سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۸۷ - ۳ ذيحجه ۱۴۲۹
Tue, Dec 2, 2008
زنگ اول
۴۰۹۰
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
سياست
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
اقتصاد
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
چگونه فرزندانمان را فرد باانضباطى تربيت كنيم
اضطراب امتحان را كم كنيم
[ محمد ياسى پور تهرانى ]
اكثر ما پس از روبه رو شدن با موقعيت هاى تهديدآميز و داراى فشار، احساس اضطراب مى كنيم، البته اين احساس اضطراب در برابر فشارهاى روانى، طبيعى و بهنجار است. اضطراب امتحان در مراكز آموزشى ما به وفور ديده مى شود و به عملكرد موفق يا ناموفق دانش آموز هم بستگى دارد. اضطراب در دانش آموز را مى توان احساس درماندگى دانش آموز تلقى كرد، بدين معنى كه دانش آموز وقتى كه در توانايى ذهنى خود در موقعيت امتحان دچار اضطراب مى شود، اين اضطراب و فشار روانى عملكرد واقعى دانش آموز را تحت تأثير قرار مى دهد.
دانش آموز مضطرب از امتحان، شايد به خوبى مواد درسى و موضوعات مربوط به درس را ياد گرفته باشد، اما به خاطر فشار روانى و اضطراب حاكم بر خود، قادر نباشد كه آنچه را ياد گرفته بنويسد و يا بيان كند.
اضطراب بر دو دسته تقسيم مى شود، الف ـ مقدار متوسط اضطراب كه موجب تسهيل و تسريع عملكرد فرد مى شود.ب ـ اگر اضطراب از حد معينى بالاتر رود موجب حواس پرتى ـ احساس درماندگى در عملكرد فرد مى شود.
اضطراب امتحان در دانش آموز اگر از حد متوسط فراتر رود عملكرد دانش آموز را در امتحان دچار اختلال مى كند و دانش آموز از يادآورى آنچه آموخته باز مى ماند.در بعضى از دانش آموزان يا به طور كلى در بعضى از افراد يك اضطراب عمومى و كلى وجود دارد يعنى اين كه اضطراب كلى روى موضوع خاصى نيست بلكه انتشار مى يابد و روى همه موضوعات فرد يك حالت اضطراب گونه وجود دارد.
تحقيقات نشان داده است كه هر قدر اضطراب كلى در دانش آموز زياد باشد ميزان اضطراب امتحان در فرد بالاتر مى رود.
عوامل به وجود آمدن اضطراب امتحان
صاحبنظران تعليم و تربيت در عمل به وجود آمدن اضطراب امتحان نظرات و آرا گوناگونى را مطرح كرده اند، ولى نقش چندين عامل زير مهمتر از بقيه عوامل است:
* روابط والدين با دانش آموز و انتظارات والدين از دانش آموز: انتظارات والدين از فرزندانشان در بعضى مواقع مى تواند اضطراب آور باشد.والدينى كه بيش از حد فرزندانشان را با ديگر افراد كلاس مقايسه مى كنند بايد بدانند كه اين عملكرد آنان تشويش و نگرانى و اضطراب را در فرزند به همراه دارد.
* انتظارات و توقع آموزگار: ما مى دانيم كه موفقيت هر فرد (چه كودك، چه بزرگسال) بستگى به توانايى هايش و ميزان توقعى است كه از او مى شود. انتظارات مثبت و مناسب معلم مى تواند اضطراب و نگرانى را از دانش آموز دور كند.
* دشوارى امتحان: اگر امتحانى كه گرفته مى شود سخت و دشوار براى دانش آموز باشد غالباً به شكست مى انجامد و اين تجربه شكست موجب افزايش ميزان اضطراب مى شود. پس اگر بارها دانش آموز با امتحان دشوار روبه رو شود و ميزان اضطرابش بالا رود به تدريج اين اضطراب در فرد به صورت مزمن درمى آيد.
