|
جان سپردن پاى جراحى زيبايى
|
|
|
[صفيه بهبودى] چندى پيش يكى از مسئولان جامعه پزشكى از رشد و گسترش بى رويه تقاضا براى عمل هاى جراحى، ترميمى و زيبايى غيرضرورى در كشور خبر داد. اين در حالى است كه به گفته وى، بيشترين شكايت هاى حوزه پزشكى نيز به همين موضوعات اختصاص يافته است. با اين حال، سؤالى به ذهن متبادر مى شود كه چرا در كشور ما، تعداد عمل هاى جراحى زيبايى، و نه ترميمى، متعدد است و همچنان هم روند صعودى دارد. در جامعه امروزى ما، متأسفانه ارزش هاى اجتماعى، به طور كامل دگرگون شده است و از آنجا كه درباره برخى افراد تنها از روى قيافه و ظاهر قضاوت مى شود، چهره به عنوان يكى از معيارهاى تعيين كننده براى نسل جوان، بخصوص زنان مورد توجه جدى قرار گرفته است. براساس آمارهاى اعلام شده ايران از نظر تعداد عمل هاى جراحى زيبايى، بخصوص جراحى بينى، مقام نخست جهان را دارد. چرا ! به طور مسلم زشتى و زيبايى ژنتيكى افراد جهان، موجب اختلاف آمارى نيست بلكه همان، معيارهاى ارزشگذارى، در جامعه، و فرهنگ حاكم بر ملت ماست كه تفاوت ها را ايجاد كرده است. در جوامع ديگر، هنرپيشگان و برخى چهره هاى مطرح به دليل نوع زندگى و حرفه شان در صدر آمار جراحى هاى زيبايى قرار دارند. در علم طب جراحى پلاستيك و ترميم به معناى عام، يعنى جراحى لازم و ضرورى براى بازسازى عضو آسيب ديده بر اثر حوادثى چون «تروما»، شكستگى، سوختگى، تصادف ها، اسيدپاشى ها و ناهنجارى هاى مادرزادى و موارد مشابه است كه اين گونه جراحى ها، برروى بافت آسيب ديده و به دست متخصصين جراحى پلاستيك و زيبايى صورت مى گيرد. حال آن كه متأسفانه هنجارهاى غلط اجتماعى و عوامل فرهنگى متعدد در تعامل با يكديگر منجر به سوق دادن جامعه به سوى انجام هرچه بيشتر جراحى هاى زيبايى روى اعضاى سالم بدن افراد شده اند. به همين خاطر ما شاهد آمار رو به رشد متقاضيان عمل هاى جراحى زيبايى در جامعه هستيم، در اين ميان پرسشى مطرح مى شود: «چه كنيم تا آمار تلفات و شكايت هاى ناشى از اينگونه عمل هاى جراحى به حداقل برسد » در عمل هاى جراحى ضرورى كه حيات انسان به آن وابسته است و انجام عمل به دليل بيمار بودن عضو الزامى است، وظيفه پزشك و اولويت اول او نجات جان انسان و برعهده گرفتن يك وظيفه اخلاقى سنگين است كه همانا تمامى علم و مهارت و توانايى خود را براى نجات زندگى بيمار به كار مى گيرد تا جان بيمار را با بالاترين ريسك خطر نجات دهد. تا آنجا كه حتى در جراحى هاى اورژانس، طبق قانون الزامى به دريافت رضايت از بيمار نيست، بنابراين در چنين شرايط خاصى، آگاهى و مشاوره دادن به بيمار و خانواده وى (كه از وظايف لاينفك پزشكان است) در حدودى تعريف مى شود كه پزشك تشخيص مى دهد. اما در جراحى هاى زيبايى، زمانى كه شخص (نمى توان او را بيمار ناميد) عضو سالم خود را با ميل و خواست خود در اختيار پزشك قرار مى دهد و از او مى خواهد كه آن را به فرم دلخواهش درآورد، ديگر بحث بر سر نجات جان انسان نيست، بلكه در اينجا ارزش جان انسان در مقابل درخواست وى قرار مى گيرد. در اينجا شرايط كاملاً متفاوتى در رابطه بيمار و پزشك وجود دارد و اصولى كه بايد بر رابطه بين جراح و بيمار حاكم شود كاملاً با شرايط اورژانس جراحى متفاوت است. متقاضى عمل جراحى زيبايى كه عضو سالم خود را به جراح مى سپارد مى بايست به اين نكته توجه كند كه جان و عضو متعلق به اوست پس براى حفظ سلامتى آن بايد آنچه را كه لازم است بداند و سؤال كند. به عنوان مثال بايد بداند كه براى عمل بى هوش مى شود و قبل از عمل درباره مركز نيز تحقيق نمايد. چرا كه جراحى هاى زيبايى هميشه در بيمارستان انجام نمى شود و گاهى در مراكز جراحى محدود كه فاقد بخش مراقبت هاى ويژه است، انجام مى گيرد كه انجام چند عمل جراحى در يك زمان روى يك فرد به طور قطع بى خطر نيست. امضاى برگه دريافت رضايت بايد با آگاهى انجام گيرد. يعنى متقاضى بايد