يكشنبه ۱۷ آذر ۱۳۸۷ - ۸ ذيحجه ۱۴۲۹
Sun, Dec 7, 2008
فرهنگ و پايدارى
۴۰۹۴
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
تاريخ
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
قاب عكس۱
سلامت
خانواده
ماجرا
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعى
ياران
اهواز؛ قلب جنگ آرام گرفت
401292.jpg
[حسين ابوالفتحى]
سومين عمليات بزرگ ايرانيان در غرب دزفول انجام شد و هزاران سرباز عراقى به اسارت درآمدند. از نتايج اين عمليات خارج كردن شهرهاى اهواز، انديمشك، شوش، دزفول از زير آتش دوربرد دشمن بود. عمليات فتح المبين پيش زمينه اى بود براى بيت المقدس و آزادسازى جنوب.
در ۳۱ شهريور ۵۹ حمله نيروى هوايى عراق آغاز شد. مردم اهواز از اولين كسانى بودند كه در آسمان شهر خود هجوم هواپيماها را به چشم ديدند. ساعت ۱۳ و ۳۵ دقيقه ميگ هاى عراقى با تجاوز به شهر اهواز، فرودگاه، سيلو، ماكروويو و.‎/‎/ را بمباران كردند.
به دنبال اين تهاجم، نيروى زمينى عراق متشكل از سه سپاه به مرزهاى كشورمان هجوم آوردند. صدام به دنبال فتح سه روزه استان خوزستان بود. در اين هجوم، جبهه جنوب اهميت بسيارى داشت. در حقيقت تلاش اصلى رژيم بعث در اين جبهه متمركز شده بود. اهداف مهمى چون شهرهاى دزفول، انديمشك، اهواز، سوسنگرد، خرمشهر و آبادان در اين جبهه قرار داشتند.
سپاه سوم عراق براى رسيدن به اهواز چند محور را برگزيد:
۱- محور تنومه، شلمچه، خرمشهر:
هدف اصلى عراقى ها در اين محور، تصرف خرمشهر، عبور از رودخانه كارون و اشغال آبادان بود.
۲- محور نشوه، جفير، اهواز:
هدف اصلى در اين محور حركت به سمت اهواز بود. ابتدا قرار بود لشكر ۵ مكانيزه با محاصره شهر آبادان و پاكسازى منطقه وسيعى از جنوب، از طريق اين دو محور خود را به اهواز رسانده و با لشكر ۹ زرهى الحاق كند.
۳- محور العماره، چزابه، بستان، سوسنگرد:
اين محور از مهم ترين معبرهايى بود كه عراقى ها مى توانستند خود را به اهواز برسانند. لشكر ۹ زرهى وظيفه داشت شهر اهواز، سوسنگرد و محمديه و بستان را اشغال كند.
۴- محور فكه، شوش، دزفول:
اين محور به علت گستردگى به دو لشكر يك مكانيزه و ۱۰ زرهى سپرده شد. لشكر يك مى بايست پس از عبور از فكه محاصره اهواز را از شمال تكميل كند.
ارتش عراق در هفته اول جنگ توانست به اولين هدف خود دست پيدا كند.
در روز هشتم مهرماه، سپاه خوزستان از فعاليت دشمن و عوامل داخلى اش در منطقه عمومى اهواز چنين گزارش داد: توپخانه مركزى دشمن از پادگان حميد، كيلومتر ۴۰ به سمت سيد خلف تا روستاى سيد محمد دوب سليمان در شمال پادگان پشت تپه هاى شنى از پادگان تا روستاى طاهر مستقر است. در جبهه جنگل نزديك نورد اوضاع آرام و روحيه خوب است و عده اى غير نظامى مزاحم نيروهاى خودى مى شوند. عراق ۵۰۰ كماندو به مراكز مهم به اهواز گسيل داشته كه ظاهراً موتوسيكلت دارند. نيروهاى داخلى عرب زبان كه با عراقى ها همكارى مى كنند، از آنها اسلحه گرفته اند و در سطح شهر پخش شده اند.
