|
گزارش نقد وبررسى كتاب «مبانى زبان شناسى متن» تأليف پرويز البرزى
«متن»؛ رويداد ارتباطى ثبت شده
|
|
|
يكصد و نود و پنجمين نشست سراى اهل قلم با موضوع نقد و بررسى كتاب «مبانى زبان شناسى متن» تأليف پرويز البرزى برگزار شد. به گزارش فارس، دكتر نگار داورى اردكانى در اين نشست تصريح كرد: مبانى زبان شناسى متن نخستين كتابى است كه به شكل كاربردشناسى در حوزه زبان شناسى به تأليف درآمده است. بين زبانشناسان اتفاق نظر درباره مسئله «گفتمان» وجود ندارد. شايد يكى از اختلاف نظرهايى كه بنده با مؤلف كتاب «مبانى زبان شناسى متن» دارم اين است كه به عقيده من «تحليل گفتمان» يك اصطلاح شاملى نسبت به «زبان شناسى متن» است. اگر بخواهيم بگوييم «تحليل گفتمان» چيست بايد گفت هماهنگونه كه در كتاب آمده: «بررسى واحدها يا عناصر زبانى بزرگتر از جمله» است. حال اين عناصر بزرگتر از جمله مى تواند پاراگراف، فصلى از كتاب يا يك كتاب باشد و ديگر اين كه تحليل گفتمان دو بعد «زبان شناختى» و «غيرزبان شناختى» دارد. «متن» يك رويداد ارتباطى ثبت شده است حال ممكن است اين رويداد ثبت شده نوشتارى يا شفاهى باشد. به نظر من گاهى «تحليل گفتمان» و «زبان شناسى متن» منطبق مى شوند مگر آنكه بخواهيم بگوييم زبان شناسى متن فقط به ابعاد زبانى متن توجه مى كند كه البته قاعدتاً هم بايد اين گونه باشد؛ چرا كه ما وقتى زبان شناسى متن را جزيى از تحليل گفتمان مى دانيم بايد بار زبانشناسى آن نسبت به تحليل هاى بافتى و غيرزبانى بيشتر باشد. در حالى كه در تحليل گفتمان به همان اندازه كه ما مشخصه هاى زبانى يك متن را مورد بررسى قرار مى دهيم به همان اندازه هم مشخصه هاى بافتى و حاشيه اى آن مورد بررسى قرار مى گيرد. متن، گفتمان تحقق يافته و ابزارى است براى تهيه «گفتمان» چرا كه اگر ما متن را نداشته باشيم نه مى توانيم عناصر زبانى آن را مورد بررسى قرار دهيم و نه مى توانيم تأثير عوامل بافتى را بررسى كنيم. پرويز البرزى در ادامه جلسه و در پاسخ به مباحثى كه نگار داورى اردكانى مطرح كرد، گفت: «زبان شناسى متن» با «لانگ» سورسور كارى ندارد. در واقع زبان شناسى متن «پارول» يا همان «گفتار» را نشانه گرفته است حالا مى تواند نوشتارى يا گفتارى باشد اما در هر دو حال يكسويه است. حال اين تمايزى كه دكتر داورى بين «گفتمان» و «متن» قائل شدند از نظر من «گفتمان» همان «متن» است اما «دوسويه». يعنى اگر ما بياييم parole و discourse را دوجانبه كنيم گفتمان حاصل مى شود. داورى اردكانى پاسخ داد: در تعريف شما در كتاب«مبانى زبان شناسى متن» آمده : ماهيت متن به گونه اى است كه ما نمى توانيم آن را محدود كنيم حالا اگر بخواهيم از جنبه اى متن را محدود كنيم ممكن است سخن شما به يك اعتبار صحيح باشد. اما به هر حال در۱۰۰ صفحه از اين كتاب مسائل بافتى و تأثير آن بر متن مورد بررسى قرار گرفته است و به نظر من هر متنى يك مخاطب دارد و از اين جهت است كه ما بايد «متن» را زيرشاخه اى از «گفتمان» قرار دهيم. به اين دليل كه وقتى حتى كتابى نوشته مى شود مخاطبانى براى آن فرض شده و اين دليل بر دو سويه بودن متن است. پرويزى در ادامه اين بحث ادامه داد: يك سويه بودن در نظر من بدون مخاطب بودن نيست بلكه «فى البداهه پاسخ دادن» در آن وجود ندارد. در واقع متن فقط زبانى نيست بلكه context هم همراه آن است.
|