|
با حمله برگ روب هاى غرنده ودودزا
پارك جاى آرامش نيست
|
|
|
[مهرى حقانى ] روزنامه اينديپندنت يافته هاى يك گزارش علمى را چاپ كرده است كه سپرى كردن زمان در محيط هاى سرسبز، مثل پارك يا بيشه هاى حاشيه شهرها، سلامت ساكنان اين مناطق را بهبود مى بخشد و از عوارض ناسالم زندگى در محلات شلوغ، در شهرهاى بزرگ و حتى از عوارض فقر اقتصادى بر سلامت مردم، مى كاهد. اين همه در حالى است كه هنگامى كه در رؤياى آرامش به پاركى در همين نزديكى رفته ايد و يا در حال گذر از مسيرى جنگلى براى يك روز كوهپيمايى هستيد ناگهان صدايى شبيه اره برقى تمام سكوت آرامش وخيال خوشتان را با خشونت تمام و ادامه دارى، پريشان و سراسيمه نكند. اين اتفاق هم اكنون دست كم در خيلى از پاركهاى تهران در جريان است.ماجرا از اين قرار است كه جايى كه درخت هست برگ هم هست و معمولاً چيزى در پاركها و مناطق جنگلى به نام برگ ريزان وجود دارد.اين همان برگى است كه چه سرسبزى آن، چه ريزش و رنگارنگى آن الهام بخش بسيارى بوده است با اين حال به نظر مى رسد براى پارك هاى شهر معضل جدى شده است. آنقدر كه دستگاه هايى شبيه جارو برقى خريدارى شده است و كارگرانى هم متصدى اين دستگاهها شده اند. بو و دودى كه منتشر مى كنند گواهى مى دهد كه سوخت آنها بنزين است.دستگاههاى برگ روب تقريباً در بيشتر اوقات در حال كارند اما كارى كه انجام مى دهند جارو كردن برگها با مكش هوا و البته با صداى خراشنده و كشدارى است كه حتى اگر از بغل گوش شما هم رد نشود در تمام محوطه پارك صداى هيولاوار خود را منتشر مى كند و البته اين به جز آن است كه تنفس دود ناشى از آنها به شما ثابت مى كند كه رهايى از دود ترافيك و خيابانهاى تهران چيزى محال است.كارگران تقريباً بى گناهند. رهگذرانى كه به سوداى طبيعت و آرامش آمده اند گاهى اخم مى كنند گاهى مسيرشان را عوض مى كنند، هر از چندى هم به اعتراض، نزديك مى آيند و غرى مى زنند. جالب آن است كه چند كارشناس فضاى سبز هم موظف به نظارت بر اين عمليات هستند. اما سرجمع آن كه هيچ كدام هم از كارى كه انجام مى دهند دل خوشى ندارند.پاك كردن زمين و فضاى زير درختان از برگ هاى زرد و سرخ و قهوه اى در حالى انجام مى گيرد كه برگ در فضاى طبيعى و سبز چرخه طبيعى كودرسانى را كامل مى كند. با اين همه پيش از هرگونه پيشداورى بنابر اين گذاشته شد كه چرايى اصلى اين ماجرا و چند و چون آن پيگيرى شود شايد بخشى از فضاى سبز يا شهردارى كه متولى اصلى اين كار است نيز پاسخ هاى درخورترى داشته باشند. نخستين بخشى كه گمان مى رفت از اين مسئله آگاه باشد سازمان پاركها و فضاى سبز بود.با اين حال بخش هاى مختلف اين سازمان اظهار بى خبرى كردند و سازمان خدمات موتورى را «مؤدى» اصلى معرفى كردند.سازمان خدمات موتورى شهردارى اما بيشتر متعجب شد و البته شرح وظايف آنها هم تقريباً منطقى مى نمود كه حق داشته باشند چون بنا نيست هر بخشى به نام خدمات موتورى به موتور پر سرو صدايى كه در حيطه شهردارى كار مى كند مربوط شود. واحد مكانيزه شهردارى ارجاع بعدى بود اما آنها هم خبرى از وجود چنين دستگاه هايى در فضاى سبز شهرى تهران نداشتند. سرانجام به پيشنهاد يكى از كارمندان بنا شد تا حلقه اصلى ماجرا از مناطق شهردارى پيگيرى شود. با اين حال دوباره به همان سرريز آخر ماجرا يعنى پارك ها رسيديم اما نه پارك جمشيديه كه يك پارك نيمه كوهستانى است نه پارك ملت كه در دل شهر است اطلاعى در مورد مؤدى