دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۸۷ - ۲ ذيحجه ۱۴۲۹
Mon, Dec 1, 2008
فرهنگ وانديشه
۴۰۸۹
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
خانواده
ماجرا
ديپلماتيك
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
متن پيام آيت الله جوادى آملى به همايش بزرگداشت
علامه طباطبايى در دانشگاه امير كبير
فرارو
متن پيام آيت الله جوادى آملى به همايش بزرگداشت
علامه طباطبايى در دانشگاه امير كبير
قرآن؛ محك فيلسوف و عارف
400440.jpg
بسم الله الرحمن الرحيم وإيّاه نَستعين
حمد ازلى خداى را سزاست كه در كتاب آسمانى خود تجلّى نمود. تحيّت ابدى پيامبران الهى مخصوصاً حضرت ختمى نبوت(صلى الله عليه و آله و سلم) را رواست كه معصومانه وحى خدا را تلقّى، ضبط و ابلاغ فرموده اند. درود بيكران اهل بيت عصمت و طهارت خصوصاً حضرت ختمى امامت مهدى موجودِ موعود را بجاست كه مُبيّن راستين علوم وحيانى اند به اين ذوات قدسى تولى داريم و از مخالفان عنود آنان تبرى مى نماييم. مقدم فرهيختگان را در همايش بزرگداشت حضرت استاد علامه طباطبايى(قدس سره) گرامى داشته و از برگزاركنندگان اين گردهمايى وزين سپاسگزارى مى كنيم. هر چند حضرت استاد(ره) معقول و منقول و مشهود را به طور جمع سالم نه جمع مكسر دارا بود و از نوادرى بود كه برهان صديقينِ فلسفه اسلامى را در صحابتِ برهان صديقين عرفان نظرى به ساحت قدس تفسير صديقين قرآن حكيم برد و علم حصولى و حضورى حكيمان و عارفان را مأموم علم شهودى و وحيانى معصوم(عليهم السلام) قرار داد تا به امامت قرآن كريم آغاز و انجام جهان معلوم و پيوند عميق انسان با صدر و ساقه نظام هستى آشكار و صراط مستقيم سالكان صالح و كادحان ناسك واضح و همراهان عصمت مدار راهيان كوى حق لائح گردد و پايان آن رسيدن به مقصد صحيح و نيل به مقصود ناب باشد. و چون قرآن مجيد نسبت به فلسفه و عرفان ثالث اثنين است نه ثالث ثلاثه زيرا دانش خطاپذيرى كه بهره حكيم و عارف است در عرض وحى معصوم خطاناپذير نخواهد بود لذا اين دو بايد بر آن ميزان قسط و ترازوى عدل كه حق قضا و سمت داورى منحصراً در اختيار اوست معروض گردند تا نظر حق و صدق روش و عمل خير و حسن و سعد و عدل معلوم گردد. آنچه در خور اين همايش وزين است نكاتى است كه ذيلاً اهدا مى شود.
يكم: عنصر محورى تفسير قرآن حكيم دو چيز است يكى جهاد در عدم دخالت يافته هاى قبلى و باورهاى سابق تا نصاب انصات و استماع كامل گردد و در اثناء تلقى خطاب هيچ مطلبى از دالان ويژه ورودى كلام خداوند به قلب نفوذ نكند تا پيام سره الهى به عرصه دل نزول نمايد و ديگرى اجتهاد در فهم برين و تدبر لايق پيرامون سخن خداوند بدون دخالت مستمع در تعليم گوينده، البته هر چه شنونده آگاه تر باشد، ظرفيت وى براى دريافت معناى قرآن بيشتر خواهد بود.
دوم: همان طورى كه خداوند در هستى يكتا و يگانه است و نيز در آفرينش بى همتاست كتاب الهى و كلام وى نيز اين چنين است، نه شبيه دارد و نه شريك يعنى ناب بودن از مهم ترين ويژگى قرآن مجيد است. مشوب نمودن كوثر الهى به تكاثر بشرى، آميختگى وحى به وهم آويختگى به دام و دامن شيطان را به همراه دارد. مطالب وحيانى قرآن كريم حق هر ذيحقى را ادا مى نمايد. اگر فكرى صائب بود آن را امضا نموده و از نهان به علن اثاره مى كند و اگر زمينه فكرى صالح بود آن را شكوفا كرده و به ثمر مى رساند و اگر غبار مغالطه بر قياسى نشسته باشد آن را همچون باران فراوان دوابل و لااقل نظير بارش اندك (طل) مى شويد و از بين مى برد. بنابراين بهترين روش بهره ورى از قرآن حكيم سكوت مستمعانه، متدبرانه و خردمندانه در ساحت آن است. حضرت استاد علامه طباطبايى چونان نوادر ديگر هم جهاد اكبر را در پرهيز از دخالت يافته هاى قبلى در هنگام استماع و تلقى كلام خدا رعايت نمود و هم اجتهاد مستمر را در مراسم تدبر با درايت و روايت معصومان(عليهم السلام) به پايان برد. سرانجام در آستان وحى الهى خاضع محض بود تا به چنين عطاى فاخر مفتخر آمد.
