|
كارگاه نقد
نمايش مسافران مرو به كارگردانى سيد جواد هاشمى «ناگه زيك ترانه./.»
[ محمدعلى آبان افتلتى ] كم كم به نظر مى آيد كه دوباره پس از دورانى فاصله، توجه مسئولان و مخاطبان به تئاتر افزونى يافته است. هنرى كه بى پرده و بى هيچ آرايش فريبنده، مخاطبان و تماشاگرانش را در فضاى آفريده خود جاى مى دهد و هر يك را در اجراى نقش و القاى حس سهمى مى بخشد. در اين ميان دو رويكرد، در نمايش، حساس تر و پررنج تر به نظر مى آيند. اول؛ نمايش هنرى و ديگر نمايش مذهبى كه هر دو هم مخاطب عاشق مى خواهد و هم كارگردان و نويسنده و بازيگران فحل. با اين مقدمه كوتاه چند نكته در مورد نمايش مورد نظر ذكر مى شود. اول: مسافران مرو حكايت از، ناامنى دوره زندگى امام رضا (ع) و گير و گرفت هاى حكومتى عليه علويان، حركت خواهر امام هشتم، حضرت معصومه (س)، براى ديدار برادرش و عاشقان و تشنگان ديدار آن حضرت مى كند. داستان در كاروانسرايى پر از مسافران با حضور كربلايى احمد عمران به عنوان صاحب كاروانسرا و چند مسافر ديگر بويژه حضور دريا و نسيم اتفاق مى افتد و پس از اتفاقات گوناگون با خروج از آن فضا نمايش نيز به اتمام مى رسد. اضلاع نمايش روى پنج كاراكتر استوار است. امام رضا (ع)، حضرت معصومه (س)، كربلايى، دريا و نسيم، كه هر يك موجبات سير طبيعى داستان را فراهم مى كنند كه از اين ميان سهم كربلايى جدى تر است. دوم: همان گونه كه ذكر شد، ساخت نمايش با تم مذهبى و آن هم بر مدار شخصيتى شناخته و محبوب كه تحقيقات و شناخت نامه ها در شخصيت و زندگى و افكارش فراوانند، كارى است خطير كه هركس را شهامت ساخت و پرداخت و نمايش آن نيست، اما سيد جواد هاشمى دست به اين كار زد و شايد راضى نيز به نظر بيايد به دو علت، ارادت قلبى او به موضوع و حضور تماشاگر (حدود ۷۰۰ نفر) در يك نمايش. البته چهارپنجم حداقل، از ميهمانان باشند. در هر صورت موجبات رضايت او را برآورده مى كند. آنچه مسلم است قصه اين نمايش نه درباره شخصيت امام رضا(ع) و نه حضرت معصومه است بلكه بيان قصه شوق افراد براى زيارت آن بزرگواران است كه اين شوق به تصوير كشيده مى شود. سوم: نويسندگان و كارگردان توانسته اند جريان قصوى را در مؤلفه هاى پرداخت، شخصيت پردازى، توالى زمان و مكان و تعليقات قابل توجه را تا پايان رعايت كنند. در منطق اجرايى و نوشتارى داستان با عنايت به كشش و ملودى ناآرام درونى قصه قابل تقديرند. چهارم: دكور و موسيقى تأثيرگذار از نقطه هاى قوت قابل توجهى در انتقال حس هاى بازيگر به تماشاگران محسوب مى شوند و همچنين اشارات كوتاه به تاريخ و شروع غيرمتعارف نمايش نيز قابل تحسين است.
|