* محيط برگزارى امتحان:محيط نيز مى تواند براى دانش آموز اضطراب آور باشد. ناظرين بر امتحان كه نمى خواهند دانش آموزان متخلف تقلب كنند بايد بدانند كه روش هايى كه در پيش مى گيرند نه تنها اثرى روى دانش آموزان متخلف ندارد بلكه موجب مى شود كه دانش آموزان ديگر در يك محيط اضطراب آور امتحان دهند.عوامل ديگرى مانند هوش دانش آموز و طبقه بندى اقتصادى - اجتماعى خانواده هم مى تواند بر اضطراب دانش آموز مؤثر باشد.
پيشنهاداتى براى كاهش اضطراب
۱- والدين بايد انتظارات خود را از دانش آموز در موارد درسى براساس توانايى هاى فرزندشان هماهنگ كنند.۲- تنبيه دانش آموزان به خاطر نمره كم يك زمينه ذهنى منفى نسبت به تحصيل و امتحان در دانش آموز به وجود مى آورد.۳ ـ والدين بايد نقاط قوت دانش آموز خود را بشناسند و آنها را تقويت كنند.۴- معلمان بايد يك محيط آرام و مساعدى براى برگزارى امتحان به وجود آورند.۵- والدين و مربيان بايد تا آنجا كه مى توانند محيط مطلوب را براى مطالعه دانش آموزان فراهم كنند.۶- والدين از تأكيد بيش ازحد به كسب نمره بالا توسط دانش آموزان دورى كنند (مثلاً بدين صورت بگويند كه اگر نمره بيست نياورى تو را دوست ندارم)
چگونه فرزندانمان را فرد باانضباطى تربيت كنيم
انضباط را به بچه ها ياد بدهيم
400635.jpg
[محمد رهبرـ بهنام نوروزى ]
بعضى انضباط را مجموعه اى از قواعد رفتار، بعضى آن را عادات و تربيت انسان ها و برخى هم آن را فرمانبردارى مى نامند، گرچه تمام اين تعريف ها به واقعيت نزديك هستند، ولى هر يك از ما به دقت و مفهوم دقيق ترى از انضباط نياز داريم.
انضباط در واقع، نوعى فرآيند حياتى براى فرد و جامعه است. به اين معنا كه زندگى فردى و اجتماعى محروم از انضباط، هرگز زندگى سالم و موفقى نخواهد بود. برهمين اساس كودكان بايد نظم را يك اصل مهم و منطقى بدانند. كودك بايد در حرف زدن، كار كردن، خوابيدن، غذا خوردن، لباس پوشيدن، رفت و آمد و حفظ وسايل خود نظم و انضباط را رعايت كند. البته سفارش به نظم و انضباط نبايد بيش از حد بوده و به وسواس منجر شود. بعضى به تصور اينكه اگر فرزندشان هر چه بيشتر منضبط باشد بهتر تربيت خواهد شد، بيش از اندازه به او امر و نهى مى كنند و از اين نكته غافل هستند كه اگر كودك فرصتى براى سرگرمى و بازى نداشته باشد عاقبت سركشى خواهد كرد. البته بايد به تفاوت بين نظم و انضباط نيز توجه داشت كه نظم وسيله تربيت و انضباط نتيجه آن است. از اين رو به كارگيرى نظم در زمينه هاى مختلف فرق مى كند و نمى تواند در همه موارد و در تمامى خانواده ها يكسان باشد. سن اطفال، هوش، محيط اجتماعى، فرهنگى، خانه مسكونى، وسايل زندگى و مدارس از اسباب تفاوت در نظم دهى و نظم پذيرى هستند، خانواده اى كه چند فرزند دارد با خانواده اى كه فقط يك كودك دارد، در نظم و نظم دهى متفاوت خواهند بود. نظمى كه براى كودكان بزرگتر مفيد است اگر درباره كوچكترها به كار رود، زيانبار خواهد بود.
