|
با تلاش مأموران وزارت اطلاعات صورت گرفت
|
|
|
|
|
|
|
|
رئيس سازمان وظيفه عمومى تشريح كرد
|
|
|
|
|
|
|
|
|
با تلاش مأموران وزارت اطلاعات صورت گرفت
دستگيرى دو جنايتكار فرارى در تهران
گروه حوادث ـ دو جنايتكار فرارى منطقه «دشتستان» بوشهر با تلاش مأموران اداره كل اطلاعات اين شهرستان در تهران دستگير شدند. به گزارش روابط عمومى وزارت اطلاعات، با توجه به مصوبه شوراى تأمين استان بوشهر در مورد همكارى اداره كل اطلاعات براى دستگيرى دو تن از اشرار فرارى شهرستان دشتستان مأموران اين اداره كل پس از تحقيقات ويژه اطلاعاتى، مخفيگاه اشرار را در تهران شناسايى و با همكارى ستاد مركزى آنها را رديابى و دستگير كردند.
|
|
|
|
|
فرار شبانه دختران دانش آموز از دام شيطانى
|
|
|
گروه حوادث ـ دو دختر دبيرستانى كه از سوى سه پسر تبهكار فريب خورده بودند، نمى دانستند با پاى خود قدم به دام شيطانى مى گذارند. به گزارش خبرنگار جنايى ما، نيمه شب شنبه، راننده ميانسال يك خودرو هنگام عبور از جاده پر پيچ و خم و تاريك منطقه لواسان ناگهان با مشاهده دو دختر كه در كنار جاده مى دويدند، ترمز كرد.دختران جوان كه بشدت گريه مى كردند، با التماس از راننده خواستند به آنها كمك كند. مرد ميانسال ابتدا با ترديد نگاهى به آنها انداخت اما سرانجام چاره اى جز كمك نديد. دقايقى بعد وقتى به پاسگاه پليس رسيد، همراه دختران كه سر و وضعى آشفته داشتند، به اتاق افسر نگهبان رفت. دختران كه بشدت مى لرزيدند، بريده ـ بريده از توطئه شيطانى سه پسر شرور پرده برداشتند.يكى از آنها همچنان كه مى لرزيد، گفت: آنها سه نفر بودند كه بر يك خودروى پژو ۲۰۶ ما را در تهرانپارس سوار كردند. پس از دقايقى گفت وگو ناگهان به طرف جاده فشم تغيير مسير دادند. وقتى اعتراض كرديم، با چاقو ما را تهديد به مرگ كردند. آنها سپس ما را به منطقه اى تاريك و خلوت در جاده فشم بردند كه موفق به فرار شديم. با شكايت دختران، پرونده ماجرا براى رسيدگى به شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تهران ارسال شد. در حالى كه دستور شناسايى و دستگيرى متهمان از سوى قاضى سليمانى صادر شده بود، عصر يكشنبه يكى از دختران تلفنى با مأموران تماس گرفت و گفت: هنگام عبور از خيابانى در شرق تهران يكى از پسرها را در مغازه اى ديده است. بدين ترتيب مأموران يكى از متهمان را دستگير كردند. با اعتراف هاى او، همدست ديگرش نيز در محل كارش دستگير شد.صبح ديروز دو متهم پرونده پس از انتقال به شعبه دوم داديارى دادسراى جنايى تحت بازجويى قرار گرفتند. متهمان كه اظهارات شاكى ها را دروغ مى خواندند، مدعى شدند دخترها با ميل خود سوار خودروى آنها شدند اما قاضى پس از شنيدن اظهارات دو دختر نوجوان، متهمان را به اتهام آدم ربايى و تهديد به مرگ با قرار قانونى بازداشت و دستور دستگيرى متهم فرارى و تحقيقات لازم را صادر كرد.