آن را به دقت مطالعه كند، چرا كه با اين امضا درواقع به جراح خود اجازه عمل را مى دهد و اين اذن درواقع با مسئوليت خود فرد است. پس بايد از جراح سؤال نمايد، عوارض و عواقب عمل را بداند و بپرسد. آنچه را كه بايد و طبق اصول و موازين پزشكى قبل از عمل براى اطمينان از صحت و سلامت فرد لازم است انجام گيرد را درخواست نمايد. حداقل آگاهى فرد بايد اين باشد كه بداند جراحى را كه براى عمل انتخاب كرده متخصص جراحى پلاستيك و ترميمى است. به گفته يكى از كارشناسان پزشكى در حال حاضر تنها ۲۰ درصد از عمل هاى جراحى پلاستيك در سطح كشور توسط متخصصين مربوطه صورت مى گيرد و اغلب عمل هاى زيبايى توسط پزشكان عمومى به دليل هزينه كمتر انجام مى شود. بنابراين آگاهى متقاضى عمل در درجه اول اهميت قرار دارد و آنچه باعث افزايش علاقه به اين جراحى ها گرديده همانا، ناآگاهى از عواقب سوء و بى توجهى كارشناسان و ارائه نشدن هشدارهاى لازم است. بايد اذعان نماييم كه رسانه هايى از قبيل راديو، تلويزيون و مطبوعات نيز در آگاهى بخشى به مردم يك جامعه نقش بسيار مؤثرى دارند. پس متوليان مربوطه مى توانند، با جلوگيرى از تبليغات گمراه كننده نقش مؤثر و مفيدى را در اين باره ايفا كرده و مروج فرهنگ درست انتخاب كردن، در ميان افراد جامعه باشند. حال آن كه متأسفانه در حال حاضر نيز اطلاع رسانى در اين باره بسيار ضعيف است. افراد متقاضى اين گونه جراحى ها، بايد بدانند، با ناآگاهى و توجه نكردن به عوارض و عواقب جراحى هاى زيبايى و در واقع سهل انگاشتن اين نوع عمل ها، نه تنها ممكن است مشكلاتى براى سلامت جسم خود ايجاد كنند بلكه گاهى مواقع بهاى اين سهل انگارى و ناآگاهى ها به قيمت جانشان تمام مى شود و خانواده و اطرافيان خود را در رنج ناآگاهى خود شريك مى كنند. از سوى ديگر حرفه پزشكى يكى از حساس ترين و پرمسئوليت ترين مشاغل محسوب مى شود. چرا كه رابطه مستقيم با جان انسان ها دارند كه به راستى، جايگزينى براى آنها نيست. بنابراين، در رابطه با هر تصميمى، براى شخص متقاضى عمل در اين حرفه بايد تمامى احتمال ها در نظر گرفته شود. حتى براى درصد ناچيزى احتمال خطر، در عمل هاى جراحى زيبايى كه حالت اورژانس ندارند، با متقاضى مشاوره انجام دهند و براى جلوگيرى از عوارض احتمالى خطر تمهيداتى نيز انديشيده شود. جامعه فرهيخته پزشكى با توجه به شناخت مسئوليت و تعهد خود يكى از قشرهاى زحمتكش و پرتلاش جامعه است، پس بايد گفت: اگر اتفاقاتى، هنگام عمل هاى جراحى رخ مى دهد، حاصل خطا و اشتباه است. آن هم از جانب عده معدودى از پزشكان كه به دليل ضعف مهارت و رعايت نكردن موازين پزشكى سهل انگارى مى كنند. پس جراح نيز بايد بداند و آگاه باشد كه دريافت رضايت قبل از عمل به معناى رفع مسئوليت كامل پزشك درباره عوارض عمل نيست، بلكه اين رضايت صرفاً به عمل جراحى او مشروعيت مى بخشد و به او اذن عمل را مى دهد، پس اگر به عضو سالمى آسيب برساند حتى اگر با اذن باشد مسئول است. هنگامى كه متقاضى عمل جراحى زيبايى با آگاهى ورقه رضايت را امضا مى نمايد، آگاهانه عمل را با تمامى عوارض و عواقب طبيعى آن پذيرفته است و اگر عوارضى اجتناب ناپذير ضمن عمل پيش بيايد، جراح و همكاران درمانى اش ضامن نخواهند بود. انسان جايز الخطا است و نبايد فراموش كنيم كه پزشك نيز يك انسان است. به همين دليل قانونگذار جرايم پزشكى را از جمله جرايم غيرعمد دانسته است و مجازات آن را ديه قرار داده است. طبق قانون مجازات اسلامى اگر غفلت، عدم مهارت كافى، سهل انگارى در درمان و رعايت نكردن قوانين و مقررات پزشكى منجر به بروز نقص عضو و يا فوت بيمار شود، پزشك ضامن است و موضوع از جنبه جزايى در شعبه جرايم پزشكى قوه قضائيه و از جنبه انتظامى در سازمان نظام پزشكى قابل پيگيرى است. بپذيريم كه جان انسان با ارزش است و بايد از طرف پزشك و صاحب جان به آن ارج نهاده شود. & وكيل پايه يك دادگسترى
|