سه شنبه ۲۶ آذر ۱۳۸۷ - ۱۷ ذيحجه ۱۴۲۹
Tue, Dec 16, 2008
فرهنگ وانديشه
۴۱۰۱
sLogo.gif

PDF Edition
Archive
RSS Feed
ويژه نامه پايان سال ۱۳۸۶
شكوه منطق ايرانى
ويژه نامه سوم تير
اجتماعى
سياسى
ايران اقتصادى۱
ايران اقتصادى۲
ايران اقتصادى۳
ايران اقتصادى۴
فرهنگ وانديشه
فرهنگ و هنر
ايران زمين
بين الملل
داخلى
صفحه آخر
گزارش
حوادث
ورزشى
فرهنگ و پايدارى
خانواده
ماجرا
سلام ايران
ديگه چه خبر؟
زنگ اول
اوقات شرعى
مناسبت
گزارشى از همايش «تمايزهاى منطق قديم و جديد»
كتاب انديشه
گزارشى از همايش «تمايزهاى منطق قديم و جديد»
چترى براى دو نفر؛ ارسطو و فرگه
402663.jpg
[ناژين صفوى مقدم ]
كميته منطق گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبايى برگزاركننده همايشى با عنوان «تمايزهاى منطق قديم و جديد» بود. دكتر فرشته نباتى دبير همايش هدف از برگزارى اين همايش را مقايسه مفروضات فلسفى موجود در منطق قديم و جديد و مقايسه و تطبيق اين دو با هم دانست. حضور چهره هاى درخشان منطق ايران از جمله دكتر لطف الله نبوى و دكتر ضياء موحد در كنار اساتيدى چون موسى اكرمى و ميرشمس الدين اديب سلطانى و على حجتى رونقى دو چندان به اين نشست داده بود. آنچه در زير مى آيد فشرده اى از مباحث فنى و گاه دشوارى است كه در اين نشست ارائه شد.
رويكردى تطبيقى به جهت فلسفى، جهت محمول و نظريه «ضرورت بتاته»
دكتر لطف الله نبوى
استاد دانشگاه تربيت مدرس، سخن گفتن از نظريه ضرورت تباته سهروردى را با بحث از افلاطون آغاز كردند. ايشان اظهار داشتند: بنا به نظر افلاطون مطالعه رياضيات دستگاهى، ذهن را توسعه داده و به كار مى اندازد كه ارزش آن از هزار چشم بالاتر است. بنا به گفته ايشان، قريب به ۲۵۰۰ سال به طول انجاميد تا فرگه به اين مطلب دست پيدا كرد و منطق رياضى را ميكروسكوپ ذهن دانست. چون از طريق آن ظرايفى قابل مشاهده است كه با چشم غيرقابل مشاهده است. در ادامه افزودند: ارسطو در كتاب ارغنون با صراحت بيان مى كند كه اگر در يك قياس حملى، صغرى مطلقه يعنى عارى از جهت و كبرى ضرورى باشد، نتيجه قياس نيز ضرورى است. اين نظريه ارسطو كه در واقع تخطى از قاعده منطقى مشهور تئوفراستوس (تبعيت از اخس مقدمتين) است، منشأ منازعات و مشاجرات فراوانى در طول تاريخ منطق گرديده است. منطق دانان و مورخين مشهور منطق در قرن بيستم همانند «نيكولاس رشر» و «بكر» بر اين نظرند كه اين ديدگاه ارسطو تنها در صورتى قابل توجيه و قابل دفاع است كه جهت ضرورت در كبرى، جهت محمول تلقى شود. امروزه به خوبى مى دانيم كه جهت محمول (عقد الحمل) پيوند و ارتباط استوار و تنگاتنگى با جهت فلسفى و متافيزيكى دارد بنابراين ديدگاه ارسطو داير بر اعتبار چنين قياساتى، تفسير وجودى و فلسفى جهات را در دستگاه منطقى وى آشكار مى سازد. ايشان پس از اين مقدمه به سراغ سهروردى و نظريه معروفش كه در حكمة الاشراق بيان كرده رفتند و گفتند: شيخ اشراق در نظريه «ضرورت تباته» با پايه قرار دادن همين جهت فلسفى و متافيزيكى، جهتِ ضرورت، امكان و امتناع را ابتدا به ساكن وصف محمولى تلقى مى كند و در مرحله بعد جهت حمل (جهت نسبت) را تنها در جهت ضرورت منحصر مى داند. انحصار وصف ضرورت براى جهت حمل و نسبت (با شرط وجود جهتى در محمول) همان است كه به آن «ضرورت تباته» گويند. دكتر نبوى در خاتمه با رويكردى تطبيقى نشان داد كه نظريه تباته سهروردى اولاً: به لحاظ نحوى در نظام QS5 قابل اثبات و ثانياً: به لحاظ معنايى در مدل متناظر اين نظام (مدل تعادلى - تجانسى) جهان هاى ممكن قابل توجيه و تبيين است.
