن بنشينند و آواز خود را با صداى بلندتر سر دهند. اين مثالى است كه آمارتياسن اقتصاددان هندى و برنده جايزه نوبل ۱۹۹۸ براى كشورهاى توسعه يافته مى زند. او كه راز توسعه يافتگى را در افزايش قابليت انسان ها مى داند با اين مثال مى خواهد بگويد كه كافى است، انسان هاى يك جامعه توانايى هاى خود را افزايش دهند تا به همان ميزان بر سرعت رشد و توسعه آنها افزوده شود. اقتصاد ايران پنج برنامه توسعه در قبل از انقلاب و چهار برنامه توسعه پس از انقلاب را تجربه كرده است. در هر يك از اين برنامه ها استراتژى ها و سياست هايى متفاوت در دستور كار قرار داده است اما نگاهى به گذشته بيانگر اين حقيقت است كه بى ترديد يك استراتژى بلندمدت واحد در كشور وجود نداشته است و هنوز پس از سال ها، محوريت و الگوى توسعه اقتصادى كشور مشخص نيست. در طى اين سال ها در متون و تحليل هاى اقتصادى و نيز در سندهاى برنامه هاى توسعه مباحثى چون توسعه مبتنى بر بخش كشاورزى، صنعتى شدن، استراتژى هاى تجارى برون گرا و درون گرا و.// مانند آن، طرح شده و درخصوص نقش دولت و بازار و مسئله خصوصى سازى و آزادسازى بسيار سخن گفته و نوشته شده است. با اين حال هنوز براى سياستگذاران و برنامه ريزان اقتصادى اين وفاق حاصل نشده است كه بالاخره بايد به كدام سو بنگريم و مبناى حركت توسعه ما و استراتژى بلندمدت ما چه باشد از طرف ديگر از نظر تئوريك هنوز ما معناى دقيقى از مفهوم توسعه كسب نكرده ايم. بدين معنا كه آيا الزاماً هر كشورى فرايند صنعتى شدن را طى نمايد آن كشور توسعه يافته است آيا ما به عنوان يك كشور در حال گذار بايد الزاماً مثل آلمان يا فرانسه امروزى بشويم تا بتوانيم در جرگه كشورهاى توسعه يافته قلمداد شويم آيا نمى توان قائل به مفهومى از توسعه بود كه بتوان با حفظ هويت فرهنگى خود، به آن دست يافت بدين مفهوم كه نقش اخلاق و معنويت محور توسعه باشد، موضوعى كه تاكنون مغفول مانده و اكثر استراتژى هاى توسعه برمبناى صرف اقتصادى تدوين شده است. به هر حال آنچه از يك برنامه توسعه انتظار مى رود، شناخت دقيق و كامل از وضعيت موجود است تا براساس آن وضعيت مطلوب كه با شرايط و فرهنگ جامعه ما همخوانى دارد، تبيين شود. طبيعى است كه براى حركت از وضعيت موجود به وضعيت آرمانى، احتياج به استراتژى است كه در واقع محور حركت است. تمام اين موارد كه منتج به برنامه مى شود، احتياج به نگاه جامع و سيستماتيك دارد تا تمام ابعاد اقتصادى، اجتماعى، سياسى و فرهنگى آن را در بر گيرد. اكنون كه ۵۵ سال از نظام برنامه ريزى در كشور مى گذرد و دستگاه هاى دولتى در حال تدوين مقدمات برنامه پنجم توسعه هستند، ديگر جايز نيست كار به آزمون و خطا بگذرد و راه هاى گذشته دوباره پيموده شود. آنچه از اهميت ويژه برخوردار است، درس گرفتن از وقايع اخير جهانى است تا استراتژى توسعه كشور برمبناى قابليت هاى مردم ايران تدوين شود. تكيه زدن بر توانايى هاى كشور و بسترسازى براى شكوفاسازى قابليت ها بايد محور تدوين برنامه پنجم باشد.
|
|
|
|