|
|
|
|
|
دختر ۸۰ ساله براى ازدواج به دادگاه رفت
گروه حوادث ـ ايران واشقانى فراهانى : دخترى كه در جوانى عاشق پسر همسايه شده اما در ازدواجش ناكام مانده بود در ۸۰ سالگى براى رسيدن به آرزويش، راهى دادگاه شد تا اجازه ازدواج بگيرد. به گزارش خبرنگار ما، «ستاره» مدتى قبل با قامتى خميده و لرزان عصازنان به همراه وكيل خود به شعبه ۲۷۶ دادگاه خانواده تهران رفت. او وقتى در برابر قاضى «محمود بقال شيروان» ايستاد در دادخواستى خواستار صدور اجازه ازدواج به نيابت از پدر گمشده اش با مرد مورد علاقه اش شد. دختر سالخورده در اين باره به قاضى گفت: «پدرم مردى خشن، خودپسند و متكبر بود كه به خاطر ثروت زياد و زندگى اشرافى، در ۴۰ سالگى به ازدواج تحميلى با مادرم تن داد. به همين خاطر نيز آنها بدون هيچ انگيزه اى زندگى مشترك شان را آغاز كردند. پدرم هيچ علاقه و توجهى به مادرم نداشت و تولد من نيز تغييرى در رفتارش ايجاد نكرد. زمانى كه دو ساله بودم ناگهان ما را بى خبر تنها گذاشت و رفت. به همين دليل تمام سال هاى كودكى ام در سايه ترديد و انتظار در كنار مادرم سپرى شد. در حالى كه هيچ خبرى از او نداشتيم. حتى نمى دانستيم او زنده است يا مرده. وقتى ۲۰ ساله شدم در اوج جوانى پس از آشنايى با جمشيد، گرفتار عشق پردردسرى شدم. مادرم كه آرزوهاى زيادى براى آينده ام داشت تمام توجهش را صرف تربيت و تحصيل من كرده بود و برايم برنامه هاى زيادى در سر داشت. غافل از اين كه شعله هاى عشق پسر همسايه در جانم زبانه مى كشيد و نمى توانستم آينده بدون جمشيد را تصور كنم.سرانجام وقتى خبر ديدارهاى پنهانى من و جمشيد به گوش مادرم رسيد، او پس از سال ها، سكوت غمبارش را شكست و گفت: «در صورت ازدواج من، بشدت دچار تنهايى مى شود و آينده اى پيش رويش نمى بيند. بعد هم مرا مانند پدرم به بى مهرى و قدرنشناسى متهم كرد. تا اين كه به خاطر همين افكار پريشان دچار بحران روحى شديد شد و در بستر بيمارى افتاد. با ديدن وضعيت تأسف بار مادرم با خودم عهد بستم تا آخر عمر در كنارش بمانم و هيچ وقت او را تنها نگذارم. خاطرات عشق جوانى را نيز در گورستان فراموشى به خاك سپردم و به مادرم قول دادم تا زنده ام لحظه اى تنهايش نگذارم. جمشيد هم چند سال بعد با درخواست من ازدواج كرد و صاحب زندگى و چند فرزند شد. در اين سال ها نيز بارها با دلى پردرد در جشن تولد فرزندانش شركت كردم اما هيچ وقت عهدم را نشكستم و مادرم را به عنوان تنها شريك زندگى ام دانستم.دختر سالخورده بريده بريده ادامه داد: براى رهايى از تنهايى و پر كردن اوقات فراغت زندگى ام به تحصيل چند زبان خارجى پرداختم و چند سال بعد هم به عنوان مربى در مؤسسات زبان هاى خارجى استخدام شدم. سال هاى جوانى ام صرف آموزش شد تا اين كه مادرم در ۹۰ سالگى پس از تحمل بيمارى سخت از دنيا رفت. در حالى كه من ۶۰ ساله شده بودم. پس از مرگ غم انگيز مادرم بشدت تنها شدم. چراكه تنها همدم و مونس زندگى ام را از دست داده و دچار مشكلات عاطفى عميق شده بودم. همان موقع تصميم گرفتم براى نجات از تنهايى با مرد مناسبى ازدواج كنم. اما مرد مورد علاقه ام را نيافتم. بنابراين بار ديگر تصميم گرفتم تنها به زندگى ادامه دهم و از سرنوشت گلايه اى نداشته باشم. اما در حالى كه به ۸۰ سالگى رسيدم اتفاق عجيبى مسير زندگى ام را تغيير داد. چرا كه وقتى تصميم داشتم براى ادامه زندگى راهى خانه سالمندان شوم، با ديدن مرد همسايه (جمشيد) قلبم به تپش افتاد و ناگهان شور جوانى و روزهاى عاشقى در رگ هايم جارى شد. ياد عهد قديم و آن همه آرزو افتادم و بر عمر رفته گريستم. از او شنيدم فرزندانش براى ادامه زندگى به خارج از كشور رفته و قصد بازگشت ندارند. همسرش نيز چند سال قبل از دنيا رفته بود. وقتى بار ديگر از زبان جمشيد پيشنهاد ازدواج شنيدم، خدا را به خاطر فرصت دوباره زندگى، شكر كردم. چرا كه انگيزه دوباره اى براى لحظه هاى باقيمانده عمرم پيدا كردم. به همين خاطر همراه جمشيد به دفترخانه مراجعه كرديم تا عقد كنيم. اما طبق قانون نياز به صدور مجوز ازدواج از پدرم داشتم. چرا كه از دو سالگى از پدرم بى خبرم. حالا هم تقاضا دارم دادگاه به صورت قانونى به من اجازه ازدواج دهد.» قاضى «شيروان» پس از شنيدن اظهارات دختر سالخورده از اداره ثبت احوال خواست تا درباره وضعيت پدر ستاره اعلام نظر كنند كه آيا او مرده است يا نه قاضى پرونده همچنين از مسئولان وزارت امور خارجه خواست تا پس از بررسى وضعيت ورود و خروج هاى پدر ستاره از مرزهاى آبى، خاكى يا هوايى كشور، در طول اين سال ها نتايج بررسى ها را به دادگاه اعلام كنند.حالا «ستاره» در آخرين سال هاى عمرش، براى ازدواج با مرد رؤياهايش لحظه شمارى مى كند.»