منطق كلى
دكتر موسى اكرمى
دكتر موسى اكرمى، استاد دانشگاه سخنرانى خود را با عنوان منطق كلى ارائه دادند، هر چند بيان سخن ايشان با زبانى غير از زبان گزاره هاى منطقى آسان به نظر نمى رسيد، اما آنچه در ذيل مى آيد دورنمايى از سخنرانى ايشان است ضمن اين كه ايشان از وصل منطق قديم و جديد سخن گفتند نه تمايز آنها. بنا به گفته دكتر اكرمى، امروزه ما با شمار زيادى منطق ناكلاسيك در كنار منطق كلاسيك روبه روييم و انتظار داريم شمار اين منطق ها در آينده فزونى يابد. در رويارويى با شمار (روبه فزونى) منطق ها، مباحثى درباره چند گانه انگارى، يگانه انگارى، نسبى انگارى و مطلق انگارى در منطق از يك سو، و تركيب و ترجمه منطق ها به يكديگر از سوى ديگر مطرح شده اند. ايشان در ادامه به تلاش زبان شناسان براى ابداع «دستور زبان كلى» و كوشش جبرشناسان براى دستيابى به «جبر كلى» اشاره كردند و بررسى امكان دستيابى به «منطق كلى» از سوى شمارى از برجسته ترين منطق دانان جهان را نتيجه تلاش زبان شناسان و جرمشناسان - كه به آن اشاره شد - دانستند و حاصل تلاش جهانى اين منطق دانان را دو روايت از منطق كلى كه عبارت است از: 1) منطق كلى چون نظريه عام منطق ها، يا دست كم، منطق كلى چون نظريه اى عام درباره منطق ها است و ۲) منطق كلى همچون تنها (يا يك) منطق فراگير، يا اَبَر منطق، يا منطق مادر كه منطق هاى گوناگون را در خود دارد يا آنها را توليد مى كند، است، دانستند.
Intentionality در منطق
دكتر ميرشمس الدين اديب سلطانى
آغازگر نشست سوم دكتر اديب سلطانى بود. ايشان بحث خود را بررسى منطق هاى Extentional و Intentional در پيوند با مسئله تصميم معرفى كرد و در اين خصوص توضيح داد كه تصميم ناپذيرى منطقه به دليل بودن نوع صفر يعنى بودن جوهرهاى نخستين در منطق است كه اينها از نظر ايشان منطق هاى Extentional و Intentional هستند. وى در ادامه افزود: اگر به حيطه منطق هاى مرتبه هاى بالا نظر كنيم و جوهرهاى نخستين را نيز حذف كنيم، يعنى از نوع يك يا بالاتر آغاز كنيم و منها به پيوندهاى منطقى جوهرهاى دومين (ثانوى) بپردازيم، آن گاه يك منطق Intentional ناب خواهيم داشت كه به آن تصميم گيرى به جا نيست. اديب سلطانى سپس در باب معناى اين دو اصطلاح سخن گفت و Intentional را مفهوم و محتواى مفهوم و Extentional را مصداق و گستره مفهوم معنا كرد و در باب تاريخچه پيدايش آن ارسطو را پايه گذار منطق Intentional دانست و تصريح كرد كه ارسطو براى اولين بار در «مقولات» مينوى جواهر اوليه و جواهر ثانويه را پيش نهاد. بنا به تعريف دكتر اديب سلطانى، جوهرهاى نخستين همان نوع صفرند، يعنى متغيرها و ثابت هاى فردى كه فقط مى توان محمول را به آن حمل كرد ولى خود آنها را نمى توان بر چيزى حمل كرد و در برابر جوهرهاى دومين اند كه از نوع يك به بالا هستند كه هم مى توان آنها را بر چيزى حمل و هم مى توان چيزى ديگر را بر آنها حمل كرد كه اين توضيحات پايه نظرى منطق هاى Extentional و Intentional خوانده شد.
او در بحث از منطق وجهى خاطرنشان كرد كه منطق Modal يا وجهى كه براى نخستين بار توسط ارسطو نوآورده شد، Intentional است و در واقع هر چيزى كه ما درباره يك گزاره يا يك عبارت بگوييم كه حالت قيدى براى كل عبارت پيدا كند، گونه اى خبر Intentional است. از نظرگاه تاريخى در دوره هاى نزديك تر به ما، در شمار پژوهشگران بزرگ منطق ايشان از فرگه، راسل، كارناپ و مونتگيو نام برد و در ادامه افزون بر منطق Modal يا وجه مند، از منطق گزاره هاى مرتبه دوم و منطق محمول هاى گزاره دوم و بالاتر نام برد و آنها را نيز Intentional تلقى كرد. به تعبير ايشان، منطق محمول هاى مرتبه نخست و زبان نگره مجموعه ها و به راستى سراسر رياضيات Extentional هستند- اما نه به معناى مطلق. چون شايد گوشه اى از رياضيات را بتوان يافت كه اين گونه نباشد- و هنگامى كه از منطق مرحله نخست به منطق مرتبه هاى بالاتر پا مى گذاريم، با منطق Intentional روبه رو هستيم و در توضيح اين مطلب گفت: وقتى مى گوييم منطقه مرتبه دوم، منظور منطق مرتبه دوم و بالاتر است و اين خود سه گونه است: گونه ساده همان منطق مرتبه نخست است كه فرمول‎/ محمول آن مى تواند بسته باشد. گونه ديگر منطق مرتبه هاى بالاتر آن است كه چيزهاى منطقى مرتبه دو به بالا نيز به درون آورده شوند و گونه سوم كه از جواهر ثانيه تشكيل مى شود، سراسر تصميم پذيراست. دكتر اديب سلطانى در بخش دوم سخنان خود، منطق محمول هاى نخست را به سبب Extentional بودن، تصميم پذير خواند و گفت: به راستى تصميم ناپذيرى تنها مى تواند در حيطه منطق هاى Extentional در كار باشد، اما منطق محمولات يك موضعى در اين بخش را مى توان تصميم پذير دانست و در ادامه به ادامه شرايط بايسته براى تصميم ناپذيرى فرمول اشاره كرد و از يك نكته فلسفى درخصوص منطق هاى Extentional و Intentional ياد كرد كه: صفت دستورى معمولا Extentional و اسم ذات به نشان مفهوم در دستور زبان Intentional است. پايان بخش سخنان اديب سلطانى اندرزى درباره انديشه در باب اين سخن افلاطون بود كه سرلوحه آكادمى نيز شده بود: به خاطر امر نيك، امر زيبا و امر حق.
كتاب انديشه
مقدمه بر
هزار و يك شب
402714.jpg
آندره ميكل
ترجمه جلال ستارى
نشر مركز
«هزار و يك شب» كه قرن هاى متمادى در مشرق زمين مستور مانده بود را فرانسويان به ما بازشناساندند و از قرن ۱۸ تاكنون كه در واقع زمان كشف و بازيابى اين كتاب است ، مقالات و كتاب هاى پژوهشى بسيار به قلم دانشمندان آن سرزمين و نيز دانشمندان انگليسى و آلمانى، درباره هزار و يك شب نوشته شده است. آگاهى از همه اين منابع، تقريباً ناممكن است، اما شناخت برخى از اين پژوهش هاى ماندگار، خالى از فايده نخواهد بود. نوشته آندره ميكل، نمونه اى از همين پژوهش هاى بديع است كه مى كوشد به مسائلى كه از ديرباز مطرح بوده اند و بارها نيز تكرار شده اند، نگاهى نو بيفكند.
كتاب حاضر در دو بخش تدوين و تنظيم شده است؛ يكى ترجمه مقدمه آندره ميكل، دانشمند اسلام شناس فرانسوى بر ترجمه جديدش از هزار و يك شب با همكارى هزار و يك شب شناس الجزايرى، جمال الدين بن شيخ و بخش ديگر شامل گفت وگويى با جلال ستارى درباره هزار و يك شب است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |