پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۷ - ۵ ذيحجه ۱۴۲۹
Thu, Dec 4, 2008
حوادث
۴۰۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
سرقت مسلحانه بانك در پايتخت
گروه حوادث ـ دزد مسلح در حمله به يك بانك پول هاى عابربانك را به سرقت برد.
به گزارش خبرنگار ما، بعد از ظهر چهارشنبه مرد مسلحى با ورود به بانك تجارت خيابان سهروردى، با تهديد سلاح كمرى كارمندان بانك، يك ميليون و ۸۰۰ هزار تومان پول بانك را به سرقت برد. سپس دزد مسلح با يك خودرو ۲۰۶ مشكى رنگ از محل گريخت.
دقايقى بعد كارآگاهان اداره يكم پليس آگاهى تهران از موضوع باخبر شدند و خود را به محل حادثه رساندند. كارآگاهان در نخستين گام به تحقيق از شاهدان حادثه پرداختند.
در حالى كه تحقيقات براى شناسايى دزد مسلح و دستگيرى او ادامه دارد، ساعتى پس از وقوع اين حادثه، خودروى ۲۰۶ كه در يكى از خيابان هاى اطراف محل سرقت رها شده بود، از سوى مأموران كشف شد.
در ادامه تحقيقات مشخص گرديد كه خودروى فوق شامگاه سه شنبه در يكى از خيابان هاى شمال تهران به صورت مسلحانه سرقت شده بود.
انتقام خونين خانوادگى
گروه حوادث ـ زن جنايتكار كه با همدستى پدرش، دسيسه قتل همسرش را اجرا كرده بوده، با تلاش پليس آگاهى شناسايى و دستگير شد.
به گزارش خبرنگار ما، سحرگاه ۱۴ آبان، مأموران پليس «رضوانشهر» از وقوع تصادف مرگبار در جاده «پره سر» قرار گرفتند. آنها پس از حضور در محل حادثه با پيكر خونين مردى در كنار موتوسيكلتش روبه رو شدند. آنها در نخستين بررسى ها وقتى پى بردند. موتوسيكلت مرد جوان سالم است به موضوع مشكوك شدند. به همين خاطر گروهى از مأموران بررسى صحنه جرم پليس آگاهى همراه دادستان اين شهر در محل حادثه حاضر شدند.
آنها پس از بررسى هاى مقدماتى براى كشف سرنخ هايى از ماجرا به جست وجوى محل پرداختند تا اينكه يك تكه سنگ خونين يافتند.
از سوى ديگر با شناسايى هويت «شاهين» روند رسيدگى به پرونده وارد مرحله تازه اى شد. كارآگاهان در نخستين گام به تحقيق از «معصومه» - همسر شاهين - پرداختند. او اظهار داشت: همسرم شامگاه ۱۳ آبان براى ملاقات يكى از دوستانش از خانه خارج شد، اما بازنگشت، به دليل اين كه او برخى شب ها نزد دوستانش مى ماند، به موضوع مشكوك نشدم تا اين كه روز بعد متوجه شدم، شاهين در يك سانحه رانندگى جان سپرده است.
مأموران در تحقيقات محلى دريافتند آرش و همسرش بشدت با هم اختلاف داشته و اغلب اوقات كارشان به كتك كارى مى كشيد.
با كشف اين موضوع، معصومه به اداره آگاهى احضار و تحت بازجويى قرار گرفت، او كه هيچ راهى براى فرار از افشاى حقيقت نداشت ناچار لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل همسرش را فاش كرد.
زن جوان به كارآگاهان گفت: «همسرم مرد بداخلاقى بود و هميشه اذيتم مى كرد. او با زن هاى غريبه نيز ارتباط داشت. وقتى به اين نوع زندگى و رفتارهايش اعتراض مى كردم بشدت كتكم مى زد تا اين كه موضوع را با پدرم در ميان گذاشته و نقشه قتل همسرم را طراحى كرديم. بنابراين شب حادثه زمانى كه شاهين در خواب بود با سنگ چند ضربه به سرش كوبيدم كه كشته شد. سپس با همدستى پدرم و يكى از دوستانش جسد را به جاده «پره سر» برده و طورى صحنه سازى كرديم كه انگار او در تصادف جان باخته است.»
