|
داورى؛ حل اختلافات حقوقى به شيوه مسالمت آميز
[مجيد ابراهيمى ـ وكيل پايه يك دادگسترى ] متأسفانه در سال هاى اخير به دلايل مختلفى كه شرح و بسط آن خارج از اين مقوله است، سالانه پرونده هاى بى شمارى اعم از حقوقى و كيفرى در دادگسترى ها مطرح مى شود كه رسيدگى به اين حجم از پرونده مسلماً مستلزم صرف وقت و هزينه سنگينى براى جامعه و بويژه قوه قضائيه است. از اين رو مى بايستى به دنبال راهكارهاى مفيدى بود كه علاوه بر جلوگيرى از پيدايش و يا گسترش اين گونه اختلافات در صورت بروز بتوان با صرف كمترين هزينه و كمترين وقت آن را به سرعت و عادلانه حل نمود يكى از اين راهكارها در كنار تشكيل شوراهاى حل اختلاف، رونق و گسترش نهاد داورى و رجوع به داور است؛ نهادى كه متأسفانه به دلايل مختلف ازجمله ناآگاهى عمومى نسبت به قوانين داورى تاكنون به نحو شايسته اى گسترش نيافته و به نوعى مهجور مانده است. بدين جهت در اين نوشتار قصد داريم تا به طور موجز فوايد و قوانين حاكم بر داورى را به طور خلاصه مورد بحث قرار دهيم: تعريف داورى: به طور ساده مى توان داورى را چنين تعريف نمود: حل اختلاف يا اختلافات با توافق طرفين دعوا به وسيله شخص يا اشخاصى، قبل يا بعد از بروز اختلاف و بدون رعايت تشريفات آئين دادرسى حاكم بر دادگاه. بدين ترتيب با تراضى طرفين قرارداد و يا طرفين دعوا مى توان يك و يا چند نفر را به عنوان داور معين نمود تا در صورت بروز اختلاف، اين داور يا داوران بتوانند در اختلاف پيش آمده دخالت كرده و نسبت به آن رأى صادر نمايند. البته افرادى هستند كه حتى با تراضى طرفين دعوا نيز نمى توانند به عنوان داور انتخاب شوند كه عبارتند از: ۱- اشخاصى كه فاقد اهليت قانونى هستند. ۲- اشخاصى كه به موجب حكم قطعى دادگاه و يا در اثر آن از داورى محروم شده اند. ۳- كليه قضات و كارمندان ادارى شاغل در محاكم قضايى در اين خصوص با توضيحاتى كه در موارد فوق به آن اشاره شد برخى از مزاياى رجوع به داورى به شرح زيرند: الف) جلوگيرى از اطاله دادرسى: از آنجا كه قانون داورى تابع قوانين و تشريفات آئين دادرسى در دادگاه نمى باشد لذا طرفين دعوا با توافق باهم و رضايت داور يا داوران خويش مى توانند شرايطى را فراهم آورند تا در جريان رسيدگى تسريع به عمل آمده و اختلاف پيش آمده با سرعت بيشترى حل و فصل شود از جمله مواردى را كه مى توان بعضاً به عنوان يكى از دلايل اطاله دادرسى در دادگاه هاى كشورمان به آن اشاره نمود، بحث ابلاغ ها است كه متأسفانه به دليل قديمى بودن شيوه ابلاغ و پاره اى از مشكلات ديگر مشاهده مى شود كه براى هر ابلاغ دو تا سه ماه وقت صرف مى شود اين در حالى است كه امكان دارد در يك پرونده علاوه بر ابلاغ وقت دادرسى و ابلاغ دادنامه، ابلاغ هاى ديگرى نيز نياز باشد در حالى كه طرفين دعوا در داورى مى توانند با توافق، مكان و يا طرق خاصى از جمله تلفنى، SMS، ايميل، فكس و /// را براى ابلاغ ها در نظر بگيرند تا از اطاله دادرسى جلوگيرى شود. ب) امكان بالاى صلح و سازش در جريان داورى: عموماً داورى را كه طرفين تعيين