اصلى اين قضيه نداشتند. تنها سرنخ به دست آمده اين است كه اين دستگاه ها بيشتر آلمانى و با نام boliver هستند اما ماهيت اصلى آنها براى تميز كردن سطح چمن يا معابرى هستند كه محل رفت و آمدند، با اين حال با صرف وقت، صدا و سرمايه كارگر و كارشناس فضاى سبز تمام برگ ها از روى خاك جمع آورى مى شوند و بعد كپه كپه در كيسه هاى زباله جمع شده و بعد هم راهى سطل هاى بزرگ غلتون راهى مخازن زباله مى شوند. اين همه گذشته از آلودگى صوتى و صداى ناهنجارى كه با ماهيت اصلى پارك،جنگل وكوه يا هر آنچه ناميده شود در تعارض است و در نهايت هم مرجع اصلى كه سفارش دهنده اصلى اين كار به پيمانكار است در شهردارى مشخص نيست. اين در حاليست كه در نهايت امور پارك ها و فضاى سبز شهرى در حوزه اصلى وظايف شهردارى است. داستان جاروى غرنده و بنزينى برگ روب مسئله منحصر به فردى در كنار ديگر مشاهدات ما از استانداردهاى زندگى نيست.موسيقى ناهمگون پارك و كوهستان همراه با دودى غليظ است و در نهايت هم حاصل اين همه زحمت كارگر و بار دشنام رهگذران آن است كه برگ اين بازيافت طبيعى خاك را به سرنوشت خروارها زباله تبديل مى كند.شايد نيت خيرى در ميان بوده است اما همان داستان خطا در معادله فرصت ها وهزينه هاست. در اين ميان، پارك هاى جنگلى گونه اى از پارك ها هستند كه داراى ضوابط اختصاصى هستند كه با پارك هاى ملى متفاوت است. پارك هاى جنگلى دو دسته اند: درپارك هاى جنگلى طبيعى ايجاد امكانات حركتى و تفريحى براى عموم در فضاهاى جنگلى طبيعى مورد نظر است و تا آن جا كه مى توان شكل طبيعى مناطق جنگلى نبايد مورد آسيب و زيان عوامل تغيير دهنده قرار گيرد. زيبايى هاى طبيعى به منظور خلق زيبايى هاى مصنوعى نبايد دست خوش تغييرات شود. دسته دوم پارك هاى جنگلى مصنوعى هستند كه به منظور ايجاد فضاى سبز و گردشگاه در اطراف شهرها ايجاد مى شوند. جنگل هاى مصنوعى نبايد در مجاورت مراكز صنعتى احداث شود. بهتر است جنگل هاى مصنوعى به گونه اى پديد آيد كه به دشت منتهى شود. همچنين پيش از احداث پارك جنگلى لازم است از لحاظ سطح و امكانات نگاهدارى كاملاً مورد بررسى قرار گيرد. مسئله مهم ديگر آن است كه احداث پارك هاى جنگلى خواه به طور طبيعى يا مصنوعى تنها به منظور وجود مكانى براى استراحت، سالم سازى و رعايت بهداشت محيط انسانى باشد. پياده رو، پاركينگ، جاده، اتاقك هاى چوبى يا مكانهاى سرپوشيده، زمين ورزشى، رستوران، نيمكت، ساختمان هاى بهداشتى، محل پيك نيك، محل بازى كودكان، ايجاد فضاى گلكارى در نزديكى جلگه كه به جنگل ارتباط مى يابد نيز از موارد مورد توجه در پارك هاى جنگلى است. پارك هاى عمومى شكل غالب پارك ها در شهرها هستند.درپارك هاى عمومى معمولاً تأسيسات و امكاناتى براى كاربرد بهتر محيط وجود دارد. گلخانه ها و گرمخانه ها، آكواريوم، آب نما، بركه، درياچه هاى مصنوعى، جنگل كارى، گلكارى و چمن كارى، تشكيلات رفاهى و تفريحى، رستوران ها، جايگاه موزيك، دستشويى و توالت، سالن هاى سينما و تئاتر، باغ وحش و موزه ها از اين جمله هستند. در پارك هاى عمومى براى مسائل ادارى و رسيدگى به عمليات كارمندان، دفاتر و اتاق هايى تعبيه مى شود كه برحسب وسعت پارك، تشكيلات ادارى آن متغير است. همچنين محل احداث اماكن برحسب موقعيت زمين و امكانات مربوطه بايستى كه كاملاً در دسترس و مسلط به كليه قسمت هاى پارك باشد. يكى ديگر از ضروريات پارك ها خصوصيات اتاقك هاى نگهبانى در نزديكى در هاى ورودى و خروجى است كه مجهز به كليه وسايل ارتباطى و حفاظتى باشد. به علاوه قسمتى را نيز اختصاص به اداره و وسايل آتش نشانى مى دهند. اين اماكن مناسب است با كشت درختان پا بلند از ديد مستقيم بازديد كنندگان محفوظ باشد. در پارك ها لازم است در نزديكى قسمت هاى مختلف اماكن عمومى مانند رستوران ها، كافه ها، زمين هاى ورزشى، باغ كودكان و غيره انبار هايى ساخته شود تا به سهولت نيازهاى فورى و ضرورى در اختيار قسمت هاى مربوطه قرار گيرد. معمولاً قسمت تشكيلات و نگاهدارى پارك در يك يا چند قسمت بطور مجتمع يا پراكنده احداث مى شود، اين اماكن بايد در گوشه ها و زواياى بى روح پارك واقع شوند. تشكيلات مزبور شامل: قسمت هاى برق، روشنايى، پارك مى باشد. در هر پارك ايجاد بخش اورژانس و كمك هاى اوليه لازم و ضرورى است، برحسب وسعت و كثرت بازديد كنندگان تجهيزات اين اماكن كم و بيش تغيير مى يابد. تشكيلات ساختمانى در يك پارك عمومى از قسمت هاى مختلف تشكيل شده كه عبارتند از : خيابان ها به طور كلى در پارك ها خيابان هايى به اشكال مختلف واندازه هاى مختلف با وسايل ساختمانى متفاوت برحسب نوع طراحى و شرايط محيطى احداث مى شود. اين خيابان ها شامل: خيابانهاى اصلى، فرعى و پياده روها مى باشند. عرض خيابان هاى اصلى كه اتومبيل و كاميون هاى مخصوص عبور مى كنند بايد حداقل به گونه اى باشد كه چهار اتومبيل بتوانند از پهلوى يكديگر به راحتى عبور كنند. براى اين منظور عرض خيابان هاى اصلى نبايد كمتر از ۱۵متر بوده و معمولاً آسفالته مى باشند ( منظور از عرض خيابان قسمتى است كه تنهاً اتومبيل حركت مى كند)/ در پارك هاى بزرگ خيابان هاى اصلى را مى توان به صورت بلوار ساخت و پياده روها را در اين گونه خيابانها برحسب وسعت، به طور يك طرفى يا دو طرفى به عرض ۳ تا۶ متر احداث مى كنند. خيابان هاى مخصوص عابرين پياده اين گونه خيابان ها براى تردد عابرين پياده احداث مى شود. طول و عرض آن ها بستگى به بزرگى و كوچكى پارك و نوع طرح دارد. توسط اين خيابان ها قسمت هاى فرعى با خيابان اصلى در پارك ها به يكديگر مرتبط مى گردند. برحسب نوع استفاده و موقعيت خيابان ها، عرض آن ها متفاوت مى باشد (حداقل ۳متر)/ در مواردى كه عرض خيابان ها زياد مى باشد، مناسب است در كنار آن ها حاشيه اى از گلكارى و چمن كارى به طور يك طرفه يا دو طرفه ايجاد شود. گاهى نيز برحسب نوع و فرم طرح، در وسط اين خيابان ها باند گلكارى ايجاد مى گردد. كفپوش خيابان هاى مزبور برحسب موقعيت، امكانات و زيبايى، از آسفالت يا انواع سنگ فرش مى باشد. خيابان هايى كه قسمت هاى اصلى پارك را به يكديگر متصل (يا منتهى به ساختمان ها مناظر وسيع گلكارى، چمن كارى، مشرف برآب نماها) مى كند. لازم است عرض آنها از نظر امكان حركت، نمايش و بيان مناظر و حجم فضا، استفاده از نيمكت مناسب باشد و معمولاً متوسط عرض اين خيابانها بين ۱۰تا۱۲ متر و حداكثر۱۵متر است. كفپوش اين گونه خيابان ها معمولاً از انواع دالاژ و نقشه هاى رنگين (با هماهنگى رنگ ها) مى باشد. در تهران ۱۴۱۲ پارك وجود دارد.برخى از آنها از عمده ترين مراكز تفريحى مردم بويژه در روزهاى آخر هفته يا زمان هاى فراغت هستند.با تمام زحماتى كه براى بهينه سازى و زيبايى اين پارك ها صرف مى شود بهتر خواهد بود انرژى و هزينه موجود صرف افزايش بهينه و واقعى آرامش و زيباى پارك ها شود.چه هر تكنولوژى يا حركتى موارد واقعى استفاده خود را مى طلبد./
|