با اعتراف هاى معصومه كارآگاهان دو همدست ديگر او را نيز دستگير كردند.
هم اكنون تحقيق از متهمان در اداره آگاهى ادامه دارد.
مهريه دردسرساز ۱۱۴ ميليونى براى مرد خلبان
گروه حوادث ـ خلبانى كه در پى شكايت همسرش براى پرداخت مهريه ۱۱۴ ميليون تومانى ممنوع الخروج شده بود، با حكم دادگاه راهى خارج از كشور شد.
به گزارش خبرنگار ما، منوچهر - خلبان ۴۳ ساله - وقتى براى خروج از كشور و انجام مأموريت، مداركش را به مسئولان گذرنامه فرودگاه تحويل داد، در كمال ناباورى دريافت كه به دليل شكايت همسرش ممنوع الخروج شده است. بنابراين پس از مراجعه به يكى از واحدهاى سازمان اسناد رسمى و بررسى هاى لازم، پى برد با شكايت همسرش «هنگامه» كه خواستار دريافت مهريه ۵۷۰ سكه طلا - معادل ۱۱۴ ميليون تومان - شده بود ممنوع الخروج است. مرد خشمگين سپس با تسليم دادخواستى به مسئولان گفت: 11 سال پيش با همسرم كه كارمند يك شركت خصوصى بود، در يك ميهمانى آشنا و به او علاقه مند شدم. مدتى بعد نيز از هنگامه به طور رسمى خواستگارى كردم.
او نيز ضمن پذيرفتن موقعيت و مسائل شغلى ام با مهريه ۵۷۰ سكه طلا سر سفره عقد نشست و با هم ازدواج كرديم. اوايل زندگى خوبى داشتيم و خودمان را بسيار خوشبخت مى ديديم. اما با گذشت دو سال، بهانه گيرى هاى هنگامه شروع شد. او مى گفت، از زندگى خسته شده و نمى تواند شرايط و دورى مرا تحمل كند. اما براى او بارها توضيح دادم كه شرايط شغلى ام اين گونه است و چاره اى جز اين ندارم. ضمن اين كه يك خلبان به دليل حساسيت ويژه شغلى، بايد آرامش فكرى داشته باشد و بدون هيچگونه دغدغه اى هواپيما را هدايت كند.
اما هنگامه دائم پافشارى و اصرار مى كرد كه شغلم را تغيير دهم يا كمتر به مسافرت بروم. مرد خلبان ادامه داد: پس از چند سال زندگى پراسترس در حالى كه صاحب دو فرزند دختر و پسر شده بوديم و فكر مى كردم همسرم به شرايط كارى من عادت كرده، در كمال تأسف در حالى كه بچه ها بزرگتر شده بودند، بار ديگر ناسازگارى هاى همسرم شروع شد.
او مى گفت در غياب من نمى تواند به تنهايى از بچه ها نگهدارى كند و مسئوليت زندگى را به دوش بكشد.
وقتى رفتارها و درخواست هاى غيرمنطقى همسرم را مى ديدم، ناچار براى حفظ كانون خانواده سعى مى كردم با مهر و محبت به او از زحماتش تشكر كنم. اما او بدون توجه به اين همه محبت جنجال خانوادگى به پا كرد. بعد هم در بين دوستان، آشنايان و همكاران شايعه كرد كه مشكلات اخلاقى دارم. به همين خاطر دائم به خارج از كشور سفر مى كنم. با شنيدن اين شايعه در حالى كه بشدت ناراحت و عصبى شده بودم و از هنگامه توضيح خواستم اما او هيچ پاسخ منطقى نداشت.
چند روزى از اين ماجرا گذشته بود تا اين كه ديروز هنگام سفر به اروپا، متوجه شدم ممنوع الخروج هستم. در حالى كه من براى انجام مأموريت هايم بايد از كشور خارج شوم. در غير اين صورت اخراج خواهم شد.