پيامدهاى بى نظمى
انضباط نياز رشدى و تكاملى هر كودك است. كودكى كه كارهاى خود را بدون نظم و انضباط انجام مى دهد، نمى تواند فردى شاد و سازگار باشد. از سوى ديگر، فقدان نظم و برنامه دقيق در زندگى علاوه بر اختلال در زندگى روزمره، موجب از بين رفتن استعدادهاى فرد مى شود. چنين شخصى نمى تواند از اوقات خود استفاده لازم را ببرد و هميشه به خاطر از دست دادن فرصت ها افسوس خواهد خورد.كودك نبايد نظم و انضباط را از روى ترس و يا فرمانبردارى از بزرگترها رعايت كند، بلكه بايد با آموزش مؤدبانه، عملاً او را به سمت نظم و انضباط هدايت كرده به گونه اى كه متوجه شود كه زندگى بهتر در سايه رعايت انضباط ميسر است و هر چه در كارها نظم بيشترى داشته باشد از آرامش و بهره افزون ترى در زندگى برخوردار خواهد بود.
الگوهاى رفتارى
پايه اصلى و اساسى نظم و انضباط در زندگى فرزندان رفتار والدين است. اگر والدين خود عامل به نظم نباشند، تنبيه يا توصيه مكرر به نظم، براى ايجاد نظم و رفع بى نظمى هاى كودك سودى ندارد.كودك بخش مهمى از آموخته هاى خود را از راه مشاهده نمونه ها و الگوها فرا مى گيرد. مداومت بر رفتارهاى مثبت و كارهاى منظم در مقابل كودك، بهترين وسيله آموزش اوست. برهمين اساس گاهى در حضور فرزند به نظم و ترتيب خانه بپردازيد. مثلاً مرتب كردن رختخواب و در جاى معين گذاردن كيف، لباس و كفش. اين كار عملاً به كودك سازماندهى و نظم را مى آموزد. ساعت خواب و خوراك در خانه بايد معين باشد. زمان نظافت و بازى و تفريح و انجام تكاليف و استراحت كودك بايد به گونه اى منظم باشد كه كودك در سايه عمل به آن، به نتايج لذت بخشى برسد، البته برنامه خانه و مدرسه نبايد طورى باشد كه كودك از آن احساس خستگى كند. بر اين اساس برنامه ها چه در مدرسه و چه در خانه بايد منطقى، انعطاف پذير و به دور از تعارض با برنامه هاى ديگر باشد. فرزندمان را عادت دهيم كه پس از بازگشت از مدرسه، پس از بازى و قبل از غذا، دست و صورت خود را حتماً بشويد، روزهاى جمعه ناخن خود را بگيرد و پس از ورود به خانه لباس مدرسه را درآورد. براى ايجاد اين عادت ها نيز مراقبت دايم لازم است. در موارد تخلف از اين اصول با نرمى به او تذكر دهيم و جلوى سهل انگارى او را بگيريم.
بعضى از والدين سيلى مى زنند، فرياد مى كشند، تهديد مى كنند و گروهى ديگر و به ويژه مادرها گريه مى كنند و لب به شكايت مى گشايند. «تو مادرت را دوست ندارى. اگر دوست داشتى هرگز چنين رفتارى نمى كردى» پدر و مادرى كه براى تربيت فرزندش از اين روش ها استفاده مى كند نمى تواند منتظر مشاهده نظم و ترتيب در كارهاى فرزندش باشد.
همچنين تحقيقات نشان داده اند كه مجازات جسمانى روش سازنده اى براى آموزش انضباط نيست. تنبيه به كودك مى گويد كه شما از طرز رفتار او راضى نيستيد اما اين را به او نمى آموزد كه از او چه انتظارى داريد وچه رفتارى رضايت بخش و صحيح است.والدين بايد به كودك فرصت دهند تا درباره احساسات و نگرش هاى منفى خود بدون ترس و واهمه صحبت كند آنگاه رفتار نامطلوب را شناسايى كرده و رفتار مطلوب را جايگزين آن كنيم. به جاى سرزنش كودك، رفتار نامطلوب را مورد سرزنش قرار دهيم و در اجراى شيوه هاى انضباطى احترام به شخصيت كودك را حفظ كنيم.
مهمترين عوامل مؤثر در بى نظمى
بى نظمى علل متعددى مى تواند داشته باشد كه برخى از اين عوامل عبارتند از: 1- تربيت نكردن درست كودك در خانواده، ۲- ارائه نكردن آموزش مناسب در سيستم تعليم و تربيت، ۳-كنترل نكردن رفتارهاى دانش آموزان، بى تفاوتى والدين و مربيان نسبت به رعايت نظم و مقررات، ۴- ارضا نشدن نيازهاى عاطفى كه موجب خشم، عصبانيت، حسادت، اضطراب و بى نظمى مى شود، ۵- نبود سلامت جسمى و روانى، آشفتگى هاى خانوادگى، انواع اختلافات، سهل انگارى و جو استبدادى در خانواده.
توصيه هاى عملى براى كاهش بى نظمى
از عوامل تقويت كننده حسن نظم و انضباط در نوجوان، دادن مسئوليت به اوست كه بايد از همان دوران خردسالى شروع شود. مسئوليت بايد مناسب با سن كودك باشد. مثل جمع كردن رختخواب يا مرتب كردن رختخواب، مسواك كردن و نظاير آن. اگر كودك نياموزد كه رختخوابش را مرتب كند، اولين گام را در بى نظمى و عدم شناخت مسئوليت برداشته است.
اگر امروز از او كارى خواستيد، فردا نيز توقع انجام آن كار را از او داشته باشيد، درست نيست كه امروز از او بخواهيد تختش را مرتب كند، فردا خودتان آن را مرتب كنيد.
مسئوليتى كه در خانه به او مى دهيد، نبايد به مسئوليتى كه مدرسه به او داده است صدمه بزند. انجام تكاليف مدرسه امرى مهم و وظيفه اى سنگين است كه هيچ چيز نبايد آن را تحت تأثير قرار دهد.هر قانونى كه وضع مى كنيد، هر دستورى كه مى دهيد، بايد متناسب با شرايط سن و ميزان توانايى هاى نوجوان باشد. به كودكانتان در سنين مختلف مسئوليت هاى متفاوتى واگذار كنيد. مسئوليتى كه به يك نوجوان مى دهيد با مسئوليتى كه به عهده خواهر يا برادر كوچكترش مى گذاريد بايد تفاوت داشته باشد.كيفيت انجام كار نيز مهم است. اگر مسئوليتى را به او واگذار مى كنيد بايد كاملاً نظارت كنيد كه آن كار به درستى انجام شود.كارهاى يكنواخت و خسته كننده را به او واگذار نكنيد، اين كار موجب مى شود كه او نسبت به انجام كار نظرى منفى پيدا كند.توانايى فرزندتان در چه كارى بيشتر است آيا حساب و كتاب مى داند؛ صورتحساب برق و آب را به او بسپاريد. اگر به گل و گياه علاقه دارد، آب دادن گلدان ها و نگهدارى از آنها را به او بسپاريد.قوانينى را كه در خانه وضع مى كنيد با خشم و تهديد و داد و فرياد مطرح نكنيد. لحن گفتن و خواستن بسيار اهميت دارد. بدون فرياد كشيدن هم مى توان جدى بود. او را به انجام كارى تهديد نكنيد. با التماس از او نخواهيد كه اتاقش را تميز كند چون اثر آن موقتى است. براى انجام مسئوليتى به او وعده ندهيد. به او اجازه ندهيد كه براى انجام كارهاى شخصى اش با شما شرط ببندد و شما را وادار به برآوردن خواسته اى كه تمايلى به انجام آن نداريد كند.
در صورت انجام ندادن وظايف محوله، علت را جست وجو كنيد. خواسته تان را با لحن رسمى تر و جدى تر برايش تكرار كنيد. سعى كنيد براى اجراى اوامرتان به تنبيه متوسل نشويد. اگر مى خواهيد كه پسر نوجوانتان شب در ساعت معين به خانه برگردد در صورت رعايت نكردن مقررات، زندانى كردن او روش خوبى نمى تواند باشد، زيرا موجب مى شود كه او راه فرار از پنجره را تجربه كند.
سعى كنيد الگوى خوبى براى فرزندتان باشيد. والدينى كه خود منظم و مرتب نيستند و كارهايشان با نظم و ترتيب انجام نمى گيرد، نمى توانند توقع داشته باشند كه فرزندشان فردى مرتب و منظم باشد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |