|
گفت وگو با پرويز شهدى، مترجم
رمان هاى جنگ و سياست
|
|
|
[ساير محمدى / بخش اول ] گروه فرهنگ و هنر: «دزيره» عنوان رمانى به قلم آن مارى سلينكو نويسنده گمنام اتريشى است كه چهره واقعى و ويژگى هاى ذاتى ناپلئون را به عنوان شخصيتى مؤثر در تاريخ فرانسه و جهان ترسيم مى كند. اين رمان كه نزديك به پنج دهه قبل از سوى چند تن به فارسى ترجمه و منتشر شده بود، اخيراً با برگردان پرويز شهدى از سوى نشر صداى معاصر و انتشارات مجيد به بازار آمده است. پرويز شهدى از جمله مترجمان فعال و حرفه اى در عرصه ادبيات امروز است كه فعاليتش را هنگام تحصيل و اقامت در بروكسل حوالى سال ۴۸ با ترجمه رمان «مهتاب» اثر پى ير لامور كه سرگذشت دوبوسى موسيقيدان بزرگ فرانسوى و «شاعر سرگردان» اثر كنيون سرگذشت شرلى شاعر معروف انگليسى بود آغاز كرد. اين دو كتاب توسط انتشارات معين چاپ و منتشر شده اند. شهدى در ترجمه آثار شاخص از نويسندگان بزرگ جهان هم به رمان كلاسيك نظر دارد و هم رمان نو به همين خاطر در كارنامه اش از رمان «شرق بهشت» جان اشتاين بك و «فراز و نشيب زندگى بدكاران» بالزاك تا رمان هاى «سال گذشته در مارين باد» و «پاك كن ها» از آلن رب گرى يه را مى بينيم. پرويز شهدى مدتى است كه ترجمه رمان «خانواده نفرين شده كندى» اثر مارگ دوگن فرانسوى را به پايان برده و براى اخذ مجوز تحويل وزارت ارشاد اسلامى داده است. از همين نويسنده دو كتاب ديگر به نام «اتاق چهره هاى فروريخته» و «ييلاق انگليسى» آماده چاپ است. شهدى هم اكنون بنا به سفارش ناشرش، رمان معروف «برادران كارامازوف» داستايفسكى را در دست ترجمه دارد. آقاى شهدى از آثار تازه چه خبر دو - سه رمان تازه دارم از يك نويسنده فرانسوى كه با چاپ و انتشار اين آثار در ايران معرفى مى شود. كار اولين رمان از اين نويسنده مدتى است به پايان رسيده. اين رمان با نام «خانواده نفرين شده كندى» به زودى منتشر خواهد شد و نويسنده اش هم مارك دوگن است. اين رمان براساس سرگذشت و زندگى ادگار هوور نوشته شده كه مدت ۴۸سال رئيس I.B.F و A.I.C بوده است. اسم اصلى كتاب هم «نفرين ادگار» بوده و با همين عنوان در فرانسه منتشر شد اما چون ادگار نام و چهره شناخته شده اى در بين علاقه مندان ادبيات ايران نيست و با توجه به اينكه بخش بزرگى از مطالب اين كتاب به زندگى خاندان كندى از پدر تا نوه اختصاص دارد، نام كتاب را «خانواده نفرين شده كندى» گذاشتم. نويسنده در اين كتاب به خانواده كندى ها مى پردازد؛ اما موضوع و محور اثر سرگذشت رئيس سازمان سيا و اف .بى.آى است كه ادگار هوور نام دارد. از همه مهمتر اينكه نويسنده، سياست هاى سنتى و زيربنايى امريكا را - كه اجازه نمى دهد هيچ كس غير از حلقه ياران وفادار به قدرت برسد - به بهترين نحو افشا مى كند. گويا دو كتاب ديگر هم از اين نويسنده يعنى مارك دوگن آماده چاپ كرده ايد. اين دو كتاب در چه زمينه اى است و با چه عناوينى منتشر مى شوند يكى از اين دو رمان «اتاق چهره هاى فروريخته» نام دارد. اين كتاب هم براساس يك واقعه نيمه مستند نوشته شده و مربوط به جنگ جهانى اول است و به افراد و جوان هايى كه در جريان اين جنگ بر اثر اصابت تركش خمپاره قسمتى از سر و صورتشان متلاشى شده مى پردازد و به رزمندگانى كه قسمتى از لب و دهان، بينى و چشم خود را از دست داده اند، اختصاص دارد كه خيلى راحت و آسان نمى توانند در اجتماع ظاهر شوند. در حالى كه بقيه اعضاى بدن آنها سالم است و مى توانند منشأ خدمات زيادى باشند. نويسنده در اين رمان يك فاجعه وحشتناك را ترسيم مى كند. رمان ديگر اين نويسنده با چه عنوانى منتشر مى شود من رمان ديگر اين نويسنده كه نام اصلى اش «ييلاق انگليسى» است را به اسم يكى از شخصيت هاى اصلى و محورى رمان يعنى «جوليا» منتشر خواهم كرد. اين رمان، اثرى نيست كه بر مبناى رويدادها و شخصيت هاى سياسى و تاريخى نوشته شده باشد، بلكه يك رمان روانشناختى است كه به زندگى يك لرد انگليسى مى پردازد كه در عين ثروت و مكنت، احساس فقر و تنگدستى مى كند و از زندگى بيزار است. غير از اين آثار، كار ديگرى هم در دست ترجمه يا انتشار داريد من بنا به پيشنهاد ناشرم، ترجمه تازه اى از رمان «برادران كارامازوف» داستايفسكى را به پايان برده ام كه در آينده اى نزديك منتشر خواهد شد. مى دانيد كه قديمى ترين ترجمه «برادران كارامازوف» متعلق به مشفق همدانى بود كه نزديك به پنج دهه از ترجمه آن مى گذرد. البته ايشان با ترجمه آثار داستايفسكى و شناساندن او به جامعه ادبى ايران خدمات بزرگى به فرهنگ و ادبيات فارسى كرده است. يك ترجمه ديگر هم از اين رمان به قلم صالح حسينى حدود بيست سال قبل منتشر شده است. بنابراين ناشرى كه ترجمه «شرق بهشت» و «دزيره» از من را منتشر كرده، پيشنهاد ترجمه برادران كارامازوف را به من داده كه پذيرفتم. شما اين آثار را از زبان فرانسوى ترجمه مى كنيد من اين رمان را از روى ترجمه فرانسوى اش به فارسى برگردانده ام با اين توضيح كه با متن انگليسى هم مقابله كرده ام. مى دانيد كه دو رمان مشهور داستايفسكى يعنى «ابله» و «شياطين» را آقاى سروش حبيبى از زبان روسى به فارسى ترجمه و منتشر كرده است. تا آنجا كه من اطلاع دارم رمان «برادران كارامازوف» غير از اين دو ترجمه، ترجمه ديگرى نداشت. البته من علاقه داشتم كه اين دو اثر بزرگ داستايفسكى را هم ترجمه كنم. اما اين يك ريسك بزرگ است كه كسى سال ها وقتش را صرف ترجمه چنين رمان هايى بكند اما در پايان كار، ناشرى براى چاپ آن پيدا نشود. اگر رمان «برادران كارامازوف» را هم ترجمه كرده ام بنا به سفارش ناشرى بود كه علاقه مند چاپ اين رمان شده بود. رمان «شرق بهشت» جان اشتاين بك را با چه انگيزه اى ترجمه كرده ايد مى دانيد كه از جان اشتاين بك، رمان «خوشه هاى خشم» در ايران معروف است. به اين خاطر كه «خوشه هاى خشم» رمانى بود كه در برهه اى در اغلب نقاط جهان خوانده مى شد، چون مبارزه و استثمار كارگران را روايت مى كرد و الآن ديگر تاريخ مصرف آن تمام شده و از سكه افتاده است. اما «شرق بهشت» يك رمان عميق فلسفى و تفكربرانگيز است كه در همه زمان ها خواننده خودش را دارد. چند وقت پيش در جايى خواندم كه هنوز جزو ده رمان كلاسيك و پرفروش امريكاست. ترجمه اين رمان در ايران با استقبال خوبى روبه رو شد. يعنى پس از انتشار در اولين فصل سال در آخرين فصل سال تجديد چاپ شد. «دزيره» هم از جمله رمان هايى بود كه چند ترجمه از آن در دهه پنجاه منتشر شد و برخى از اين ترجمه ها هنوز هم تجديد چاپ مى شوند.
|