مسئولان مربوطه پس از بررسى اسناد، مدارك و تعهدى كه هنگامه موقع ازدواج به همسرش داده بود، با ابلاغ دستور قضايى به خلبان اعلام كردند: با وجود ممنوع الخروج بودن از سوى همسرتان به خاطر حساسيت و اهميت شغلى، مى توانيد براى مأموريتى كه در پيش داريد از كشور خارج شويد. اما در عين حال بايد در مدت معين، با همسرتان توافق كنيد مهريه او را به شكل مطلوب بپردازيد. در غير اين صورت تصميم هاى قضايى و قانونى لازم اتخاذ خواهد شد.
نقشه دوستان خيانتكار براى قتل هنرمند نقاش
400980.jpg
گروه حوادث ـ معماى قتل هنرمند نقاش در قلب دوستان جنايتكارش مى تپيد.
به گزارش خبرنگار جنايى ما، شامگاه ۱۴ آبان مأموران كلانترى ۱۲۹ جامى در پى تماس تلفنى زنى ميانسال در جريان قتل يك هنرمند نقاش در خانه اش واقع در خيابان آذربايجان قرار گرفتند. دقايقى بعد مأموران راهى محل حادثه شده و پس از ورود به آپارتمان با پيكر بى جان بيژن - 57 ساله - داخل اتاق روبه رو شدند. مأموران كلانترى بلافاصله موضوع را به محمدحسين شاملو - بازپرس ويژه قتل تهران - گزارش كردند. وى نيز به همراه گروهى از كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهى تهران براى تحقيقات راهى خانه مقتول شدند.
همسر مقتول در نخستين اظهاراتش به تيم جنايى گفت: ساعتى قبل پس از پايان كارم به خانه برگشتم، اما به محض ورود به يكى از اتاق ها با پيكر بى جان و دست و پا بسته شوهرم روبه رو شدم. اين درحالى بود كه مقدارى از وسايل با ارزش خانه نيز سرقت شده بود.
بازپرس شاملو پس از تحقيق و بازجويى از همسر مقتول دريافت بيژن ـ قربانى جنايت ـ از راه آموزش نقاشى و فروش تابلوهايش امورات زندگى را مى گذراند. در اين ميان يكى از همسايگان نيز با اطلاع از موضوع قتل خود را به كارآگاهان رساند و به آنها گفت: ساعتى قبل در راه پله دختر و پسر جوان و ناشناسى را ديدم كه با عجله از خانه بيژن بيرون رفتند.
با كشف اين سرنخ ها به دستور بازپرس پرونده، كارآگاهان پليس فهرستى از تمام افرادى كه به خانه اين استاد هنرمند رفت و آمد داشتند، تهيه كرده و به شناسايى و تحقيق از آنها پرداختند. از سوى ديگر همسر مقتول در ادامه تحقيقات اظهار داشت: روز حادثه دختر جوانى كه از آشنايان قديمى و همسايگان خانه مادرشوهرم بود، به محل كارم آمد و چند دقيقه اى با حرف هاى بى ربط و نامفهوم مرا مشغول كرد، سپس آنجا را ترك كرد، از آنجا كه به رفتارهاى وى در روز قتل شوهرم مشكوك هستم، تقاضاى رسيدگى به اين موضوع را نيز دارم.
با اعلام مشخصات دختر جوان، كارآگاهان بلافاصله با او تلفنى تماس گرفتند و خواستند براى پاسخ به چند سؤال پليس به اداره آگاهى مراجعه كنند، اما او حاضر به همكارى با پليس نشد. بنابراين تحقيقات درباره وى آغاز شد و كارآگاهان دريافتند او خواهر كوچكترى به نام الهام نيز دارد كه گاهى اوقات به بهانه آموزش نقاشى به خانه بيژن و همسرش رفت و آمد داشته است. وقتى كارآگاهان جنايى براى تحقيق و بازجويى به سراغ الهام - 21 ساله - رفتند، متوجه شدند مشخصات او با دخترى كه از سوى همسايه مقتول ديده شده بود، شباهت زيادى دارد، بنابراين از وى خواستند تا درباره علت مراجعه اش در روز حادثه به خانه هنرمند نقاش توضيح دهد. وى كه با شنيدن اين جمله بشدت دستپاچه شده بود، ابتدا با تناقض گويى سعى كرد خود را بى اطلاع نشان دهد، اما پس از انتقال به شعبه اول بازپرسى دادسراى جنايى تهران سرانجام لب به اعتراف گشود و راز قتل استاد نقاشى را فاش كرد.
الهام در بازجويى ها گفت: از سال ها قبل مقتول را مى شناختيم، تا اين كه چندى قبل يكى از دوستانم به نام شيوا و شوهرش كه بيكار و معتاد بود، نقشه سرقت از خانه بيژن را طراحى كردند. روز حادثه به خانه بيژن رفتم، پويا - شوهر دوستم - نيز پشت سرم وارد آپارتمان شد، سپس با حمله به سوى بيژن دست و پاى او را بست و دهانش را با چسب پوشاند بعد هم با عجله به جست و جوى خانه پرداخت تا پول و طلاها را پيدا كند. او پس از يافتن كيسه طلاها آن را در كيف من انداخت و دوباره به سراغ بيژن رفت و با فشردن گلويش او را به قتل رساند. پس از فرار چند روزى آنها در خانه ما مخفى شدند و بعد هم به كرج رفتند.
با اعتراف هاى الهام، وى مخفيگاه همدستانش را معرفى و سرانجام شامگاه سه شنبه ۱۲ آذر پويا و همسرش دستگير شدند و بخشى از اموال مسروقه نيز از مخفيگاه آنها كشف شد. صبح ديروز با انتقال متهمان به شعبه اول بازپرسى، پويا - متهم به قتل - پس از اعتراف به قتل بيژن گفت: طراح اين نقشه الهام بود. او و خواهرش از سال ها قبل بيژن را مى شناختند، حتى مى دانستند كه او چقدر پول در جيب هايش دارد.
بنابراين قرار شد روز حادثه خواهر بزرگ الهام به محل كار همسر مقتول برود و او را سرگرم كند تا ديرتر به خانه برود، سپس من و الهام و همسرم به خانه بيژن رفتيم. همسرم شيوا داخل خودرو منتظر ماند و قرار شد در صورت مشاهده موارد مشكوك را با موبايل به ما خبر دهد. من و الهام وارد خانه شديم و با كمك يكديگر دست و پا و دهان مرد نقاش را بستيم. پس از سرقت حدود ۶ ميليون تومان پول و دلار و طلا و رسيور ماهواره، مى خواستيم آنجا را ترك كنيم كه الهام گفت بهتر است او زنده نباشد وگرنه ما را لو خواهد داد، بعد به من كمك كرد تا بيژن را خفه كنيم. بدين ترتيب با توجه به اعتراف هاى متهمان هر سه زن جوان به اتهام معاونت و پويا نيز به اتهام مباشرت در قتل عمد با قرار قانونى بازداشت شدند.
نجات مرد شناگر از يك قدمى مرگ
گروه حوادث ـ امدادگران اورژانس تهران، مرد ميانسالى را كه در حال شنا كردن در استخر يك باشگاه ورزشى، دچار ايست قلبى شده بود، از مرگ حتمى نجات دادند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۱۷ و ۴۵ دقيقه سه شنبه ۱۲ آذر مسئولان ورزشگاهى واقع در بازار سنتى ستارخان در تماس تلفنى با اورژانس تهران، اعلام كردند، مرد ۴۸ ساله اى به نام «كاظم» براى شنا كردن داخل استخر شد، اما دقايقى بعد دچار ايست قلبى گرديد. «مهدى فضيلت خواه» كارشناس اورژانس تهران گفت: امدادگران پايگاه ۱۰۹ اورژانس تهران، بلافاصله خود را به محل حادثه رساندند و با عمليات امداد و نجات موفق به احياى قلبى و ريوى او شدند. سپس امدادگران وى را براى انجام اقدام هاى پزشكى و درمانى به بيمارستان انتقال دادند.
كشف سرنخ جنايت ۱۰ ساله از اعماق چاه
400986.jpg
گروه حوادث ـ راز قتل مرد جوان كه با دسيسه همسر خيانتكارش از پا درآمده بود پس از ۱۰ سال فاش شد.
به گزارش خبرنگار ما، اوايل آبان امسال مأموران پليس آگاهى شهرستان سنندج از كشف اسكلت انسانى در يك چاه متروكه اى باخبر شدند. بلافاصله گروهى از مأموران با حضور در آن منطقه متوجه شدند. اهالى هنگام لايروبى چاه در عمق ۱۶ مترى، ناگهان با اسكلت فردى روبه رو شدند. مأموران در بررسى محل موفق به كشف بقاياى لباس ها و لوازم همراه قربانى شدند كه نشان مى داد او مرد بوده است. در ادامه تحقيقات اسكلت مرد ناشناس براى شناسايى و علت و زمان مرگ وى به پزشكى قانونى منتقل شد. كارشناسان پس از انجام آزمايش هاى تخصصى بر روى استخوان هاى كشف شده اعلام كردند: اين مرد حدود ۱۰ سال قبل به قتل رسيده است. با اعلام اين گزارش تحقيقات ويژه جنايى بر روى پرونده هاى گمشدگان سال هاى گذشته متمركز شد تا اين كه آنها در رديابى هاى ويژه پليسى دريافتند، سال ۷۷ زنى با مراجعه به اداره آگاهى از ناپديد شدن همسر عراقى اش كه عظيم نام داشت خبر داده بود. با توجه به اين كه داخل چاه لباس و لوازم مخصوص چوپانان همان منطقه كشف شده بود، مأموران احتمال دادند اسكلت كشف شده متعلق به عظيم كه از چوپانان آن منطقه بوده است.
از سوى ديگر در تحقيقات محلى مشخص شد، مقتول آن سال ها گوسفندانش را همراه مردى به نام سعيد به چرا مى برد. با كشف اين سرنخ گروهى از كارآگاهان پليس براى يافتن سعيد تحقيقات خود را آغاز كردند و پس از يك هفته او را در شهرستان بيجار شناسايى و دستگير كردند. وى پس از انتقال به اداره آگاهى منكر قتل دوستش شد و گفت: از روزى كه «عظيم» گوسفندانش را به تنهايى به چرا برده بود ديگر خبرى از او ندارم و همه تصور مى كردند وى به عراق سفر كرده است.
مأموران كه متوجه تناقض گويى هاى متهم شده بودند به بررسى هاى خود ادامه دادند تا اينكه چوپان جنايتكار لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل را فاش كرد.
او درباره انگيزه اش گفت: مدتى قبل از اجراى توطئه شيطانى ام، در جريان رفت و آمد به خانه دوستم عظيم، به همسرش علاقه مند شدم و با او رابطه پنهانى داشتم. وقتى متوجه شديم عظيم از رابطه ما اطلاع پيدا كرده است، چاره اى جز قتل او نديديم. بنابراين طبق نقشه، فرناز ـ همسر مقتول ـ ابتدا او را با قرص هاى خواب آور بى هوش كرد سپس من با حضور در خانه اش او را خفه كردم و با سنگ ضربه اى به سرش كوبيدم. پس از اين جنايت جسد عظيم را به بيرون شهر برده و در چاهى انداختيم. با اعتراف هاى متهم، مأموران آخرين نشانى محل زندگى فرناز را شناسايى و او را نيز دستگير كردند.
همسر مقتول پس از انتقال به اداره آگاهى در حالى كه از افشاى راز ۱۰ ساله خود شوكه شده بود، اظهارات همدستش را تأييد كرد. متهمان پس از بازسازى صحنه قتل با قرار قانونى تا زمان محاكمه روانه زندان شدند.
۵ مهندس در حادثه رانندگى كشته شدند
401127.jpg
گروه حوادث ـ پنج مهندس شركت حفارى نفت كه با خودروى سوارى عازم فرودگاه بودند، بر اثر تخريب بخشى از جاده دشت عباس و سقوط به دره كشته شدند.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۴ و ۳۰ دقيقه روز دوشنبه پنج تن از مهندسان شركت حفارى نفت پس از پايان كار خود با خودروى پژو راهى فرودگاه اهواز شدند. اين درحالى بود كه از شامگاه يكشنبه به دليل بارش شديد باران، سيلاب در آن منطقه جارى شده بود.
دقايقى بعد مهندسان با خودرو در حال حركت در جاده بودند، ناگهان به دره اى كه در ميان جاده ايجاد شده بود، سقوط كردند. ساعتى پس از اين حادثه و با روشن شدن هوا، اهالى منطقه با اطلاع از موضوع به كمك حادثه ديدگان شتافتند اما پنج سرنشين خودرو به خاطر شدت حادثه در دم جان سپرده بودند.
نعمت الله صفرى فرماندار دهلران با تأييد اين خبر گفت: در پى جارى شدن سيل و تخريب يك دهنه پل در مسير «دشت عباس» به «چم هندى»، يك دستگاه پژو نقره اى رنگ متعلق به شركت حفارى نفت دچار حادثه شد. وى در ادامه گفت: بلافاصله نيروهاى امداد جاده اى هلال احمر دهلران با دو دستگاه آمبولانس، خود را به محل حادثه رساندند و پس از بررسى محل حادثه اجساد را به پزشكى قانونى انتقال دادند. به گفته اهالى منطقه، كوچك بودن دهنه پل باعث شده بود كه سيلاب به طور كامل پل را تخريب كند و حدود ۱۰ متر از جاده را از بين برده بود.
حادثه ها
ارسال كارت تولد پس از ۷۰ سال!
مرد ۸۰ ساله اهل ايالت مينه سوتاى امريكا با دريافت يك كارت تولد از معلم دبستانش غافلگير شد. هوبرت اندرسون كه در روز تولدش، كارت تولد و هديه اى از سوى معلم دبستانش دريافت كرده بود. بسيار شگفت زده شد. چون او ۷۰ سال پيش دانش آموز «كلت هارتانگ» بوده و تصور نمى كرد پس از سالها وى برايش كارت تبريك بفرستد.
فرار ۲۰۰ زندانى
۲۰۰ زندانى از زندانى در مركز ليبريا گريختند. مأموران اين زندان در مركز «مونرويا» در كشور ليبريا اعلام كردند: زندانيان فرارى پس از پرتاب سنگ و ديگر اشيا بر روى مأموران فرار كردند. مأموران پس از مدتى موفق شدند ۳۰ زندانى را دستگير كنند و به زندان بازگردانند.
۷ معلول چينى در آتش سوختند
درآتش سوزى كه در خانه سالمندان شهر ونجو در استان ججيانگ كه روزگذشته رخ داد، هفت نفر كشته شدند. يكى از مسئولان آتش نشانى اعلام كرد: ساعت يك و ۳۵ دقيقه ديروز طبقه اول خانه سالمندان به دليل نامعلومى دچار آتش سوزى شد و پنج مرد و دو زن جان خود را از دست دادند.
۵۹ كشته در بارندگى سيل آساى كلمبيا
اداره حوادث غير مترقبه كلمبيا از كشته و زخمى شدن دست كم ۱۲۹ نفر بر اثر بارندگى هاى سيل آسا در اين كشور خبر داد. به گزارش واحد مركزى خبر از كاراكاس، بر اثر اين بارندگى ها تاكنون دست كم ۵۹ تن جان باخته و ۷۰ تن نيز به شدت زخمى شده اند. اين بارندگى ها كه در بيشتر ايالت هاى كلمبيا ادامه دارد به منازل مسكونى ۱۰ هزار نفر آسيب وارده كرده و هزاران هكتار زمين كشاورزى و دهها پل و جاده را نيز تخريب كرده است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |