پنجشنبه ۱۴ آذر ۱۳۸۷ - ۵ ذيحجه ۱۴۲۹
Thu, Dec 4, 2008
ايران اقتصادى۱
۴۰۹۲
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
آخر هفته
پاتوق
حقوقى
اوقات شرعى
رئيس كل بيمه مركزى در پانزدهمين همايش ملى
و دومين همايش بين المللى بيمه و توسعه خبر داد
صفخه ۲ ايران اقتصادى
صفخه ۳ ايران اقتصادى
صفخه ۲ ايران اقتصادى
صفحه ۴ ايران اقتصادى
ديدگاه
رئيس كل بيمه مركزى در پانزدهمين همايش ملى
و دومين همايش بين المللى بيمه و توسعه خبر داد
برنامه راهبردى بيمه مركزى تدوين شد
صفخه ۲ ايران اقتصادى
401022.jpg

لوازم خانگى برقى فرسوده جمع آورى مى شود
صفخه ۳ ايران اقتصادى
تشكيل اتاق بازرگانى مستقل كيش
صفخه ۲ ايران اقتصادى
پايان انتظار سهامداران
صفحه ۴ ايران اقتصادى
در اولين روز معاملاتى هفته آينده سهامداران تالار شيشه اى ميزبان عضو تازه واردى در ميان خود مى شوند، عضوى كه در نقش سامانه جديد معاملاتى از مدتها پيش خبر حضورش در بورس اعلام شده بود ‎/‎/‎/
ديدگاه
بحران اقتصادى جهانى محصول شيوه توليد امپرياليستى
[پروفسور شاپور رواسانى ]

در مورد علت و يا علل وقوع بحران جهانى اقتصادى كه به تدريج همه كشورهاى جهان را فرا مى گيرد، در ماه ها و هفته هاى گذشته نظريات فراوان و متنوعى ابراز شده اند. به عقيده اكثريتى از اقتصاددانان داخلى و خارجى علت اصلى بحران اقتصادى جهانى مسكن و اعتبارات بانكى است.به نظر نگارنده چنين برداشت و تحليلى از مسئله بحران اقتصادى جهانى كنونى نوعى ساده انديشى، عدم توجه و يا عدم شناخت عمدى و يا غير عمدى است.علت اصلى در بحران اقتصادى جهانى را كه به صورت دوره اى تكرار مى شود بايد در ساختار شيوه توليد مسلط بر اقتصاد و جوامع جهانى جست وجو نمود.براى توضيح اين نظر نخست يادآور مى شوم كه منظور از شيوه توليد نيروهاى توليدى و روابط توليدى است، نيروهاى توليدى عبارتند از: نيروى كار انسانى (چه ساده، چه متخصص) به اضافه وسايل و ابزار توليد. با به كار بردن وسايل توليد. نيروى كار انسانى در طبيعت تغييراتى ايجاد مى كند تا احتياجات فردى و اجتماعى برطرف شود. روابط توليدى عبارت است از روابط متقابل انسان ها در زمينه توليد، تقسيم و مبادله در متن جامعه. روابط توليدى اشكال مالكيت و حاكميت بر نيروهاى توليدى، چگونگى توليد، مقدار سهم و چگونگى مبادله را دربر مى گيرد.بدين ترتيب بايد توجه نمود كه در توضيح و شناخت شيوه توليد نمى توان روابط اقتصادى و ميزان سهم افراد از درآمد كل جامعه ناشى از چگونگى مالكيت و حاكميت چه در بخش نيروهاى توليدى و چه در بخش روابط توليدى را از هم جدا دانست و به اين وحدت انفكاك ناپذير توجه ننمود با توجه به تعريف فوق تاكنون از شيوه هاى توليد، آسيايى، برده دارى، فئوداليسم، سرمايه دارى، مستعمراتى، سوسياليسم سخن به ميان آمده است.اما با دقت در ساختار اقتصادى كنونى در سطح جهان بايد پذيرفت كه روابط اقتصادى ميان جوامع بشرى در همه قاره ها و سرزمين ها چنان در هم تنيده كه ساختار اقتصادى هيچ كشور و جامعه اى را بدون شناخت روابط اين جامعه باساير جوامع بشرى، نمى توان بررسى و تعريف نمود.اين تركيب چه در زمينه نيروهاى توليدى و چه در زمينه روابط توليدى سال هاست كه صورت پذيرفته و ادامه دارد. در پاره اى از بررسى ها در مورد ساختار اقتصاد جهانى، سخن از سرمايه دارى و سرمايه دارى وابسته به ميان مى آيد.
به نظر نگارنده اين تعاريف ناقص اند. زيرا در شيوه توليد سرمايه دارى، حركت بحران كالا، سرمايه و نيروى كار، در يك جامعه بايد آزاد از قيود حقوقى يا سياسى و نظامى باشند تا اصولاً اين شيوه توليد عمل كند. در سرمايه دارى وابسته نيز بايد چنين حالتى مجاز و عملى باشد.اما در ساختار اقتصادى جهان امروزى با توجه به وجود مرزهاى گمركى، سياسى، نظامى، حركت كالا و سرمايه با وجود همه اين موانع در ميان جوامع بشرى صورت مى گيرد اما از حركت نيروى كار انسانى در ميان جوامع بشرى با به كاربردن زور و يا ساير عوامل غيراقتصادى به صورت يك طرفه اتفاق مى افتد.با توجه به چگونگى مالكيت و حاكميت در زمينه نيروهاى توليدى و چگونگى روابط توليدى در سطح جامعه بشرى و برونگرايى ساختارهاى اقتصادى در همه جوامع مى توان از شيوه توليد امپرياليستى در سطح جامعه جهانى سخن گفت و اين مفهوم را به ساير مفاهيم در باب شيوه هاى توليد افزود.

تعريف: شيوه توليد امپرياليستى از دو بخش كه با وجود جدايى درهم ادغام و تركيب شده اند تشكيل مى شود:
- يك بخش سرمايه دارى و يك بخش شيوه توليد مستعمراتى
شيوه توليد سرمايه دارى كشورهايى مانند ايالات متحده، اروپاى غربى و ژاپن را در بر مى گيرد و كشورهايى مانند چين و روسيه نيز در اين جهت حركت مى كنند.شيوه توليد مستعمراتى بخش بزرگى از جهان در آسيا، آفريقا، امريكاى مركزى و جنوبى و اقيانوسيه را شامل مى گردد. كشورهايى كه با وجود استقلال سياسى، فاقد استقلال اقتصادى بوده و تحت نفوذ و قدرت حاكميت اقتصادى بخش سرمايه دارى شيوه توليد امپرياليستى بسر مى برند.شيوه توليد امپرياليستى حاكم حاصل توسعه امپرياليسم سرمايه دارى در قاره هاى آسيا، آفريقا، امريكاى مركزى و جنوبى و اقيانوسيه مى باشد. امپرياليسم سرمايه دارى از همان بدو شروع نفوذ و سلطه در اين سرزمين ها، خود مانع رشد شيوه توليد سرمايه دارى شد تا با جلوگيرى از ايجاد صنايع در اين مناطق- كه شرط اصلى و ضرورى شيوه توليد سرمايه دارى است- بتواند اين سرزمين ها را به صورت تحويل دهنده مواد خام، معدنى، كار ارزان و بازار فروش كالاهاى ساخته شده صنعتى براى خود نگه دارد.بر اثر اين سلطه، شيوه توليد مستعمراتى در اين سرزمين ها متولد شد و بتدريج بر جامعه مسلط گرديد. بر اثر اين روند اين دو شيوه توليد در يكديگر ادغام شدند، زيرا بخش سرمايه دارى بدون دريافت مواد معدنى، خام و كار ارزان (نفت، گاز، كالاهاى كشاورزى و.‎/‎/) و بدون صدور كالاهاى ساخته شده صنعتى با اين سرزمين ها، قادر به ادامه حيات نبوده و نيستند از سوى ديگر انباشت سرمايه به علت فرار سرمايه از بخش شيوه توليد مستعمراتى، در بخش سرمايه دارى انجام مى گيرد.در بررسى روابط توليدى در شيوه توليد امپرياليستى بايد گفت كه در هر دو بخش آن يك اقليت سودجو قدرت را در دست دارند با اين تفاوت كه اقليت حاكم بخش سرمايه دارى آمر و فرمانده اما اقليت حاكم در بخشى شيوه توليد مستعمراتى نوكر و خادم اند و وظيفه دارند منابع طبيعى و بازارهاى كشورهاى خود را در اختيار دولت يا سازمان ها و شركت هاى بخش سرمايه دارى قرار دهند تا بتوانند بر سر كار و قدرت بمانند و به غارت طبقاتى ادامه دهند.علت اصلى بحران اقتصادى كنونى جهان، تضادى است كه ميان دو بخش از شيوه، توليد امپرياليستى و در هر يك از اين دو طبقه حاكم اقليت و اكثريت مردم در هر يك از دو بخش است. اقليت آمر و فرمانده در بخش سرمايه دارى براى حفظ منافع طبقاتى در سطح كشور خود به سازمان هاى پليسى و در سطح جهان به ارتش هاى متجاوز احتياج دارد و متوسل مى شود و اقليت نوكر و خادم در بخش مستعمرات نيز براى حفظ منافع طبقاتى (مشترك با بخش سرمايه دارى) در سطح جامعه به سازمان هاى پليسى احتياج دارد و در سطح جهان در اجراى برنامه هاى نظامى در خدمت اقليت آمر بخش سرمايه دارى قرار دارد و شركت مى كند.اين چنين وضعى موجب شده و مى شود كه بخش عمده اى از آنچه كه در سطح ملى و جهانى بر اثر كار انسان ها توليد مى گردد و بايد صرف رفاه عام همه جوامع بشرى گردد، صرف حفظ سلطه نظامى دو اقليت شريك و سودجو و فاسد مى گردد، نابودى اين چنين ثروت عظيم كه حاصل سلطه دو اقليت در چارچوب شيوه توليد امپرياليستى است علت اصلى بروز بحران هاى اقتصادى در جهان مى باشد.‎/


|   شناسنامه   |   آرشيو   |