|
|
|
|
|
رئيس سازمان وظيفه عمومى تشريح كرد
جزئيات ابطال كارت هاى معافيت پزشكى
|
|
|
گروه حوادث ـ رئيس سازمان وظيفه عمومى نيروى انتظامى شرايط باطل كردن كارت هاى معافيت پزشكى را اعلام كرد. به گزارش خبرنگار ما، سردار محمدجواد زاده كمند ديروز در حاشيه حضور در مركز ۱۹۷ پليس در اين باره گفت: از مدتى قبل گروهى از مشمولان كه از معافيت پزشكى برخوردار شده بودند، ضمن مراجعه به مراكز وظيفه عمومى اعلام كردند با مشكل استخدام و اشتغال روبه رو هستند، به همين خاطر خواستار ابطال معافيت و اعزام به خدمت سربازى شدند.وى افزود: پس از بررسى هاى لازم اين موضوع به تصويب ستاد كل نيروهاى مسلح رسيد كه بر اساس چند شرط، تقاضاى اين افراد مورد قبول واقع شد. زاده كمند ادامه داد: براى اعزام اين افراد به خدمت سربازى دو شرط مهم لازم است: نخست سلامت كامل جسمى، روحى و روانى كه به تأييد شوراى پزشكى سازمان وظيفه عمومى ناجا برسد. دوم اين كه متقاضيان صلاحيت امنيتى لازم را از سوى حفاظت اطلاعات نيروى انتظامى داشته باشند.رئيس سازمان وظيفه عمومى نيروى انتظامى تصريح كرد: حداكثر سن متقاضيان اين تسهيلات براى افراد زير ديپلم، ديپلم و فوق ديپلم ۳۰ سال، كارشناسى ۳۳ سال، كارشناسى ارشد ۳۶ سال و دكترا ۴۰ سال است. حال آن كه اين افراد نمى توانند براى بهره مندى از ساير معافيت ها درخواست دهند. هزينه معاينات پزشكى متقاضيان نيز بر عهده خودشان است.
|
|
|
|
|
انتقام يك زن از مرد معتاد
|
|
|
گروه حوادث ـ زن جوان كه چهار سال قبل از شوهر معتادش جدا شده بود، وى را با ضربه هاى مرگبار از پا درآورد. به گزارش خبرنگار ما، ۱۰ صبح ۲۰ آذر امسال زنى در تماس با مأموران پليس ۱۱۰ ورامين، از قتل همسر سابقش خبر داد.بلافاصله تيمى از مأموران همراه بازپرس كشيك قتل، خود را به محل جنايت در خيابان رسالت رساندند. آنها پس از ورود به خانه در حالى با جسد خونين حميدرضا روبه رو شدند كه دست هايش به تخت بسته شده بود. سرهنگ احمد قاسم خانى، رئيس پليس ورامين با اعلام اين خبر گفت: اكرم- 36 ساله- همسر سابق مقتول كه موضوع را به پليس اطلاع داده بود، در نخستين بازجويى ها ضمن اعتراف به قتل، گفت: چهار سال قبل به خاطر اعتياد شديد «حميدرضا» تقاضاى طلاق دادم. حاصل ۱۷ سال زندگى مشترك مان دو فرزند بود كه دادگاه سرپرستى دخترمان را به من و نگهدارى پسرمان را نيز به شوهرم سپرد.بعد از جدايى هر از گاهى براى ديدن پسرم به خانه همسر سابقم مى آمدم. ديروز هم طبق معمول به اينجا آمدم. دقايقى پس از پايان مصرف مواد، حميدرضا از من خواست دست هايش را به تخت ببندم تا ترك كند. من هم خواسته اش را اجرا كردم. صبح ناگهان تصميم گرفتم انتقام خود و فرزندانم را از او بگيرم به همين خاطر با چكش به جانش افتادم. وقتى از مرگش مطمئن شدم، با پليس تماس گرفتم.