وقت آن شد كه به زنجير تو، ديوانه شويم
بند را بر گُسَليم، از همه بيگانه شويم
در سر زلف سعادت كه شكَن در شكن است
واجب آيد كه نگون تر ز سر شانه شويم
مصطفى در دل ما گر ره و مسند نكند
شايد ار ناله كنيم، اُسْتُنِ حنّانه شويم
سوم: ادب محفل قرآنى و وظيفه قرآن پژوه ايمان خالص و صفاى ضمير است. اولين عطايى كه به مستمع سخن الهى داده مى شود همانا سلام پروردگار است. خداوندى كه سلام است بركت سلام خويش را نثار انبيا نموده و درباره برخى از آنان چنين فرمود: سَلام عَلَى نُوحٍ فِى الْعَالَمِينَ ، سَلام عَلَى إِبْرَاهِيمَ, سَلام عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ، سَلام عَلَى الْمُرْسَلِينَ همين لطف خاص را نسبت به دريافت كنندگان پيام الهى روا داشت و نسبت به آنها درود فرستاد: وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِنَا فَقُلْ سَلام عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ اين سلام مى تواند مخاطب كلام خدا را كه پژوهنده معارف قرآنى است به بارگاه منيع قلب سليم برساند. البته چنين قلبى در رديف بهترين قلوب است چنانچه اميرمؤمنان(عليه السلام) فرمود: «إِنَّ هذِهِ الْقُلُوبَ أَوْعِيَة فَخَيْرُهَا أَوْعَاهَا». حضرت علامه طباطبايى(قدس سرّه) كه با قلب سليم به محضر قرآن حكيم بار يافت تحفه هاى فراوانى به امت اسلامى عرضه كرد.
آبى ميان جو روان، آبى لب جو بسته يخ
آن تيزرو اين سست رو، هين تيزرو تا نفسرى
مجدداً از همگان تقدير مى شود.
فلسفه؛ معنابخش علوم ديگر است
ميزگرد «فلسفه و ديگر علوم اسلامى» با حضور دكتر ابراهيمى دينانى، دكتر اعوانى و دكتر محقق داماد در دانشكده الهيات و معارف اسلامى دانشگاه تهران برگزار شد.
به گزارش مهر، دكتر غلامحسين ابراهيمى دينانى در ابتداى اين نشست در پاسخ به اين سؤال كه فلسفه چيست و فلسفه ورزى به چه معناست گفت: هر نحله فلسفى تعريفى براى فلسفه خود دارد كه مى تواند همه اينها به وجهى درست باشد اما به طور جامع، فلسفه يعنى شناختن هستى. به عبارت ديگر فلسفه شناختن وجود است نه موجود.
وى سؤال اصلى فلسفه را در عبارت «لايپنيتس» يادآور شد و گفت: چرا موجودات به جاى اينكه نباشند، هستند كار فيلسوف دغدغه اين مسئله است و فلسفه ورزى هم يعنى همين.
دكتر غلامرضا اعوانى نيز در پاسخ به اين سؤال كه آيا فلسفه داراى غرض است يا نه تصريح كرد: غرض فلسفه در ذات خودش است. كشتى سازى علم، صنعت يا فن است اما غرضش ساختن است و خارج از خودش است اما فلسفه و علم موجب كمال نفس است و انسان در فلسفه به حقيقت انسانى خود مى رسد.
وى افزود: ارسطو يك گفتار معروفى دارد كه حرف همه حكماست و مى گويد: «انسان فقط همان است كه مى داند و ديگر هيچ». وقتى در تعريف انسان مى گوييم «حيوان ناطق» به دليل اينكه نطق همان قوه دانايى اوست و اين دانستن و علم به حقيقت ذاتاً مطلوب است كه در ادبيات ما نيز به آن اشاره شده است. انسان داراى علم مطلق است نه علم مقيد. درجات علم و فلسفه همان علم مطلق است. انسانى كه نمى داند، اين قوه خود را به كمال نرسانده است و يا نمى داند و دچار جهالت است از كمال انسانى بهره مند نيست. فلسفه هم همان دانايى مطلق است. فلسفه شناخت حقيقت وجود است كه اين وجود هم مراتب دارد. فلسفه راهى براى به فعل رساندن قوه دانايى است و تنها موجود ديگرى كه در حد نامتناهى اين قوه دانايى را بالفعل و بالذات دارد حضرت حق است.
وى تأكيد كرد: علم بين ما و خداوند مشترك لفظى نيست بلكه مشترك معنوى است. منتهى علم خدا نامتناهى است چون وجود مطلق است و علم ما به حد طاقت بشرى است. علم و وجود با هم تنيده شده است و تمام هستى با علم خدا خلق شده و ما هم علم داريم به اين علم و اين بزرگ ترين كمالى است كه بشر مى تواند به آن دست پيدا كند.
دكتر سيد مصطفى محقق داماد در ادامه اين نشست در پاسخ به اين سؤال كه تفاوت منفعت و غرض فلسفه چيست تصريح كرد: فلسفه علم اعلى است بدين معنى كه هر علمى مبادى تصورى و مبادى تصديقى دارد كه مبادى تصورى علوم در فلسفه مورد بررسى و اثبات قرار مى گيرد. اگر موضوع علم طب، بدن آدمى است اما اثبات وجود موضوع -كه انسان و بدن انسان است- در علم طب بحث نمى شود. وى تمام علومى كه در بستر تاريخ اسلام متولد شدند را علوم اسلامى خواند و افزود: اين علوم از فلسفه بسيار متنعم هستند و بسيارى از قواعد كه در علم اصول مطرح است در فلسفه به اثبات رسيده است. همچنين علم فقه و اجتهاد و علم كلام اسلامى. درست است كه مواد قياس، نقل است اما نحوه استنتاج و مباحث آن در فلسفه آموزش داده مى شود.
فرارو
تقدير و نكوداشت
دكتر فرزان سجودى
400434.jpg
«فرهنگ، پاد فرهنگ و ضد فرهنگ» عنوان سخنرانى دكتر فرزان سجودى پيرامون ساز و كارهاى پويايى فرهنگى است كه روز سه شنبه، ۱۲ آذرماه در مركز هنرپژوهى نقش جهان وابسته به فرهنگستان هنر برگزار خواهد شد.
اين نشست كه دومين جلسه از سلسله نشست هاى «نظريه پردازى در حوزه هنر» است با مراسم نكوداشت سخنران جلسه، دكتر فرزان سجودى و با حضور اعضاى گروه نشانه شناسى هنر همراه خواهد بود.
فرزان سجودى از پيشگامان مطالعات نشانه شناختى است كه اگر جغرافياى فكرى نشانه شناسى در ايران را تحت الشعاع فعاليت هاى وى بدانيم، سخنى به گزاف نگفته ايم، سجودى علاوه بر تأليفات و ترجمه ها و مقالات متعددش، دانشجويان، محققان و علاقه مندان تازه كار حوزه نشانه شناختى به حكم پشتيبانى و همراهى هاى وى گام هاى بلندى در اين حوزه برداشته اند؛ ترجمه كتاب مبانى نشانه شناسى چندلر ترجمه مهدى پارسا و ترجمه كتاب نشانه شناسى متن اجراى تئاترى ترجمه داوود زينلو از جمله آثار اخيرى است كه به همت دكتر سجودى و با نظارت وى ارائه شده است.
تأمل و حتى تورقى در منظومه كارى سجودى به خوبى نشان از حضور فعال و پربار وى در عرصه مطالعات زبانشناسى و نشانه شناختى دارد و به اين اعتبار به حق شايسته چنين نكوداشتى است كه به همت فرهنگستان هنر براى وى برگزار مى شود.
جلسه سخنرانى دكتر سجودى و مراسم تقدير از وى در ساعت ۱۷ در مركز هنرپژوهى نقش جهان واقع در خيابان ولى عصر، ضلع جنوبى پارك ساعى شماره ۱۱۰۱ برگزار خواهد شد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |