[تنظيم: شقايق آرمان]
به صورت هاى ما خوب نگاه كن. صدايمان را خوب بشنو و به ذهن بسپار. دندان هايمان به هم قفل شده اند / اگر بغض مى كنيم براى اين نيست كه مثل بچه هاى ديگر مدادرنگى و آبرنگ تازه مى خواهيم، نه ! ما گم شده ايم. بعضى هايمان را هم گم كرده اند. شايد آن هايى كه رهايمان كردند نمى دانستند كه روزى چقدر دلتنگشان مى شويم /
پسربچه بى خانمان
رضا احمدى ۵ ساله است. او ۱۰ شهريور امسال وقتى بى خانمان ها را جمع مى كردند به شيرخوارگاه آمنه سپرده شد. نام مادرش ژيلا سلطانى و پدرش نادر است / از دو ماه پيش تا به حال دلتنگ خانواده اش است / دلش مى خواهد خانه اى داشته باشد مثل بقيه بچه هاى هم سن و سالش تا آرزوهايش را در سبد كودكى هايش بريزد. كمكش مى كنى تا پدر و مادرش را بيابد
مرا در شهريار رها كردند
حسين سه ساله ۳۲ شهريور۷۸ در خيابان اميديه شهريار پيدا شد / پس از هماهنگى اداره سرپرستى و ستاد پذيرش به شيرخوارگاه آمنه معرفى شده. حالا اين عكس تمام نشانى اوست. اگر پيدانشود تا آخرين روز عمر يك گم شده مى ماند / گم شده اى بى هويت كه هيچ حرفى براى گفتن نخواهد داشت.
بغض پسر بچه ۳ ساله
صاحب اين عكس را «معين» صدا مى زنند. با اين كه سه ساله است هر روز بغض مى كند. 12 مهر امسال در خيابان رها شده بود كه مأموران كلانترى ۵۴۱ ونك پيدايش كرده و به شيرخوارگاه منتقلش كردند. عكسش را خوب نگاه كن. آيا خانواده اش را مى شناسى
«دست تقدير ما كوچولوها را تا اين جا آورده است. كاش هيچ وقت جاى ما بچه هاى گم شده نباشيد / اگر نام و نشانمان را مى دانيد با گروه جويندگان عاطفه روزنامه ايران ـ ۸۸۷۶۱۶۲۱ ـ تماس بگيريد و كمكمان كنيد. شايد اين طورى يك روزى در يك جايى بالاخره بغض هاى ما هم طعم لبخندى كودكانه و ماندگار را حس كند.»