|
|
|
|
|
انهدام شبكه خريد و فروش نوزادان در تهران
گروه حوادث ـ فرناز قلعه دار: راز فعاليت هاى زيرزمينى شبكه خريد و فروش نوزادان و همچنين جعل اسناد دولتى، با شكايت مسئولان حراست سازمان ثبت احوال كشور فاش شد. به گزارش خبرنگار جنايى ما، چندى قبل مسئولان حراست سازمان ثبت احوال كشور با مراجعه به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى جنايى تهران خواستار تعقيب قضايى يكى از كارمندان اين سازمان به اتهام جعل چندين جلد شناسنامه شدند. بدين ترتيب پرونده براى رسيدگى تخصصى با دستور بازپرس توكلى، در اختيار كارآگاهان اداره سيزدهم پليس آگاهى تهران قرار گرفت. كارآگاهان در تحقيقات پليسى پس از بررسى پرونده كيوان - 40 ساله - دريافتند او از حدود سه سال قبل صدور شناسنامه هاى جعلى براى چند نوزاد را آغاز كرده است. آنها پس از جمع آورى اطلاعات و دست يافتن به اسناد و مدارك لازم، بلافاصله با دستور قضايى، كيوان را دستگير كردند. وى پس از انتقال به اداره آگاهى در بازجويى ها ضمن اعتراف به جرم خود گفت: «سه سال قبل از طريق يكى از آشنايان با يك ماما آشنا شدم كه در تهران دو مطب داشت. او وقتى فهميد كارمند سازمان ثبت احوال هستم پيشنهاد همكارى خوبى داد و گفت: برخى خانواده ها كه بچه دار نمى شوند پس از خريد نوزادان از پدر و مادر آنها، نيازمند دريافت شناسنامه قانونى براى بچه ها هستند. بنابراين از من خواست در مقابل دريافت يك تا سه ميليون تومان براى هر يك از نوزادان، شناسنامه تهيه كنم. بدين ترتيب فعاليت و همكارى من با اين زن كه سركرده يك شبكه خريد و فروش نوزادان بود آغاز شد. تاكنون نيز ۲۷ جلد شناسنامه براى نوزادانى كه همگى دختر بوده اند صادر كرده ام.» كارآگاهان در ادامه تحقيقات دريافتند زن ميانسالى - كارمند يكى از بيمارستان هاى تهران - نيز با اين شبكه همكارى دارد. اين زن پس از شناسايى خانواده هاى متقاضى فروش نوزادان آنها را به سركرده شبكه معرفى و مقدمات تجارت كثيف را فراهم مى كرد. بدين ترتيب مرجان نيز شناسايى و دستگير شد. وى پس از انتقال به شعبه پنجم بازپرسى دادسراى جنايى تهران گفت: «من فقط به خاطر رضاى خدا و خوشحالى خانواده ها اين كار را مى كردم. به همين خاطر پس از شناسايى زوج هايى كه وضعيت مالى مناسبى نداشته و فرزندان زيادى هم داشتند، آنها را به پرى ـ سركرده شبكه ـ معرفى مى كردم. او نيز مقدمات آشنايى خانواده ها ـ خريداران و فروشندگان ـ را فراهم مى كرد. در صورت توافق مقدمات بسترى شدن مادر باردار و تهيه گواهى ولادت و ساير مدارك لازم را فراهم كرده و سپس مدارك به همراه نوزاد تحويل خانواده خريدار مى شد.» با اعتراف هاى مرجان، كارآگاهان تلاش براى دستگيرى پرى ـ ماما ـ را آغاز كردند و سرانجام پس از دو ماه تلاش شبانه روزى و جمع آورى مدارك قانونى، وى را صبح شنبه به دام انداختند. زن ميانسال كه ابتدا سعى داشت با اظهارات متناقض خود را بى گناه نشان دهد وقتى با ساير متهمان پرونده و مدارك مستند روبه رو شد لب به اعتراف گشود. متهم گفت: اين كار را فقط با نيت خير و كمك به خانواده ها انجام مى دادم. هيچ پولى هم در اين رابطه دريافت نكرده ام. بازپرس توكلى در اين باره به خبرنگار ما گفت: تاكنون ۲۷ خانواده شناسايى شده و برخى از نوزادان فروخته شده ۲ تا ۳ ساله هستند. تحقيقات نشان مى دهد تمام اين خانواده ها در مقابل پرداخت مبالغى بين يك تا چهار ميليون تومان نوزادان را خريده اند.
|
|
|
|