مى نمايند، فردى است قابل اعتماد طرفين دعوا، از اين رو داور منتخب از توانايى زيادى در ايجاد طبع و آشتى بين طرفين برخوردار است به نحوى كه خيلى از قضات عموماً از چنين امتيازى برخوردار نمى باشند، طرفين دعوا حتى مى توانند به داور اختيار صلح بدهند در اين صورت صلح نامه اى كه به امضاى داوران رسيده باشد معتبر و قابل اجراست. ج) صرف هزينه كمتر و بعضاً رايگان طرفين دعوا مى توانند با رضايت داور يا داوران خويش با هزينه اى كم و حتى به طور رايگان بويژه در مواردى كه داور يا داوران با توافق طرفين انتخاب مى شوند از خدمات داور يا داوران منتخب استفاده نمايند اين ويژگى در دعاوى مالى كه خواهان و يا خوانده ملزم به پرداخت هزينه دادرسى به دادگسترى اند به خوبى مشهود است. د) صدورآراى تخصصى و عادلانه تر: به دليل آزادى عمل در انتخاب داور يا داوران توسط طرفين (امتيازى كه اعمال آن در دادگاه ها غيرممكن است) طرفين مى توانند فرد يا افراد مورد اعتماد و متخصص را انتخاب نمايند كه كاملاً بر موضوع قرارداد يا دعوا اشراف و تسلط كافى داشته باشند وجود چنين امتيازى كمك بسزايى در عادلانه تر شدن آراى صادره توسط داور و يا داوران است. حال بعد از اين كه برخى از مزاياى مهم داورى و تعيين داور را برشمرديم شايد اين سؤال مطرح شود كه چه ضمانت و يا ضمانت هاى اجرايى براى اجراى رأى داور يا داوران وجود دارد در واقع آيا اصولاً قانونگذار از آراى صادره توسط داور يا داوران منتخب طرفين دعوا حمايت كافى مى نمايد يا نه و در صورت اشتباه و يا قصور داور يا داوران تكليف چيست مطابق ماده ۴۸۸ قانون آئين دادرسى مدنى هرگاه محكوم عليه [كسى كه به موجب رأى داور محكوم شده است] تا بيست روز بعد از ابلاغ، رأى داورى را اجرا ننمايد، دادگاه ارجاع كننده به داورى و يا دادگاهى كه صلاحيت رسيدگى به اصل دعوا را دارد مكلف است به درخواست طرف ذينفع طبق رأى داور برگ اجرايى صادر كند. اجراى رأى برابر مقررات قانونى مى باشد. بدين ترتيب همانطور كه ملاحظه مى شود اجراى رأى داور، زيرنظر دادگاه صلاحيت دار بوده و از ضمانت اجراى كافى برخوردار است. از سوى ديگر قانونگذار علاوه بر فرصت اعتراض به رأى داور يا داوران به طرفين دعوا و امكان ابطال رأى ايشان از طرف دادگاه صلاحيت دار در فرجه قانونى (۲۰ روز پس از ابلاغ رأى داور يا داوران) براى اعمال و اقدامات داور يا داوران صادركننده رأى نيز مسئوليت هايى اعم از حقوقى و كيفرى در نظر گرفته است، مطابق ماده ۵۰۱ قانون آئين دادرسى مدنى «هرگاه در اثر تدليس، تقلب يا تقصير در انجام وظيفه داوران ضرر مالى متوجه يك طرف يا طرفين دعوا شود، داوران برابر موازين قانون مسئول جبران خسارات وارده خواهند بود.» در پايان اميد است در كنار گسترش شوراهاى حل اختلاف و تخصصى كردن دادگاه ها، فرهنگ استفاده از داور يا داوران در حل وفصل اختلافات حقوقى نيز در بين مردم روز به روز افزايش يابد تا ان شاءالله بدين وسيله علاوه بر كاهش پرونده ها در دادگسترى، اختلافات حقوقى مردم نيز به نحو مسالمت آميزى حل و فصل شود.
|