روز دهم جنگ يعنى ۹ مهرماه ۵۹ يكى از روزهاى به يادماندنى و حماسه ساز براى مردم و جوانان اهواز است. در داخل علاوه بر اجراى آتش توپخانه دشمن، ضد انقلاب و مخصوصاًَ گروهك خلق عرب و شيوخ اطراف منطقه فعاليت مى كردند. آنها شب ها با تيراندازى به دشمن علامت مى دادند و با پخش اعلاميه و تهديد افراد عرب زبان منطقه سعى در جذب آنها داشتند.
در همين وضعيت و در همين روزها بود كه انبار لشكر ۹۲ زرهى اهواز به طرز مرموزى منفجر شد. صداى هولناك انفجار و به دنبال آن پرتاب گلوله هاى توپ، موشك هاى كاتيوشا و.‎/‎/ به داخل شهر اين شايعه را در ميان مردم اهواز رواج داد كه عراقى ها وارد شهر شده اند و اهواز در آستانه سقوط است.
تأثير سخن امام خمينى (ره) بر جوانان اهوازى:
امام (ره) در زمانى كه اوضاع نگران كننده اهواز را به ايشان گزارش دادند، در جمله اى با اين مضمون فرمودند: «پس جوانان اهوازى چه مى كنند » سخن تكان دهنده امام (ره) به گوش مسئولين سپاه خوزستان، على شمخانى (فرمانده وقت سپاه استان) و بلالى (مسئول واحد عمليات سپاه اهواز) رسيد. بلافاصله جلسه اى تشكيل شد. يكى از افراد آن جلسه مى گويد: با شنيدن پيام حضرت امام (ره) به اتفاق بچه هايى كه آنجا بودند يا امكان دسترسى به آنها بود، در محل سپاه اهواز جمع شديم. تعدادمان از ۲۳ نفر تجاوز نمى كرد. در دو ستون به خط شديم و آقاى شمخانى به ما گفت: مرگ رسيده است. از چه مى ترسيد ما ساليانى بود كه خطاب به امام حسين (ع) مى گفتيم يا ليتنا كنا معك فَاَفوز فوزاً عظيما. اين جملات كه قرن ها از سوى پدران ما و سپس توسط ما به عنوان يك آرزو تكرار شده، امروز امكان جامه عمل پوشاندن به آن را داريم. ما به امام حسين (ع) تأسى مى كنيم. هر كس مى خواهد بماند و هر كس مى خواهد برود.
وقتى سخنان آقاى شمخانى تمام شد، به دليل روشنايى روز مفهومى نداشت كه همچون شب عاشورا چراغ ها خاموش شود. به همين خاطر قرار شد براى ۵ دقيقه چشم مان را ببنديم تا هر كس مى خواهد برود، خجالت نكشد. وقتى ۵ دقيقه تمام شد و چشم ها را باز كرديم، همه مشاهده كردند كه هيچ كس حاضر به رفتن نشده است.
با فرا رسيدن شب و اضافه شدن چند نفر ديگر، ۲۸ نفر به فرماندهى على غيوراصلى به سمت دشمن حركت كردند و به شكلى ناباورانه يك تيپ از لشكر ۹ زرهى عراق را كه در شرق جاده مستقر بود، به فرار كشاند. با توجه به هماهنگى قبلى با هوانيروز از آنجا به بعد هوانيروز نيروهاى فرارى را دنبال كرد.
17 مهرماه اهواز:
اهواز در معرض حملات شديد هوايى بود و نيروهاى زمينى دشمن سعى مى كردند از محورهاى مختلف خود را به شهر برسانند. در ساعت ۱۰ و ۲۰ دقيقه صبح روز هفدهم مهرماه با توجه به انفجار شديد شب گذشته اهواز و ايجاد تشتت نسبى در جبهه خودى، عراقى ها مجدداً روستاى خبينه سفلى را در نزديكى شهر به تصرف درآوردند.
در اين روز تيمسار فلاحى جانشين ستاد مشترك ارتش طى مصاحبه اى اعلام كرد: «در منطقه اهواز چند ستون عراقى براى محاصره اهواز هدايت شده بودند كه يكى از آنها به طور كلى متلاشى شده است و آن ستون سابله، بستان، سوسنگرد و اهواز بوده است. با آن كه از خاك عراق به سوى بستان تيراندازى مى كنند، ولى اين ستون ديگر وجود ندارد. ستون هاى ديگرى كه از كوشك و طلائيه به طرف اهواز هدايت شده است، هنوز در مناطق مرزى تلاش مى كنند اهواز را محاصره كنند ولى تا امروز موفق نبوده اند. ديروز در اثر يك حمله محلى، با اين كه تعداد قابل ملاحظه اى شهيد و مجروح داديم، موفق شديم مواضع تثبيت شده عراقى ها را در منطقه عمومى مليحان متلاشى كنيم و نگذاريم خداى ناكرده براى محاصره كامل اهواز شكل بگيرند.»
20 مهرماه اهواز
عراقى ها در روز ۲۰ مهر دست به تحركات جديدى زدند. آنان به زدن پل ديگرى روى پل كارون در نزديكى سليمانيه (۱۵ كيلومترى آبادان) از رودخانه عبور كردند و قصد پيشروى به سوى آبادان دارند. بيست و دوم مهرماه بستان سقوط كرد.
عمليات بيت المقدس
عمليات بيت المقدس تلاش ايرانيان و رزمندگان اسلام براى آزادى خوزستان و اهواز از دست عراقى ها به طور كامل بود. اگرچه تا آن روز كه دو سال تقريباً از جنگ مى گذشت، فعاليت هاى زيادى صورت گرفته بود، اما اين عمليات فعاليت منحصر به فرد ديگرى بود. در شب نهم ارديبهشت ۶۱ ، ۴۰ هزار نيروى داوطلب و سرباز ايرانى از پنج پل متحرك بر روى كارون عبور كردند و به نيروهاى عراقى يورش بردند. در اين عمليات ۱۶ هزار نفر از عراقى ها كشته يا زخمى و ۱۹ هزار نفر اسير شدند.
در اين عمليات شهرهاى خرمشهر و هويزه و جاده اهواز - خرمشهر آزاد شد و همچنين شهرهاى اهواز، محمديه، سوسنگرد و نيز جاده اهواز - آبادان از برد توپخانه دشمن در امان ماند. همچنين شمال اهواز آزاد شد و آرام گرفت.
ياران
شهيد محمد طرحچى
401322.jpg
شهيد محمد طرحچى در سال ۱۳۳۴ در شهر مشهد و آستان ولايت و امامت ديده به جهان گشود. وى پس از طى دوران تحصيلات ابتدايى و متوسطه، به واسطه هوش سرشار، جديت و پشتكار مثال زدنى خود به دانشگاه پلى تكنيك تهران راه يافت و از فعالان عرصه سياسى و مبارزه با رژيم ستمشاهى به شمار مى رفت.
شهيد طرحچى پس از پيروزى انقلاب و با تشكيل جهاد سازندگى در كسوت جهادگران درآمد و با آغاز جنگ تحميلى، با حضور در خطوط مقدم نبرد به خيل مدافعان اسلام پيوست.
اين شهيد در معيت ديگر همرزمانش شهيد ساجدى، شهيد رضوى و ساير جهادگران با طراحى و احداث جاده هاى استراتژيك نظامى در مناطق جنوب و حضور در عمليات هاى دارخوين (فرمانده كل قوا)، طراح (آزادسازى كرخه كور)، شكست حصر آبادان و ‎/‎/‎/ نقشى اساسى در پيروزى رزمندگان اسلام ايفا كرد.
وى كه از نيروهاى جان بر كف پشتيبانى و مهندسى جنگ جهاد و مسئول پشتيبانى و مهندسى جنگ جهاد در جنوب كشور بود، على رغم مسئوليت خطير سازمانى، با كمال شجاعت، ارادت و ايمان در گوشه گوشه جبهه هاى نبرد حاضر مى شد و هر جا كه ضرورت ايجاب مى كرد با درايت خاص خود در كوران نبرد حتى با بولدوزر به جنگ با ميادين مين مى رفت و با پاكسازى آن، عارفانه به مرگ لبخند مى زد.
سرانجام روح بى قرارش در آخرين سفر به جبهه هاى الله اكبر و در جريان بازپس گيرى و فتح شهر مهم و استراتژيك بستان، هنگامى كه مشغول راز و نياز و اقامه نماز بود با اصابت موشك دشمن بعثى به لقاءالله پيوست.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |